|
|
|||
نگاهی از درون به روز خبرنگاریک روز مهربانی ؛ سال ها نامهربانی
طالبان با اشغال سفارت ايران، محمود صارمی را از پشت ميزش، که يک بشکه بود، بلند کردند و به زيرزمين سفارت بردند، او را بلافاصله و بدون محاکمه تيرباران و در حياط مدرسه ای دفن کردند. در دوره طالبان که موبايل و حتی خبررسانی تلفنی جرم محسوب می شد، صارمی خبرنگار ايرنا از معدود افرادی بود که علیرغم خطری که تهديدش می کرد، خبررسانی را ادامه داد تا اينکه مخالفان جريان آزاد اطلاعات او را به قتل رساندند. ۱۷ مرداد روز درگذشت محمود صارمی در سال ۱۳۷۷ خورشيدی روز"خبرنگار" نام گرفت. پس از سال ۷۶ و شروع دوران تازه مطبوعات، اغلب افرادی که جلب اين حوزه شدند، جوانان بودند. اين جوانان با علاقه و بدون اندک چشمداشتی، فعاليت حرفه ای را پی گرفتند. بسياری از آنان به حداقل ها راضی بودند وکاری که می کردند ونام آن، برايشان از حقوق دريافتی اهميت بيشتری داشت. بر اين اساس آنان تا چند سال، حتی حقوق اوليه خود را پيگيری نکردند . بعدتر با تلاش انجمن صنفی روزنامه نگاران و پيگيری ويژه خبرنگاران حوزه وزارت کار،شغل خبرنگاری درفهرست مشاغل سخت و زيان آور وزارت کار قرارگرفت. با اين وجودخبرنگاران به دليل نبود نظام صنفی کارآمد، نداشتن بيمه و قراردادهای محکم کاری، معمولا شکاياتی مبنی بر رعايت نشدن حقوق صنفی شان از سوی کارفرماها دارند. چرا که شرايط سخت کاری در کنار عدم اطمينان از وضعيت استخدامی مانع از انجام وظايف حرفهای آنها میشود. محمد صحفی، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد می گويد: به دليل اينکه مديران نشريات با خبرنگاران خود قراردادهای رسمی و قانونی نمیبندند و به جای آن از شرکتهای پيمانکاری استفاده میکنند نمیتوان آمار دقيقی راجع به تعداد خبرنگاران و روزنامهنگاران کشور اعلام کرد. پايين بودن ميزان حقوق ها باعث می شود که اغلب خبرنگاران مجبور به کار در چند رسانه به طور همزمان باشند . اغلب خبرنگاران شاغل در روزنامه ها ۶ روز در هفته کار می کنند. ۱۵ ساعت در روز. که طبعا اين اندازه کار با اصول کار خبرنگاری در تضاد عميق قرار می گيرد، واز کيفيت کار میکاهد. در ايران ۱۰ انجمن صنفی و يا حرفهای تحت عنوان مطبوعات و روزنامهنگاری در سطح
ملی فعال هستند همچنين ۳۰ خانه مطبوعات در استانها وجود دارد که کانونی برای فعاليت
مديران مطبوعات و روزنامهنگاران در استانها است. از اين روست که بسياری از خبرنگاران با بالاتر رفتن سن و تشکيل خانواده ترجيح می
دهند به منبع درآمدی مطمئن بينديشند. آنان يا به روابط عمومی ادارات می روند يا
انتشار نشريات داخلی را پی می گيرند. کاری که اغلب با علايق آنان همخوان
نيست. خود سانسوری گاهی آنچه می يابد به دليل تقابل با نظرات افراد داخل حکومت قابل چاپ نيست وگاه اخبار با روابط شخصی صاحب رسانه ای که در آن به کار مشغول است در تضاد قرارمی گيرد. روزنامه نگار بايد دايم نگران باشد، آنچه که می نويسد بهانه به دست قوه قضاييه برای تعطيل نشريه ای را ندهد که او و دوستان همکارش به آن دل بسته اند واز آن نان می خورند. فريبا داوودی مهاجر دبير انجمن روزنامهنگاران جوان در اين باره می گويد: امروز روزنامهنگاران نگران سانسور، امنيت شغلی و امنيت حقوقی خود هستند. داوودی مهاجر، با اشاره به اينکه جناح محافظهکار به هيچ وجه متوجه تبعات خودسانسوری روزنامهنگاران و رفتاری که با مطبوعات در پيش گرفته است، نيست، می افزايد: در حالی که شيوههای ارتباطی به شدت در حال رشد است، محدود کردن روزنامهنگاران تنها از يک ذهن بسته که قدرت تحليل شرايط کنونی را ندارد، تراوش میشود. وی تصريح می کند: متاسفانه حکومت به دنبال کاناليزه کردن اطلاعات و اخبار است که
اين روند حذف گروههای مرجع يا محدود کردن آنان، به طور قطع بر روی سرمايههای
اجتماعی ايران تاثير منفی میگذارد سياست بلای جان روزنامه نگاری قانون مطبوعات فعلی که در مجلس محافظه کارپنجم تصويب شد و دست قوه قضاييه را برای توقيف مطبوعات و محاکمه روزنامه نگاران بدون هيئت منصفه باز گذاشت، در مجلس ششم علی رغم تصويب دو فوريت برای بررسی مجدد وتغيير آن با حکم حکومتی آقای خامنه ای مسکوت ماند. در حال حاضرهزار و ۳۰۰ روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه و فصلنامه در کشور منتشر میشود. با اينکه ۱۲۰ روزنامه مجوز دارند، تنها ۸۰ روزنامه در حال انتشارند و به گفته مقامات وزارت ارشاد باقی روزنامه ها مراحل آماده شدن برای چاپ را طی می کنند. دليل تاخير در چاپ اغلب روزنامه ها هزينه گزافی است که چاپ يک روزنامه در پی دارد که با توجه به امکان توقيف روزنامه در کوتاه مدت و وجود خود سانسوری که به تيراژ صدمه می زند، نگرانی سرمايه گذاران را در پی داشته است. مردم فراموش می کنند شهريار مشيری در مورد سابقه مجلس هفتم، در برخورد با برخی خبرنگاران از جمله
اخراج و درگيری با آنان گفت: حافظه مردم در اين موارد بسيار کوتاه مدت است و اين
مسايل را به راحتی فراموش میکنند به طوری که مطمئنا در حال حاضر اکثريت نمايندگان
اين مسايل را فراموش کرده اند. حتی خود رسانه ها هم آن ماجرا ها را فراموش کردند،
البته نبايد آن مسائل برخورد مجلس هفتم با خبرنگاران تلقی شود.
"جايگاه اصحاب رسانه و خبرنگاران ايران در وضعيتی بسيار مطلوب است، سرعتی که خبرنگاران در پوشش خبرهای داخلی و خارجی دارند حاکی از وجود فضايی توام با امنيت و اطمينان برای آنهاست، يعنی دولتمردان ما توانستهاند با حاکم کردن اين فضا، حلقه گمشده آرامش خبرنگاران جهانی را به خبرنگاران داخلی بازگردانند." اين نظر احمد پيش بين نمايند ه اصولگرای مجلس است که با نظر اغلب دست اندرکاران مطبوعات ايران یکی نیست. به گفته دکتر خجسته معاون صداو سيما،که او نيز در اردوی محافظه کاران جای می گيرد، چهارچوب های تئوريک تعريف شده توسط غربی ها با شرايط ايران سازگار نيست. او با اشاره به انتخابات رياست جمهوری دليل می آورد که مطبوعات نماينده افکار عمومی نيستند و به مطبوعات توصيه می کند از اخبار توليدی باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به سازمان صداوسيما بهره بگيرند. چنين پيشنهادی در حالی که در سالهای اخير ده ها خبرگزاری پابه عرصه اطلاع رسانی گذاشته اند، دور از انتظارو نشانگر اوج رخوت مسئولان رسانه ای است که بودجه ای غير قابل مقايسه با غنی ترين روزنامه های کشور دارد. رشته علوم ارتباطات وروزنامه نگاری که از رشته های پرطرفدار در ميان جوانان است، ظاهرا تنها بخشی از حرفه روزنامه نگاری است که برای نظر دهی درباره مختصات رسانه قوی از آن بهره گرفته نمی شود. براين اساس بسياری از استادان روزنامه نگاری با نااميدی از فضای سياست زده مطبوعات از روزنامه ها فاصله گرفتند وبه سوی تدريس و يا کارهای رسانه ای رفتند که آنان را از سياست دور نگاه میداشت. آنان که روزنامه نگاری را حرفه ای فراتر از سياست میدانند برای نجات اين حرفه ترجيح دادند راههای تازه ای بازکنند. شايد وقت آن رسيده باشد که جوان ترها نيز از اين فضای سياسی فاصله بگيرند و روزنامه نگاری را آنچنان که شايسته آن است پيگيرند.
|
||||
|