بازگشت به صفحه اول

 از روز

 
 

 

انتخابات ايران، ادامه انقلاب های جهان و ايران و نهضت های ملی گرا

فوران انقلابی ایران

فرد هالیدی
۱۴ تیر ۱۳۸۴

به گفته فرد هالیدی، رویداد غیرمنتظرۀ انتخابات ایران هم به تاریخ انقلاب جهان و هم به تاریخ انقلاب ایران و ملی گرایی وابسته است.

پیروزی محمود احمدی نژاد، کاندیدای محافظه کار در انتخابات ریاست جمهوری ایران، همزمان شگفت آور، چشمگیر، و بالقوه خطرناک است.

این پیروزی از این لحاظ شگفت آور است که شمار قلیلی در داخل یا خارج کشور پیروزی سیاستمدار مردم گرا و ملی گرایی را پیش بینی می کردند که تازه دو ماه قبل شهرت ملی کسب کرده بود. با این وجود، علی رغم تمامی اتهامات در خصوص اعمال ناشایست در زمینه تخلفات انتخاباتی [که برخی از آنها ممکن است کاملا ً صحت داشته باشند] مقیاس پیروزی احمدی نژاد ازحس و حال نهفتۀ بخش قابل توجهی از مردم ایران حکایت دارد. این پیروزی نیز به اندازۀ فریاد رسای ملی گرایانه و محافظه کارانۀ میلیون ها امریکایی در نوامبر ۲۰۰۴ پیامی محسوب می شود که دنیای بیرون نباید نادیده بیانگارد.

نتیجه این پیروزی از این لحاظ چشمگیر است که تأکید می کند که ایران هنوز هم کشور نیروهای قدرتمند مردمی و ملی گرا است، کشوری است که انقلاب ۷۹-۱۹۷۸ را هرگز فراموش نخواهد کرد. نتیجه پیروزی همچنین نشان می دهد که این انقلاب از جهاتی
سرنوشت ساز شبیه به بسیاری از شورشهای دیگر است از این لحاظ که بعد از گذشت بیست سال نه تنها وارد مرحله " اصلاح " نمی شود بلکه به "جوشش بیست ساله " نیز منتهی
می گردد. این فوران بیست ساله تکرار دوبارۀ مبارزه جویی و مساوات طلبی است که
برگزیدگان داخلی را همانند فشارهای خارجی طرد می کند ( به عنوان مثال، عصر پاکسازی روسیه در اواخر دهۀ ۱۹۳۰، " انقلاب فرهنگی " چین در اواخر دهۀ۱۹۶۰، و عملیات " پاکسازی " ( تصفیه ) کوبا در دهۀ ۱۹۸۰ ).

نتایج انتخابات از دو جهت خطرناک است: اول اینکه ممکن است مخالفان نظام اسلامی به خاطر ناامیدی از اصلاحات صلح جویانه به خشونت متوسل شوند؛ و دوم اینکه احتمال دارد دشمنان ایران هم در خاورمیانه و هم در غرب تحریک شوند که مقابله با ایران را از سر گیرند. این گرایش ها ممکن است گسترش یابند اگر رهبریا یران به شخصه ریسک کندو اسیر توهماتی شود که سرتاسر قرن گذشته حاکمان ایران ( و بسیاری از نظامهای انقلابی ) را فرا گرفته بودند.

وجهۀ پاک

مسئله اصلی در درک پیروزی احمدی نژاد خشم مردمی از نخبگان اسلام گرا است. نخبگان اسلام گرا که یک نوع نامگذاری اسلامی محسوب می شود به گروه حاکم بعد از انقلاب اطلاق می شود که حدودا ً متشکل از ۵۰۰۰ فرد روحانی و غیرروحانی است. در طول بیست و شش سال گذشته این نخبگان به تدریج تسلط خود را بر کشور و بر استثمار کردن اقتصاد استحکام بخشیده اند.

هر یک از رهبران برحق و انقلابی گذشته درک می کردند که چه وقایعی رخ می دادند
( روبسپیر در دهۀ ۱۷۹۰ فرانسه، تروتسکی در نکوهش خود از ( لغو ) " بوروکراسی " اتحاد جماهیر شوروی، مائو تستونگ و فیدل کاسترو در بسیج همگانی خود بر علیه بروکراسی ).

من چند سال قبل زمانی که از حرم امام خمینی دیدن کردم با واقعیت آن روبرو شدم، واقعیت انبوه رو به گسترش مساجد، آپارتمانها و رستورانها در قشر کارگر جنوب شهر تهران. دوستان غیرمذهبی من متحیر شده بودند از اینکه من تصمیم گرفتم در اولین روز اقامت خود در این کشور پس از بیست و یک سال به حرم بروم. آنها به من اطمینان خاطر دادند که جمعیت عظیمی که از حرم دیدار می کنند ایرانی نیستند بلکه " افغانها و ازبکهایی " هستند که آخوندها به واسطۀ آذوقه و ایاب و ذهاب رایگان به آنها رشوه داده اند تا به حرم بیایند.

خادم حرم به من خوشامد گفت و دست من را گرفت تا به داخل ساختمانی ببرد که مقبره های خمینی و پسرش احمد آنجا داخل یک قفس بزرگ مستطیل شکل قرار داشتند. مردم در هم
می لولیدند- نماز می خواندند، می خوابیدند و به مرثیه شهادت امام علی و پسرش حسین گوش می دادند.

بعد از آن با مردی حدودا ً سی ساله همصحبت شدم، فردی که سوابقش همانند رئیس جمهور تازه منتخب بود. او چند سالی را در ارتش گذرانده بود و حالا رانندۀ یک وزارتخانه بود. از او پرسیدم که نظرش در مورد خمینی چیست و پاسخ او نظرات بسیاری از آدمهای دیگر را منعکس می کرد: " امام ساده ( خالص ) بود. او روراست بود. دروغ نمی گفت. او با دیگران فرق داشت. "

این " دیگران " شاه و همدستانش نبودند بلکه سرمایه گذاران، افراد اهل زد و بند، و طبقه مرفه جمهوری اسلامی، که سمبل آنها هاشمی رفسنجانی است، بودند. " دیگران " آن کسانی بودند که احمدی نژاد آنها را در دور دوم انتخابات ۲۰۰۵ مغلوب کرد.

شرح حال رفسنجانی- به عنوان یک تاجر صاحب منافع بسیار زیاد تجاری در ایران و روابط پرمنفعت در اروپا- کافی بود که او را در نظر شهروندان عادی ایرانی همانند رانندۀ داخل حرم امام خمینی بی اعتبار کند. او در مقام رئیس جمهور ایران در سالهای۱۹۹۷-۱۹۸۹ قابلیت های کمی را هم در پرداختن به مشکلات اقتصادی و هم مشکلات استراتژیکی کشور از خود نشان داد. بعلاوه یک تفاوت بزرگ " اخلاقی " میان او و رهبر انقلاب وجود دارد.

جریانات گذشته

به تعبیر ایرانیان داخل کشور، نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۵ با پیروزی رهبر معظم آیت اله علی خامنه ای، جانشین آیت اله خمینی، مصادف است. احمدی نژاد تمام دوران خدمت خود را با حمایت خامنه ای سپری کرده است و هميشه به بخش انتصابی حکومت وفادار بوده است.

پیروزی محافظه کاران نمایانگر دو چیز است. اولا ً، تفاوتهای سیاسی بسیار جدی در درون رهبری اسلامی وجود دارند. ثانیا ً، پیروزی احمدی نژاد نقش یک فاکتور حیاتی و ضمنی را در شکل گیری نظام انقلابی ایران پررنگ می سازد: اینکه کشور، ایدئولوژی و نگرش آن نه در سالهای مبارزات اسلام گرایانه بر علیه شاه (۱۹۷۸-۱۹۶۳ ) و نه در طول دورۀ انقلاب
( ۱۹۷۹-۱۹۷۸ )، بلکه در جنگ بسیار ددمنشانه تر و پرهزینه با عراق ( ۱۹۸۸-۱۹۸۰ ) شکل گرفتند.

این جنگ دومین و طولانی ترین جنگ میان کشورها ( میان کشوری ) در قرن بیستم بود، جنگی که در آن ۷۵۰،۰۰۰سرباز ایرانی کشته شدند. نهادهایی که در طول جنگ بوجود آمدند- سپاه پاسداران انقلاب، بسیج و سرویس های اطلاعاتی – و نه روحانیون، رهبران سیاسی انقلاب، یا ارتش بیست میلیونی محور اصلی جمهوری اسلامی هستند. قابل توجه است که آوازۀ اکثریت هشت تا ده نفر از افراد مهمی که دوروبر خامنه ای هستند مرهون این تضاد است.

در اینجا یک زمینۀ مهم تاریخی وجود دارد که کمک می کند عمق احساسات ملی ایرانیان را شرح دهیم. ایران در هر دو جنگ جهانی بدون هیچگونه عمل تحریک آمیزی مورد هجوم انگلیس و روسیه قرار گرفت؛ امریکا حاکم ایران را بین سالهای ۱۹۵۰ و اواخر دهۀ ۱۹۷۰ بر مسند قدرت نشاند و او را تأیید کرد؛ و به دنبال امتناع غرب از اجازه دادن به شورای امنیت سازمان ملل برای محکوم کردن عراق و دستور دادن به این کشور برای بازگشتن به نواحی مرزی قبل از تعارض ( دست نخورده )، ایران در سپتامبر ۱۹۸۰به هجوم نظامی صدام حسین تن داد.

اصولا ًهمۀ رهبران سیاسی ایران می توانند از این زمینۀ تاریخی کمک بگیرند، اما به طور خاص شخصیتی همانند محمود احمدی نژاد، که با تجربه ویرانگر جنگ دهۀ ۱۹۸۰ زندگی کرده است، به خوبی در موقعیت انجام این کار قرار دارد.

شکست اصلاحات**

برای اصلاح طلبان ایران که با محمد خاتمی و جنبشهای سالهای اخیر دانشجویان، زنان و دیگر جوامع مدنی در ارتباط هستند، به قدرت رسیدن احمدی نژاد لحظه ای هولناک به شمار می رود. همچنین این سومین باری است که در تاریخ معاصر ایران-- پس از انقلاب مشروطه ۱۹۰۹-۱۹۰۵ و انقلاب اسلامی ۱۹۷۹-۱۹۷۸ – مبارزات گستردۀ اصلاح طلبان پیشرو بر علیه نظامهای سرکوبگر توسط جنبش دیگر (توده ای، ملی گرا و مستبد ) شکست داده
می شود.

بدین ترتیب، این لحظه برای اصلاح طلبان ایران لحظۀ تصمیم گیری در مورد کشورشان به شمار می رود. در واقع جنبش اصلاح طلبانه تغییرات مهمی را داخل ایران بازتاب داد؛
سرانجام زمانی که توان انقلاب تحلیل رود، همانگونه که در جای دیگر نیز رخ داده است، طرح جنبش اصلاح طلبانه در خصوص سکولاریزاسیون تدریجی، لیبرالسیون و حرکت به سوی دنیای بیرون نیز گسترش خواهد یافت.

اما خود جنبش اصلاح طلبانه ضعفهایی داشت: آنقدر متفرق بود که نمی توانست اقتدار سیاسی خود را پایه ریزی کند، در مورد سرسختی نخبگان مستبد دوروبر خامنه ای بسیار ساده لوح بود، و آنقدر انعطاف ناپذیر بود که نتوانست با بوجود آوردن و حمایت کردن از اشکال گوناگون بسیج تحریم احزاب سیاسی را در ایران بشکند.

مانع دیگر شرایط بین المللی بود: چهار ماه پس از اینکه ایران حمایت و همدردی خود را با القاعده در خصوص ماجرای ۱۱ سپتامبر اعلام کرد، جورج بوش در ژانویه ۲۰۰۱ ایران را به عنوان بخشی از " محور شرارت " محکوم کرد و این امر به ضرر اصلاح طلبان ایران تمام شد. جورج بوش هم اکنون با عقب افتاده ترین عوامل ایرانیان مخالفی که در تبعید به سر
می برند دمخور شده است. در حالی که این اقدام بوش اصلاح طلبان را فلج کرد، فقط نگرش مقابله ( رویارویی ) نیروهای محافظه کار ایران را تقویت بخشید.

ایران در جهان و ایران از جهان

در حیطۀ گسترده تری، نتایج انتخابات نشان می دهد که تا چه اندازه ایران- که از نقطه نظر سیاست مدرن بسیار دور از نابهنجاری است- شیوه های عمومی جهان امروز را منعکس
می کند.

پاسخ ملی گرایانۀ شمار زیادی از ایرانیان به جهانی شدن با واکنش بسیاری از اروپاییان به قانون اساسی اتحادیه اروپایی یا واکنش آمریکایی ها در برابر نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی مشابه است. خشم مردمی از سوء استفاده از درآمدهای نفتی توسط شاه و آخوندها- موضوع تکراری احمدی نژاد- برای سیاستمداران تندرویی چون ایوو مورالز در بولیوی و هوگو چاوز در ونزوئلا آشنا است. همانگونه که تری لین کارل در مطالعۀ تطبیقی و عالی خود بی نهایت تناقض: ترقی ناگهانی نفت و کشورهای نفتی ( ۱۹۹۷) ذکر می کند، بیشتر کشورهای در حال توسعه سوء استفادۀ سیاسی از درآمدهای انرژی را تجربه کرده اند.

محمود احمدی نژاد به اندازۀ جورج بوش پیروزی انتخاباتی خود را مدیون حس و حال مردمی و توان پایدار جامعه ای متشکل از نهادهایی می داند که از درگیریهای بین المللی بوجود
آمده اند. این حس و حال مردمی و این نهادها روشی را که احمدی نژاد در پیش خواهد گرفت تا با مشکلات اساسی، از اقتصاد زندگی روزمره گرفته تا برنامه هسته ای ایران، برخورد کند را محدود و معین خواهد کرد.

رئیس جمهور جدید ایران در محیطی کار خواهد کرد که توجه به پرستیژ ملی، تأثیر منطقه ای ایران و امکان چانه زنی ( هسته ای ) اجتناب ناپذیر خواهد بود. در این قضایا و در کل تاریخ معاصر انقلاب و ملی گرایانه، ایران عرصۀ جهانی را به نمایش می گذارد که در آن خود را می یابد. کشوری که اولین انقلاب آن دقیقا ً یک قرن قبل دنیا را به حیرت آورد بار دیگر ادعایی می کند که کانون توجه بین المللی قرار گیرد. ما فقط می توانیم امیدوار باشیم که رهبران جدید و دشمنان قدیم این کشور توهمات خود را در برابر واقعیت محک بزنند.[اوپن دمکراسی - ۱ ژوئیه]

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه