|
|
|||
گریه و شرم
مهرداد شیبانی
۱۲ مهر ۱۳۸۴ عباسعلی علیزاده با چشمان گریان می رود. او اصلا دلش نمی خواسته از مشهد به تهران بیاید و حالا به قول خودش بعد از" ۶ سال و یک ماه و ده روز خدمت" به پست بی سروصدایی دست می یابد.عکس او را با چشمان گریان دیدند و صدایش را شنیدند. رئیس دادگستری تهران که"مامور" تعطیل مطبوعاتی بود که آنها را"پایگاه دشمن" خواندند. یکی از روزنامه نگاران نشریات توقیف شده ، خاطره اش از علیزاده را اینگونه تعریف می کند:" وقتی فرمان توقیف نشریه ما رسید، ظهر بود. صلوات ظهر. سه دختر جوان و مظلوم که از اطراف تهران، برای حروفچینی می آمدند، بر سر سجاده تلخ گریستند. آنها بیکار و گرسنه می ماندند، مانند انبوهی دیگر."و درست در همین روز دختران دیگری از"میهن تلخ من" سر بر شانه هم گذاشته اند و در یک کشور عربی زار می زنند. آنها مقام قهرمانی فوتبال زنان آسیا را واگذاشتند. دختران ما پیچیده در لباس و لفافی که مایه مضحکه جهان شد، به نام ایران، توپ زدندو به اردن باختند. دختران اردنی که کشور مسلمانی هم هست، مانند همه زنان ورزشکار جهان با لباسی معقول و رزمی به میدان آمدند و قهرمان آسیا هم شدند. در همین روز کشتی گیران فرنگی کار ایران هم می کوشند شکست بی سابقه تیم ملی کشتی آزاد را جبران کنند، و اولین مدال ها را هم می گیرند. تیم ملی واتر پلوی ایران هم نمی تواند در مسابقات جهانی بوینوس آیرس شرکت کند، چون آرژانتین از دادن ویزا خودداری کرده است. سفیر آرژانتین که به وزارت خارجه احضار شده، می گوید:" کوتاهی و اهمال فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلوی ایران سبب بروز این مشکل شده است." روز، فقط روز گریه نبود. محمد رضا نعمت زاده، معاون وزیر نفت، که"دنبال وزیر شدن هم نیست" از شرمندگی گفت:" به عنوان یک ایرانی شرمنده ام که از بنزین وارداتی استفاده می کنم". او به گزارش ایسنا، خواستار شد"مجلس شرایط لازم را برای برداشت پیمانکاران و شرکت های خصوصی از حساب ذخیره ارزی فراهم کند تا آنها بتوانند در بخش های مختلف سرمایه گذاری کنند". رئیس کمیسیون انرژی مجلس هم درباره نفت آمار جالبی ارائه می دهد. کمال دانشیار در همایش صنایع فراساحل و حضور در بازارهای جهانی، که گزارش آن را ایسنا مخابره کرده، می گوید:" از ۸۰ میلیارد دلار قرار داد در پروژه های نفت و گاز طی ۸۰ سال گذشته، ۴۰ میلیارد دلار به عنوان سود خالص خارجی ما لحاظ شده. و از ۴۰ میلیارد باقیمانده نیز حدود ۸۰ در صد تجهیزات از کشورهای دیگر وارد شده است".یعنی ۳۰ میلیارد دیگر هم به"خارجی ها" برگردانده شده و ایران از ۸۰ میلیارد درآمد نفت و گاز ، فقط ۱۰ میلیارد به دست آورده است. او راه حل جلوگیری از این غارت ثروت ملی را، تصویب قانونی می داند که" در آن خام فروشی جرم و حرام اعلام شود". و این بحث"نفتی" روز به سخنان معاون وزیر خارجه آمریکا پیوند می خورد که پاسخ مصاحبه تکذیب شده احمدی نژاد با روزنامه"خلیج تایمز" را می دهد. در آن مصاحبه احمدی نژاد گفته بود که ایران از سلاح نفت استفاده خواهد کرد و جوزف رابرت می گوید:" جامعه بین المللی تسلیم چنین فشارهایی نخواهد شد." نشریات معتبر که این پینگ پنگ تهران ـ واشنگتن را منعکس می کنند، می کوشند جمله علی لاریجانی را هم ترجمه کنند که گفته بود:" با نشان دادن لولوی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند". نیوزویک این جمله را چنین ترجمه کرد:" اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان دراز نمی کشند". اومانیته، ارگان مرکزی حزب کمونیست فرانسه هم این ترجمه را به دست داده است:" دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان، بستگی به این دارد که آنان از موجودات افسانه ای بترسند". سایت محسن رضایی که این ترجمه های نادرست را بازتاب می دهد، بازهم خواستار برخورد با" مسئولان مقصر در پرونده هسته ای" می شود. بازتاب می نویسد:"با گذشت دو هفته از صدور قطعنامه شدیداللحن شورای حکام، سکون و بی تفاوتی در وزارت خارجه و بخش حقوقی ریاست جمهوری حاکم است و این مسئولان باید در برابر افکار عمومی نسبت به کوتاهی ها و تقصیرات خود در پرونده هسته ای ـ که پیامدهای سنگینی برای کشور دارد ـ پاسخگو باشند". و درست در همین روز، سردار مسعود جزایری، سخنگوی سپاه پاسداران"ارجاع پرونده
هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل را" برای کشور، دارای" برکاتی" می داند، و
هاشمی رفسنجانی در دیدار با سفیر سوئیس، از و از دعوت ابراهیم اصغرزاده، رئیس دوه ای جبهه اصلاحات، از کروبی برای شرکت در
این جبهه و دعوت کروبی از هدیه تهرانی برای حضور به عنوان مجری در تلویزیون صبا که
بگذریم، می رسیم به بحث حقوق بشر. و سرانجام محاکمه جالبی هم دارد به جریان می افتد. به گزارش ایسنا یکی از نویسندگان کتاب"میهمانی حاجی آقا" به همراه مدیر کل سابق اداره کتاب وزارت ارشاد و دو بررس کتاب، محاکمه می شوند. این کتاب در سال ۱۳۸۰ در تهران منتشر شد و دو زندانی سابق خاطرات خود را از بازجویی به نام"حاجی آقا" شرح دادند و نوشتند که چگونه و با چه روش هایی مجبور به اعتراف و توبه شدند. این کتاب از وزارت ارشاد هم مجوز گرفت و بلافاصله به کتاب پرفروش روز مبدل شد. دو سال بعد یکی از نویسندگان کتاب ـ فرهاد بهبهانی ـ در گذشت و حالا نویسنده ای که زنده مانده و دو بررسی که با انتشار کتاب موافقت کرده اند، و رئیس اداره مربوطه باید محاکمه شوند.
|
||||
|