|
|
|||
اتحاد نيروها با پذيرش امتيازات ديگران ممکن است، مريم سطوت![]() * نميتوان در ارزيابی ديگر نيروها آنها را فاقد امتيازات و توانایی های معین دانست و باز نيروی اتحاد بود * هر تلاشی برای آنکه پيشاپيش اندیشه اتحاد نيروها را با سوسياليسم و يا
ليبراليسم تعريف کند و يا هژمونی آنرا تامين شده پندارد بی توجهی به پروسه شکل گیری
صحیح اتحاد ها و در واقع از موانع شکل گیری آن است. Satwat_m@gmx.de در چند سال اخير ضرورت اتحاد نيروهای مختلف معتقد به دموکراسی توسط بخش عمده
نيروهای سياسی پذيرفته شده. اتحاد جمهوريخواهان و جمهوريخواهان لاييک دمکرات در
تلاش برای پاسخگويي به اين ضرورت شکل گزفت و دهها مقاله در راهجويی برای غلبه بر
مشکلات اين امر نوشته شده. نيروهای سياسی ايران هر يک دارای نقاط ضعف و امتيازند، و عملکرد هريک از آنها را ميتوان در دوره های مختلف از زاويه های معينی مورد نقد قرار داد. و هريک از آنها مخاطبين خود را دارند و از توانايی های معينی برای تاثيرگذاری بر روندهای سياسی جامعه برخوردارند. اتحاد مابين نيروهای معتقد به دمکراسی بهره گيری از مجموعه اين توانايی هاست. در مورد چپ! مگر نه آنکه هم اکنون بخش بزرگی از نیروی جنبش دموکراسی خواهی را
کسانی که به اين جنبش تعلق داشته و امروز تمايلات سوسياليستی و دمکراتيک دارند
تشکیل می دهند. کافيست يکبار به آرشيو همين نشريات اينترنتی مراجعه کرده و به
مقالاتی که در راهجويی جنبش موثر بوده و هستند نظر بياندازيم و نقش اين نيرو را در
اين رابطه ارزيابی کنيم. مگر نه آنکه بحش بزرگی از نويسندگان و هنرمندان و نخبگان
فکری کشور که سرمایه های فرهنگی جامعه ما را تشکيل ميدهند تمايلات چپ
دارند. در ميان چپ هم بوده و هستند کسانی که امتيازات سايرين، بالاخص دمکراتهای مذهبی را ناديده گرفته و ميگيرند و يا زمانی با خواست جمهوری دمکراتيک خلق رهبری خود را پيش شرط اتحاد ميدانسته اند. چنين نظراتی در عمل تنها به انزوای خود آنان منجر گرديد و امروز کمتر نیرویی از چنين نظراتی دفاع ميکند. در چند سال گذشته بخش عمده فعالين سياسی ضرورت اتحاد را پذيرفتند و برضرورت اتحاد مليون، چپ ها و مذهبی های دمکرات تاکيد نمودند. استقبال از ايده اتحاد جمهوريخواهان بدليل درک اين ضرورت بود. نيروهای متشکل اين اتحادها از لحاظ تاريخی از سه جريان فوق و از نظر اجتماعی نيروهايی با تمايلات سوسياليستی و ليبرالی دمکرات اند. چپ ها و مليون و دمکرات های مذهبی تنها در کنار هم قادر خواهند بود برای تحول جامعه ايران بسوی دمکراسی راه گشايی کنند و عملی شدن و گسترش اتحادها تنها در صورتی ممکن است که هر يک از اين نيروها به توانایی ها و امتيازات ديگران اعتقاد داشته و احترام بگذارد. رهبری اتحاد تنها در جریان عمل مشخص خواهد شد و تعيين پيشاپپش آن ناممکن کردن اتحاد است. سوسيال دمکراتها و ليبرال دمکرات های ايران هر یک نيروی جبهه دمکراسی بوده و امتيازات خود را دارا هستند. هر تلاشی برای آنکه پيشاپيش اندیشه اتحاد نيروها را با سوسياليسم و يا ليبراليسم تعريف کند و يا هژمونی آنرا تامين شده پندارد بی توجهی به پروسه شکل گیری صحیح اتحاد ها و ايجاد مانع در شکل گیری آن است. مريم سطوت
|
||||
|