بازگشت به صفحه اول

 از روز

 
 

 

پیش بسوی بحران

 مهرداد شیبانی

۲۷ مرداد ۱۳۸۴

دولت احمدی نژاد ازهفته آینده کار خودرا آغازمی کند. قراین نشان می دهد که مجلس هم اعضای کابینه ای را که یک فعال ملی- مذهبی آنرا "کابینه ستیز" می خواند با رای بالای مورد نظر رئیس جمهور، تائید می کند. رئیس جمهورقدرتمندی که یک روحانی بسیارموثردر جمهوری اسلامی، یعنی محمد رضامهدوی کنی، بعد ازمذاکره تلفنی با او جوری سکته می کند که حالش را خطرناک توصیف کرده اند. او اولین رئیس جمهور"نظام" است که به گفته یک منبع آگاه به خبرگزاری ایسنا ، حتی رهبرجمهوری اسلامی هم در تعیین کابینه اش نقشی نداشته، وزرا را بر اساس نظرات شخصی خود و مشاوره با برخی از نزدیکانش- احتمالا مصباح یزدی- انتخاب کرده و حتی با رهبران احزاب و فراکسیون های مجلس هم رایزنی نکرده است.این فرافکنی هوشمندانه برای قرار دادن احمدی نژاد در مرکزمسئولیت کابینه ای است که ترکیب نظامی- امنیتی آن به گفته محسن آرمین"برای برخورد قاطع با بحرانهای احتمالی آینده است و نشان می دهد که پیش بینی تشکیل دهندگان کابینه این است که کشور در آینده با بحران مواجه خواهد شد." می خواهد مباحث فرعی که شایدهم عامدانه مطرح می شود، درست باشد یانه، دکترای وزرا کیلویی باشد یا واقعی، مدیریت بدانند یا نه، دردستگیری گنجی و انفجار مقر امریکایی ها در بیروت عامل اصلی باشند یا فرعی یا اصلا بی خبر. همه اینها فرع بر این واقعیت است که به گفته محمد سلامتی:"این کابینه متعلق به گروه رادیکال و افراطی است که حتی جناح راست نیز از ترکیب آن رضایت ندارد." و به قول محسن آرمین:" درآن پنج نفر با سابقه مسئولیت موثردر وزارت اطلاعات دوران قبل ازخاتمی و پنج نفر با سابقه فعالیت در نهادهای نظامی حضور دارند. وزارت خانه های فرهنگی و سیاسی کابینه از جمله وزارت ارشاد و کشور نیز در اختیار این افراد هستند ." و این:"حامل پیام روشنی است که در آینده فضای سیاسی و فرهنگی کشور رو به انقباض و بسته ترشدن خواهند رفت." این سیاست در رئوس کلی برنامه دولت کاملا مشخص است. برنامه ای که هیچ ربطی به برنامه دولت خاتمی ندارد. درسیاست داخلی از "اسلامی" و" انقلابی" شدن فضا خبر می دهد و در خارج، تشکیل قطب جهان اسلام را برای مقابله باکفر جهانی دردستور کار دارد. محمد ابطحی می نویسد که صفار هرندی، سردار سپاه پاسداران و سردبیر سابق کیهان می خواهد سیاست روزنامه کیهان را بر فضای سیاسی کشورتحمیل کند. خود او در اولین اظهار نظر بعد ازمعرفی بعنوان وزیرارشاد، می گوید که اولویت کاری خود را در حوزه های نشر،مطبوعات و سینما قرار داده است و نگاهش به آسیب ها و فرصت های گذشته است.

مجلس هم در همین روزها :"لایحه جرایم رایانه ای " را که بر اساس پیشنهاد قوه قضائیه درهیات وزیران دولت خاتمی به تصویب رسیده و به مجلس داده شده است به کمیسیون های تخصصی می فرستد تا برای تصویب آماده شود. فرمانده نیروی انتظامی بزرگ هم که به مدارا شهرت داشت، یعنی همان سردار طلایی معروف، بعد از ابقا، حرف هایش رنگ و بوی دیگری دارد و می گوید: "بدحجابی تنها مختص زنان نیست." نامه علی افشاری هم خطاب به رئیس قوه قضائیه منتشر می شود که درآن از ماجرای دستگیری، شکنجه و اعتراف گیری خود توسط اطلاعات موازی پرده برمی دارد که سرانش با معرفی دولت جدید به مقامات رسمی امنیتی کشور تبدیل شده اند.

حذف وافزایش تعطیلات هم هنوز مورد بحث است. یک روحانی راست گرای افراطی به نام احمد خاتمی با خشم می پرسد :" چرا خرافه 13 نوروز را تعطیل نمی کنید؟" اما نکته ظریف تعطیل دو روز تاریخی- مذهبی است که هر دو به بنیا ن گذار جمهوری اسلامی و تاسیس نظامی که او برپا کرد، برمی گردد: 15 خرداد و 12 فروردین. این یکی دیگر از گام ها برای تشکیل"نظام جدید" نیست که رسول منتجب نیا به آن توجه می دهد؟ از اقدامات دیگر هم همین روزها سخن گفته شده است. از تغییر قانون اساسی که می توان حدس زد به گفته عیسی سحرخیز"جمهوریت" را با حذف رئیس جمهور عینیت ببخشد و با کنار گذاشتن مجمع تشخیص مصلحت، همه قدرت را در یک مرکز متمرکزکند. اقداماتی که بقول ابراهیم یزدی به استقرار"خلافت اسلامی" منجر می شود. روشن است که عبور از این مراحل بدون بحران ممکن نیست و آرایش سیاسی جدید برای مقابله با این بحران است. بحرانی که در داخل محدود نمی ماند و از همین حالا با مساله اتمی، حقوق بشر و مساله خاورمیانه گره خورده است.

و درست در همین اوضاع و احوال بعد از به آتش کشیدن پرچم های آمریکا و انگلستان نوبت به فرانسه می رسد. کشوری که پرچمش را هرگز درایران آتش نزده بودند. لابد کشور بعدی آلمان است که مساله مخالفت صدراعظم آن با حمله نظامی آمریکا به ایران به یک جنجال ملی تبدیل شده است. بهانه پرچم سوزی جدید هم پرونده هسته ای است. احمد قوامی، که مانند دیگر اصلاح طلبان سیاست"سکوت ونظاره"را پیش نگرفته، می گوید:"درزمینه مساله انرژِی اتمی اصلاح طلبان حرف های زیادی برای گفتن دارند، اماهیچ تریبونی ندارند."رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم، مثل همیشه نگران حقوق بشرهم هست.

سرفصل حقوق بشرهم اکبر گنجی است در روز شصت وهشتم اعتصاب غذا. خبر می رسد که وزیر بهداشت کابینه احمدی نژاد اولین شاکی از اکبر گنجی بوده است. همسرگنجی می گوید: "دادستان تهران نمی خواهد اکبرگنجی به اعتصاب غذای خود خاتمه دهد." مادر گنجی سخن مرتضوی راکه گفته بود اومی تواند فرزندش راملاقات کند، تکذیب می کند ومی گوید:" مرتضوی آنقدردروغ گفته که حرف خودش را هم قبول ندارد. او تمام ایمانش را داده، یک مقام گرفته است." زندانی دیگری غیراز گنجی هم درحال اعتصاب غذاست: منوچهر محمدی. اوبه گفته خواهرش بعد از سی روز اعتصا ب غذای تر- که درآن فقط مایعات مصرف می شود- دست به اعتصاب غذای خشک زده است. علیزاده قاضی ناظر زندان اوین هم گفته که او باید اعتصاب غذایش رابشکند واگر نشکند او را به زندان پایین شهر انتقال می دهیم. پرونده احمد باطبی هم به دیوان عالی کشور می رود که شاید در حکم پسر جوانی که به اتهام بلند کردن یک پیراهن خونین تا پای مرگ رفت وسال هاست در زندان است، تجدید نظر شود. دو وبلاگ نویس هم برای خالی نبودن عریضه تبرئه می شوند.

یک خبر خوشحال کننده هم برای مردم ایران هست. علی سعید لو، وزیر پیشنهادی نفت
می گوید:" پول نفت را قطعا بر سر سفره مردم می بریم." این قاطعیت از کجا می آید؟ اوجواب
می دهد:" چون این شعار رئیس جمهور محبوب و کارآمد و "همچنین" "خواست ملت" است.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه