|
|
|||
نگاهی به حذف روحانیون از منتظری تا هاشمیفقط یک نفر ماندهفرهاد معتمد ۸ تیر ۱۳۸۴
با حذف هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی، تنها یک نفر از نسل اول روحانیونی که به همراه آیت الله خمینی، جمهوری اسلامی را بنا گذاشتند، باقی مانده است. روحانیونی که خود را"خط امام" می خوانند، در آغاز در حزب جمهوری اسلامی متحد شدند و روحانیونی را که دست راستی می خواندند و به صفت"اسلام آمریکایی" موصوف می کردند، کنار گذاشتند. حتی، دو مرجع مهم شیعه آيت الله ها طباطبائی قمی و شریعتمداری را وادار را به زندان خانگی انداختند. این مسیر ادامه یافت و بخشی از تاریخ"انقلاب اسلامی" را رقم زد. روحانیون باقیمانده بعد از انشعاب" روحانیون مبارز" به دو گروه عمده تقسیم شدند که هر دو"مبارز" بودند. جناح راست، روحانیت مبارز نام داشت که از رهبران اولیه و عمده جمهوری اسلامی، می توان دو حجت الاسلام خامنه ای و هاشمی رفسنجانی را در میان آنها به لحاظ مسئولیت برجسته تر دید. جناح چپ که محمد خاتمی، مهدی کروبی، موسوی خوئینی ها و عبدالله نوری چهره های برجسته آن هستند، تا زمان حیات" رهبر انقلاب" مورد حمایت بود و در بازی قدرت نقشی عمده داشت. تصفیه پیش از وفات آیتالله خمینی آغاز شد. آیتالله حسنعلی منتظری که قدیمی ترین همراه انقلاب، نظریه پرداز ولی فقیه و ملقب به"فقیه عالیقدر" بود و سمت قائم مقامی رهبر انقلاب را داشت، اولین قربانی این تصفیه بود. جریان نیرومندی که هنوز به عنوان یک حزب مخفی عمل می کند، توانست فرمان"عزل" منتظری را از رهبر انقلاب بگیرد و اورا در فاصله چند روز از مرتبه"فقیه عالیقدر" به"شیخ ساده لوح" تنزل دهد و درخانه بنشاند. این ماجرا که از سرفصل های مهم انقلاب اسلامی است، به تفصیل در چند کتاب از جمله خاطرات منتظری و ریشهری، که عامل اصلی تصفیه بود، شرح داده شده است. جریان نیرومند پشت پرده که از نزدیکی پایان حیات آیت الله خمینی خبر داشت، با حذف منتظری ، نگاه به آینده ای داشت که قدرت کامل را قبضه کند. اغلب روحانیون دیگر یا در این تصفیه مشارکت کردند، یا مانند مهدی کروبی، سکوت را ترجیح دادند. بعد از درگذشت رهبر انقلاب اسلامی، در جلسه خبرگان رهبری که همواره تصمیمات اساسی را پشت درهای بسته اتخاذ می کند، آیت الله خامنه ای به عنوان جانشین برگزیده شد. هاشمی رفسنجانی بعدها به تفصیل توضیح داد که او با نقل قولی از"امام" راه را برای این انتخاب هموار کرده است. در دوران جدید با حذف سمت نخست وزیری، مهندس موسوی و با سازماندهی ویژهای که هنوز هم دنبال می شود، جریان چپ روحانیون کنار گذاشته شدند. هاشمی رفسنجانی به جای آیتالله خامنه ای رئیس جمهور شد. اما رييس جمهوری که برای نخستين بار رييس دولت هم بود. تا دوم خرداد فرا رسید. در این فاصله هشت ساله فقط روزنامه سلام بود که توسط موسوی خوئینیها، انتشار می یافت. همان کسی که برنامه اشغال سفارت آمریکا را دانشجویان با او هماهنگ کردند و ده ها سمت عمده به فرمان و دستخط "آیتالله خمینی" را در جیب داشت. جریان چپ مذهبی با انتخاب محمد خاتمی جان تازه گرفت. بعد از انتخاب او ابوالحسن بنی صدر، اولین رئیس جمهور بعد از انقلاب، گفت: خاتمی به سرنوشت ما دچار می شود. از قضا این پیش بینی درست در نیامد. در عوض، دو روحانی برجسته دیگر با همان سیستم همیشگی"حذف" شدند. و البته این بار"تور قانونی" جانشین" خروش توده ای" شد. موسوی خوئینی ها به دادگاه رفت. روزنامه اش توقیف شد، و خود هرچند به زندان نرفت، اما سکوت کرد و به خلوت رفت. روحانیون دیگر، از جمله محمد خاتمی در سکوت، این تصفیه را تماشا کردند. نفر بعد عبدالله نوری بود. او که عضو دفتر و نزديک به " رهبر انقلاب اسلامی" بود، به دادگاهی جنجالی برده شد. او در دادگاه از خود دفاع، و سیستم حذف را تاحدودی افشا کرد. کتابی هم از این ماجرا به نام" شوکران قدرت" باقی ماند. او توصیه هاشمی رفسنجانی را برای مصالحه نپذیرفت و به زندان رفت تا هنگام فوت برادرش، که بیرون آمد و خانه نشین شد. روحانیون دیگر همچنان ناظر ماندند و شاهد و ساکت. آیت الله طاهری اصفهانی، همانی که اولین نماز جمعه را به فرمان" آیتالله خمینی"
بر پا داشت، اصفهان را درجنگ علیه عراق بسیج کرد و فرزند خود را هم در این جنگ از
دست داد، نفر بعدی بود. نامه تکان دهنده این روحانی قدیمی، از تحولات تاریخی دوران
موسوم به"دوم خرداد" بود. او هم به سرنوشت دیگران دچار شد. امامت جمعه اصفهان به
فرد دیگری واگذار شد و طاهری اصفهانی هم در میان سکوت دیگران به خانه رفت. کسی از
او سخنی نشنید، تا انتخابات اخیر که به دفاع از معین به میدان آمد. شاید خود او هم
شگفت زده شد که مردم اصفهان به دعوتش، جواب مثبت ندادند. در بالاترین هرم قدرت جمهوری اسلامی، سه روحانی از نسل اول انقلاب باقی ماندند. آیت الله خامنه ای و هاشمی رفسنجانی از روحانیت مبارز و جناح راست، مهدی کروبی از روحانیون مبارز و جناح چپ. هنگامی که دوران محمد خاتمی به سر رسید، دو روحانی دیگر باقیمانده، وارد صحنه شدند تا به جای او بنشینند. هاشمی رفسنجانی گفت که"داروی تلخ" را می نوشد و خواست تا صندلی مجمع تشخیص مصلحت نظام را با کرسی ریاست جمهوری عوض کند. مهدی کروبی هم که اندکی قبل تر، مجلس شورای اسلامی و ریاست آن را ترک کرده بود، خواست تا بالاترین سمت اجرایی جمهوری اسلامی را هم به دست بیاورد. این دو، هرچند وابسته به دو جناح مختلف روحانی، اما تابع رهبری و در هماهنگی کامل با او بودند. هاشمی که این نقش را از دیر باز داشت، و کروبی که به ویژه در مقام ریاست مجلس ششم در عمل نشان داد که برخلاف اکثریت آن مجلس، تابع رهبری و ولایت فقیه است. این دو، در فاصله یک هفته حذف شدند. سیستم حذف که یک بار و ناغافل، توسط محمد خاتمی از یکدست کردن حاکمیت باز مانده بود، در جبهه ۲۷ خرداد، با دستکاری در آرا مهدی کروبی را از مقام دومی انتخابات به زیر کشید. نامه و فریاد کروبی به جایی نرسید. او باید به مصلحت"نظام" تسلیم می شد و در حالیکه خودش را در عمل رئیس جمهور می دید، به کناره نشینی رضایت می داد. هیچ کس گمان نمی کرد هدف بعدی هاشمی رفسنجانی باشد. مردی که رهبر فعلی جمهوری اسلامی را برکشید، و چنان چهرهای افسانهای داشت که بسیاری گمان می کردند، صحنه چرخان همه حوادث اوست. اما این اتفاق افتاد. هاشمی که در دور اول ناظر حذف کروبی بود، در دور دوم خود به همین سرنوشت دچار شد. بیانیه خداحافظی او، پس از انتخابات، سرشار از ضجههای کسی است که زیر پای قدرت له شده است. اکنون صف محذوفين دراز شده است، در تهران از هم می پرسند آيا انقلاب فرزندان خود را می خورد. و در اين سئوال بيش از همه اشاره به وضعيت آينده هاشمی رفسنجانی دارد. تنها کسی که باقی مانده تا صف گارد اول انقلاب به انتهای خود برسد و به رهبر فعلی نزديک تر شود.تاکيد رهبر به مجازات کسانی که به آقای هاشمی در جريان انتخابات توهين کردند و هم نپذيرفتن استعفاهای مهدی کروبی به آن معناست که کوشش می شود اين صف به انتها نرسد.
|
||||
|