بازگشت به صفحه اول

 از نامه

 
   

دیکته ای که نوشته شد

مهندس کيوان صميمی

بايد بهار در چشم كودكان جاده ري
سبز و شكفته و شاداب
بايد بهار را بشناسند
بايد كه دست‌هاي خسته بياسايند
بايد جواديه بر پل بناشود ، پل اين شانه‌هاي ما
بايد كه رنج را بشناسيم
وقتي كه دختر رحمان با يك تب دو ساعته مي‌ميرد
بايد كه رنج را بشناسيم

كاستن از آلام و رنج‌هاي ديگران، زيباترين كاري است كه انسان مي‌تواند انجام دهد . رعايت حقوق ديگران اخلاقي‌ترين كار است اما مبارزه براي برقراري عدالت و براي اين‌كه ديگران به حقوقشان برسند و از آنان رفع ظلم و رنج شود فوق اخلاق است ؛ ايثار است و عشق‌ورزي و فدايي شدن. گل‌سرخي شدن كه عطرش به مشام هر آن‌كه از جنس مهرباني است مي‌رسد، فداييِ انسان شدن، فاني في‌الله شدن و غرق در هستي شدن . ما سوسياليست‌ها مثل آن گلسرخي كه پرپرش كردند تلاش براي برقراري عدالت اجتماعي، محور اصليِ حركتمان است. عدالت، همه حرف همين‌جاست.
گروه‌هاي سياسي همه و همه از راست تا چپ، از سنتي تا مدرن، از ايدئولوژيك تا سكولار و خلاصه هر جناح و محفلي كه مي‌خواهد نظر مردم را جلب كند، شعار عدالت سر مي‌دهد. جلب شدن نظر مردم به شعار عدالتخواهي و رفع فقر، به نحو روشني خود را در انتخابات اخير نشان داد . البته قابل توجه است كه جذب شدن سريع مردم و به‌خصوص اقشار آسيب‌پذير به شعار فقر‌زدايي و عدالتخواهي در اين انتخابات ، نشانه بارزي از عدم توفيق 26 ساله جمهوري اسلامي در تحقق شعار كليدي‌اش يعني "برابري، برادري، حكومت عدل علي" است . عدم تحقق شعار "آزادي" هم حديث مفصل ديگري است كه بماند.
به هر صورت محصول انتخابات اخير، رييس‌جمهوري است كه تعهد كرده تا عدالت اجتماعي را برقرار كند ، و چه بهتر .
همه حرف ما و خواست اصلي ما و همه آنان كه رنج را مي‌شناسند ساليان درازي است كه اجراي عدالت است. بايد كه رنج را بشناسيم و بايد كه دست‌هاي خسته بياسايند . البته كه عدالت، در دل خود آزادي را هم دارد؛ عدالت ايفاي حقوق مردم است و آزادي هم يكي از حق‌هاست . اجراي عدالت شعار اصلي رييس‌جمهور منتخب است و همگي در انتظار تحقق آن هستند ولي آن در صورتي محقق خواهد شد كه رويكرد دولت آينده و حاكميتِ يكپارچه شده، از هم اكنون چشم‌اندازي كارشناسي شده و شفاف داشته باشد . لازمه اين‌كه مردم و كارشناسان باور كنند كه برنامه‌هاي پيشنهادي در جهت اجراي عدالت اجتماعي خواهد بود اين است كه بتوانند به‌طور روشن از سياست‌هاي اقتصادي و اجتماعي مطلع شده و آزادانه به بررسي و نقد و تكميل آن بپردازند . اين نگراني وجود دارد كه دولت با بهره‌مند شدن از افزايش چشمگير در آمد نفت و در جهت راضي كردن موقتي زحمتكشان، به‌جاي تدوين برنامه‌اي عادلانه به اجراي رويّه صدقه روي‌آوَرَد و با دادن سوبسيد و روش‌هاي مشابه، پول نفت را بر سر سفره‌هاي كوتاه مدت مردم تقسيم كند . نگراني ديگر روي آوردن دولت و حكومت به اجراي عدالت آمرانه است . احتمالاً اين تفكر در برخي حكومتيان وجود دارد كه براي رسيدن به هدف زيباي عدالت، از هر وسيله‌اي مي‌توان استفاده كرد. چنانچه از روش‌هايي كه ناقض عدالت است (از جمله روش‌هايي كه آزادي انسان را سلب مي‌كند و در نتيجه، عادلانه نيست) براي برقراري عدالت استفاده شود، بديهي است كه نقض غرض شده است و نتيجه عملي اين نوع نقض غرض نيز در تجربه سقوط حكومت شوروي ديده شد.
بر اساس همين نگراني‌ها و موارد ديگري از اين دست بود كه روشنفكران، دلسوزانِ ملك و ملت، بسياري از معتدلين داخل حكومت و حتي شمار زيادي از مراجع و مدرسين ديني خواهان روي‌كار آمدن دولتي غير تندرو و معتقد به رويّه آزادانه كارشناسي مسايل بودند. اين اجماع وسيع، كاملاً غير دستوري و نشان از ضرورتي داشت كه منافع ملي كشور در آن ديده مي‌شد . حتي در بسياري محافل روشنفكري تحليل مي‌شد با توجه به اين‌كه حفظ نظام جمهوري اسلامي هدف اصلي حكومت است، در اين راستا نيز پشتيباني از انتخاب رييس‌جمهوري معتدل و غير تندرو، نظر غالب حكومتگران خواهد بود. در حالي‌كه نتيجه انتخابات خلاف انتظار اكثريت تحليلگران ( از جمله نگارنده كه پيش‌بيني خود را طي يادداشتي منتشر كرد) بود . تا جايي كه برخي سياسيون، پس از انتخابات اعلام كردند : كشتيبان را سياستي دگر آمده است . به‌هر حال اين انتخابات هم به پايان رسيد و طي حدود يك سالي كه اكثر جريانات سياسي، درگير مباحث و فعل و انفعالات مربوط به آن بودند تحليل‌هاي مختلفي ارايه شد، مباحث زيادي به ميان كشيده شد، در اكثر جناح‌ها صورتبندي‌هاي جديدي رخ نمود و در يك كلام همگي فعالين سياسي ديكته‌اي طولاني نوشتند و هيچ‌يك هم نمي‌توانند و نمي‌توانيم ادعا كنيم كه ديكته‌مان تماماً بدون اشتباه بوده است.
حكومتِ يكدست شده بار بسيار سنگين‌تري را حمل خواهد كرد و به خصوص با انتظاراتي كه رييس‌جمهور منتخب در مورد برقراري عدالت اجتماعي ايجاد كرده است راهي بسيار ظريف و در عين‌حال سهل و ممتنع در پيش خواهد داشت . ممتنع است از اين زاويه كه اقشار زحمتكش و كارمندان تحت فشار، آگاه‌تر از اين هستند كه باگرفتن صدقه دست از مطالبات و حقوق حقه خود بردارند و شعار تحقق عدالت اجتماعي را به فرموشي سپارند. عدالت عظيم‌تر و عزيز‌تر از آن است كه در ابتداي امر به‌نظر مي‌رسد و بنابراين اجراي آن هم به‌جز كمك‌گيري و استمداد از همه صاحب‌نظران و بررسي عميق همه تجارب ممكن نيست. عدل، به‌تعبير آن فيلسوف مسلمان چنان بلند مرتبه و محوري است كه حتي دين را با آن بايد سنجيد.
و اما سهل است از اين زاويه كه كافيست مجري عدالت اجتماعي بداند كه در اجراي عدالت تنها نيست . همين . در اين صورت او خواهد دانست كه ديگران هم در اين اجرا حقي دارند و خواهد دانست كه خرد جمعي نه تنها بهترين نتيجه را مي‌دهد بلكه اصلاً پديده عدالت "اجتماعي" متعلق به "جمع" است نه فرد و گروه خاص. بنابراين اساساً حق جمع است كه درباره آن سوِال كند، اعلان نظر كند، نقد كند، پي‌گيري كند و باز خواست كند. بنابراين چنانچه دربِ سراي دولتِ مدعي اجراي عدالت اجتماعي بر پاشنه خرد جمعي بچرخد نيروهاي عدالت‌طلب و آزادي‌خواه نيز كه كاستن از آلام و رنج مردم مرامشان است ياري‌اش خواهند كرد . آن‌گاه مردمي كه با "عدل" با آنان رفتار شود با "كرم" پاسخ خواهند داد و نه تنها قصورات مقصرين را خواهند بخشيد بلكه بر دفتر تقصيرات 25 ساله آنان نيز قلم عفو خواهند كشيد.
اشارات فوق مختصري بود از آن‌چه گذشت و كاري كه حكومتيان مي‌توانند انجام بدهند يا انجام ندهند ولي نكته آخر ، كاري است كه فعالين سياسي بيرون از حكومت مي‌توانند در پيش بگيرند چون كار او آن است و كار من هم اين / عالم آراي است رب‌العالمين. حاصل اين ديكته كه در يكسال اخير نوشته شد پس از بازبيني و يافتن اشتباهاتي كه هر طيف از نيروهاي آزادي‌خواه در آن داشته‌اند، علاوه بر رفع موارد اشتباه كه در دو هفته اخير يادداشت‌ها و تحليل‌هاي بسياري پيرامون آن نوشته شده و خواهد شد ، يك درس بزرگ بود . نكته جالبي كه در اين درس بزرگ مشاهده مي‌شود اين است كه درس، همان درسي است كه به حكومتگران توصيه مي شود ؛ يعني توجه به خرد جمعي .
عاجل‌ترين نياز مخالفين قانوني و منتقدين جمهوري اسلامي ايجاد احزاب، كانون‌ها، سنديكاها و گروه‌هاي شفاف و علني است كه در آن‌ها خرد جمعي حكمفرما بوده و تصميمات به شيوه‌اي دموكراتيك در آن‌ها اخذ شود . بايد پذيرفت بزرگ‌ترين نقيصه همه جريانات منتقد سياسي كه تاثير زيادي بر نتيجه انتخابات گذاشت، عدم تجمّع حول يك جبهه واحد بود كه آن نيز معلول فردگرايي‌ها و عدم توجه كافي به جمع‌گرايي است.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه