بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 

سرمقاله ندای جبهه ملی

گرگ حکومت اسلامی در لباس میش ملی

کشمکش بر سر برنامه اتمی حکومت اسلامی به اینجا رسیده که سه کشور اروپائی پس از ماهها مذاکره و بروبرگرد پیشنهاد فرستادن این مساله به شواری امنیت سازمان ملل متحد را در آژانس بین المللی اتمی طرح کردند که با 22 رأی موافق و 12 رأی ممتنع و یک رأی مخالف به تصویب رسید. اگر چه این ارجاع به شورای امنیت تاریخ معین و ضرب الاجلی ندارد و اگر چه تصویب آن به اتفاق آراء نبود ولی میزان فشار بر حکومت اسلامی و درجه حساسیت این وضع افزایش یافته است.

در کشوری که این حکومت در طی بیش از ربع قرن همه حقوق و آزادیهای مردم را زیر پا گذاشته اکنون که هوا را پس می بیند به یاد مردم افتاده و ما را به دفاع از حقوق ملی خود فرا میخواند؛ ناگفته روشن است که معنای واقعی این حرف دفاع از حکومت استبدادی دینی است که اینک از آیندة خود نگرانی پیدا کرده است. همه می دانند نقشه حکومت این است که در تله افتادن خود را به یک گرفتاری ملی تبدل کند و با پنهان شدن در پشت مردم از مخمصه نجات یابد.

مساله اتمی ایران که هر روز مشکل تر می شود مساله اینستکه این حکومت برای ما به وجود آورده است. مانند دیگر مسائل عمدۀ کشور از قبیل معاملات نفتی و روابط خارجی و ادامه جنگ با عراق و غیره ملت ایران هیچگاه اجازه بحث و تصمیم و تعیین سیاست در برنامه اتمی را نداشته است این برنامه هم مثل دیگر مسائل عمده کشور در پشت پرده استتار می گذشته است، پردۀ استتار از ملت ایران والا از چشم «امریکای جهانخوار» و سازمان های جاسوسی خارجی که پنهان نمی ماند. بنابراین نباید اجازه داد اکنون آشی را که خود پخته اند و بسیارشور درآمده به پای ملت ایران بگذارند.

کمتر کسی باور دارد برنامه اتمی حکومت اسلامی برای دستیابی به سلاحهای هسته ای نیست و اگر چنین است آیا تصور این را هم می توان داشت که این برنامه جز برای حفظ قدرت حکومت باشد؟ و با سابقه درخشان این حکومت در بردن مردمان به کام مرگ چه مانعی برای ان وجود خواهد داشت که در روزهای پایانی دوران خود هنگامی که پایه های قدرتش در برابر اوج جنبش ملی لرزان شده است علاوه بر تانک و توپ و سپاه و بسیج از همین سلاح اتمی استفاده نکند؟

این که اساساً برنامه استفاده از انرژی هسته ای یا احیاناً برنامه تولید سلح های هسته ای برای کشور ما تا چه حد درست است یا نه بحث جداگانه ای است که باید انجام گیرد و به فریبکاری ها و دامن زدن به احساسات مردم از جانب سردمداران رژیم هم محدود نمی گردد. اما آنچه امروز در برابر ما است زرادخانۀ یک حکومت سرکوبگر استبدادی است دفاع از آن دفاع از قدرت مداری این حکومت است. آزادیخواهان ایران نباید اجازه دهند این حکومت سرکوبگر ضد ملی به سلاح های هسته ای دست یابد. خود آنان این نکته را به خوبی می دانند و به همین لحاظ با تمام وسائل می کوشند برنامه اتمی خود را نمونه ای از منافع ملی همه مردم ایران جا بزنند. حالا دیگر بجای افاضات شیخ فضل الله نوری و امام راجل و رهبر معظّم بی شرمانه به نام دکتر مصدق و جنبش ملی کردن صنعت نفت ؟؟ آفریده اند. اما مردم ایران این گرگها را هر چه هم که فریبکاری و دغل بازی کنند بخوبی می شناسند و فاصله خود را از آنان حفظ خواهند کرد.

مفهوم "ملی" که در یک صد سال اخیر همراه با جنبش مشروطه زائیده شد و مجلس شورای ملی را بر پا ساخت، و محمد علیشاه مستبد ضد ملی را به زیر کشید و با مبارزه در برابر ملی کاذب رضا شاهی که از دیکتاتور چکمه پوش قهرمان ملی می ساخت و بالاخره با اوج نهضت ملی در مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت تحت رهبری دکتر مصدق و جبهه ملی این مفهوم "ملی" اکنون از حد واژه عادی که در کتاب لغت پیدا می شود فراتر رفته و همچون پدیده ای تاریخی است. درک مفهوم "ملی" آن چنان که این واژه برای جامعه ایران بکار می برد، بدون توجه به گوهر تاریخی آن ممکن نیست.

اما مرکز این گوهر تاریخی ملی چیست؟ آن چنان که این واژه در مشروطه پدید آمد پیامش این بود که با بیداری و آگاهی و دلیری شهروندان این کشور حقوق و آزادی های ملت را بنیاد نهد، قدرت شاه و سلطۀ شریعت را بزداید، و با این جابجائی قدرت و راندن نوکران بیگانگان از راس امور کشور، ملت بتواند برابر فشار و دست اندازیهای خارجیان قد علم کند. این پیامهای اساسی که از نخست در مفهوم "ملی" پدید آمد در یک صد سال بعد هم تازه و شاداب به جا مانده و در هر دوره ای تاثیرات مشخص خود را به جا گذاشته است.

چنانکه می بینیم مفهوم "ملی"، آن چنان که در تاریخ ایران پدید آمده هم ناظر بر حقوق و آزادی های ملت، هم ناظر بر حکومت پارلمانی از راه انتخابات آزاد و سپردن کار به دست منتخبین کاردان و مسئول، هم ناظر بر کنار زدن سلطه شریعت و حرکت به سوی سکولاریزم، و بالاخره نیز ناظر بر ایستادگی در برابر زورگویی بیگانگان است. به این ترتیب مفهوم "ملی" برای ایرانیان به هیچ وجه در پاسداری از کشور در برابر بیگانگان خلاصه نمی شود، بلکه در عین حال محتوای مدرن و دمکراتیک و سکولار برای زندگی ملتی که از بند اسارت خارجی رها شده ارائه می دهد.

آقای خمینی از همان ابتدا که می خواست حکومت اسلامی یعنی حکومت استبدادی دینی خود را با استفاده از نام اسلام بنا نهد بخوبی می دانست که با اندیشه ملی و دستاوردهای تاریخی آن روبرو خواهد بود و بی درنگ در همان سالهای اول انقلاب چماق تکفیر را علیه فکر ملی و علیه خاطره تاریخی دکتر مصدق بلند کرد و حزب توده هم برای داغ تر کردن این معرکه شدیداً بر طبل شانتاژ می کوبید. جالب تر اینکه همه دست اندرکاران حکومت اسلامی از بنیادگرا تا اصلاح طلب این ادعای مسخره را به عنوان یک تز تکرار کرده و می کنند که انقلاب 57 نشان داد دو پروژه قبلی یعنی پروژه کمونیستی ( منظورشان پروژه حزب توده است) و پروژه ملی شکست خورده و به درد جامعه ایران نمی خورد و حالا نوبت پروژه اسلامی است! بنابراین مضحک است که سر کرده های چنین گروهی با چنین سوابقی بخواهند با بر انگیختن احساسات ملی و یادآوری مبارزات تاریخی زمان دکتر مصدق مردم را بفریبند. غافل از اینکه مردم آگاه ایران حکومت استبدادی دینی را با نیم قرن اختناق و کشتار و چپاول در ردیف ضد ملی شناسائی کرده اند.

اکنون که حکومت در تنگنای اتمی گیر کرده هیاهوی ان بر سر منافع ملی اگر وجه مشترکی با رویدادهای "ملی" تاریخ گذشته کشور ما داشته باشد، مسلماً در مورد مبارزات نهضت ملی و دکتر مصدق نیست بلکه شباهت زیادی بر فسخ قرارداد نفت و به آتش انداختن آن قرارداد توسط رضا شاه و بر پائی جشنها و چراغانیهای "ملی" برای قدرت نمائی دیکتاتور دارد.

اجازه ندهیم حکومت اسلامی با داخل شدن در صفوف ملت پشتگرمی برای ادامه ماجراجوئیهای خود پیدا کند و کشور را در معرض خطرات  و مشکلات تازه ای قرار دهد.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه