|
|
|||
|
واقعيت ديروز و
امروز! در كيهان شماره
1037 صفحه 8 آقاي دكتر داريوش همايون مقاله اي تحت عنوان «« جنبشي كه زمان آن فرا
رسيده »» به رشته تحرير درآورده و در بخشي از آن با ذكر مقدمه نوشته اند : « ...
مرده پرستان مصدقي ... چنين و چنان كرده اند! »» . و بدين ترتيب پيروان مصدق را
مشتي مرده پرست خوانده اند! بياد دارم هنگامي
كه ملت ايران با هدف ملي كردن صنعت نفت قيام نمود و دكتر مصدق شعار ( نفت در سراسر
كشور بايد ملي گردد ) را مطرح كرد . سران حزب توده با شعار نفت شمال بايد به همسايه
شمالي داده شود، هم با طرح ملي كردن نفت مخالفت كردند و هم با شخص دكتر
مصدق! در طول ملي شدن
نفت و مدت ها پس از آن نيز روزنامه هاي حزب توده به عناوين مختلف و با تصاوير توهين
آميز گوناگون مخالفت با دكتر مصدق را ادامه دادند
و حتي به افتخارات ملي نيز توهين كردند
و غير مستقيم رهروان مصدق را مشتي مرده پرست خواندند! بيست و پنج سال
از ماجراي ملي كردن
صنعت نفت گذشت و انقلاب در سال 1357 به
اوج خود رسيد و پيروز شد. باز هم نام مصدق در سر زبان ها و عكس وي بر سر دست ها
بود. شعار درود بر مصدق تا آنجا اوج گرفت كه آقاي خميني احساس حسادت كرد و تاب
نياورد و گفت : « ما از دست اين مرد ( مصدق ) سيلي خورديم » و در يك سخنراني گفت :
« ما هرچه مي كشيم از دست اين ملي گرايان مي كشيم» . و دستور داد نشريه جبهه ملي و
دفتر سازمان را بستند و سرانجام گفت : « آنها ( جبهه ملي ) از استخوان پوسيده اين
مرد ( مصدق ) چه مي خواهند. آقاي خميني هم طرفداران مصدق را مرده پرستان خواند!
پريروز حزب توده ، ديروز آيت الله خميني ، امروز دكتر
همايودن! جناب آقاي داريوش
همايون شما خود از انديشمندان و پيشكسوتان سلطنت طلبان هستيد و خوب آگاهيد. سلطنت
طلبي امروز به تاريخ شاهان و شاهنشاهي ايران باستان مربوط مي گردد. وما به گذشته
خود همان شاهاني چون كوروش و داريوش ، بزرگاني چون ابن سينا ، رازي ، فردوسي ، سعدي
، بزرگمهر ، خواجه نظام المللك و اميركبير افتخار مي كنيم. فخر به شاهان و بزرگان ، مرده پرستي نيست اما فخر به مصدق
؛ مرده پرستي است؟! آيا افتخار مردم
هند به گاندي و نهرو مرده پرستي است يا حق شناسي ؟! آقاي دكتر همايون كه گهگاه با
ذكر عباراتي نظير (( ميراث خواران مصدق ـ مرده پرستان مصدقي )) نسبت به جبهه ملي
ايراز لطف مي كنند! و گاهي هم با ذكر عبارت قيام ملي 28 مرداد براي سلطنت طلبان
حقانيت قائل مي گردند! به نظر ما نيازي
به اثبات كودتاي 28 مرداد نيست زيرا ده ها كتاب به قلم طراحان و مجريان كودتا توسط
نويسندگان ايراني و خارجي در رابطه با چگونگي كودتاي 28 مرداد نوشته شده است. به
اضافه اينكه امروزه در شرايط حساس فعلي مملكت براي جبهه ملي حفظ منافع ملي و رهائي
ايران از اين گرداب بلا اصلي ترين وظيفه است. آقاي همايون در مقاله مزبور مي نويسند
: « جنبش فراخوان نياز به پشتيباني دارد و اين پشتيباني را در برون مرز بيشتر مي
توان سازمان داد و تشكيل فراخوان ملي از طرح همه پرسي ..... بايد پشتيباتي كرد » .
جناب آقاي دكتر دعوت به تشكيل فراخوان ملي ، با بر احترامي به ملي گرايان نمي تواند
همخواني داشته باشد. با تجربه طلائي
مبارزه مشترك ملي در مورد نام خليج فارس و به زانو درآوردن مؤسسه نشنال جئوگرافي مي
توان پذيرفت ، در شرايط حساس فعلي تمام آنان كه صادقانه به ايران عشق مي ورزند،
شايسته است به دنبال راهي براي وفاق ملي باشند وگرنه 25 سال است كه افتراق
داشتيم. با احترام سرهنگ صادق محمودی آلمان ـ
كلن
دوشنبه
12 بهمن 1381
|
||||
|