بازگشت به صفحه اول

 از  ايران ما

 
 
 
خاموشي جنبش دانشجويي، خيال خام است

علي‌‏اكبر موسوي‌‏خوئيني*

با فشار بر جنبش دانشجويي نمي‌‏توان صداي اين جنبش را خاموش كرد و اين جريان را به انفعال كشاند، چراكه خاموشي جنبش دانشجويي، خيال خام است. دفتر تحكيم وحدت در 25 سال فعاليت يكي از سالمترين تشكل‌‏هاي سياسي است. دفتر تحكيم وحدت به دليل ساختار دموكراتيك‌‏اش، مجموعه‌‏اي فعال و پويا است و به دليل همين سيال بودن و ساختار دموكراتيك‌‏اش يكي از اثرگذارترين مجموعه‌‏ها در عرصه سياسي كشور است.
هر چند فعاليت جريان دانشجويي بدون خطا نیست اما درصد خطاي اين جريان بسيار پائين‌‏تر از گروه‌‏ها و مجموعه ‏هاي ديگر است و انتخابات اخير گوياي اين مطلب است، اين جريان با ديدي دقيق‌‏تر در اين انتخابات عمل كرد و مي‌‏توان گفت كه در اين انتخابات تصميم جريان دانشجويي جزء معتبرترين‌‏هابود، هرچند بهترين از اين نيز مي‌‏شد عمل كرد.
علیرغم اینکه اختلاف‌‏هایي در دفتر تحكيم موجود است اما باید بدانیم بخشي از اين اختلاف‌‏ها معلول فشارهاي نهادهاي امنيتي و جريان‌‏هاي متصل به حاكميت است، به طور مثال بيش از دو سال است كه ساختمان اين تشكل پلمپ است و حتي الان كه مي‌‏خواهند انتخابات برگزار كنند براي جلوگيري از برگزاري نشست فشار مي‌‏آورند تا به خيال خود به انحلال مجموعه بيانجامد.
به رغم فشارها بر اين جنبش عده‌‏اي حاضر هستند اين مقدار هزينه براي برخورد با دفتر تحكيم وحدت پرداخت، به دليل اثرگذاري آن در جامعه است.
نبايد حركت‌‏هاي جريان دانشجويي را در تحكيم خلاصه كرد، تشكل‌‏هاي سياسي دانشجويي در چند سال اخير بسيار تقويت شده است و نبايد اين فعاليت‌‏ها از جمله در دانشگاه‌‏هاي آزاد و دولتي ناديده گرفته شود.
در نقد استراتژي دوري از قدرت دفتر تحكيم وحدت باید عرض کنم اگر مراد از اين استراتژي، دوري از قدرت حاكم باشد، هيچ اختلاف نظري با دوستان نداريم، ولي بايد اين واژه به «استراتژي دوري از قدرت حاكم» تغيير پيدا كند.
اگر منظور دوري از قدرت به صورت عام باشد، با عملكرد چند ساله اخير اين مجموعه در تعارض است. زماني كه اين مجموعه قصد دارد به سمت يك جامعه دموكراتيك حركت كند و يا اينكه طرح رفراندوم را مطرح مي‌‏كند، نشان دهنده آن است كه اين مجموعه به سمت شكل‌‏گيري قدرت ديگري در حال حركت است.
اگر زماني رفراندوم برگزار شود، همانطور كه در قانون اساسي به آن اشاره شده است، نتيجه اين رفراندوم به وجود آمدن قدرت بعدي است. دوستان ما عملاً در جهت ايجاد قدرتدموكراتيك، در حال حركت هستند.
اگر دوري از قدرت به معني دوري از عملكرد حزبي اين مجموعه باشد، مخالفت خاصي وجود ندارد. البته خلاء وجود احزب واقعي در كشور در برخي زمان‌‏ها عملكرد حزبي داشت، مانند انتخابات مجلس سوم و انتخابات مجلس ششم كه دفتر تحكيم در انتخابات ليست ارائه داد و در مجلس ششم، بنده، حقيقت‌‏جو، يوسفيان و تاجرنيا منتخب همين دوستان بوديم.
دليل اتخاذ استراتژي دوري از قدرت در دفتر تحكيم وحدت ، عملكرد حاكميت است . در آن زمان هم لحن برخي از گروه‌‏هاي اصلاح‌‏طلب نسبت به جريان دانشجويي تغيير پيدا كرد و حتي عليه اين جريان حرف‌‏هايي زدند، حتي بر اين نكته كه جريان دانشجويي بايد از عرصه سياسي دور شود، تأكيد كردند، ولي آيا همين احزاب به آن رشد و توانايي رسيده‌‏اند كه جريان‌‏هايي مانند جريان دانشجويي از عرصه سياسي خارج شوند و صحنه را براي فعاليت احزاب باز كند؟، به نظر من پاسخ به اين سوال هنوز منفي است.
من با اين عقيده كه جريان دانشجويي عرصه سياسي را به طور كامل ترك و صرفاً به دنبال مسايل صنفي باشد، مخالفم ولي توجه به مسائل صنفي در كنار مسائل سياسي مناسب شرايط آتي جنبش دانشجويي خواهد بود. اين انتخابات نشان داد كه ما در اين زمان نمي‌‏توانيم تنها به احزاب براي فعاليت‌‏هاي سياسي و حل مشكلات اطمينان كنيم چرا كه شامه جنبش دانشجويي قوي‌‏تر عمل كرد.
در خصوص استراتژي تغييرات ساختاري نظام كه از سوي دفتر تحكيم وحدت مطرح شده باید بگویم جنبش دانشجويي عمده حرف‌‏هاي اساسي را زده است و نبايد بيشتر از اين، خود را درگير مسائل سياسي هزينه بر نمايد. بزرگترين مختصات نسل حاضر اين است كه براي هر عملي بسيار هزينه فايده مي‌‏كند، ولي اين ويژگي در نسل گذشته رقيق‌‏تر بود.‏ براي نسل جديد تفاوتي ندارد كه در كدام تشكل بگيرد، نسل جديد به دنبال محلي براي رفع نيازهاي خود است و براي رفع اين نيازهاي حتي حاضر به فعاليت در تشكل‌‏هاي غيردموكراتيك است، بنابراين جهت‌‏گيري مناسب جنبش دانشجويي به لحاظ ويژگيهاي اين نسل باشد.
بايد اولويت نسل حاضر مورد توجه قرار گيرد، بايد براي شناسايي نيازها بعضاً دانشجويان نسل جديد بيشتر وقت گذاشته شده و كار جامعه شناختي در ميدان صورت گيرد.
نمي‌‏توان به ساختار سياسي انتقاد كرد و خواهان تغيير در اين ساختار بود و بعد انتظار داشت كه اين ساختار به اين مجموعه امكانات بدهد. اين دو رويكرد با هم در تعارض است و به همين جهت دفتر تحكيم وحدت پس از تعارض بوجود آمده با كمك‌‏هاي مردمي فعاليت كرد. در حال حاضر شايد دانشگاه‌‏ها براي فعاليت‌‏هاي فرهنگي كمك مالي كنند، ولي در بخش سياسي كمتر حاضر به انجام آن خواهد شد.
كارهاي جمعي در ايراني‌‏ها نهادينه نشده است و كار جمعي سخت، پا، مي‌‏گيرد. زماني كه چند نفر دور هم جمع مي‌‏شوند، بعد از مدتي با همديگر اختلاف پيدا مي‌‏كنند و چند شاخه مي‌‏شوند، البته در انشقاق تحكيم دخالت‌‏هاي بيروني را نبايد ناديده گرفت.
اختلافات ميان اين مجموعه سليقه‌‏اي است و اعضاي اين مجموعه اختلافات عقيده‌‏اي زيادي با همديگر ندارند، ولي دخالت عوامل بيروني غير مسئول مجموعه را ناسالم كرد.

-----------------
* متن سخنرانی دبير كل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) در فستيوال فرهنگي - سياسي دانشگاه اميركبير

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه