|
|
|||
دکتر محمد ملکی در گفت و گو با روز:دانشجویان خواهان دموکراسی هستندمریم کاشانی ۲۴ مرداد ۱۳۸۴
جلوی حرکت آزادیخواهانه دانشگاه را نمی شود گرفت دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب، در مصاحبه با"روز" تاکید می کند که حرکت آزادیخواهانه دانشجویان ایران، برگشت ناپذیر است و حاکمیت در صورت سختگیری بیشتر به دانشجویان، شرایط را برای خود سخت تر می کند. از دکتر ملکی در مورد وزیر پیشنهادی آقای احمدی نژاد برای وزارت علوم می پرسیم، می گوید:وضعیت دانشگاه ها بعد از انقلاب تغییر اساسی نکرده است؛ و بعد از اینکه در سال های 58 و 59 نظام سعی کرد با عنوان انقلاب فرهنگی، دانشگاه ها را تغییر شکل دهد، از نظر اداری، انتخاب روسای دانشگاه ها و اداره آنها، هیچ تغییری حاصل نشده است. دانشگاه همیشه در دست دولت بوده و شورایی به نام انقلاب فرهنگی، هر کسی را خواسته به عنوان رئیس دانشگاه منصوب کرده و در واقع استقلال دانشگاه ها به کل گرفته شده است. البته ما فکر می کردیم در زمان آقای خاتمی، دانشگاه ها بتوانند قدری مستقل شوند ، اما متاسفانه نشد و دیدیم که در زمان ایشان، دانشگاه یکی از سخت ترین و بدترین دوره ها ی خود، بدتر از دوره شاه، را تجربه کرد و بیشترین دستگیری ها از میان دانشجویان و فعالین دانشجویی انجام شد. حالا من این وزیر جدید را نمی شناسم. اصلا برای اولین بار اسمشان را می شنوم و نمی دانم ایشان چکاره است، کجا هست و آیا عضو گروه علمی هیچ دانشگاهی هست یانه. اما آنچه مسلم است، این است که می دانم با این کابینه و با وجود آقای احمدی نژاد، وضع دانشگاه ها، نه تنها بهتر نخواهد شد، بلکه سختگیری های بیشتری هم اعمال می شود و دانشگاه ها دچار انقباض بیشتری خواهند شد. دکتر ملکی چشم انداز فعالیت های دانشجویی را در دوره ای که در پیش است، چنین می بیبند: دانشگاه ها خوشبختانه در ظرف یکی دو سال اخیر فعال تر شده و آن دوران انفعالی را که بعد از فاجعه کوی دانشگاه، به وجود آمده بود، پشت سر گذاشته اند. بخصوص اخیرا که می بینیم در مورد اکبر آقای گنجی، تحکیم وحدت، بیشترین فعالیت ها را می کند و در واقع این دانشجویان هستند که این جریانات را پیش می برند. لذا من فکر می کنم که آقای احمدی نژاد هر چقدر هم سنبه اش پرزور باشد و دولت جدید هرچه هم بخواهد سختگیری بیشتری بکند، مسلما نمی تواند جلوی فعالیت دانشجویان را بگیرد؛ زیرا دانشجویان در مسیری افتاده اند که به اصطلاح مسیر طبیعی خودشان است که همانا عبارتست از مبارزه با ظلم و بی عدالتی. آنها خواهان دموکراسی هستند و این حرکتی است که جلو خواهد رفت. آقای وزیر جدید یا حکومت جدید هم اگر بخواهند سختگیری بیشتری بکنند، کار را برای خودشان سخت تر خواهند کرد. از دکتر ملکی در مورد انقباض شرایط و موانعی که پیش پای حرکت های دانشجویی گذاشته خواهد شد، سئوال می کنیم. پاسخ چنین است:چه موانعی می خواهند بگذارند؟ چکار خواهند کرد؟ فرض کنید در راس دانشگاه ها ، آدم هایی مرتجع تر و واپس گراتر بگذارند، اختیارات بیشتری به نمایندگان رهبری در دانشگاه ها بدهند، بسیج دانشگاه را بیشتر تقویت کنند،.. ..این کارها را که سال هاست دارند می کنند. همیشه کرده اند، اما من فکر نمی کنم با این حرکت ها بتوانند جلوی حرکت آزادیخواهانه دانشجویان را بگیرند. این کارها جز اینکه تشنج دانشگاه ها را زیادتر بکند، نتیجه دیگری ندارد.چون اصولا روحیه آزادیخواهی در میان دانشجویان روز به روز تقویت شده، و بخصوص در جریان آقای گنجی، خود را بیشتر نشان داده است. الان شما می بینید آخرین شعاری که آقای گنجی با استناد به صحبتی که آقای خمینی کرده بودند، مبنی بر اینکه شاه باید برود، و ایشان هم در نوشته آخر خود می گوید که اقای خامنه ای باید برود، به تدریج به شعاری عمومی بدل شده است، و این شعاریست که بیشتر دانشجویان روی آن کار می کنند. با این دانشجویان چکار می شود کرد؟ باز لابد تعداد زیادی از دانشجویان را می گیرند، می زنند، شکنجه می کنند، ولی من فکر می کنم همان طور که گذشته نشان داده، اینگونه اعمال مسئله ای را برای نظام حل نمی کند، بلکه مسائل را پیچیده تر می کند. به نظر من عاقلانه این است که دست دانشگاه ها راباز بگذارند، یک مقداری به دانشگاه ها استقلال بدهند، بگذارند روسای دانشگاه ها را خود استادان و دانشجویان انتخاب کنند، تا همان طوری که در اوایل انقلاب دیدیم، دانشگاه در شرایط خوبی قرار بگیرد. البته در آن دوران ، متاسفانه با توطئه هایی که حکومت کرد، نگذاشتند وضع ادامه پیدا کند. از دکتر ملکی در ارتباط با پرونده"دانشگاه هاوایی" سئوال می کنیم و اینکه برخی از مسئولین نیز از این دانشگاه که حتی در خود آمریکا هم معتبر شناخته نمی شود، مدرک گرفته اند.می گوید: من هم این مسائل را شنیده و در روزنامه ها خوانده ام.من فکر می کنم غالب این عناوینی که الان مسئولین دارند، و همه دیگر دکتر ، استاد ، شخصیت های علمی و دانشمندان بزرگ شده اند، واقعی نیست و اینها با استفاده از شرایط ویژه و سوء استفاده از دانشگاه ها توانسته اند یک مدرکی بگیرند و یک عنوانی برای خودشان دست و پا کنند. آن دانشگاه هم در همین مسیر است و از جمله همان کارهایی است که متاسفلانه در شرایط فعلی انجام می شود . اینها واقعا فرهنگ را هم به بازی گرفته اند، که نمونه اش همین تقلب در کنکور بود، که هیچ وقت در مملکت سابقه نداشته است. متاسفانه این تقلب هم در دانشگاه آزاد انجام شد و هم در دانشگاه های دولتی، و چون در هر حال مسئولیت هم به عهده افرادیست که نام استاد روی خودشان گذاشته اند و عنوان دانشگاهی دارند، باید بگویم اینها آبروی هرچه استاد و دانشگاهی را هم با این عمل زشت و زننده خود بردند. از دکتر ملکی می پرسیم: الان جایی در مملکت هست که در آن تقلب نباشد؟ پاسخ او این است: تقلب در مملکت ما دیگر عمومی شده، اما دانشگاه ها و موسسات فرهنگی وضع شان فرق می کرد. آنها در گذشته از تقلب، حقه بازی و رشوه خواری مبرا بودند، اما متاسفانه این نظام مراکز فرهنگی را هم به کارهای زشت و غیر انسانی، آلوده کرده است. بر این اساس ، ملکی ، آینده را به این ترتیب تصویر می کند که: همه چیز در گرو این است که مردم چقدر هشیار باشند، چپقدر بیدار باشند، آگاهی پیدا بکنند ، چقدر با ظلم و ستم و بیداد مبارزه کنند و تا چه اندازه در مقابل این ظلم بایستند.
|
||||
|