بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 

 اعلان جنگ جمهوری اسلامی به جهان و مردم ایران

دکتر احمد پناهنده

 

در مقاله قبلی این قلم " ایران در خطر است، ایران را دریابیم " آمده بود " که تاریخ نشان داده است که کشورهایی مثل چین و روسیه، شکمی فراخ و گرسنه دارند و با کوچکترین امتیاز اقتصادی، در دهانشان آب جاری می شود. به عبارت دیگر قابل خریدن هستند. ملاحظه می کنید که جمهوری اسلامی امروز برای رهایی از این بحران، به ریسمانی چنگ زده است که تاریخاً پوسیده بوده و هست و هرکشوری که در اردوگاه آنها دخیل بستند، همگی با ذلت و خواری از صحنه قدرت حذف شدند." و دلیل اینکه در قطعنامه اخیر آژانس بین المللی هسته ای رأی ممتنع داده اند، این است که برای سهم هر چه بیشتر از این رویداد در پس پرده با جهان آزاد به توافق برسند.

به همین منظور است که آقای پوتین رئیس جمهور روسیه قرار است همین روزها با سران اتحادیه اروپا به رایزنی بپردازد و به احتمال زیاد اتحادیه اروپا از روسیه خواهد خواست که در نشست بعدی آژانس در ماه نوامبر به قطعنامه رأی موافق بدهد و مطمئناً چنین خواهد شد. زیرا روسیه پس از فروپاشی کمونیسم جهانی و هماهنگ کردن خود با جهان پیشرفته سرمایه داری، احتیاج به سرمایه گذاری و کمک از جانب غرب دارد تا بتواند اقتصاد بیمار خود را که ثمره 70 سال حاکمیت رژیم توتالیتر و تک صدایی که علمدار یک اقتصاد فرسوده دولتی و عدم رقابتی بود، خون تازه ای ببخشد. هر چند روسیه از فردای به قدرت رسیدن ملاها در ایران امتیازات اقتصادی نان و آب داری را کسب کردند. ولی هنگامی که قرار باشد ما بین رابطه با غرب و جمهوری اسلامی، یکی را برگزینند، مطمئناً جانب جهان غرب را خواهند گرفت. زیرا روسیه به خوبی می داند که رژیم جمهوری اسلامی پایه های قدرتش به مویی بند است و از این منظر با هیچ منطقی نمی شود روی آن به عنوان یک دوست استراتژیک حساب باز کرد. چنین رابطه ای با جمهوری اسلامی فقط جهت گرفتن سهم استراتژیک از جهان آزاد است و امروز هم اگر بطور قاطع علیه بحران هسته ای جمهوری اسلامی موضع نمی گیرند، به این دلیل است که می خواهند در پشت پرده به سهم حداکثر ممکن خود برسند.

در همین رابطه هفته نامه امید ایران به نقل از یک پژوهشگر فنلاندی در مؤسسه مطالعات روابط بین المللی نوشت " روسیه در نهایت علیه رژیم تهران موضع گیری خواهد کرد و در این صورت چین نیز تمایلی به منزوی کردن خود نخواهد داشت. " البته داستان چین به گونه ای دیگر است. زیرا چین برای اقتصاد رشد یابنده اش احتیاج به خرید نفت ارزان دارد و در حال حاضر جمهوری اسلامی به دلیل منزوی بودن در صحنه بین المللی، حاضر است به هر بهای ممکن چین را در حلقه حامیان جهانی خود داشته باشد. به همین منظور است که یک قرارداد 200 میلیارد دلاری جهت کشیدن لوله و صادرات گاز با آن کشور بسته است. به عبارت دیگر در مقام مقایسهء چین با روسیه، چین قدرت مانور کمتری دارد. زیرا روسیه به نفت جمهوری اسلامی احتیاج ندارد. در کنار این وابستگی و احتیاج به انرژی جمهوری اسلامی اما چین به خوبی می داند که بازار برای عرضهء کالایش، ایران نیست بلکه بازار جهانی غرب است که می تواند ارز مورد نیاز چین را بهبود ببخشد. بویژه اینکه چین برای مدرن کردن کشورش احتیاج به تکنیک غرب دارد. به عنوان مثال قرارداد معروف ترابری با آلمان است که طبق این قرارداد قطار هوایی چین بوسیله آلمانیها ساخته می شود.

با این شرایط در صورت همراه شدن روسیه با آژانس اتمی، چین چاره ای ندارد که به صف مخالفین جمهوری اسلامی که در جهت کاربرد نظامی از فناوری هسته ای پافشاری می کند، بپیوندد. صحت چنین گفتاری را می شود در رفتار کشور هند ارزیابی کرد. زیرا جمهوری اسلامی مطمئن بود که هند به نفع آنها در آژانس رأی می دهد و حتی قبل از رأی گیری، لاریجانی رئیس شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی به کشور هند سفر کرده بود و با دادن امتیازاتی به هند آنها را تلویحاً نمک گیر و راضی کرده بود که طرف جمهوری اسلامی را بگیرند. اما در روز رأی گیری، هند به صف مخالفین پیوست. امروز هم در خبرها بود که هند و آمریکا یک بیانیه مشترک علیه جمهوری اسلامی انتشار داده اند. در همین رابطه سایت حکومتی انتخاب گزارش کرده است که " رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر هند طی گفتگویی تلفنی در باره جمهوری اسلامی تبادل نظر کرده و با یکدیگر در خصوص بیانیه مشترک هند و آمریکا در باره توافق هسته ای دو کشور گفتگو کردند."

جالب است بدانیم که نخست وزیر هند در رابطه با این موضع گیری مورد اتهام حزب کمونیست کشورش قرار گرفته است که " فشار آمریکا باعث همراه شدن با غرب علیه جمهوری اسلامی بوده است. "

در حالی که نخست وزیر هند دلیل این تصمیم را بر اساس نگرانی کشور خود از فناوری هسته ای ایران اعلام کرده است. در این باره باید به کشور هند حق داد که نگران هسته ای شدن ایران باشد. زیرا پاکستان امروز به عنوان یک کشور مسلمان و هسته ای به قدر کافی برای هند نگرانی ایجاد کرده است و در صورت اتمی شدن جمهوری اسلامی، امنیت هند به خطر می افتد. فراموش نکنیم که کشور هند میلیونها مسلمان بنیادگرا دارد که می تواند مورد تحریک جمهوری اسلامی و پاکستان قرار بگیرند.                                     راستی حزب کمونیست هند و احزاب برادر در کشورهای دیگر که ویروس ضد آمریکایی در تن و جانشان لانه کرده است و هر بار تظاهرات به اصطلاح صلح راه می اندازند و مردم نا آگاه و ضد آمریکا را به خیابانها می کشانند، دنبال چه هدفی هستند؟ چرا می خواهند با شعارهای عوام فریبانه شرایط نظم نوین جهانی را که به سمت زدایش حکومت های مستبد، توتالیتر و تک صدایی پیش می رود، به هم بریزند و دنیا را در نا امنی نگه دارند؟ آیا مدت 70 سال با حاکمیت کمونیسم بر بخشی از جهان، چنین بی نظمی و آتش افروزی کافی نیست؟ آیا به آتش کشیدن کشورهای آمریکای لاتین، آمریکای جنوبی، آسیا، آفریقا و این اواخر ایران و افغانستان تحت شعار عوام فریبانه "عدالت اجتماعی" و" مرگ بر امپریالیسم جهانی به سر کردگی امپریالیسم آمریکا" کافی نیست؟ شماهایی که دیروز خیابانهای پایتخت کشورهای جهان آزاد را از مردم ناآگاه سیاه می کردید که جنگ علیه صدام حسین زشت و ناروا است و مطمئناً فردا همین کار را برای دلجویی جمهوری اسلامی می کنید. آیا می توانیم از شما سئوال کنیم که چرا تا کنون علیه عملیات ضد انسانی انتحاریون که هر روزه اینجا و آنجا و بویژه در عراق و فلسطین جان عاشقان زندگی را می گیرند، یک حرکت صلح طلبانه و ضد این آدمکشان سازماندهی نکردید؟ نه اینکه نکردید بلکه در کمال شگفتی برای آدمکشان حماس و رهبرش شیخ یاسین تظاهرات کردید و اسرائیل و آمریکا را محکوم کردید.

امروز هم که تمامی کشورهای جهان آزاد علیه جمهوری اسلامی دست اتحاد داده اند، نیروهایی مثل حزب کمونیست هند مخالفت می کند. چنین مخالفتی آیا همدردی با جمهوری اسلامی نیست که مرتکب جنایت بشری در تاریخ حاکمیت خود شده است؟

صف بندی در مختصات جهان امروز مشخص شده است و جمهوری اسلامی برای برون رفت از این بحران جهانی، چاره را در این دیده است که با دادن امتیاز نفتی و پول به سوریه این کشور را در کنار خود داشته باشد. به همین منظور حداد عادل رئیس مجلس جمهوری اسلامی به سوریه سفر کرد تا پشتوانه استراتژیک برای رژیم کسب کند. زیرا طبق گفته حداد عادل " در شرایط فعلی فشارهای سیاسی و تبلیغاتی هم به سوریه و هم به جمهوری اسلامی وجود دارد." به عبارت دیگر امروز سرنوشت این دو رژیم به هم گره خورده است. و حذف شدن یکی از این دو رژیم در مختصات سیاسی جهان، از هم پاشیدگی آن دیگری را به دنبال خواهد داشت. بنا براین عجیب نیست که در این شرایط بحرانی این دو رژیم که در سازماندهی تروریستی در عراق و لبنان و جاهای دیگر دست دارند و جزء کشورهای غیر منطبق با جهان امروزی هستند، به هم نزدیک شوند. تا بتوانند به قول خودشان مانعی جلوی آمریکا ایجاد کنند.

چنین حرکتی آیا غیر از این است که می خواهند به آمریکا و جهان آزاد اعلان جنگ بدهند؟ در حالی که عقل و خرد حکم می کند که به جای این یارگیری بی منطق و تصمیمات بچگانه، زمینه ساز شرایطی شوند که جهان آزاد به آنها اعتماد کنند. و برای چنین زمینه ای اگر ریگی در کفش ندارند، از تروریسم دست بردارند، حقوق بشر را محترم بدارند و تا جلب اعتماد جهانی از غنی سازی اورانیوم دست بکشند. و مطمئناً امروز مردم ایران خواهان چنین زمینه های تضمینی هستند و آنها را در راستای منافع ملی خودشان ارزیابی می کنند و خواهان این نیستند که با جهان آزاد به ستیزه بپردازند.

اما از آنجا که جمهوری اسلامی، سیستمی بی بوته، بی ریشه و بی پایه است و می داند با کوچکترین عقب نشینی در تمامیتش فرو می ریزند، بر طبل جنگ می کوبند و به بحران دامن می زنند. به همین منظور است که به موازات دامن زدن به بحران در خارج و یارگیری بی منطق و از روی استیصال در منطقه، جهت ایجاد ارعاب و ترس و سرانجام سرکوب مردم، مانور یکان ویژه زمان جنگ را در خیابانهای پایتخت راه می اندازند. تا به مردم تفهیم کنند که کوچکترین حرکتشان با سرکوب و حشیانه جواب داده خواهد شد. به عبارت دیگر به مردم ایران اعلان جنگ می دهند.

در همین راستا است که پاسدار جزایری، سخنگوی سپاه پاسداران می گوید " خطر تمکین در برابر غرب بیش از خطر ارجاع پرونده به شورای امنیت است" و ادعا می کند " ارجاع پرونده جمهوری اسلامی به شورای امنیت در عین اینکه لطماتی را ممکن است وارد کند اما چنانچه به درستی مدیریت شود همچون جنگ ایران و عراق برکاتی هم در بر دارد." از خواندن و یا شنیدن چنین اظهار نظری چه نتیجه ای می توان گرفت؟ آیا غیر از این است که با بستن فضای دیپلماسی، دنیای آزاد را به آخرین گزینش ممکن که همانا حمله نظامی است، سوق می دهند؟ و ابلهانه حتی تا آنجا پیش می روند که می گویند در این جنگ برکتی هم نصیب آنها می شود. کدام برکت؟ این جماعت نادان که در جمود فکری بسر می برند، فکر می کنند با کشیدن پای جهان آزاد به جنگ، مردم از آنها حمایت می کنند. غافل از اینکه این جنگ مثل جنگ عراق تسخیر خاک ایران نیست بلکه سرنگونی آنها است و مطمئناً مردم ایران در این شرایط هر آنچه در دست و توان دارند بر سر مار می کوبند و این مار هم امروز جمهوری اسلامی در تمامیتش است. زیرا مردم به خوبی می دانند که جمهوری اسلامی با این جنگ می خواهد بقای خودش را بیمه کند و از این جهت منتظر فرصتی هستند تا برای همیشه این جرثومه های فساد و تیرگی و سیه روزی را به قهر تاریخ پرتاب کنند. هرچند پاسدار جزایری نه سر پیاز است و نه ته پیاز ولی باید توجه داشت که چنین نگرشی در کلیت جمهوری اسلامی حاکم است. زیرا پاسدار دیگری بنام علی لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت جمهوری اسلامی در همین رابطه تهدید کرد " آمریکاییها باید بدانند که اگر پیش از این به ما فشار بیاورند، جمهوری اسلامی مجبور است از همه ظرفیت های حود استفاده کند و شرایط را برای آمریکا به هم ریخته و منافع آنها را به خطر بیاندازد."

آیا از این سریع تر می شود دنیا را به جنگ فرا خواند؟ پر واضح است که منظور از همه ظرفیت ها اقدامات تروریستی در عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان و کشورهای جهان آزاد است که به همین منظور از قبل گردانهای انتحاری از جوانان و نوجوانان ناآگاه تشکیل دادند و به آنها آموزش داده اند که بکشند تا کشته شوند.

 در غیر این صورت چه ظرفیت های دیگری برای جمهوری اسلامی مانده است؟ رژیمی که در بحران ادامه حیات می دهد، مگر می تواند بدون بحران زندگی کند؟ به همین منظور برای سرکوب خواسته های به حق مردم، هشت سال با عراق به جنگ می پردازند، یک روز در عربستان بلوا راه می اندازند و وقتی کفگیر به ته دیگ می خورد، اسرائیل را بهانه می کنند و امروز هم با دامن زدن به بحران هسته ای جهان آزاد را به جنگ فرا می خوانند. اما امروز جمهوری اسلامی با سیاست بغایت ضد مردمی و ضد منافع ایران در دنیا هیچگونه وزن و جایگاهی ندارد و از هر طرف پس گردنی می خورد. بنابراین برای قدرت نمایی چاره را در این دیده است که مردم را در داخل به گروگان بگیرد و در خارج با عملیات انتحاری، فضای امنیت اجتماعی کشورها را نا امن کند. کاری که صدام حسین به آن متوسل شد و تا جایی پیش رفت که حتی مردم نادان کشورهای عربی را به خیابانها کشانید و با شعارهای مرگ بر آمریکا دف زنان و کف کنان به حمایت از خود بر انگیخت. ولی همگی دیدیم که با اولین بمباران، آن شور و فتور بی عمق فروکش کرد و برای نجات جانشان به گوشه ای خزیدند و یا فرار را بر قرار ترجیح دادند. این قلم مطمئن است در صورت بروز جنگ و اولین بمباران، همین ها که امروز رجز خوانی می کنند، در پناهگاههای امن خود مخفی می شوند و مردم بی گناه را سپر بلا می کنند. و عاقبت هم پس از ویران کردن کشور عزیزمان ایران، همگی یا پا به فرار می گزارند و یا در نهایت خفت و خواری تسلیم می شوند. و این است سرنوشت محتوم تمامی جنایتکاران تاریخ بشری که تا لحظه آخر از درس گرفتن عاجز هستند. کافی است در این باره به اظهار لحیه رئیس مجلس شورای اسلامی حداد عادل به نقل از سایت آفتاب توجه کنیم تا به عمق جنگ طلبی و عدم مسئولیت در مقابل مردم و منافع ایران پی ببریم " اگر اسرائیل دیوانگی کند و بخواهد مانند حمله به تأسیسات عراق در سال 1981 ، تأسیسات هسته ای ما را هدف قرار دهد، آنچنان درسی به اسرائیل خواهیم داد که برای همیشه عبرت بگیرند." مطمئناً با مکتب انتظار نمی توانید به اسرائیل درس بدهید مگر اینکه با سلاح های کشتار جمعی مثل سلاح های شیمیایی و بیولوژی کاری کنید که اسرائیل درس عبرت بگیرد. و این همان خط قرمزی است که جهان آزاد در مقابل شما صف آرایی کرده است و اجازه نمی دهد شما به سلاح اتمی دست پیدا کنید. زیرا هنوز به چنین سلاح هایی دست نیافتید، اینگونه کشورها را تهدید می کنید، وای به روزی که چنین سلاح هایی را در دست داشته باشید.

حال که جمهوری اسلامی بدون در نظر گرفتن منافع ملی و جان مردم اینگونه بر طبل جنگ می کوبد، وظیفه نیروهای خواهان ایرانی آباد، آزاد و دموکراتیک چیست؟ بدون هیچگونه گفتگویی و اما و اگرهای بی محتوا باید همه نیروهای آزادیخواه که دل در گرو ایران دارند دست در دست هم دهند و اتحادی را پایه گذاری کنند که در این شرایط تعیین کننده مانع از هم گسیختگی پایه و شیرازه  مملکت شوند. فراموش نکنیم این رژیم رفتنی است و فردا مردم ایران از همه نیروهای سیاسی حسابرسی خواهند کرد.

دکتر احمد پناهنده   5 اکتبر 2005 برابر با 13 مهر ماه 1384

a_panahan@yahoo.de

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه