|
|
|||
تحليل هرالد تريبيون از تغيير دولتضعف مهلک در نظام ايرانری تکيه ۱۳ مرداد ۱۳۸۴ همزمان با آماده شدن رئيس جمهور منتخب ايران محمود احمدی نژاد برای تحويل پست خود، برداشت عمومی این است که محافظه کاران کشور پس از هشت سال درگيری با اصلاح طلبان سرانجام قدرت خود را استحکام خواهند بخشيد. اما اگر احمدی نژاد به وعده های خود در مورد حمايت از برابری اقتصادی و پايان بخشيدن به فساد تحقق بخشد، اين احتمال وجود دارد که به جای متحد کردن جناح راست ايران به آن لطمه بزند. اين واقعيت که تشکيلات و ارگانهای محافظه کاران، نظام فاسد فعلی اقتصادی ايران را حفظ می کند همچنان پا برجا خواهد ماند. اين تشکيلات هميشه نگران وعده های برابری اقتصادی احمدی نژاد بوده است. احتمال می رود اختلافاتی که هميشه برای جنبش محافظه کار دردسر آفرين بوده اند، اکنون ظاهر شوند و يکبار ديگر بن بست سياسی را در ايران رواج دهند. انتخابات اخير ايران از اين لحاظ قابل توجه است که انزجار نسل جوانتر محافظه کاران از فساد نسل پيرتر و نگرانی آنها در مورد اقشار فرودست کارگران که از فشارهای پی در پی اقتصادی رنج برده اند را به نمايش گذاشت. احمدی نژاد موفق شد اين رأی دهندگان را که در طول تاريخ ايران ستون جبهه محافظه کاران بوده اند با مهارت بسيج کند. روحانيون مسن تر، که به امتيازات قدرت خو گرفته اند، هميشه با نگرانی به شهردار جوان نگاه کرده اند، اما به خاطر محبوبيت او در ميان اقشار فرودست ناگزير شدند او را بپذيرند.اکنون که احمدی نژاد انتخاب شده است، ممکن است اجرای وعده های مبارزه انتخاباتی خود را بسی دشوارتر از آنچه که تصور می کرد بيابد. در طول 26 سال گذشته اقليت حاکم روحانيت، اقتصادی را طراحی کردند که مستقيماً به نفع آنها عمل کند. همانطور که احمدی نژاد در مبارزه انتخاباتی خود خاطر نشان کرد، بيماری مسری فساد از طريق شبکه به ظاهر شرکتهای خصوصی حتی به صنعت نفت نيز راه پيدا کرده است. اين شرکتهای بانفوذ خود را بعنوان شرکای اجباری به سرمايه گذاران خارجی، که برای دستيابی به بازارهای نفت ايران تلاش می کنند، تحميل کرده اند. آنچه که رئيس جمهور جديد در طول مبارزه انتخاباتی خود عنوان نکرد آن است که همه اين شرکتها تحت مالکيت رهبران روحانی و خانواده آنهاست، رهبرانی که نمی خواهند از چنين ثروت بادآورده ای چشم پوشي کنند. هاشمی رفسنجانی بارزترين نمونه اين افراد است، اما او يکی از هزاران است. بخش نفت، بنيادها، نهادهای گسترده نيمه دولتی که مدعی انجام وظايف مذهبی و کارهاي خيريه هستند به شرکتهای گسترده سهامي تبديل شده اند که در حين فرار از رقابت، ماليات و قوانين دولتی، تجارت و بخشهای توليدی را تحت سلطه گرفته اند. احمدی نژاد درخواهد يافت که اين دارايی های عظيم به هيچ کس جز دلالان قدرت روحانيت تعلق ندارد، دلالانی که با در اختيار داشتن قدرت نهادينه، رياست جمهوری او را تضعيف خواهند کرد؛ درست همان کاری که با محمد خاتمی کردند. همينطور احتمال می رود که احمدی نژاد در پرداختن به فاکتورهای ديگری که اقتصاد ايران را تغيير می دهند ضعيف عمل کند: فاکتورهايی همانند سوبسيدهای سنگين دولت به کالاهای مهم مصرفی؛ بحران اشتغال زايی که هر سال حداقل نيم ميليون فارغ التحصيل دانشگاه را به ليست بيکاران اضافه می کند؛ و سطوح نسبتاً پايين سرمايه گذاری خارجی که از تمايلات محافظه کاران برای حمايت از صنايع داخلی و ايدئولوژی انقلابی که همچنان برسياست ها وشعارها سايه خود را گسترده ناشی می شود. سوبسيدها مشکل خاصی را بوجود می آورند از اين لحاظ که برای حفظ وضع موجود سياسی، محافظه کاران بايد مانع از برانگيختن خشم مردم شوند ولذا بايد انها را حفظ کنند واگر سوبسيدهای اختصاص داده شده به بنزين و نان کم شود، قيمت انها به سرعت تغييرات چشمگيری خواهند يافت. فقط يک دولت حقيقتاً منتخب که از حمايت اکثريت مردم برخوردار باشد می تواند مردم دلخسته را قانع کند که دردهای اصلاحات عميق اقتصادی را تحمل کنند. پيام ضمنی کانديداتوری احمدی نژاد آن بود که ايرانيان بايد اهداف متعالی خود
برای ايجاد يک نظام دموکرات را به کسی بسپارند که در حقيقت به معيشت اقتصادی آنها
بپردازد. مادامی که مرتجعين ايران کنترل تمامی اهرمهای قدرت را در دست دارند، سخت است که شاهد طلوع مجدد دموکراسي بر پهنه افق باشيم. اما ممکن است استراتژی محافظه کاران بذر نابودی شان را به همراه داشته باشد. تندروها با مانع شدن بر سر راه جنبش اصلاح طلب مسالمت اميز؛ مردم ايران را از حقوق دموکراتيک خود محروم کرده اند؛ هم اکنون باز هم احتمال می رود دولت جديد اميدهای مردم را در خصوص اصلاح اقتصادی نااميد کند.ممکن است مردم ايران با برخورداری از محروميتهای پی در پی سياسی با توسل به اعتراض و مخالفت فرياد برقراری تحول سردهند. هرچند محافظه کاران در آستانه قدرت گيري خيره کننده اي قرار گرفته اند،اما آنها
نبايد فراموش کنند که همچنان بر روي خشم در گلو خفه شده مردمی قرار گرفته اند که نه
مي توانند آن را کنترل کنند ونه آن را فرو بنشانند
|
||||
|