با فشار بر جنبش دانشجويي نميتوان صداي اين جنبش را خاموش كرد و اين جريان را
به انفعال كشاند، چراكه خاموشي جنبش دانشجويي، خيال خام است. دفتر تحكيم وحدت در 25
سال فعاليت يكي از سالمترين تشكلهاي سياسي است. دفتر تحكيم وحدت به دليل ساختار
دموكراتيكاش، مجموعهاي فعال و پويا است و به دليل همين سيال بودن و ساختار
دموكراتيكاش يكي از اثرگذارترين مجموعهها در عرصه سياسي كشور است.
هر چند
فعاليت جريان دانشجويي بدون خطا نیست اما درصد خطاي اين جريان بسيار پائينتر از
گروهها و مجموعه هاي ديگر است و انتخابات اخير گوياي اين مطلب است، اين جريان با
ديدي دقيقتر در اين انتخابات عمل كرد و ميتوان گفت كه در اين انتخابات تصميم
جريان دانشجويي جزء معتبرترينهابود، هرچند بهترين از اين نيز ميشد عمل
كرد.
علیرغم اینکه اختلافهایي در دفتر تحكيم موجود است اما باید بدانیم بخشي
از اين اختلافها معلول فشارهاي نهادهاي امنيتي و جريانهاي متصل به حاكميت است،
به طور مثال بيش از دو سال است كه ساختمان اين تشكل پلمپ است و حتي الان كه
ميخواهند انتخابات برگزار كنند براي جلوگيري از برگزاري نشست فشار ميآورند تا
به خيال خود به انحلال مجموعه بيانجامد.
به رغم فشارها بر اين جنبش عدهاي حاضر
هستند اين مقدار هزينه براي برخورد با دفتر تحكيم وحدت پرداخت، به دليل اثرگذاري آن
در جامعه است.
نبايد حركتهاي جريان دانشجويي را در تحكيم خلاصه كرد، تشكلهاي
سياسي دانشجويي در چند سال اخير بسيار تقويت شده است و نبايد اين فعاليتها از
جمله در دانشگاههاي آزاد و دولتي ناديده گرفته شود.
در نقد استراتژي دوري از
قدرت دفتر تحكيم وحدت باید عرض کنم اگر مراد از اين استراتژي، دوري از قدرت حاكم
باشد، هيچ اختلاف نظري با دوستان نداريم، ولي بايد اين واژه به «استراتژي دوري از
قدرت حاكم» تغيير پيدا كند.
اگر منظور دوري از قدرت به صورت عام باشد، با عملكرد
چند ساله اخير اين مجموعه در تعارض است. زماني كه اين مجموعه قصد دارد به سمت يك
جامعه دموكراتيك حركت كند و يا اينكه طرح رفراندوم را مطرح ميكند، نشان دهنده آن
است كه اين مجموعه به سمت شكلگيري قدرت ديگري در حال حركت است.
اگر زماني
رفراندوم برگزار شود، همانطور كه در قانون اساسي به آن اشاره شده است، نتيجه اين
رفراندوم به وجود آمدن قدرت بعدي است. دوستان ما عملاً در جهت ايجاد قدرتدموكراتيك،
در حال حركت هستند.
اگر دوري از قدرت به معني دوري از عملكرد حزبي اين مجموعه
باشد، مخالفت خاصي وجود ندارد. البته خلاء وجود احزب واقعي در كشور در برخي
زمانها عملكرد حزبي داشت، مانند انتخابات مجلس سوم و انتخابات مجلس ششم كه دفتر
تحكيم در انتخابات ليست ارائه داد و در مجلس ششم، بنده، حقيقتجو، يوسفيان و
تاجرنيا منتخب همين دوستان بوديم.
دليل اتخاذ استراتژي دوري از قدرت در دفتر
تحكيم وحدت ، عملكرد حاكميت است . در آن زمان هم لحن برخي از گروههاي اصلاحطلب
نسبت به جريان دانشجويي تغيير پيدا كرد و حتي عليه اين جريان حرفهايي زدند، حتي
بر اين نكته كه جريان دانشجويي بايد از عرصه سياسي دور شود، تأكيد كردند، ولي آيا
همين احزاب به آن رشد و توانايي رسيدهاند كه جريانهايي مانند جريان دانشجويي از
عرصه سياسي خارج شوند و صحنه را براي فعاليت احزاب باز كند؟، به نظر من پاسخ به اين
سوال هنوز منفي است.
من با اين عقيده كه جريان دانشجويي عرصه سياسي را به طور
كامل ترك و صرفاً به دنبال مسايل صنفي باشد، مخالفم ولي توجه به مسائل صنفي در كنار
مسائل سياسي مناسب شرايط آتي جنبش دانشجويي خواهد بود. اين انتخابات نشان داد كه ما
در اين زمان نميتوانيم تنها به احزاب براي فعاليتهاي سياسي و حل مشكلات اطمينان
كنيم چرا كه شامه جنبش دانشجويي قويتر عمل كرد.
در خصوص استراتژي تغييرات
ساختاري نظام كه از سوي دفتر تحكيم وحدت مطرح شده باید بگویم جنبش دانشجويي عمده
حرفهاي اساسي را زده است و نبايد بيشتر از اين، خود را درگير مسائل سياسي هزينه
بر نمايد. بزرگترين مختصات نسل حاضر اين است كه براي هر عملي بسيار هزينه فايده
ميكند، ولي اين ويژگي در نسل گذشته رقيقتر بود. براي نسل جديد تفاوتي ندارد كه
در كدام تشكل بگيرد، نسل جديد به دنبال محلي براي رفع نيازهاي خود است و براي رفع
اين نيازهاي حتي حاضر به فعاليت در تشكلهاي غيردموكراتيك است، بنابراين جهتگيري
مناسب جنبش دانشجويي به لحاظ ويژگيهاي اين نسل باشد.
بايد اولويت نسل حاضر مورد
توجه قرار گيرد، بايد براي شناسايي نيازها بعضاً دانشجويان نسل جديد بيشتر وقت
گذاشته شده و كار جامعه شناختي در ميدان صورت گيرد.
نميتوان به ساختار سياسي
انتقاد كرد و خواهان تغيير در اين ساختار بود و بعد انتظار داشت كه اين ساختار به
اين مجموعه امكانات بدهد. اين دو رويكرد با هم در تعارض است و به همين جهت دفتر
تحكيم وحدت پس از تعارض بوجود آمده با كمكهاي مردمي فعاليت كرد. در حال حاضر شايد
دانشگاهها براي فعاليتهاي فرهنگي كمك مالي كنند، ولي در بخش سياسي كمتر حاضر به
انجام آن خواهد شد.
كارهاي جمعي در ايرانيها نهادينه نشده است و كار جمعي سخت،
پا، ميگيرد. زماني كه چند نفر دور هم جمع ميشوند، بعد از مدتي با همديگر اختلاف
پيدا ميكنند و چند شاخه ميشوند، البته در انشقاق تحكيم دخالتهاي بيروني را
نبايد ناديده گرفت.
اختلافات ميان اين مجموعه سليقهاي است و اعضاي اين مجموعه
اختلافات عقيدهاي زيادي با همديگر ندارند، ولي دخالت عوامل بيروني غير مسئول
مجموعه را ناسالم كرد.
-----------------
* متن سخنرانی دبير كل سازمان دانش آموختگان ايران
اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) در فستيوال فرهنگي - سياسي دانشگاه
اميركبير