|
كاستيها و نابسامانيهای فرهنگ مكتوب در ايران-مرتضي فلاح ـ مدير
مسؤول
نمايشگاه كتاب و مطبوعات از امروز در تهران گشوده ميشود. تا اين رسم
خوشايند و ديرين فرصتي باشد براي بازديد علاقهمندان به كتاب و كتابخواني.
يكي از شاخصههاي مهم توسعه فرهنگي و سياسي هر كشور تعداد و تيراژ آثار
فرهنگي از جمله كتاب و نشريه و روزنامه است. كشور ايران كه در دوران گذشته ـ
چه قبل از اسلام و چه در قرون اوليه بعد از اسلام ـ در زمينه كتاب و
كتابخواني پيشينهاي دراز و پربار داشته و روزگاري «گنج نبشهها» يا
كتابخانههايش شهرتي جهانگير. امروز با تأسف چندان وضعيت مناسب ندارد و
فرهنگ كتاب و كتابخواني جايگاه نخستين خود را پاك از دست داده است. برابر
آمار موجود جمعيت كشور ايران از مرز 70 ميليون فراتر رفته است، جمعيتي كه
بيشتر آن را جوانان تشكيل ميدهند. با اين وصف تيراژ و تعداد كتاب و
روزنامهها و ديگر آثار مكتوب نه تنها اصلاً در خور توجه نيست بلكه در خور
تأمل است و تحسر. هماكنون تيراژ روزنامههايي كه در كشور منتشر ميشوند
هنوز از مرز يك ميليون و 200 هزار نسخه فراتر نميرود. با عنايت به اينكه
تقريباً 80 درصد اين روزنامهها دولتي است كه با يارانههاي عظيم دولت و
مراكز قدرت اداره ميشوند، اين تيراژ نسبت به جمعيت كشور بسيار اندك است و
ناچيز. وضعيت نشر كتاب نيز از روزنامه بهتر و خوشايندتر نيست. هنوز در
جامعهاي كه آمار دانشآموزانش نزديك به 20 ميليون تن است و نزديك به 2
ميليون دانشجو دارد و فارغالتحصيلان مراكز آموزش عاليش از 7 ميليون تن فراتر
رفتهاند، تيراژ كتاب به ندرت از 3 هزار نسخه بالا ميرود. تعداد عناوين
كتابها نيز وضعيتي بهتر از تيراژ ندارد. توجه داريم كه حجم عظيمي از اين
تعداد كتاب نيز صرفاً اختصاص به حوزههاي ديني دارد و نه حوزههاي معرفتي
ديگر. امروزه بسياري از كشورهاي در حال توسعه كه نه پيشينه فرهنگي ايران
داشتهاند و نه جمعيت تحصيل كردهاي مانند ايران، از تيراژ و تعداد نشريه و
كتابهاي بسيار بيشتري برخوردارند تا ايران. ايران از اين منظر حتي در مقايسه
با كشورهايي چون تركيه و پاكستان هم وضع نامطلوبتري دارد. كافي است نگاهي به
تيراژ روزنامههاي جنگ در پاكستان و حريت در تركيه بيندازيم تا بهتر و بيشتر
به اين تفاوت آشكار پي ببريم. ميگويند و ميخوانيم كه تيراژ بعضي از كتابها
و رمانهاي ادبي در كشورهاي آمريكاي لاتين ـ كه از جمله كشورهاي در حال
توسعه هستند ـ گاه از مرز ميليون فراتر ميرود. هنگامي كه آن آمارها را با
آمارهاي نشر و تيراژ كتاب در ايران مقايسه ميكنيم تأسف و تحسر ما بيشتر
ميشود. به راستي چرا چند دهه است تيراژ كتاب و آثار فرهنگي مكتوب در
ايران ثابت مانده است و چه بايد كرد تا بتوانيم اندك اندك به حداقلهاي مورد
قبول در اين زمينه برسيم. چنين به نظر ميرسد، تا زماني كه فرهنگ نقد و نقادي
و آزادي بيان و انديشه تضمين و نهادينه نشود و كانونها و انجمنهاي گوناگون
نويسندگي و فرهنگي و ادبي و هنري در كشور پاي نگيرند اميد به بهبود شرايط
فرهنگي و افزايش تعداد و تيراژ كتاب و روزنامه در كشور اميدي است واهي و دست
نيافتني. به خاطر ندارم كه در كجا خواندهام كه تعداد و عناوين و تيراژ
كتابهايي كه در دو كشور ايتاليا و يونان ـ كه خود از كشورهاي نسبتاً
عقبمانده اروپايي هستند ـ به تنهايي از مجموع تيراژ كتاب در همه كشورهاي
اسلامي بيشتر و بالاتر است. اگر اين آمار درست باشد بهتر ميتوان به عمق اين
فاجعه فرهنگي در كشور پي برد. نمايشگاه كتاب و مطبوعات سنتي است پسنديده و
نيك، اما اين سنت به تنهايي نميتواند گسترنده فرهنگ كتابخواهي و كتابخواني و
ارتقاي فرهنگ مكتوب كشور باشد. بايد زمينههاي ديگر اين كار را هر چه زودتر
فراهم آورد
|