بازگشت به صفحه اول

 از  اعتماد

 
 

 

به‌ بهانه‌ روز جهاني‌ آزادي‌ مطبوعات‌"مطبوعات‌، نوري‌ در تاريكخانه‌ قدرت

‌

گروه‌ اجتماعي‌، سميرا اميرچخماقي‌: آزادي‌ بيان‌ و انتقال‌ آزادانه‌ اطلاعات‌ از جمله‌ حقوقي‌ است‌ كه‌ به‌ قلمرو ذهن‌ و انديشه‌ بشري‌ مربوط‌ است‌ و به‌ گفته‌ هواداران‌ حقوق‌ از جلوه‌هاي‌ تابناك‌ حقوق‌ انساني‌ است‌.
اصل‌ آزادي‌ بيان‌ در بيشتر اعلاميه‌هاي‌ حقوق‌ به‌ زبان‌هاي‌ مختلف‌ ذكر شده‌ است‌ و شايد يكي‌ از بهترين‌ متون‌ كه‌ متذكر اين‌ انديشه‌ شده‌ و آن‌ را به‌ نيكي‌ بيان‌ داشته‌، اصل‌ 14 از اعلاميه‌ حقوق‌ 1946 فرانسه‌ است‌: »هر كسي‌ آزاد است‌ سخن‌ بگويد، بنويسد، چاپ‌ كند و انتشار دهد و هر گونه‌ افكاري‌ را تا آنجا كه‌ از اين‌ حق‌ سوءاستفاده‌ نشود و مثلا به‌ آزادي‌هاي‌ تضمين‌شده‌ در اين‌ اعلاميه‌ يا حسن‌ شهرت‌ ديگران‌ لطمه‌ وارد نيايد، خواه‌ از راه‌ مطبوعات‌ و خواه‌ از طريق‌ ديگر بيان‌ كند يا نشر دهد و مورد مدافعه‌ قرار دهد.« از سوي‌ ديگر نيز در حق‌ آزادي‌ اخبار و اطلاعات‌ عنوان‌ مي‌شود كه‌ اولا يكايك‌ شهروندان‌ حق‌ دارند به‌ درست‌ترين‌ و صادق‌ترين‌ اخبار و اطلاعات‌ داخلي‌ و خارجي‌ دسترسي‌ داشته‌ باشند. ثانيا آزادي‌ مطبوعات‌،آزادي‌ چاپ‌ونشر، آزادي‌ ايجاد موؤسسات‌ انتشاراتي‌ جزء لاينفك‌ اينگونه‌ آزادي‌ها است‌ و ؤالثا بايد حتي‌ المقدور سانسور مطالب‌ ممنوع‌ باشد و به‌ وسيله‌ قوانين‌ و مقررات‌ سنجيده‌يي‌ اجازه‌ داده‌ نشود تا روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌ها به‌ قدرت‌هاي‌ مالي‌ وابسته‌ باشند و آخر اينكه‌ بايد مقررات‌ دقيق‌ وهمه‌جانبه‌يي‌ درباره‌ نيرومندترين‌ وسايل‌ انتقال‌ جمعي‌ يعني‌ راديو و تلويزيون‌،البته‌ در چارچوب‌ حقوق‌ و آزادي‌ها، تدوين‌ شود.
بنابراين‌ بر طبق‌ اين‌ قوانين‌ كه‌ البته‌ در كشور ما نيز جزو قوانين‌ مرسوم‌ و حقوق‌ متذكر شده‌ است‌،شهروندان‌ حق‌ دارند از آنچه‌ در كشورشان‌ و ساير نقاط‌ جهان‌ مي‌ گذرد، آگاهي‌ يابند.
قانون‌ كج‌ و معوج‌ مشكل‌ كجاست‌. خبر اخراج‌ خبرنگار پارلماني‌ از مجلس‌، تنها به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ مي‌خواست‌ مردم‌ از مسائل‌ داخلي‌ كشورشان‌ اطلاعات‌ واقعي‌ داشته‌ باشند را فراموش‌ نكرديم‌. بسته‌شدن‌ روزنامه‌ها در مدت‌ چند ساعت‌ پس‌ از انتشارو زنداني‌شدن‌ روزنامه‌نگاران‌ را به‌ ياد مي‌آوريم‌ و آن‌وقت‌ فكر مي‌كنيم‌. به‌ مفهوم‌ آزادي‌ بيان‌ مي‌انديشيم‌ و اينكه‌ آيا چنين‌ مفهومي‌ مي‌تواند در كشور در حال‌ توسعه‌ ما نيز مصداق‌ داشته‌ باشد.
عيسي‌ سحرخيز، عضو شوراي‌ مركزي‌ انجمن‌ دفاع‌ از آزادي‌ مطبوعات‌ در مورد مهمترين‌ مطالباتي‌ كه‌ براي‌ آزادي‌ مطبوعات‌ در كشور لازم‌ است‌ مي‌گويد: »يكسري‌ اصول‌ و قوانين‌ داخلي‌ و بين‌المللي‌ وجود دارد كه‌ در آن‌ از آزادي‌ قلم‌، بيان‌ و مطبوعات‌ سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌ و روزنامه‌نگاري‌ آزاد را تضمين‌ مي‌كند. اما در ايران‌ با تصويب‌ يكسري‌ از قوانين‌ در مجلس‌ پنجم‌ مطبوعات‌ را محدود كردند.
آزادي‌ انديشه‌ و بيان‌ بايد تضيمن‌ شود و افراد را نبايد در جهت‌ بيان‌ و نوشتن‌ مسدود كرد و اگر تخلفي‌ هم‌ دراين‌ رابطه‌ صورت‌ گرفت‌ بايد اين‌ اجازه‌ داده‌ شود كه‌ به‌ صورت‌ قانوني‌ با اين‌ افراد برخورد شود و روزنامه‌ نگاران‌ از حقوق‌ خود استفاده‌ كنند.«
مزروعي‌، رييس‌ انجمن‌ روزنامه‌نگاران‌ نيز مهمترين‌ مطالبه‌ را قانون‌ مطبوعات‌ و رفع‌ محدوديت‌هاي‌ آن‌ مي‌داند.
مزروعي‌ مي‌ گويد:» بحث‌ توقيف‌ موقت‌ هيچ‌ انطباقي‌ با قانون‌ ندارد و اين‌ باعث‌ مي‌شود كل‌ فضاي‌ آزادي‌ مطبوعات‌ را از بين‌ ببريم‌ و البته‌ اين‌ هم‌ روشن‌ است‌ كه‌ قانون‌ موجود پاسخگوي‌ نيازهاي‌ جامعه‌ ما نيست‌.«
به‌ هر حال‌ عدم‌ آزادي‌ فردي‌، آزادي‌ اجتماعي‌ و عدالت‌ را به‌ خطر مي‌اندازد و آزادي‌ بيان‌ از جمله‌ آزادي‌هاي‌ فردي‌ انسان‌ها است‌ كه‌ متاسفانه‌ زماني‌كه‌ در كشور ما قوانين‌ استواري‌ در ارتباط‌ با اين‌ آزادي‌ وجود ندارد انتظار آزادي‌ اجتماعي‌ و عدالت‌ در جامعه‌ به‌ نظر چندان‌ انتظار معقولي‌ نمي‌رسد. در چنين‌ فضايي‌ و با دوره‌يي‌ از توقيف‌ فله‌يي‌ مطبوعات‌،فضاي‌ روزنامه‌نگاري‌ در كشور نيز در سال‌هاي‌ گذشته‌ دچار نوسانات‌ بسياري‌ شده‌ است‌. به‌ گفته‌ بسياري‌ از منتقدين‌ و روزنامه‌نگاران‌ مطبوعات‌ كشور در دوره‌يي‌ بعد از انقلاب‌ به‌ دليل‌ شرايط‌ حاكم‌ بر محيط‌ و جو سياسي‌ بهترين‌ دوران‌ را سپري‌ كرده‌ و از آن‌ زمان‌ تاكنون‌ مرتبا دچار افت‌ شده‌اند و بر همين‌ اساس‌ نيز به‌ مرور زمان‌ مخاطبان‌ خود را از دست‌ داده‌ و تيراژ آنها نزول‌ كرده‌ است‌.
عيسي‌ سحرخيز در اين‌ باره‌ معتقد است‌:»روزنامه‌نگاري‌ هميشه‌ درگير فراز وفرودهاي‌ متعددي‌ بوده‌ است‌. بسته‌ به‌ شرايط‌ سياسي‌ و فارغ‌ از مسائل‌ و روندي‌ كه‌ روزنامه‌نگاري‌ در جهان‌ فراهم‌ مي‌كند، مطبوعات‌ آزاد و مستقل‌ شكل‌ گرفتند. اين‌ آزادي‌ها بعد از دوران‌ اصلاحات‌ يك‌ دوره‌ داشت‌ به‌ گونه‌يي‌ كه‌ دوسال‌ ونيم‌ بعد از آنكه‌ اصلاحات‌ انجام‌ شد در ارديبهشت‌ماه‌ سال‌ 79 به‌ اوج‌ شكوفايي‌ خود رسيد. اما وقتي‌ كه‌ توقيف‌ فله‌يي‌ روزنامه‌ها شروع‌ شد و جايگاه‌ قوه‌ قضاييه‌ در مورد مطبوعات‌ تغيير كرد، روزنامه‌نگاران‌ آزاديخواه‌ از اين‌ حرفه‌ بريدند و چون‌ نمي‌توانستند آن‌طور كه‌ فكر مي‌كنند و مي‌انديشند،بنويسند كناره‌گيري‌ كردند.
سحرخيز مي‌گويد: »عده‌يي‌ از اين‌ روزنامه‌نگاران‌ در حال‌حاضر در زندان‌ بسر مي‌برند و برخي‌ گوشه‌ عزلت‌ را انتخاب‌ كرده‌ و عده‌يي‌ ديگر جلاي‌ وطن‌ كرده‌اند.
در يك‌ چنين‌ فضايي‌ ما نمي‌توانيم‌ صحبت‌ از مطبوعات‌ آزاد و رشد روزنامه‌نگاري‌ داشته‌ باشيم‌. بخصوص‌ در حوزه‌ سياسي‌ چرا كه‌ به‌ هر جهت‌ در موارد اقتصادي‌ و هنري‌ و ... كه‌ درواقع‌ دغدغه‌ روزنامه‌نگار چالش‌ با قدرت‌ نبوده‌ آنها فعال‌تر شده‌اند. در چنين‌ شرايطي‌ است‌ كه‌ بعضا روزنامه‌نگاران‌ سياسي‌ را مي‌بينيم‌ كه‌ سينمانويس‌ شده‌اند يا به‌ مباحث‌ اقتصادي‌ مي‌پردازند.
به‌هر تقدير مطبوعات‌ در جايگاه‌ اصلي‌ آنها كه‌ ضرورت‌ دارد به‌ تاريكخانه‌ قدرت‌ نورافكن‌ بتابانند و پايه‌ آزادي‌ را شكل‌ بدهند، دچار ضعف‌هاي‌ سياسي‌ شده‌اند.«
چشم‌ به‌ دست‌ دولت‌
مقوله‌ آزادي‌ مطبوعات‌ علاوه‌ بر آنكه‌ از دلايل‌ عمده‌ افت‌ مطبوعات‌ و بيكاري‌ بسياري‌ از روزنامه‌نگاران‌ خبره‌ شده‌ است‌، وابستگي‌ مطبوعات‌ را نيز به‌ دنبال‌ داشته‌. بيشتر روزنامه‌ها بنا به‌ دلايل‌ متعدد خوانندگان‌ خود را از دست‌ داده‌ و با قهر مردم‌ مواجه‌ شده‌اند و درنتيجه‌ با اندك‌شدن‌ تيراژها با مشكلات‌ اقتصادي‌ فراواني‌ روبرو شده‌اند. در اين‌ شرايط‌ و با محدوديت‌ها و از دست‌دادن‌ نيروهاي‌ خبره‌، تنها راه‌ چاره‌ وابستگي‌ به‌ دولت‌ و يا ارگان‌هاي‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ است‌ و در حقيقت‌ شكل‌گيري‌ مطبوعات‌ مستقل‌ در حال‌ حاضر تبديل‌ به‌ رويايي‌ دور از دستيابي‌ شده‌ است‌.
عيسي‌ سحرخيز در اين‌ باره‌ معتقد است‌: »تا آزادي‌هاي‌ كافي‌ وجود نداشته‌ باشد با اين‌ مشكل‌ كه‌ نشريات‌ مجبور شوند به‌ دلايل‌ اقتصادي‌ يا در سايه‌ حكومت‌ و دولت‌ و يا به‌ وسيله‌ آنها شكل‌ بگيرند، مواجه‌ هستيم‌. اين‌ روزنامه‌نگاران‌ و روزنامه‌ها در جايگاه‌ روابط‌ عمومي‌ سازمان‌ها و... فعاليت‌ مي‌كنند.
البته‌ مزروعي‌ در اين‌ باب‌ نظر ديگري‌ دارد. رييس‌ انجمن‌ صنفي‌ روزنامه‌نگاران‌ معتقد است‌: »تنها بخشي‌ از مطبوعات‌ مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ به‌ حكومت‌ وصل‌ هستند و بخشي‌ از آنها نيز به‌ احزاب‌ و گروه‌ها وابسته‌ هستند كه‌ اين‌ امر نيز در تمام‌ دنيا مرسوم‌ است‌. مطبوعات‌ مستقل‌ هم‌ وجود داشته‌ و دارند. بيشترين‌ هفته‌نامه‌هاي‌ مامستقل‌ هستند و بخشي‌ از روزنامه‌ها نيز بطور مستقيم‌ وابستگي‌ به‌ احزاب‌ و گروه‌ها ندارند اما اينكه‌ چه‌ شرايط‌ و عواملي‌ وجود دارد كه‌ مطبوعات‌ مستقل‌ نمي‌توانند به‌ حيات‌ خود ادامه‌ دهند به‌ شرايط‌ محيطي‌ باز مي‌گردد. مهمترين‌ مشكلاتي‌ كه‌ در زمينه‌ مطبوعات‌ با آن‌ مواجه‌ هستيم‌ به‌ ادامه‌ راه‌ توقيف‌ باز مي‌گردد وگرنه‌ مطبوعات‌ مستقل‌ شكل‌ مي‌گيرند و اگر جوانمرگ‌ نشوند مي‌توانند براحتي‌ فعاليت‌ كنند.«
وابستگي‌ و عدم‌ استقلال‌ روزنامه‌ها كه‌ يكي‌ از دلايلش‌ همان‌ از دست‌ دادن‌ مخاطبين‌ است‌ خود باعث‌ قهر مردم‌ و كاهش‌ تمايل‌ به‌ خواندن‌ از سوي‌ مردم‌ شده‌ است‌. حضور روزنامه‌نگاران‌ آزاد و البته‌ نشريات‌ مستقل‌ باعث‌ انتشار اخبار واقعي‌ و تحليل‌هايي‌ از وضعيت‌ داخلي‌ و خارجي‌ كشور مي‌شود كه‌ از دست‌ دادن‌ اين‌ عوامل‌ به‌ هرحال‌ بي‌اعتمادي‌ مردم‌ و عدم‌ توجه‌ آنها به‌ مطبوعات‌ و تمايلشان‌ به‌ دريافت‌ اخبار از طريق‌ رسانه‌هاي‌ ديگر نظير راديو و تلويزيون‌ را به‌ دنبال‌ دارد.
سحرخيز مي‌گويد: »همانطور كه‌ زماني‌ كه‌ روزنامه‌نگار آزاد داشتيم‌ و مردم‌ به‌ مطالب‌ روزنامه‌ اعتماد داشتند و روزنامه‌نگاران‌ را به‌ عنوان‌ كساني‌ كه‌ حقيقت‌ را مي‌گويند، باور داشتند و تيراژ روزنامه‌ها از نيم‌ميليون‌ گذشته‌ بود، در حال‌ حاضر مردم‌ به‌ روزنامه‌ها بي‌اعتماد شده‌ و در عمل‌ روزنامه‌ها به‌ غير از يكي‌ دو روزنامه‌ دولتي‌ باقي‌ روزنامه‌ها تيراژ بسيار كمي‌ دارند. مردم‌ ترجيح‌ مي‌دهند آنچه‌ را كه‌ مي‌خواهند از طريق‌ تلويزيون‌ و راديو دريافت‌ كنند.«
به‌ هرحال‌ تنها تفاوتي‌ كه‌ در دريافت‌ اين‌ اخبار مشاهده‌ مي‌شود در اين‌ است‌ كه‌ از طريق‌ راديو و تلويزيون‌ دريافت‌ اخبار هزينه‌يي‌ در بر ندارد و حال‌ آنكه‌ همان‌ اخبار از طريق‌ مطبوعات‌ هزينه‌ به‌ دنبال‌ دارد.
مزروعي‌ نيز روزنامه‌ را به‌ كالا تشبيه‌ مي‌كند و مي‌گويد: »مطبوعات‌ نيز مانند بقيه‌ كالاهاست‌ و مردم‌ زماني‌ از آن‌ استفاده‌ مي‌كنند كه‌ احساس‌ نياز كنند اما در حال‌ حاضر اين‌ احساس‌ نياز وجود ندارد. روزنامه‌ نمي‌تواند به‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ مردم‌ پاسخ‌ بدهد و زماني‌ كه‌ اين‌ امر انجام‌ نمي‌شود آنها مي‌توانند اخبار را بدون‌ پرداخت‌ هيچ‌ پولي‌ به‌ دست‌ آورند، چرا بايد براي‌ خريد روزنامه‌ پول‌ بدهند. اين‌ امر جزو بديهيات‌ علم‌ اقتصاد است‌. اين‌ را خود مردم‌ بايد تشخيا بدهند كه‌ روزنامه‌يي‌ كه‌ مي‌خواهند بابتش‌ پول‌ بدهند، به‌ دردشان‌ مي‌خورد يا نه‌* و به‌ هرحال‌ سانسور، محدوديت‌ و عوامل‌ ديگري‌ مي‌تواند از دلايل‌ اين‌ امر باشد اما آن‌ را هم‌ بايد از مردم‌ سوال‌ كرد.«
مطبوعات‌ و نمايشگاه‌
يكي‌ از راههاي‌ جذب‌ مردم‌ به‌ سوي‌ مطبوعات‌ و ايجاد ارتباط‌ بين‌ آنها و روزنامه‌نگاران‌ و ترغيب‌شان‌ به‌ اعتماد به‌ آنها نمايشگاه‌ مطبوعات‌ است‌. امسال‌ دوازدهمين‌ دوره‌ اين‌ نمايشگاه‌ برگزار خواهد شد و البته‌ به‌ نظر مي‌رسد در طي‌ چند سال‌ گذشته‌ با تمام‌ فعاليت‌هايي‌ كه‌ در راستاي‌ جذب‌ مردم‌ به‌ سوي‌ نشريات‌ شده‌ اما اين‌ نمايشگاه‌ سالانه‌ نيز نتوانسته‌ است‌ اين‌ ارتباط‌ را افزايش‌ داده‌ و باعث‌ افزايش‌ تيراژ روزنامه‌ها شود. البته‌ سحرخيز معتقد است‌: »نمايشگاه‌ جايگاه‌ ارتباط‌ بين‌ مردم‌ با روزنامه‌نگاران‌ و اهالي‌ مطبوعات‌ را فراهم‌ مي‌كند و مردم‌ مي‌توانند حرفهايشان‌ را بزنند و تشويق‌ مي‌شوند.«
سحرخيز مي‌گويد: »مسلما نمايشگاه‌ تاؤير مثبتي‌ بر روي‌ افكار عمومي‌ دارد بخصوص‌ در دو سال‌ اول‌ بعد از اصلاحات‌ مردم‌ با شور و علاقه‌ در برنامه‌ها حضور پيدا مي‌كردند.«
به‌ هر جهت‌ از آنجا كه‌ در دوران‌ جديد تمام‌ تكاپوي‌ جامعه‌ انساني‌ ما دستيابي‌ به‌ آزادي‌ و عدالت‌ بوده‌ و پايه‌هاي‌ جهان‌ جديد بر انتقال‌ آزادانه‌ اطلاعات‌ استوار شده‌ است‌، به‌ نظر مي‌رسد تا زماني‌ كه‌ قوانين‌ دست‌ و پاگير در اين‌ زمينه‌ اصلاح‌ نشوند و آزادي‌ بيان‌ و مطبوعات‌ به‌ مفهوم‌ واقعي‌ خود تبلور پيدا نكند ما همچنان‌ با افت‌ مطبوعات‌ و بي‌اعتمادي‌ نسبت‌ به‌ آنها مواجه‌ خواهيم‌ شد كه‌ نتيجه‌يي‌ جز از دست‌ دادن‌ اعتماد افكار عمومي‌ و سوق‌ دادن‌ جامعه‌ به‌ سمت‌ شايعه‌ و منابع‌ بيگانه‌ نخواهيم‌ داشت‌.

 

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه