بازگشت به صفحه اول

 از شرق

 
 

كامل كردن حلقه ها با چراغ خاموش

زهرا ابراهيمى
سردار ذوالقدر جانشين فرمانده كل سپاه در همايش فرماندهان بسيج ادارى و كارگرى با تخطئه كسانى كه نيروهاى اصولگرا را در جريان انتخابات به بى برنامگى، اختلافات، قدرت طلبى و عدم تفاهم بر سر كانديداى واحد متهم مى كردند گفت: «در شرايط پيچيده سياسى كه قدرت هاى خارجى و جريان هاى فزون خواه در داخل از مدت ها قبل مترصد بوده و برنامه ريزى كرده بودند كه نتيجه انتخابات را به نفع خود تغيير دهند و از شكل گيرى يك دولت كارآمد اصولگرا جلوگيرى كنند، بايد پيچيده عمل مى شد و نيروهاى اصولگرا بحمدالله با طراحى درست و چندلايه توانستند در يك رقابت واقعى و تنگاتنگ، حمايت اكثريت مردم را به خدمتگزارى بيشتر و موثرتر به آنها جلب كنند.»
ذوالقدر حضور سازمان يافته بسيجيان را در ادارات تداوم بخش حيات انقلابى در اداره كشور برشمرد و خاطرنشان كرد: «بسيج ادارات مى تواند با همكارى و هماهنگى با مسئولان اجرايى، نقش تعيين  كننده اى در تحقق دولت اسلامى داشته باشد.» وى با اعلام آمادگى سپاه و بسيج براى كمك به دولت آينده در رفع مشكلات كشور، فرماندهان بسيج را بر تلاش همه جانبه براى كمك به دولت احمدى نژاد فراخواند.
روزى كه محمود احمدى نژاد از حضور در جلسه شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب براى تعيين كانديداى واحد اصولگرايان سر باز زد اين سئوال ايجاد شد كه چرا وى كه ظاهراً هيچ شانسى براى كانديداتورى واحد اصولگرايان نداشت به شوراى هماهنگى كه ستاد اصلى انتخابات اصولگرايان در انتخابات مجلس هفتم و فتح آن بود نرفت تا با رايزنى و گفت وگو زمينه موفقيت خود را در آينده افزايش دهد؟
وى در نامه اى به اين شورا نوشت: «خوف آن دارم كه حضور زودهنگام و رسمى در عرصه تبليغات انتخاباتى به روند خدمتگزارى در تهران آسيب برساند، بنابراين به رغم اشتياق فراوان به دوستان گرانقدر، از حضور در اين جلسه معذورم.»
اين نامه نشان مى دهد گرچه احمدى نژاد براى شركت در جلسات شوراى هماهنگى دعوت شده بود ولى او با اطمينان كامل و بدون هيچ دغدغه اى، دعوت را رد كرد.
احمدى نژاد به رغم تمامى فعاليت   هاى تبليغاتى و انتخاباتى خود كه از همان روزهاى نخستين عهده دارى مسئوليت مديريت شهرى آغاز شده بود تنها در روز آخر و پايان مهلت قانونى ثبت نام، حاضر به اعلام رسمى موضع خود مبنى بر شركت در انتخابات رياست جمهورى شد، او استراتژى چراغ خاموش را تا لحظه ثبت نام رعايت كرد.
با اين مقدمه بايد قدرى به عقب بازگشت، محافظه كاران طى هشت سال حضور اصلاح طلبان در راس قوه مجريه و مجلس ششم رويه اى را در پيش گرفتند تا ضمن نااميد كردن مردم از اصلاحات و اصلاح طلبان آنها را از نظر سياسى منفعل سازند، ضعف هاى اصلاح طلبان نيز در اين انفعال بى تاثير نبود. در دومين دوره انتخابات شوراى اسلامى شهر و روستا، سكوت كامل رسانه ملى در مورد اين انتخابات، كناره گيرى كليه افراد شاخص محافظه كار از انتخابات تا حدى كه اعلام كردند مومنين در اين انتخابات شركت نمى كنند و به خطا انداختن اصلاح طلبان به طورى كه فكر كنند محافظه كاران از كسب قدرت در شوراها نااميدند و تنها حاضران در صحنه، اصلاح طلبان هستند و مردم هم هنوز انگيزه هاى سياسى خود را از دست نداده اند، وضع را به گونه اى پيش برد كه در انتخابات شوراها به ويژه در شهرهاى بزرگ تنها كسانى كه سازماندهى توده اى داشتند توانستند انتخابات را ببرند، ولو اينكه سازماندهى مزبور تنها توانست ۲۰۰ هزار راى از ۴ ميليون راى واجدين شرايط را كسب كرده و گروهى شناخته شده ناآشنا تحت عنوان آبادگران را وارد شوراها كنند. اگرچه شيوه هاى به كار گرفته شده توسط آنها در انتخابات شوراها مشروع بود اما استفاده از رسانه ملى براى كاهش مشاركت مردم در انتخابات جاى سئوال دارد و اما در انتخابات مجلس هفتم، ردصلاحيت اصلاح طلبان و حتى كانديداهاى دست چندم آنها، به يارى محافظه كاران آمد و تركيب مجلس هفتم را نيز براى آنها شكل داد. اگرچه چراغ محافظه كاران به ويژه گروه جديد آبادگران در جريان انتخابات مجلس هفتم كمى روشن شد ولى نتيجه گرفتن از استراتژى چراغ خاموش در انتخابات شوراها كه حتى پرسابقه ترين و كاركشته ترين گروه هاى سياسى را در داخل و خارج كشور غافل كرده بود، آبادگران را به استفاده از اين روش و اين بار در انتخابات رياست جمهورى  ترغيب كرد، به طورى كه از بيم آنكه عملكرد منفى انتخابات مجلس هفتم، گروه آبادگران را نيز در جرگه ساير گروه هاى جناح محافظه كار كه فعاليت سياسى شان با بازخورد منفى در دوم خرداد سال ۷۶ روبه رو شده بود قرار دهد فتيله چراغ آبادگران را نيز پايين كشيدند تا بدون ذكر نام وارد جريان انتخابات شوند.
گرچه در پى مشاهده عملكرد جناح محافظه كار به ويژه در جريان انتخابات مجلس هفتم همه نيروهاى فعال سياسى به لحاظ تحليل استراتژيك به جمع بندى يكدست شدن نظام رسيده و اغلب مى دانستند كه رئيس جمهور آينده احتمالاً ويژگى هايى نظير روساى شوراى شهر تهران و مجلس هفتم يعنى فردى غيرروحانى، كاملاً در خط نومحافظه كاران، تقريباً ناشناخته از نظر اجرايى و سوابق سياسى خاص خواهد داشت. اما از تاكتيك  هاى رسيدن به اين استراتژى خبر نداشتند. همين بى خبرى باعث شد كه آنها فارغ از شيوه هاى جديد رقيب به درون لاك خود رفته و مشغول برنامه هاى خود شوند، ضمن اينكه اصلاح طلبان با چالش فكرى سياسى نيروهاى خود مبنى بر عدم شركت در انتخابات مواجه بودند، نااميدى پنهان از به دست گيرى مجدد قدرت و اختلاف آرا در ميان اصلاح طلبان باعث شد كه آنها فكر ائتلاف با يكديگر را نيز از سر بيرون كرده و اقدام به معرفى كانديداهاى مستقل به عنوان تنها راه پيش رو كنند.
از يك طرف كروبى حاضر نبود تابع جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى كه معتقد به پيشروى در اصلاحات بودند شود چون خود را باتجربه تر و موثرتر از جوان هاى اصلاح طلب پيشرو مى دانست و لذا از همان ابتدا رسماً اعلام كرد كه حاضر به كنار رفتن از صحنه به نفع هيچ كس نيست، كروبى معتدل تر از آن بود كه بتواند خواسته ها و مواضع جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى را نمايندگى كند. او خود را اصلاح طلب عملگرا مى دانست. از طرف ديگر جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى نيز حاضر نبودند كروبى را به عنوان كانديداى خود بپذيرند، زيرا مطمئن بودند با پذيرش او در انتخابات بخش وسيعى از نيروهاى بدنه و هواداران خود را از دست خواهند داد زيرا اين نيروها بخشى از ناكامى هاى مجلس ششم را حاصل كنار آمدن اصلاح طلبان با مواضع معتدل كروبى مى دانستند كه اصرار بر همراهى و باقى ماندن در درون حاكميت داشت. لذا در مرحله اول انتخابات هيچ زمينه اى براى توافق جبهه اصلاحات بر روى كروبى وجود نداشت. (حتى مجمع روحانيون مبارز نيز حاضر نشد رسماً و علناً به حمايت از كروبى - دبيركل خود - بپردازد و همين امر اكنون باعث جدايى كروبى از مجمع شده است). و باز هر دو جريان اصلاح طلبان پيشرو و عملگرا نمى توانستند پشت سر هاشمى رفسنجانى قرار گيرند. كروبى به صورت جدى پس از وارد شدن هاشمى به صحنه انتخابات مواضع او را به نقد كشيد. جبهه مشاركت نيز به هاشمى اطمينان نداشتند و او را در رسيدن كشور به وضعيت كنونى مقصر مى دانستند. ضمن اينكه نمى توانستند نيروهاى خود را براى راى دادن به هاشمى (در مرحله اول) توجيه كنند. مجاهدين انقلاب هم كه به هاشمى گرايش داشتند در مرحله اول حاضر نشدند از او حمايت كنند. مجموعه اين شرايط در جبهه اصلاحات و بى خبرى از تاكتيك هاى جناح رقيب باعث شد اصلاح طلبان به طور جداگانه راه هايى را بروند كه در مرحله اول انتخابات همه شاهد بودند و ائتلاف آنها در مرحله دوم نيز نتيجه اى نداد.
بازگرديم به جبهه محافظه كاران. آنها پنج نفر را وارد جريان انتخابات كردند. ماه ها بحث بر سر رسيدن به كانديداى واحد، اصلاح طلبان را از اينكه رقيب به ورطه چندگانگى و اختلاف افتاده است، مسرور ساخت. پس از اينكه قاليباف وارد صحنه شد _ سپر بلايى كه همه نگاه ها را به عنوان كانديداى واحد متوجه خود ساخت _ حملات تبليغاتى عليه او آغاز شد و سير صعودى آراى او كم كم روند نزولى پيدا كرد. هاشمى رفسنجانى كه به خوبى از اين فرمول آگاه بود، ماه ها از وارد شدن به صحنه خوددارى كرد. به نقل از او گفته شد اگر محافظه كاران بر روى يك نفر توافق كنند، او نخواهد آمد. اما نومحافظه كاران حاضر به معرفى كانديداى واحد خود نشدند تا فرصت رقيب را براى كاهش آراى وى در جريان مبارزات انتخاباتى بگيرند. در اين ميان تنها فرد مصون از حملات احمدى نژاد بود. زيرا كمتر كسى احتمال مى داد او رئيس جمهور شود. احمدى نژاد هيچ تلاشى نكرد تا سازمان و گروه و حزبى حمايتش كند، موضع سياسى خاصى را بروز نداد. خود را در معرض كانديداى واحد شدن هم قرار نداد و اين همان طراحى و برنامه ريزى چندلايه و پيچيده اى بود كه مى خواست احمدى نژاد را در معرض مبارزات انتخاباتى جناح رقيب قرار ندهد و همه او را كانديدايى فرض كنند كه هيچ شانسى براى رياست جمهورى نداشته و احتمالاً در دقايق ۹۰ از صحنه خارج مى شود.
پراكندگى همه گروه هاى، احزاب و چهره هاى شناخته شده جناح راست از دور احمدى نژاد مطلوب جريانى بود كه مسير انتخابات را به سوى برگزيدن احمدى نژاد هدايت مى كرد و ديديم در جريان انتخابات همين ناشناخته ماندن عقبه سياسى حامى احمدى نژاد چه تاثيرى بر افزايش آراى او داشت. ضمن اينكه جريان هدايت كننده اصلى، بيست و چهار ساعت مانده به انتخابات، چگونه همه نيروهاى خود را براى راى دادن به احمدى نژاد بسيج كرد، زمانى كه اصلاح طلبان ديگر فرصتى براى شناختن رقيب اصلى خود پيدا نكردند.
اينكه آيا قاليباف، لاريجانى، محسن رضايى، احمد توكلى و ولايتى هم مى دانستند كه بازيگر صحنه اى طراحى شده، پيچيده و چندلايه هستند يا نه مشخص نيست.
ولى آنها قطعاً در ايجاد فضاى مبهم و سردرگم در انتخابات سهم بسزايى داشتند. در هر حال در تاييد سخنان سردار ذوالقدر كه در ابتداى مطلب به آن اشاره شد برنامه طراحى شده از سوى اصولگرايان در جريان انتخابات رياست جمهورى نهم، بسيار پيچيده، دقيق و چندلايه بود به طورى كه همه فعالين سياسى اعم از اصلاح طلبان و محافظه كاران (با فرض اينكه بعضى از آنها از اين سناريو آگاهى نداشتند) را مات كرد.
طراحى اين سناريوى پيچيده و دقيق كه ابزارهاى اجرايى آن در جريان انتخابات كاملاً شناخته شدند (حداقل براى نيروهاى سياسى) و از پشتوانه روانشناسى خواسته هاى مردم و جايگاه رفسنجانى در نزد آنان نيز به خوبى آگاه بود بعيد است كه كار نيروهاى شناخته شده جناح راست باشد.
در هر صورت گرچه قواى سه گانه كشور به سوى يكپارچه شدن پيش مى روند اما استراتژى يكدستى هنوز حلقه هاى خود را تكميل نكرده و به پايان نرسيده است. اكنون نوبت يكدستى حلقه هاى واسط و بدنه است.
به نظر مى رسد جريان انتخاب كابينه احمدى نژاد نيز تابع همان استراتژى حركت با چراغ خاموش است. احمدى نژاد گفته است هيچ كس از تركيب كابينه او اطلاعى ندارد، برخى افراد نزديك به وى هم گفته اند كه كابينه احمدى نژاد تعجب همگان را برخواهد انگيخت. گرچه اين روزها خبرهايى در مورد دعوت از بعضى وزيران دولت خاتمى به گوش مى رسد و يا در مورد فرستادن فرم هايى براى همه نيروهاى سياسى اعم از اصلاح طلب و محافظه كار جهت اظهارنظر و يا همكارى با دولت آينده سخن به ميان مى آيد اما به نظر مى رسد اين فعاليت ها، براى رد گم كردن باشد تا كسى نسبت به بدنه اصلى كابينه حساس نشود و جامعه به ويژه نيروهاى سياسى تا روز موعود قانونى نتوانند هيچ حدسى در مورد كابينه آينده بزنند.
اگر استراتژى چراغ خاموش در مورد كابينه هم اجرايى شود به احتمال قوى با كابينه اى كاملاً يكدست از نيروهاى اصلى نومحافظه كاران كه از نظر سياسى و اجرايى تقريباً ناشناخته و نسبتاً جوان هستند روبه رو خواهيم بود، تركيبى شبيه آنچه كه در مجلس هفتم مى بينيم اما در اشل كوچكتر، اين كابينه وظيفه اى جز حلقه واسط شدن بين سران يكدست شده با بدنه اى كه قرار است آن هم يكدست شود (براى اجراى برنامه ها) نخواهد داشت. لذا براى شناختن اعضاى كابينه احمدى نژاد نبايد در ميان مديران داراى تجربه امور اجرايى به جست وجو پرداخت

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه