بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 

 یادداشت سیاسی

نبرد خلق شماره 241: اول مرداد 1384- 23 ژوئیه 2005

صعود احمدی نژاد، شاهکار دروغ، تزویر و تقلب

مهدی سامع

Mehdi_samee@yahoo.com

روز شنبه 28 خرداد ۱۳۸۴ کیهان شریعتمداری اعلام کرد که انتخابات روز جمعه 27 خرداد به دور دوم کشیده شده  که در آن «هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد با هم رقابت خواهند کرد.»

این که پاسدار شریعتمداری بسیار زودتر از وزارت کشور جمهوری اسلامی از نتیجه این انتخابات نمایشی با خبر بود موضوع تعجب آوری نیست. مساله عجیب و مضحک در این باره این بود که علیرغم آشکار بودن تقلبهای گسترده، رای سازیها و افشاگریهای بعضی از کاندیداها، تعدادی از رسانه های غربی و بخشی از فعالان سیاسی ایرانی به آمار ارایه شده از طرف رژیم صحه گذاشته و بر این اساس به رواج این دروغ بزرگ پرداختند که گویا انتخاب محمود احمدی نژاد به خاطر رای «طبقه فرودست» جامعه بوده است. طراحی این دروغ بزرگ که پس از انجام دور دوم نمایش انتخابات و بیرون آوردن نام پاسدار احمدی نژاد از صندوقها ابعاد گسترده ای پیدا کرد در دفتر ولی فقیه انجام گرفت و هدف آن در مرحله اول ناکام اعلام کردن تحریم و در مرحله بعد مشروعیت انتخاباتی دادن به ولایت خامنه ای و تدارکچی آن بود.

در مورد جبهه تحریم ، پاسدار حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهان 28 خرداد این گونه خط و نشان می کشد:«اگر مخالفان چيزی در چنته دارند، می توانند شروع کنند! ولی آن گونه که بارها طی ۲۷سال گذشته- از جمله در جريان جنگ تحميلی- نشان داده شده گروههای برانداز بدون کمترين ترحم قلع و قمع خواهند شد و داغ آنها رابر دل آمريکا و اسرائيل خواهيم نشاند. باور نمی کنيد؟! بفرماييد، اين گوی و اين ميدان.»

این خط و نشان کشیدن پاسدار شریعتمداری آن هم یک روز بعد از انجام دور اول انتخابات فرمایشی نشان می دهد که جبهه تحریم در هدف خود موفق بوده و بنابرین اراذل و اوباشی که پیرامون احمدی نژاد جمع شده اند مجبور شده اند که این گونه رجزخوانی کنند.

پاسدار ذوالقدر که در مقام معاون سپاه پاسداران در رای سازی به سود احمدی نژاد نقش مهمی بازی کرده در باره هدف اقداماتی که برای انتخاب احمدی نژاد صورت گرفته می گوید:«در شرايط پيچيده سياسی که قدرتهای خارجی و جريانهای فزون خواه در داخل از مدتها قبل مترصد بوده و برنامه ريزی کرده بودند که نتيجه انتخابات را به نفع خود تغيير دهند، بايد پيچيده عمل می شد و نيروهای اصولگرا بحمدالله با طراحی درست و چند لايه توانستند در يك رقابت واقعى و تنگاتنگ، حمايت اكثريت مردم را به خدمتگزارى بيشتر و موثرتر به آنها جلب كنند .» (شرق - دو شنبه 20 تير 1384)

هفته نامه های يالثارات و پرتو سخن در شماره روز جمعه 17 تیر طی گزارش ديدار آيت الله مصباح يزدی با احمدی نژاد را در صفحه اول خود چاپ کرده و از قول مصباح یزدی نوشتند:«اين انتخاب مشحون به کرامات و معجزات بود.» در همین دیدار مرید و مراد وار احمدی نژاد گفت:«اين دوره به ياری خداوند به آن چيز منجر خواهد شد که همه ما در انتظارش هستيم و آن تحقق دولت اسلامی است.»

روزنامه ایران در شماره روز پنجشنبه 16 تیر حرفهای آخوند مصباح یزدی در این دیدار را منعکس کرده است. مصباح یزدی می گوید:«در چندماه گذشته، دعاهای خاصی به وجود مقدس حضرت ولی عصر شد و مردم از ايشان خواستند که با دعايشان، رييس جمهوری انتخاب شود که در پی حل مشکلات واقعی کشور باشد و ديديم بر خلاف همه محاسبه ها و پيش بينیها، نتيجه انتخابات به گونه ای رقم خورد که ظاهرا هيچ دليل ديگری جز توسل مردم و دعای شهيدان نداشت.»

همه می دانند که این «دعاهای خاص» که «بر خلاف همه محاسبه ها و پيش بينیها» منجر به صعود احمدی نژاد شد چیزی جز لشگر کشی خامنه ای به منظور حذف شرکای قبلی و به کرسی نشاندن یک دست نشانده مطیع که مهر تروریست بر پیشانی اش زده شده باشد، نبود.

این لشگر کشی برای ولی فقیه نظام که در اوج ضعف و بن بست مجبور به حذف شرکای قبلی شد، ارزان تمام نشد. خامنه ای نه فقط افرادی مثل رفسنجانی و کروبی را پس از استفاده برای گرم کردن تنور انتخابات به شیوه توطئه و تقلب حذف کرد، بلکه همه ی محاسبات حزب موتلفه اسلامی که یکی از مدافعان سر سخت «ذوب در ولایت» بود را نیز نقش بر آب کرد.

به گزارش خبرگزاری دولتی کار(ایلنا) روز شنبه ١١ تير حبيب الله عسگر اولادي قائم مقام «شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب» در جمع دبيران استانها و شهرستانهاي حزب موتلفه اسلامي گفت:«نبايد درباره انتخابات سوالي وارد شود، وقتي رهبري و شوراي نگهبان مي‌‏گويند انتخابات سالم است، ما حرف ديگري نبايد بزنيم.» وقتی عسگراولادی می گوید «ما حرف دیگری نباید بزنیم» به طور صریح به این امر اعتراف می کند که در مورد سالم نبودن این انتخابات حرف بسیار است، اما چون برای رهبری این انتخابات «سالم» بوده، نیروهای «ولایت مدار» باید به نتیجه آن تمکین کنند و تنها در صدد سهم خواهی حقیرانه در کابینه باشند.

 

البته برای ولی فقیه نظام که «صعود یک کوتوله سیاسی» و رواج «دروغ بزرگ حمایت طبقه فرودست» را طراحی کرده از پیش معلوم بود که  این شاهکار دروغ، تزویر و تقلب را باید با  عملیات نرم افزاری امنیتی، گفتمان سازی در مورد «پایگاه اجتماعی» احمدی نژاد  و شل کردن سر کیسه به رسانه ها الغا کرد.

خامنه ای بلافاصله پس از انجام دور دوم انتخابات طی پیامی  گفت:«حضور سي ميليوني ملت در 27 خرداد و شركت حدود 28 ميليون نفر در انتخابات سوم تير، نشان داد كه برخلاف تصور اين گونه سياستمداران و تحليل‌گران، ملت ايران زنده، مومن و پايبند به مباني انقلاب است و با همه وجود، عزت، عظمت و آرمانهاي خود را دنبال مي‌كند كه دنيا بايد اين منطق ملت ايران را بفهمد و با محاسبه اين واقعيات، با مردم ايران سخن بگويد.»

خامنه ای در این پیام هدفش را به روشنی بیان می کند. او همه ی این تقلبها و رای سازیها و حذف کارگزاران نظام را برای این انجام داده که به «دنیا» بگوید « بايد اين منطق» استبداد مذهبی حاکم بر ایران را بفهمد و با «محاسبه اين واقعيات» با نظام حاکم بر «ايران سخن بگويد.»

منطقی که ولی فقیه نظام از دنیا انتظار فهم آ ن را دارد بسیار روشن و صریح است. روی سخن خامنه ای با کشورهای بزرگ و در راس آن دولت آمریکاست. خامنه ای با به صدر نشاندن یک پاسدار تروریست به طرفهای خارجی این پیام را ارسال می کند که اگر «امنیت» جمهوری اسلامی به خطر بیفتد، امنیت جهان و منطقه را بیش از پیش در خطر خواهد انداخت. در حقیقت حذف تمامی شرکای ولی فقیه و یک دست شدن ولایت خامنه ای اعلام جنگ خامنه ای به همه ی افراد و نیروهای سیاسی و دولتهایی است که به دنبال تغیر استبداد مذهبی ولایت فقیه هستند.

خامنه ای می داند که کف خواسته مردم نابودی نظام ولایت فقیه و استقرار یک نظام لائیک و دمکراتیک است و این خواسته با هیچ عوامفریبی تخفیف نخواهد یافت.

او همچنین می داند که مقاومت ایران فریب هیچ یک از مانورها و عوامفریبیهای 16 سال گذشته نظام را نخورده و همواره تاکید کرده که در چارچوب نظام ولایت فقیه و با وجود قانون اساسی جمهوری اسلامی هیچ رفرم، اصلاح و استحاله ای صورت نخواهد گرفت و البته هزینه ایستادگی بر این مواضع اصولی بسیار سنگین بوده است.

خواست اصلی مردم ایران و ایستادگی مقاومت بر مواضع سازش ناپذیر تهدید اصلی برای نظام ولایت فقیه بوده و خواهد بود. خامنه ای با یک دست کردن ولایتش در صد است تا از فرصت رایگان عراق و چالشهای آمریکا در عرصه بین المللی به ویژه در بازی با کارت چین و هند برای فروش نفت و گاز، مساله تضمین امنیت ولایتش را قطعیت بخشد. این که آیا آمریکا و اتحادیه اروپا در کوتاه مدت به این گردنکشی تن خواهند داد یا نه مساله ایست که با قطعیت نمی توان پیرامون آن حکم داد. اما آن چه مسلم است اعلام جنگ خامنه ای با مردم ایران وارد مرحله جدیدی شده است. از نگاه مردم و نیروهای آگاه و ترقیخواه ایرانی جنگ خارجی نمی تواند راه مقابله با گردنکشی و اعلام جنگ ولی فقیه باشد.

منافع و مصالح عالی مردم ایران و راه حل اساسی برای مردم ایران و نیروهای ترقیخواه ایرانی اتحاد و همبستگی به منظور سرنگونی نظام ولایت فقیه و استقرار جمهوری دمکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت است. دولتها و نیروهای سیاسی بین المللی تنها با قطع کمک و استمالت از نظام ارتجاعی حاکم بر ایران و به رسمیت شناختن حق مردم ایران برای تحقق یک نظام آزاد و دمکراتیک می توانند از گسترش تروریسم، جنگ و بنیادگرایی جلوگیری کنند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه