بازگشت به صفحه اول

 از نامه

 
 

عبور از هيأت سالاري

دکتر نظام الدين قهاری

در خوشبينانه‌ترين تحليل، گرايش فعالان داخلي به تجمع در تشكل‌هاي سياسي را بايد در مقوله افزايش تجارب و تعقل سياسي قرار داد و پي‌بردن بر ضرورت تشكيل نهادهاي مدني به‌منظور اعمال هر اقدام اجتماعي را به آن افزود. مسلماً فضاي نسبتاً بازي كه براي گفت‌و‌گو و توسعه و افزايش كمي‌وكيفي نوشتارهاي مختلف در هشت سال رياست جمهوري آقاي خاتمي به‌وجود آمد و توصيه‌هاي ايشان بر توسعه جامعه مدني و مردم‌سالاري و تجاربي كه بعد از گذشت 27 سال از انقلاب 22 بهمن كسب گرديد، نيز موِثر بوده است.
اصولاً تشكل‌هاي سياسي به‌صورت حزب يا سازمان و ... كه بعد از انقلاب مشروطه در ايران به وجود آمدند مربوط به دوران مدرن اروپا است و در جوامعي شكل مي‌گيرد كه جامعه وضع پايدار و تثبيت شده داشته و طبقات مختلف در آن نيز بوجود امده باشد. اين شرايط در جوامع صنعتي با زير ساخت فكري ليبراليسم صنعتي (فرهنگي و علمي) ارتباط نزديك دارد‌ كه قابل قياس با جوامع در حال گذار و با بينش‌هاي عميق سنتي نيست. به‌هرحال احزاب جوامع مدرن داراي برنامه‌هاي از پيش تدوين شده مي‌باشند كه با در نظر گرفتن نظرات و منافع اعضا‌ و حك و اصلاح آن به جامعه عرضه و از آن دفاع مي‌گردد و سعي مي‌نمايند از راه‌هاي قانوني به اجرا گذاشته و خواسته‌هاي اعضاء خود را كسب نمايند. ضمناً به مرور زمان هم فكري و همكاري و گذشت و فداكاري هم در بين اعضا به‌وجود آمده نهادينه و پايدار مي‌گردد. اعضاي اين‌چنين احزابي داراي تجارب سياسي و اقتصادي عملي فراوان بوده و از توان مديريت اجرايي بالايي در تمام سطوح جامعه برخوردارند. اين احزاب براي احراز پست‌هاي قضنه و اجرايي بر اساس موازين قانوني برقابت‌هاي سالم با يكديگر مي‌پردازند و در مواقع ضروري هم به تشكيل جبهه يا ائتلاف‌هاي كوتاه يا دراز مدت با يكديگر دست مي‌زنند.
اين احزاب معمولاً از گردهم‌آيي نمايندگان هژموني نهادهاي مختلف مدني و اجتماعي زير مجموعه حزبي، شامل انجمن‌ها، اتحاديه‌ها، سنديكاها، كانون‌ها، تعاوني‌ها و گروه‌هاي هنري، ورزشي، علمي و NGOها تشكيل مي‌گردد‌ كه ضمن همكاري دسته‌جمعي براي حفظ حقوق و رعايت منافع و خواسته‌هاي زير مجموعه‌ها و هم آهنگي بين‌آن‌ها به هم‌فكري ايدئولوژيك و ايجاد ارتباط و اعتماد و همكاري‌هاي منظم مي‌رسند.
ائتلاف از خرد تا كلان معمولاً همكاري و همياري بين افراد (از دو نفر به‌بالا) و يا گروه‌ها و تشكل‌هاي سياسي و اجتماعي به‌منظور انجام يك كنش كوتاه مدت انجام مي‌گيرد و پس از پايان آن ممكن است پايان پذيرد. ائتلاف‌ها معمولاً براي شركت در انتخابات صورت مي‌پذيرد. زيرا افزودن آراي افراد منفرد يا گروه‌هايي كه به تنهايي امكان موفقيت در انتخابات را ندارند امكان موفقيت كانديداهاي موِتلف را افزايش خواهد داد. طرف‌هاي ائتلاف سعي مي‌كنند اهداف مشترك را تعقيب كنند و زمينه پيروزي را طوري فراهم نمايند كه به‌عنوان تجربه‌اي موفق و مفيد بعدها هم بتوان از آن بهره‌گيري كرد. جبهه‌ها معمولاً براي نيل به يك هدف و خواسته مشترك عمومي كه منافع عامه را در بر داشته باشد. تشكيل مي‌گردد. جبهه از اتحاد بين سازمان‌ها احزاب و اتحاديه و گروه‌ها و افراد مستقر به‌وجود مي‌آيد. در گذشته جبهه‌هاي داخل ايران بيش‌تر براي مقابله با تهاجم نيروها و دولت‌هاي خارجي تشكيل مي‌گرديد يعني كساني‌كه به سرزمين و منافع ملي و منافع متعلق به ايران نظر سوء و تجاوز داشتند. به‌عنوان مثال زماني كه نيروهاي بيگانه بعثي از غرب كشورما را مورد تجاوز قرار دادند. تمام سازمان‌هاي ملي اعم از دولتي يا غير دولتي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و افراد منفرد بسيج شده و به‌مناطق جنگي هجوم آوردند و جبهه دفاع از ميهن را تشكيل دادند. رهبري در اين‌جا با امام خميني بود.
در زمان اوج نهضت ملي كه با كوشش عموم ملت براي استيفاي حقوق ايران از شركت نفت انگليس همراه بود، جبهه ملي با مشاركت شخصيت‌هاي ملي - سياسي حول شخصيت دكتر مصدق تشكيل گرديد. البته بعضي از آن‌ها عضو احزاب ملي بودند ولي افراد منفرد بسيار بيش‌تر بودند.
براي تشكيل جبهه گسترده و وسيع كه از حمايت اكثريت مردم برخوردار باشد، نخست نياز به ايجاد و ارايه يك انگيزه عام مي‌باشد كه به‌سرعت تبديل به ذهنيت مستمر جمعي گردد. در مرحله بعد رهبري آگاه و هشيار، قاطع، آينده‌نگر و شجاع كه ممكن است منفرد يا جمعي باشد.
جبهه‌ها در اكثر كشورهاي جهان در مبارزه با نيروهاي بيگانه و اشغالگر تشكيل مي‌گردد. از اين‌رو از حمايت اكثريت فريب باتفاق مردم برخوردار مي‌باشد.
البته حضور احزاب توانمند با كميت و كيفيت بالا در تشكيل جبهه‌ها قوي و فراگير از اولويت برخوردار است، اما همان‌طور ذكر گرديد جبهه‌ها كه بايد مورد حمايت انبوه توده‌ها قرار گيرد در درجه اول نياز به يك انگيزه عام و رهبري داهيانه دارد و سازماندهي مردم به‌وسيله افراد با تجربه كه در احزاب آموزش ديده‌اند صورت مي‌گيرد.
در كشور ما هنوز شرايط تشكيل احزاب ، آن گونه كه گفته شد فراهم نگرديده است لذا اگر تشكيل جبهه‌اي فراگير ضرورت غيرقابل اجتناب دارد نبايد منتظر تشكيل احزاب ماند. از منفردين فراوان مي‌توان استفاده كرد. البته مشكلات خاص خود را دارد. در اين‌جا بايد به اهداف و ضرورت‌ها اولويت داد. تشكيل همزمان جبهه و احزاب فراگير هيچ‌گونه مبانيت و تضادي با هم ندارد.البته تشكيل احزاب قوي كه برنهادهاي متعدد و مردمي و مدتي استوار بوده و داراي ايدئولوژي مدون باشند نياز به زمان و فرصت‌هاي بيش‌تر به‌دليل داشتن انگيزه عام كه ضرورت اجتناب ناپذير و مجذوب كننده‌تر دارد سهل‌الوصول‌تر مي‌باشد. بنابراين همراستا و هم‌زمان بودن فعاليت احزاب و جبهه هيچ‌گونه تضادي نداشته و سبب غفلت نمي‌گردد.
جمعي از اصلاح‌طلبان خيلي دير به‌فكر تاسيس جبهه حمايت از دموكراسي و حقوق بشر افتاده‌اند و فرصت‌هاي مفيدي را از دست داده‌اند، در حالي كه بعد از خرداد 76 و انتخابات آقاي خاتمي با آراي انبوه مردم مي‌توانستند ميليون‌ها مردمي را كه به مديريت كلان كشور علاقه‌مند شده بودند با عنوان جبهه حمايت از جامعه مدني و مردم‌سالاري هدايت كرده و به تشكيل سازمان قوي و يك پارچه مبادرت ورزند. اينك با توجه به كنار گزيني آن همه هوادار آقاي خاتمي و كنار ماندن از قدرت اكثر اصلاح‌طلبان نبايد انتظار موفقيت چنداني را داشته باشند نگران كه بخواهند بهاي سنگيني بپردازند.
تشكل‌ها و هسته‌ها و محافل‌هاي ديگر كه اپوزيسيون موجود و به اصطلاح قانوني را تشكيل مي‌دهند، هنوز از شرايط واقعي تشكل نهادهاي مدني پيش گفته شد. مسلماً سهمي در هيچ‌يك از بلوكبندي‌هاي آينده قدرت ندارند. چنان‌چه خودشان هم صادقانه اظهار داشته‌اند. در كوشندگي اجتماعي - سياسي خود چشم‌داشتي به قدرت ندارند.
تشكل‌هاي موجود به‌دو دسته كلي تقسيم مي‌گردند. هيئت سالارها كه اعضاي آنان ريشه‌ها و همبستگي‌هاي عميق و محكمي در روابط اقتصادي، اجتماعي، مذهبي، فرهنگي عاطفي و خانوادگي يكديگر دارند. هيئت‌ها در لابلاي قشرهاي مختلف مردم متدين به‌خصوص بازاريان، پيشه‌وران كيسه خرد و كلان، صنعت‌كاران سنتي، توزيع كنندگان مواد مصرفي و غذايي از خرد تا كلان نفوذ دارند. تشكّلي كه به‌نام هيئت‌هاي موِتلفه توانسته جمع كثيري از اين هيئت‌ها را متحد سازد، شكل واقعي و نزديكي به فرهنگ اتحاد عامه مردم را دارا مي‌باشد. و سبب سابقه طولاني در ايجاد اين اتحاد و پيوستگي و تاثيرات وسيعي كه در دوران قبل و بعد از انقلاب، جنگ تا سال‌هاي اخير در تحولات كشور گذاشته، هنوز داراي جاي‌گاه مستحكمي مي‌باشد. و به سازمان‌بندي حزبي واقعي بسيار نزديك است. هر تشكل صنفي، اتحاديه‌اي و حتي سنديكايي ديگري كه به‌وجود آيد نمي‌تواند با اين ائتلاف سابقه دار و پرتجربه ارتباط برقرار ننمايد.
ديگر تشكل‌هاي سياسي كه مربوط به دوران مدرن و حتي پيش از مدرن هستند، هنوز چنين روابط عميقي با طبقات اجتماعي برقرار نكرده‌اند. همچنين تشكيل دهندگان سنديكاها و اتحاديه‌ها كم‌تر سراغ آن‌ها مي‌روند. بنابراين لايه‌هاي نازك تكنوكرات‌ها، بوروكرات‌ها دانشجويان فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها و .. هنوز به آن هژموني عصر مدرن صنعتي - علمي نرسيده‌اند كه اتحاديه‌هاي مستقل و پايداري از خود بسازند. تا بعدها بتوانند پايه‌ها و نهادهاي مدني مثل احزاب را تشكيل دهند و بسياري از افراد لايه‌هاي ذكر شده به‌سبب گرايش به منافع شخصي به سرعت مجزوب تشكل‌هاي سنتي پيش گفته شده مي‌گردند.
تشكل‌هاي دانشجويي كه خيلي به آنان اولويت و اهميت داده مي‌شود، در خوش بينانه‌ترين بررسي آماري بيش از ده درصد دانشجويان را تشكيل نمي‌دهند.
بدون انحراف بايد گفت تا زماني كه قريب 80% بودجه عمومي در دست دولت از راه فروش نفت و فرآورده‌هاي آن به‌دست مي‌آيد و همه افراد جامعه به اين درآمد وابسته هستند، مستقيم يا غير مستقيم، بنابراين خواه و ناخواه از بودجه عمومي بهره‌برداري مي گردد.
شايد يكي از دلايل عموم ورود به دوران مدرن و عدم تشكيل نهادهاي مدني غير دولتي همين موضوع باشد كه هيچ سرمايه‌گذاري مستقلي در بخش صنايع توليدي، خدماتي، رفاعي و ... صورت نمي‌گيرد و بودجه دولت از ماليات‌هاي مستقيم تامين نمي‌گردد.
اما اگر سازمان‌هاي سياسي براي فعاليت‌هاي خود مستقيماً از محل بودجه عمومي كمك بگيرند. يعني رديفي در بودجه ساليانه دولت براي كمك به اپوزيسيون در نظر گرفته شود، بايد پذيرفت، ديگر نمي‌توان به اين سازمان‌ها اپوزيسيون خطاب كرد. هر چند در كشورهاي اروپايي كمك‌هاي دولت به گروه‌هاي منتقد و اپوزه رايج و شايع است بدون آن كه چشم‌داشت حمايت از آن‌ها داشته باشند. ولي در ايران هنوز اين فرآيند شاق و غير ممكن به‌نظر مي‌رسد. بنابراين لازم است سازمان‌هاي سياسي براي حفظ استقلال راي، استقلال مالي خود را حفظ نمايند و به بودجه عمومب متكي نباشند. براي تامين درآمد مشروع بتوان به اقدامات زير مبادرت ورزيد- اختصاص درصدي از درآمد ماهيانه اعضا براي سازمان پذيرش‌هدايا از سوي هواداران - ايجاد شركت‌هاي تعاوني، خدماتي و صندوق وام و قرض‌الحسنه. شركت در خريد و فروش سهام كارخانه‌ها و صنايع داخلي در معاملات بورس فروش محصولات فرهنگي مثل كتاب و نشريات مختلف چاپ آگهي‌هاي تجارتي در نشريات سازمان، تهيه فيلم‌هاي سينماي مستند، آموزش و اجتماعي، برقراري تئاتر و كنسرت با هنرمندان و كسب درآمد از فروش بليط، برپايي نمايشگا‌ه‌هاي هنري - صنايع دستي - آموزشگاه‌هاي علمي و آموزشي و باشگاه ورزشي - كار دسته جمعي و ده‌ها از اين قبيل كارها راه‌هاي مناسبي براي كسب درآمد و تامين هزينه‌ها خواهد بود.

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه