بازگشت به صفحه اول

 از روز

 
 

 

تسامح در شرايط تنش

۱۹ مرداد ۱۳۸۴

اگر چه وضعيت غيرقابل قبول حقوق بشر در کشور، موضوعي است که در کانون فعاليت فعالان حقوق بشري ايران قرار دارد، اما اين تمرکز، نبايد مانع از آن شود که فعالان ايراني، در کنار تلاش هاي خود در داخل، از آنچه در ساير کشورهاي جهان اتفاق مي افتد نيز غافل باشند.

در همين ارتباط، آنچه در پي عمليات تروريستي اخير لندن، در قاره اروپا در حال وقوع است، نمونه اي از موارد نگران کننده اي است که پرداختن به آن، به نوبه خود، لازم به نظر مي رسد.

به طور مشخص، آنچه طي اين مدت در برخي نقاط اروپا مشاهده مي شود، افزايش فشار بر جامعه مسلمانان، به خاطر جنايتي است که توسط چند نفر از اعضاي اين جامعه به وقوع پيوسته و از قضا، برخي از قربانيان آن جنايت نيز، خود مسلمان بوده اند. موج رفتارهاي توهين آميز، فشارهاي اجتماعي و حتي حملات فيزيکي به افراد مسلمان، بخشي از واکنش هايي است که وقوع آنها به دنبال حملات لندن، نگراني فعالان حقوق بشر را برانگيخته است. کشته شدن بي گناه يک تبعه برزيل به دست پليس تنها به خاطر شباهت ظاهري به اتباع کشورهاي مسلمان، و صلاحديد اخير برخي اهبران مسلمانان اروپا مبني بر مجاز بودن رفع حجاب زنان مسلمان براي حفاظت خود از حملات احتمالي، نمونه هايي ازفضاي خطرناک و "ظاهر نگرانه اي" هستند که به طور مستقيم، تاثيرات خود را زندگي روزمره ميليون ها مسلمان ساکن اروپا تحميل کرده است.

اين فضا، به ويژه وقتي نگران کننده تر مي شود که پاي سياست هاي نهادهاي مسوول به ميان بيايد. به عبارت ديگر، اگر چه بدرفتاري افراد يا جمعيت هاي نژاد پرست با اقليت مسلمان ساکن اروپا، موضوعي نگران کننده محسوب مي شود، اما اهميت آنها، به اندازه وقتي نيست که برخي سياست هاي عمومي وضع شده از سوي دستگاه هاي مسوول، به سوي فشار بيشتر بر کل مسلمان متمايل شود.

در همين ارتباط، اخباري که اخيراً در مورد تلاش برخي سياستمداران براي ايجاد محدوديت هاي جديد براي مدارس مسلمانان در انگليس دارد، بسيار نگران کننده است. اين رويکرد، معنايي جز تنبيه کل جامعه مسلمانان، به خاطر عملکرد اعضايي افراطي از اين جامعه ندارد. در حالي که قطعاً، به خاطر جنايت عده اي تروريست، نمي توان يک تمدن يا مذهب را مجازات کرد.

واقعيت آن است که در هنگام بروز چالش هاي اجتماعي مهم چون وقايع خشونت بار همواره خطر از دست رفتن "تسامح" اجزاي مختلف جامعه نسبت به يکديگر وجود دارد. تمايلي که البته، همواره اقليت هاي مذهبي، قوي ونژادي، نسبت به ديگران، در مقابل آن آسيب پذيرتر هستند. اما آنچه در چنين موانعي نگرش و رويکرد مدافعان ارزش هاي مدرن را از طبقات عام جامعه جدا مي کند، التزام عملي به چنين ارزش هايي، حتي در سخت ترين شرايط تنش و درگيري است.

شايد در پي حملات تروريستي اخير، در بسياري از کشورهاي غربي، حتي اکثريت جامعه آمادگي پذيرش اقدامات محدود کننده عليه اقليت مسلمان را داشته باشد. اما سوالي که در اين ميان به طور جدي مطرح مي شود، آن است که آيا دولت هاي غربي، به لحاظ ارزش هاي انساني، حق استفاده از "فضاي پس از تنش" را براي محدود کردن حقوق اقليت ها دارند؟

اين گونه محدوديت ها، حتي اگر در کوتاه مدت نتايجي مطابق خواست دولت ها و سياستمداران به بار بياورند، در دراز مدت، فرجامي جز دامن زدن بيشتر به زمينه هاي نفرت و احساس تبعيض در ميان اقليت مسلمان را به بار نخواهند آورد. فرجامي که تنها نتيجه آن، زمينه سازي گسترش باز هم بيشتر تفکرات افراطي در ميان جوامع مسلمان خواهد بود.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه