|
|
|||
سه گزینه حاکمیت در برابر بحران خارجی:جنگ، مذاکره با آمریکا، رفراندومآرش معتمد ۷ مهر ۱۳۸۴ پرونده هسته ای ایران، دو ماه بعد از تشکیل دولت احمدی نژاد، نه فقط در بعد خارجی، در سیاست داخلی هم تاثیری جدی بر روند حوادث گذاشت؛ و نیروهای سیاسی ـ اجتماعی را به آرایش جدیدی خواند که این بار محور آن"منافع ملی" است. جریانات سیاسی ایران، از اقتدارگرایان گرفته که حاکمیت را به طور یکپارچه در اختیار دارند، تا سازمان ها، احزاب و افرادی که جزو گرایش های میانی به حساب می آیند؛ و حتی نیروهای برانداز در یک مسئله نظر واحدی دارند و آن این که ایران در معرض خطر است. علی شمخانی که در سمت جدید، عملا در فرماندهی ستاد جنگ قرار گرفته است، از
ایستادن در" مقابل قداره بندهای جهانی" می گوید و از"آسیب" خبر می دهد. سازمان
مجاهدین انقلاب اسلامی با احتیاط تمام" سکوت مصلحت آمیز" را کنار می گذارد، و
دربیانیه ای" نزدیک شدن خطر احتمالی" را هشدار می دهد. بیانیه به صراحت تمام می
گوید: حتی دولت هند که به گفته سیاووش زرگر یعقوبی، سفیر جمهوری اسلامی در دهلی، رفتارش باعث" غافلگیری ایران" شده است ـ تا حدی که حمید رضا آصفی به گزارش بی. بی. سی از آن " ابراز شگفتی و نارضایتی" می کند ـ توضیحی می دهد که به این خطر بر می گردد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، شیام ساران، معاون وزارت خارجه هند، در برابر اعتراض ایران، می گوید:" رای مثبت دهلی نو به آن قطعنامه با هدف پرهیز از یک رویارویی عمده میان ایران و جامعه جهانی انجام شده". و روزنامه کلکته تلگراف، که خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشته آن را مخابره می کند، بر این بیان دیپلماتیک، توضیح دقیق تری را می افزاید:" هیات نمایندگی هندوستان طی مذاکره با هیات های اروپایی و آمریکایی از آنها اطمینان گرفته است که از برخوردهای سخت و نظامی با ایران پرهیز شود." "خطر نزدیک" را برخی از صاحبنظران، تحریم اقتصادی می دانند و گروهی از آن به حمله نظامی تعبیر می کنند. خطری که هرچه باشد، سکوی پرتاب آن شورای امنیت است. به گزارش بی. بی. سی" شورای امنیت می تواند دست به اقدامات سختگیرانه ای همچون تحریم اقتصادی یاحتی برخورد نظامی علیه ایران، بزند". امری که در فاصله 5 روز از تصویب قطعنامه شورای حکام، نه تنها واقعیت خود را به مسئولان نشان می دهد، بلکه در تبلیغات رسانه ای هم تاثیر می بخشد و نیروهای سیاسی مخالف روند کنونی برخورد با مسئله اتمی را فعال می کنند.سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" عواقب و چالش های موجود در پرونده هسته ای برای کشور و نظام را متوجه آمران و عاملان اجرای سیاست ها و تصمیمات کنونی می داند..." و آمران و عاملان اجرای سیاست هسته ای جدید که فرماندهی آنها به عهده علی لاریجانی است، می کوشند" زمان" به دست بیاورند تا بتوانند" پاسخ" مناسبی برای وضعیتی که رفتار سیاسی آنها برانگیخته است، بیابند. رفتاری که حتی محسن رضایی هم به آن اعتراض دارد و از" ابتکارات هسته ای" به عنوان" یک خطای دیپلماتیک" نام می برد. حوادث 5 روز گذشته، نشان می دهد که علیرغم شعارها و تهدیدها، تنها عمل جدی انجام شده، مصوبه مجلس است. حداد عادل درباره این مصوبه که دو هفته به دولت وقت می دهد، می گوید:" مصوبه امروز به معنای خروج از ان. پی. تی و نپیوستن به پروتکل نیست." تنگ شدن حلقه محاصره حلقه محاصره جهانی که از آغاز شکل گیری پرونده هسته ای، جمهوری اسلامی را در میان گرفته، بعد از تصویب قطعنامه، به سرعت تنگ تر می شود. بلافاصله بعد از تصویب قطعنامه، مطبوعات آلمان و انگلستان به سرعت پرونده های جدیدی را برای ایران گشودند. مطبوعات آلمان از حضور امین زرقاوی، از فرماندهان اصلی القاعده، در ایران خبر دادند. مجله پر تیراژ فوکوس، گزارشی را منعکس کرد که به موجب آن جمهوری اسلامی در انفجار پایگاه نظامی آمریکایی ها در شهر فرانکفورت آلمان در نوامبر سال 1985 میلادی دست داشته است. این بخشی از فعالیتی است که معاون وزیر خارجه آمریکا، آن را برنامه منزوی کردن ایران می نامد. نیکلاس برنز که سخنان او توسط خبرگزاری ها منتشر می شود، می گوید:" در چند هفته اینده، یک استراتژی بلند مدت و صبورانه داریم. این استراتژی منزوی کردن ایران است." انزوایی که انگلستان هم درآن فعال است. نقش انگلستان پیش از تصویب قطعنامه شورای حکام، مطبوعات انگلستان، اطلاعاتی درباره" نقش تروریستی ارگان های سپاهی و امنیتی جمهوری اسلامی" آغاز کردند. این اخبار که در جراید ایران انعکاس نیافت، جواب خود را در تجمعات اطراف سفارت انگلستان در تهران گرفت. اما، ملاقات و مذاکرات علی لاریجانی در نیویورک با جک استراو، این فعالیت ها را متوقف کرد. به گزارش ایرنا، علی لاریجانی گفت:" در مذاکرات نیویورک، جک استراو وزیر امورخارجه انگلیس اصرار بر ادامه مذاکرات داشت و خواهان برقراری فضای آرام در این باره بود. رفتار انگلیس در اجلاس شورای حکام، خلاف قرار و مذاکرات ما بود." در فضای سیاسی ایران روشن نیست که این" قرار" چه بوده و به چه دلیل دولت انگلستان برخلاف آن" قرار" آشکارا موضع مخالف گرفته و قطعنامه شدیداللحن را قرائت کرده است. تهران، باز هم پاسخ انگلستان را در تظاهرات" دانشجویان بسیجی" داد که دیروز به اوج خود رسید و با دخالت نیروی انتظامی پایان یافت. دانشجویانی که خواهان" ویرانی سفارت انگلستان بر سر صاحبان آن" بودند، حتی با سخنرانی جک استراو مبنی بر مخالفت با حمله نظامی به ایران هم آرام نشده بودند. نقطه محوری سخنان" دانشجویان بسیجی" همان خطری است که نیروهای سیاسی ایران خود را با آن رو به رو می بینندو دانشجویان بسیجی به عنوان نخستین جمله در قطعنامه خود می گنجانند:" آمریکا و انگلستان بدانند که در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، نه تنها منافع آنها در خاورمیانه به خطر می افتد، بلکه خاک این دو کشور از گزند بسیجیان ما مصون نیست." جنگ، مذاکره، رفراندوم به گفته یک استاد دانشگاه" مجموعه تحولات کنونی نشان میدهد که در واقعیت سیاسی، نه شعارهای هدایت شده، سه گزینه در مجموعه جناح راست که سرنوشت کشور را در دست دارد، مورد بحث است." رویارویی با جهان و قبول همه "هزینه ها" و" آسیب ها" گزینه ای است که در اولین گام منجر به تحولات کنونی شد و از جانب هسته مرکزی اقتدارگرایان دنبال می شود. تغییرات وسیع سیاسی ـ نظامی در کشور، به کار گماردن بالاترین حد نصاب نیروهای امنیتی و نظامی در مدیریت بالایی و میانی و شعارهای تبلیغاتی در شکست اروپا و آمریکا، به این سیاست بر می گردد. یک روزنامه نگار سیاسی به گزینه دیگری اشاره می کند. او واقعیت را در" نیمه
پنهان" این اتفاقات می جوید و می گوید:" پشت این هیاهو، راه برای مذاکره با آمریکا
هموار می شود". او سخنان طه هاشمی را مستند قرار می دهد که از امکان گفت و گوی دولت
با آمریکا خبر می دهد. این روزنامه نگار اضافه می کند:" عباسی، استاد دانشگاه سپاه
پاسداران است و وظیفه او ایراد سخنانی تند برای شکستن تابوها و خط قرمزهاست. او که
در سخنان اخیر خود، آمریکا را از حمله به ایران می ترساند و خطر رسیدن قیمت نفت به
بشکه ای 1100 دلار را گوشزد می کند، در عین حال برای اولین بار پیشنهاد مذاکره را
می دهد و آن هم نه تنها با آمریکا، بلکه با اسراییل و آمریکا." حسن عباسی می
گوید: گزینه سوم، همه پرسی است. پیشنهاد همه پرسی، در آغاز دوان جدید بحران هسته ای توسط روزنامه شرق مطرح شد. اما این بار یک روزنامه وابسته به جناح نظامی، خواستار رفراندوم می شود.روزنامه جوان که تیتر اول آن تحت عنوان" حقه ویترین" به"جنجال رسانه ای و جنگ روانی با انگلیس" اختصاص دارد. در همین مطلب" راهکار اثبات ملی بودن صنعت هسته ای در ایران به جهانیان را برگزاری یک رفراندوم" می بیند. یک سفیر سابق جمهوری اسلامی می گوید:" پیشنهاد برپایی رفراندوم و مذاکره از طرف نظامیان بسیار قابل تامل است."
|
||||
|