بازگشت به صفحه اول

ا

 
 

سیاست پدرو مادر ندارد!         

   ناصر مستشار

تازه از ایران به برلین غربی آمده بودیم ؛ اکتبر سال 1985 میلادی بود وهنوز حال وهوای وطن را د اشتیم و حد اکثر اقامتمان را در آلمان پنچ سال ارزیابی کرده بودیم .بیش از حد امید وار بودیم که در آینده نزدیک به میهن باز خواهیم گشت.همه همت خود را معطوف کرده بودیم که بیشتر علیه رژیم مبارزه کنیم تا حکومت اسلامی هر چه زود تر سرنگون گرددتا ما به همراه دیگر هموطنان هرچه سریع تر به وطن  بازگردیم. هیچ علاقه ائی به فراگیری زبان آلمانی از خود نشان نمی دادیم.آنها هم که زبان آلمانی را یاد می گرفتند ؛ بعضی ها آنها رامسخره ولیبرال خطاب می کردند!

همان  روزها اطلاعیه ائی بدستمان رسید مبنی بر اینکه ؛ دکتر حسن نزیه در دانشگاه برلین سخنرانی خواهد کرد. برگزار کننده سازمان جمهوری خوان ملی ایران بود. آنشب جمعیت زیادی برای شنیدن سخنرانی آمده بودند. این سازما ن را دکتر حسن نزیه و دکتر احمد طهماسبی ودکتر مهران براتی واردوان وبعضی از جمهوری خواهان ملی و سکولار پایه گذاری نموده بودند. آنشب هم مثل بقیه شبهای دیگربعضی از چپ روها می خواستند که سخنرانی دکتر حسن نزیه  را به آشوب بکشانند.

دکتر حسن نزیه شاید جزو اولین فراریان بعد از انقلاب ارتجاعی و اسلامی باشد که بدون وابستگی به حکومت شاه فقط به خاطر اینکه در تابستان 1358 خورشیدی در هیاهوی تدارک قانون اساسی اسلامی شجاعانه  گفته بود (( حکومت اسلامی نه ممکن است ونه لازم ونه مفید)) که از جانب بهشتی وبه فرمان خمینی تحت تعقیب قرار گرفته بود.بالاخره سخنرانی با تما م هیاهو و متلک های مستهجن به پایان رسید. همه آن آشوب گران هم اینک به ایران رفت وآمد دارند ولی دکتر حسن نزیه در دوران سالخوردگی در فرانسه زندگی می کند وخانه ودفتر وکالتش را در تهران توسط دادستان انقلاب اسلامی مصادره شده است.هنوز هیچکس به سراغ آن انسان بزر گوار نرفته است تا بگوید ، شما حقیقت را زودتر از همه کشف نمودید وبه مردم اعلام خطر نمودید.منطق او وشعار اووهمت او مدت هاست که از جانب دیگران که آنموقع حامی رژیم بوده اند مصادره شده است ؛ بی آنکه یادی از او بنمایند !

مصادره شخصیت های سیاسی مدتی است که در میان فعالین سیاسی متداول گشته است.دکترمهران براتی از بنیان گذران  اولیه جمهوری خواهی سکولار را بخشی از نیروهای چپ شکست خورده طرفدار خط امام ضد امپریالیست به طرف خود جذب نموده اند تا از محبو بیت او استفاده نمایند تا اتحاد جمهوری خواهان را راه بیاندازند. درشب اول همایش اتحاد جمهوری خواهان به دکتر مهران براتی التماس نمودم که مواظب باشید که این طر فداران راه رشد غیر سر مایه داری  شمارا به بیراهه نبرند!برای مثال مهدی فتا پور هم کاندیدا شده بود وهم شمارش گر آرای جمع حاضر در سالن ! به  دکتر براتی گفتم از کی تا به حال کاندیدا می تواند شمارش گرهم باشد ؛ دکتر براتی بلا فاصله به شکل انتخابات وشمارش آرا اعتراض نمودو مهدی فتا پوراز دخالت در امور شمارش کناره گرفت. در طرف دیگر شهر برلین مبارزی سرشناس و با تحصیلات سرشار در علوم سیاسی و باپیشنه سوسیال دمکراسی انقلابی و با محبوبیت دیرینه از جانب بخش دیگر طر فداران راه رشد غیر سرمایه داری به سمت خود جذ ب شده است تا سیاست ها  وآمال خود را پیش ببرند.در ماه آوریل سال جاری در حضور دکتر کامبیز روستا ودکتر حسین باقرزاده؛ سه نفر از وابستگان چپ اکثریت به گروه موسس وگردانندگان کمیته جنبش رفراندم ملی اعتراض می نمودند که به چه دلیل در میان کمیته شما از هوداران مشروطه طلب حضور دارند .در پاسخ آنها، نویسنده سطور فوق استدلال نمود که درهای جنبش دمکراتیک برای سرنگونی رژیم و تامین آزادی میهن به روی همگان باز است وهر گونه تفتیش عقاید ممنوع است. اما به ناگاه در شهر برلین نشستی برگزار گردید که برگزار کنندگان اولیه همان سه نفر معترض به ما بودند که ازچپ اکثریت فدائی رادر بر می گرفت ولی اینبار این نشست با حضور رضا پهلوی ومشاورش همراهی می شد.اگر ما برای تشکیل کمیته رفراندم شهر برلین فقط با چند نفر هوادار مشروطه طلب هم قطار شده بودیم ولی آقایان  با خود شاه هم سفره شده اند! همین امروز اطلاعیه ائی از طرف شورای کمیته مر کزی فدائیان اکثریت صادر شده است که مبنی بر تبری از نشست برلین وعدم وابستگی فعلی ولی تاریخی آن سه نفر برگز ار کننده از سازمان اکثریت را حکایت میکند ، که همه اینها سئولاتی را برمی انگیزد؟در جلسه ماه آوریل در حضور همگان، نویسنده سطور فوق تاکید نمود که شاید پدران ومادران ما که همواره تاکید داشته اند که ؛؛ سیاست پدر ومادر ندارد،، کمی با حقیقت همخوانی داشته است! اگر رژیم سالهاست که ادامه به حیات می دهد بخاطر آنست که حکومت خود رابه  چپ وراست تقسیم نموده است ،ودر همین راستا مدتی مردم را با این سیاست بازی می دهد. رهبری سازمان اکثریت هم از این شیوه بسیار سود برده است  وخود را مدت مدیدی است که به راست وچپ تقسیم نموده است!  اگراولی ولایت علی خامنه ائی را تضمین می نماید ولی دومی رهبری رفیق فرخ نگهدار را تضمین می نماید.یکی از همشهریهای ما که از رابطان قدیمی سازمان فدائی  از زمان شاه بوده است وهم اکنون هیچگونه فعالیت تشکیلاتی ندارد ؛ در حضور جمعی از هواداران سابق اکثریت؛ رسما اذعان می داشت که سازمان اکثریت بدون؛؛ فرخ وخسرو؛؛ معنی ومفهومی ندارد.همانطور که حکومت اسلامی بدون ولایت فقیه مفهومی ندارد. در همان جلسه کوتاه من از صداقت سیاسی درفعالیت هایمان سخن گفتم که در مقابل من یکی از اعضای سه نفره وابسته به سازمان اکثریت به حالت ناخوشایندی گفت ((آقای صداقت مدت مدیدی است که به رحمت ایزدی پیوسته است!))یکی از دلایل بقای رژیم حاکم برایران این است که آنها برای حفظ نظام بایک دیگر متحد وصادقند؛ امامخالفان رژیم برای سرنگونی حکومت نه باهم متحد ا ونه باهم صادق ! حاکمان تهران حکومت خود را عملا برروی پراکندگی مردم  پیش می ببرند، وگرنه مدت ها پیش ، این حکومت می توانست سرنگون گردد !! در ضمن تشکل حامیان رفراندم ملی درایران با اعضای بالغ بر سی نفر به علت عدم؛ صداقت؛ یکی ازاعضای موثر موسس از هم پاشیده شد!  مادامی که کردار نیک وپندار نیک وگفتار نیک راپیش آهنگ برنامه های خود نسازیم ، مطمئنا توده ها به سوی تشکیلات سیاسی نخواهند آمد.بلکه گوشزد پدران ومادران در گوش آنان طنین خواهد زد که (( سیاست پدر ومادر ندارد))!! اینک کدام یک را باید انتخاب نمود؟برای سرنگونی حکومت ددمنش اسلام پناه به شدت محتاج صراحت ؛ صداقت؛ صمیمیت، صلابت، می باشیم . به امید آنروز!

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه