بازگشت به صفحه اول

ازشرق

 
 

 

سخنرانی حجاريان در نشست پايانی سلسله جلسات «تا دموكراسى»
 

 همه به گفتار درمانى نياز داريم


 توجه اصلى حاضران در جلسه سه شنبه شب به «سعيد حجاريان» بود. او كه در يكى از جلسات «تا دموكراسى» با موضوع «دموكراسى تا كجا مى آيد؟» سخن گفته بود، در مراسم پايانى نيز سخنرانى جديدى ايراد كرد كه عنوان آن را «دموكراسى مسئله ديروز، امروز و فرداى ما» برگزيده بود. حجاريان برخلاف ساير سخنرانان جلسه سه شنبه شب كه تنها به ارائه خلاصه اى از سخنان خود در جلسات «تا دموكراسى» اقدام كردند، با ايراد يك سخنرانى جديد بر اين نكته تاكيد كرد كه هواداران دموكراسى به ادامه مباحث نظرى پيرامون دموكراسى و ادامه جلساتى نظير «تا دموكراسى» نياز دارند.اين عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت از خود به نمايندگى از اصلاح طلبان انتقاد كرد كه از مطالعات تئوريك فاصله گرفته اند و كارهاى اجرايى مانع از ادامه بحث هاى نظرى آنان شده است. حجاريان اما در كنار اين مسئله انتقاد ديگرى هم از خود كرد. انتقادى كه آن را به شكل خاطره  ديدار با «يورگن هابرماس» فيلسوف آلمانى تعريف كرد. حجاريان گفت: در سفرى كه دو سال پيش هابرماس به ايران داشت، من به خاطر مسئله ترور و تبعات آن گفتاردرمانى مى كردم. از آن طرف هابرماس هم «شكاف كام» دارد و به اصطلاح ما «لب شكرى» است. به همين خاطر او هم مثل من مبهم و بريده بريده حرف مى زند. در ديدارى كه با او داشتم، به شوخى گفتم: «مثل اينكه شما هم مثل من به گفتاردرمانى نياز داريد!» هابرماس پاسخ داد: «همه ما به گفتاردرمانى محتاج هستيم. چون در ديالوگ ضعف داريم و حرف هم را نمى فهميم.»حجاريان در ادامه حرف هايش توضيح داد كه هابرماس مطرح كننده تئورى «عقلانيت گفتارى (ارتباطى)» در برابر «عقلانيت ابزارى» است. عقلانيت ابزارى انسان را «حيوان ابزارساز» مى بيند اما عقلانيت گفتارى انسان را «حيوان ناطق» مى شناسد. در نتيجه عقلانيت ابزارى انسان را به سمت پيشرفت تكنولوژى مى برد كه البته مسائلى نظير بمب، جنگ، سلاح مخرب و ترور هم دستاورد چنين نگاهى به انسان است. اما حاصل نگاهى كه انسان را حيوان ناطق مى بيند و به گفتار و گفت وگو اهميت مى دهد، فرهنگ، ادبيات، هنر و نهايتاً دموكراسى است. حجاريان تاكيد كرد كه «چنين تعبيرى از انسان براى جوامع بشرى بهتر است» و پس از آن انتقادش را به سابقه خويش مطرح كرد: «من مى گويم اگر گفتار امروز من نامفهوم است، مرا ببخشيد. چرا كه اين خمارى صبحگاهى تاوان سرمستى شبانه است. وضعيت كنونى من تاوان دورانى است كه به دنبال «ابزارسازى» رفتم. در جهت جبران آن قصد دارم كه اين بار به سراغ گفتاردرمانى بروم و در جهت تحقق دموكراسى و گفت وگو در جامعه تلاش كنم.»پس از اين مقدمه حجاريان سراغ بحث اصلى اش رفت. او گفت كه «دموكراسى هم مسئله ديروز، هم مسئله امروز و هم مسئله فرداى ما است. ما ول كن دموكراسى نيستيم و دموكراسى هم ول كن ما نيست. چنان كه در دوران مشروطه، نهضت ملى شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامى و نيز اصلاحات دوم خرداد بحث دموكراسى موضوع روز ما بوده، امروز هم موضوع ماست و تا اطلاع ثانوى موضوع فرداى ما نيز خواهد بود.»حجاريان يادآور شد كه اين فقط كشور ايران نيست كه همواره درگير مسئله دموكراسى است: «حتى كشورهاى توسعه يافته از نظر علمى يعنى كشورهاى صنعتى و پساصنعتى هم به درجه اى با مسئله دموكراسى درگير هستند. چنانكه در انگليس دعواى حق مالكيت بر سر اراضى بين شهرى وجود دارد. يا با استفاده از تدابير قانونى تلاش مى شود كه رنگين پوستان و غيرانگليسى ها را از لندن اخراج كنند و به شهرهاى ديگر انگليس بفرستند. همچنين مسائلى كه در زندان هاى عراقى به وجود آمد، ضددموكراتيك بود و دنيا را تكان داد.»اين نظريه پرداز اصلاحات دوم خردادى سپس به ارائه گزارشى از فعاليت هايى پرداخت كه او و ديگر همفكرانش كه آنها را «چپ هاى ديروز و اصلاح طلبان فعلى» مى ناميد، در مركز بررسى هاى استراتژيك نهاد رياست جمهورى در نيمه اول دهه ۷۰ انجام دادند. حجاريان گفت: «اولين كار جدى كه به عنوان پروژه دموكراتيزاسيون پس از انقلاب انجام شد، در دوره اول رياست جمهورى آقاى هاشمى رفسنجانى بود. در آن زمان من معاون سياسى مركز بررسى هاى استراتژيك نهاد رياست جمهورى بودم كه در آنجا جمعى را براى بررسى موضوعى به اسم «توسعه سياسى» يا «نوسازى سياسى» سازماندهى كرديم.» سخنران نشست پايانى سلسله جلسات «تا دموكراسى» يادآور شد كه او و همكارانش از به كارگيرى واژه «دموكراتيزاسيون» در آن زمان خوددارى كرده اند چرا كه از زمان مرحوم مهندس «مهدى بازرگان»، نوعى عناد با لفظ دموكراسى در ميان نيروهاى داخل قدرت به وجود آمده بود. حجاريان يادآور شد كه مرحوم بازرگان با اصرار بر نام «جمهورى دموكراتيك اسلامى ايران» به جاى «جمهورى اسلامى» براى عنوان رژيم برخاسته از انقلاب اسلامى حساسيت هايى را به وجود آورده بود؛ به طورى كه سال ها بعد همچنان امكان استفاده از لفظ «دموكراسى» در ادبيات رسمى جمهورى اسلامى وجود نداشته است. از اين رو حجاريان و همكارانش به سراغ مشابه (ژنريك) لفظ دموكراسى رفتند و عنوان «توسعه سياسى» يا «نوسازى سياسى» را براى مطالعات خويش برگزيدند.به گفته حجاريان در طرح مقدماتى كه براى اين مطالعات تدوين شد، سه محور براى توسعه سياسى ايران مدنظر قرار گرفت:
اول ساختار سياسى. دوم فرهنگ سياسى كه از مردسالارى و نوعى مازوخيستى بودن (خودآزارى) رنج مى برد.سوم رفتار سياسى. چرا كه رفتار هاى سياسى مردم ايران دچار تعارض است. زمانى چنان راديكال مى شود كه خشونت مى آفريند و زمانى ديگر شكلى انزوا جويانه پيدا مى كند. حال آنكه در يك رفتار سياسى صحيح بايد «آهسته و پيوسته» رفت.
حجاريان گفت كه در كنار اين مسئله موضوع «بررسى انقلاب اسلامى از منظر نوسازى سياسى» نيز در دستور كار او و همكارانش قرار گرفت. مطالعاتى كه به گفته حجاريان در آن «رفقاى سابقمان را كه از قدرت به حاشيه رفته بودند، به كار گرفتيم.» او از «بهزاد نبوى»، «محسن آرمين»، «عباس عبدى»، «سيد هاشم آقا جرى» و «عليرضا علوى تبار» به عنوان مهم ترين افرادى كه در آن مركز فعاليت مى كردند ياد كرد و گفت كه در كنار آنها استادان مختلف دانشگاه نظير دكتر «حسين بشيريه» نيز به اين جمع كمك مى داده اند. بدين شكل آنچه كه حجاريان آن را «پروژه كاغذى» مى نامد، شكل گرفت. او توضيح داد: «اين يك Policy Paper بود. البته قرار بود مسئولان وقت آن را اجرا كنند اما ظاهراً متاع ما در ميان مسئولان خريدارى نداشت. بنابراين وقتى ديديم كسى آن را اجرا نمى كند، گفتيم: چرا خودمان طرح مان را اجرا نكنيم؟ بنابراين راه  افتاديم براى اجرا. بدين ترتيب از آناليزيست (تحليلگر) تبديل شديم به اكتيويست (كنشگر). دوباره شديم فعال سياسى.»اين اتفاقى بود كه پس از دوم خرداد رخ داد و حجاريان و ديگر افرادى كه او به عنوان فعالان مركز بررسى هاى استراتژيك نهاد رياست جمهورى معرفى كرد، در مقام چهره هاى شاخص طيف اصلاح طلب ظاهر شدند. حجاريان در سخنان سه شنبه شب خود حرفى درباره اين هفت سال نزد و ترجيح داد از «امروز» بگويد: «امروز ديگر دوم خرداد هم گذشته. گمان كنم (من خودم را مى گويم) كه خيلى نسبت به ادبيات موضوع دموكراسى عقب هستم. گويى ۱۰ تا ۱۵ سال در كما يا حالت تعليق بودم. موضوع دموكراسى را از نظر تئوريك ول كرده ام. چرا كه كارهاى ديگر مانع مطالعه ما شده است.»حجاريان در اين مورد هم مثالى ذكر كرد: آقاى «جان كين» استاد دانشگاه كمبريج لندن كه واضع لفظ «جامعه مدنى» است، مدتى پيش به ايران آمد. بحث هاى زيادى با هم داشتيم. ديدم خيلى از موضوعاتى كه مطرح مى كند، مباحث جدى و جديدى است كه درباره آن فكر هم نكرده ام. مثل: رابطه دموكراسى با مسئوليت يا با اخلاق يا خشونت.حجاريان گفت: «كارهاى مطالعاتى كه آنها در غرب انجام داده اند، نتيجه اتفاقاتى است كه در ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته رخ داده است؛ مثل فروپاشى اتحاد جماهير شوروى، دموكراتيزه شدن ده ها كشور، حادثه ۱۱ سپتامبر و اشغال عراق و افغانستان.»سخنران نشست پايانى «تا دموكراسى» با اشاره به حوادث عراق و افغانستان توضيح داد: «در حال حاضر نوع جديد دموكراسى با اسم «دموكراسى برون زا» پيدا شده است. در اين الگو چون «دمو» (توده مردم عراق) براى تغيير «كراسى» (حكومت) خود توان نداشت، در نتيجه آمريكا به يارى «دمو» آمد و پديده تازه اى شكل گرفت با عنوان «دمو آمريكا كراسى». ما نياز داريم اين پديده را مورد بحث و بررسى و مطالعه قرار دهيم و ببينيم كه از لحاظ اخلاقى آيا مجاز هستيم به اين نوع دموكراسى تن دهيم؟ كفه استقلال كشور سنگين تر است يا مقابله با استبداد؟»حجاريان بر همين اساس ضمن تقدير از برگزارى جلسات «تا دموكراسى» گفت: «ما حالا حالاها به چنين جلساتى نياز داريم و البته بايد موضوعات جديد ترى در دستور كار قرار گيرد. طرح اين مباحث علمى هم در جبهه مشاركت ايرادى ندارد و ما به عنوان حزب حتماً از اين بحث ها استفاده مى كنيم و به همين خاطر معتقدم كه حيف است اين جلسات تعطيل شود.» حجاريان به برگزار كنندگان جلسات قول داد كه هر كمكى در جهت اين مسئله انجام دهد.
 

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه