|
|
|||
|
درباره ی برنامه ی سیاسی جمهوریخواهان دمکرات و لاییک " ایران" درنوشته ای زیر نام « درتدارک نشست مشورتی و پیرامون پروژه ی سیاسی » با امضاء گروه کار برگزاری نشست مشورتی، سه پرسش کلان ( اصلی ) پیش کشیده شده است که د ر پاسخ، خواننده را با پرسش های تازه ای روبرو می سازد. یادمان باشد که پرسش ها می توانند آدمی را به پاسخ های دلخواه راهنمایی کنند که بهتر است از این شیوه پرهیز شود تا خواننده بتواند به فراخور دریافت خودش به پاسخ بپردازد. آن سه پرسش چنین است : ۱ ـ « این پروژه ی سیاسی برکدام نیروهای سیاسی استواراست ؟ » به گفته ای ساده تر؛ ما که هستیم ؟ پاسخ : ما انسان، ایرانی ، جمهوری خواه، دمکرات و لائیک هستیم. ۲ ـ « رابطه ی فرماسیون سیاسی ما با قدرت چگونه است ؟ » یا به سخنی دیگر؛ ما چه می خواهیم بکنیم ؟ پاسخ : ما می خواهیم با اراده و رأی مردم ایران بساط ولایت فقیه و جمهوری اسلامی را برچیده و بجای آن یک جمهوری لائیک برپایه ی خواست و اراده ی همگانی مردم ایران برپا سازیم که در آن همه شهروندان، چه زن و چه مرد از هر گروه و قوم وقبیله، با هر دین و باور اجتماعی، دارای حقوق شهروندی برابر باشند. به گفته ای دیگر؛ قوای مملکت ناشی از ملت است نه از امدادهای غیبی و نه از پول و قدرت نظامی بیگانگان. ۳ ـ « رابطه ی ما جمهوری خواهان دمکرات و لائیک درخارج با مبارزین داخل چگونه خواهد بود؟» یا می توانیم بگوییم؛ ما چگونه در درون یا بیرون از کشور می خواهیم برای رهایی مردممان تلاش کنیم؟ پاسخ : این کار در درون کشور با نیروی بی کرانه ی مردم و با کمک همه افراد، گروه های مردمی ، انجمن ها، سازمان ها و حزب های سیاسی ایران و در بیرون از کشور با کمک ایرانیان برون مرز و نهاد های مردمی دیگر کشورهای جهان وسازمان های جهانی مانند سازمان ملل انجام خواهد شد. از نگاه من پیش از پرداختن به این سه پرسش، پرسش کلان تری هست که نخست باید به آن پاسخ گفت. سر آن ندارم به لقمان حکمت بیاموزم، سخن های پیچیده بگویم و از کتاب های بزرگ سیاسی چیزی وام بگیرم. من در اینجا کوشش خواهم کرد بسیار فشرده و ساده به این پرسش ها بپردازم و تاآنجا که می شود به آن ها پاسخ های کوتاه بدهم. اما پرسشی که پیش از این پرسش ها باید به آن پاسخ بگوئیم و تا آن روشن نباشد پاسخ های دیگر کارساز نخواهد بود این است : این پروژه یا برنامه ی سیاسی درباره ی چیست ؟ و یا درباره ی کیست ؟ ما ، دوستان ما و شورای هماهنگی باید پاسخ های درست و روشنی در پاسخ به این پرسش ها و پرسش های دیگر داشته باشیم تا بتوانیم به نشست سراسری یا کنگره ی آینده برای رأی گیری پیشنهاد کنیم. پاسخ این است : این برنامه ی سیاسی درباره ی ایران و ملت کهن سال ایران است. پس باید ایران و مردم ایران را دربستر جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی و سیاسی اش، به درستی و روشنی به خودمان و همراهانمان نشان دهیم و یا به گفته ای دیگر، تعریف کنیم. تا نگوییم که برای ما ایران چیست ؟ مردم ایران کدامند ؟ از کی و چگونه مردم ما با هم، دراین پهنه ی بزرگ زندگی کرده اند؟ به پرسش های دیگر نمی توانیم پاسخ رسا ودرستی بدهیم. ایران ( که سرزمینی بسیار پهناور تر بوده ) ومردم آن، به گواهی موزه ها و کتاب خانه های جهان، پیشینه ای چندین هزار ساله، فرهنگی پربار ؛ زبان، ادبیات ، هنر ، سرود، پرچم و ویژگی فرهنگی گوناگون دیگری دارند. شورای هماهنگی و یا کنگره در برنامه ی سیاسی و مرامنامه ی جمهوری خواهان دمکرات ولائیک، باید روشن سازد که برای خوشنودی گروه های سیاسی ای که در پرسش شماره ی یک نام برده شده است برنامه ریزی می کند یا برای آزادی و استقلال ایران. اگر آزادی و استقلال یک ملت بزرگ و کهن سال در چشم انداز و مورد نظر است، باید به روشنی و با واژه های درشت و پررنگ ، بدون شرمساری ایدئولوژیک و با سرافرازی در باره ی آن ملت، مرزهای جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی و سیاسی اش بنویسد و روشنگری کند. پاسخ به پرسش « الف » آن نوشته هم در همین روشنگری ها نهفته است. پس از پاسخ درست و روشن به پرسش کلان نخست به سه پرسشی که دربالا آمده است باید پاسخ داد. درباره ی پرسش شماره ی یک و این که « این پروژه ی سیاسی برکدام نیروهای سیاسی استوار است ؟ » درنوشته ی گروه کار برگزاری نشست مشورتی چنین می خوانیم : « در تمامی اسناد و اقدامات ما از آغاز تاکنون بر سه جریان یا خانواده سیاسی یعنی چپ ها ی دمکرات، ملیون دمکرات و دین باوران لائیک تأکید بعمل آمده است. مع الوصف این . . . ». این را باید بیاد داشته باشید، شما در شناساندن ومعرفی خود هرچه خود را محدود تر و کم دامنه تر بدانید همان اندازه مردم کم تری به شما خواهند پیوست. امروز آمار رأی دهندگان و هواخواهان یک سازمان سیاسی با گفتار و کردار روزانه ی سیاستمداران، روز به روز بالا و پائین می رود. از هفتاد میلیون هرچه بکاهید، ازهوا خواهان شما نیز کاسته خواهد شد. این پروژه ی سیاسی باید بر همه ی نیروهای سیاسی ایران استوار گردد وتمام ملت ایران را باید در برگیرد. اگر کالای ما خریدار داشته باشد ما نه از توده های مردم، نه از ملیون دمکرات و نه از دین باوران لائیک گلایه نخواهیم کرد. من نمی دانم « چپ دمکرات » به چه کسی می گویند، شاید این از کم دانشی من سرچشمه می گیرد، زیرا از نظرمن چپ دمکرات مانند شیعه ی دوازده امامی نیست که تعریف معینی داشته باشد. واژه های چپ و دمکرات باید به روشنی معنی شود. باید نوشت که چپ کدام چپ است و دمکرات کدام دمکرات ؟ استالینیست ها، چپ به شمار می آیند، رویزیونیست ها هم چپ اند، مائوئیست ها، کمونیست های مسکویی، کمونسیت های مستقل، سوسیالیست های خلیل ملکی ، سوسیالیست های خنجی ، همه خود را چپ می دانند. کدام چپ و با چه ویژگی هایی، چپ است؟ واژه « دمکرات » نیز نزد ما و در نوشته ها و اسناد ما روشن نیست به چه کسانی دمکرات می گوییم؟ چون دمکرات در فرهنگ اروپایی در کنار دگراندیش می نشیند به سخنان او گوش فرامی دهد ، گاه با او کنار می آید و در ساختن یک ورزشگاه یا بیمارستان همراهی می کند وگاهی هم به سلامتی دگراندیش شراب می نوشد. ما باید دمکرات را با واژه های خودمان و با روشنی بازنویسی کنیم. در ایران دمکرات هایی بودند وشاید هنوز هم هستند که برادران هم خون، هم شهری ها و خویشاوندان خود را به گلوله می بستند. گاهی دمکرات های خودی و ناخودی، چشم زنده دیدن یکدیگر را ندارند. از نگاه ما دمکرات نباید و نمی تواند کسی را بکشد و یا سخن دگراندیش را نشنیده بگیرد. ما در جایی از تاریخ ایستاده ایم که برای پیروزی دگراندیشانی چون اکبرگنجی ، گرسنگی بر خود هموار نموده، تظاهرات برپا کرده و شب و روز تلاش می کنیم . ما باید به روشنی ، سفید روی سیاه، بنویسیم که به چه چیز دمکرات می گوییم و تا چه اندازه به دگراندیش ارزش می گذاریم و تا چه اندازه برای حقوق شهروندی او که حقوق خودمان نیز هست فداکاری خواهیم کرد. ما ، در مرامنامه ی خود، پیش از هرچیز باید بگوییم و باورداشته باشیم که انسان هستیم و ارزش همه ی انسان ها را برابر و یکسان می دانیم. پس از آن باید بر این باور پافشاری کنیم که ما برابر شناسنامه ها و پاسپورت ها یمان ایرانی هستیم . سرنوشت ما با ایران گره خورده است و تک تک یاخته های ما ایرانی است. پهنه ی راستین کار سیاسی ما ایران است و ما تیمار دار و تیمار خوار همه ی ایرانیان هستیم. فرهنگ کهنسال ما به ما آموخته است تا غم همه ی انسان ها را بخوریم و از مردم جهان هم می خواهیم تا غم ما را غم خود بدانند. ما همه ی مردم جهان را از یک گوهر می دانیم. اگر ما خود را یک گروه اجتماعی کوچک ( چپ دمکرات؟!) بدانیم وبجای تلاش برای خوشبختی همه ی ایرانیان ، سود و زیان گروه کوچک خود را برپایه باورهای خود برهمه چیز برتر بدانیم ، راه به جایی نخواهیم برد همانگونه که در پنجاه سال گذشته هیچ گروهی راه به جایی نبرده است. اگر مردم ما به ندای ما پاسخی ندهند فریاد ما بیهوده خواهد بود. در پنجاه و پنج سال پیش مردم ایران به ندای سران جبهه ی ملی به رهبری دکتر مصدق پاسخ گفتند و توانستند با همکاری و پشتیبانی یکدیگر و با اراده ی خود یک حکومت ملی و برخاسته از مردم برپا کنند. ما باید از فرهنگ و تاریخ پربار خود برای آینده مان پند بگیریم. پس از روشن ساختن دو ویژگی انسان بودن و ایرانی بودن ، از آنجایی که خود را جمهوری خواه می دانیم، پس ناچار باید این ویژگی خود را نیز به روشنی برای همگان بازگو کنیم و خود را آنگونه که هستیم و می خواهیم باشیم به دیگران بشناسانیم. بر ماست که باور خود را درباره ی جمهوری دلخواهمان بگوییم تا در نشست مشورتی و در کنگره بتوانیم برآیند دیدگاه ها یمان را ، در این راستا ، دست کم برای خود، بدست دهیم. از نگاه من جمهوری با رأی مستقیم مردم چه برای مجلس و چه برای انتخاب رئیس جمهور با میان دوره ی دوساله برای مجلس و چهار ساله برای رئیس جمهوری، بهترین گونه ی کشورداری است و چون روز روشن است که در جمهوری دلخواه ما دین یا باور ایدئولوژیک ویژه ای برتر از هیچ باور دیگری نخواهد بود و قوای سه گانه و یا از نگاه من چهارگانه ( با توجه به رکن چهارم یعنی مطبوعات و رسانه های گروهی ) ، باید از یکدیگر جدا بوده و با رأی مردم و یا نمایندگان آنان انتخاب شود. در چنین شیوه ای از جمهوری مردم باید با همه پرسی و با آزادی رسانه های همگانی بتوانند بر همه ی ارکان و نهادهای کشوری دسترسی داشته و توان پیاده کردن رأی و نظر خود را داشته باشند. دین و هرگونه باور اجتماعی و ایدئولوژیک باید از قوانین و ساختار حکومتی جدا باشد و هیچ باور دینی بر زندگی اجتماعی مردم نباید سایه بیفکند. به گفته ای دیگر جمهوری باید برپایه ی دموکراسی و لائیسیته استوار شود. پس جمهوری، دمکراسی و لا ئیسیته از دید جمهوری خواهان دمکرات و لائیک، باید در مرامنامه یا سند سیاسی تعریف شود. درباره ی پرسش دوم و این که ما چه می خواهیم بکنیم ؟ در این باره در سند سیاسی پذیرفته شده در کنگره نخستین چنین می خوانیم : 1 - خواست ما اين است كه اين نظام بيدادگر به شيوهی مسالمتآميز برچيده شود؛ هرچند كه كارنامهی خشونتبار آن از وجود چنين ظرفيتی حكايت نمیكند. . . 2- فراخواندن مجلس مؤسسان را لازمهی گذار دموكراتيك به نظام جمهوری جانشين میدانيم. مجلس مؤسسان منتخب همهی مردم است و بر مبنای انتخابات آزاد و با رأی . . .
این نوشته به خوبی نشان می دهد که : « رابطه ی فرماسیون سیاسی ما با قدرت سیاسی چگونه است؟» اگربرچیدن نظام بیدادگر جمهوری اسلامی خواست ما است ، این خواست و آرزو را جنبش همگانی و رستاخیز مردم ایران می تواند انجام دهد. با رأی همه ی ایرانیان مجلس مؤسسان برپا خواهد شد. جمهوری اسلامی تنها با خواست همگانی مردم ایران برچیده خواهد شد. پس برای بسیج همگانی و یک پارچه ی مردم ایران باید برنامه ریزی کرد. اگر برابر نوشته ی گروه کار بخواهیم خود را یک گروه کوچک از « چپ های دمکرات » و یا « یک جنبش اعتراضی » بشمار آوریم،از پیمان خود در سند سیاسی ، که در بالا آمده است ، سرباز زده ایم و نقش جمهوری خواهی لائیک را از خود زدوده ایم. پافشاری برای بدست آوردن حقوق شهروندی و دیگر حقوقی که در اعلامیه ی حقوق بشر و پیمان ها ی پیوسته ی به آن آمده است، همانگونه که در سند سیاسی نوشته شده، بدون هیچ کم و کاستی، خواست ما و مردم ایران است. با انجام این خواست، بساط بیدادگری ولایت فقیه برچیده شده و جمهوری لائیک بر پایه ی رأی همه ی گروه های اجتماعی و سیاسی ایران پدید خواهد آمد. تنها با حقوق شهروندی است که حقوق انسانی همه ی ایرانیان ، حتا « اقوام تحت ستم » که در بند الف نوشته ی گروه کار آمده است، بدست خواهد آمد و اقوام و دیگر گروه های اجتماعی ایران و اقلیت ها به پایه ی شهروندان برابر، مدرن و امروزی ، ارتقاء خواهند یافت. حقوق شهروندی که در اروپا و آمریکا زیربنای حقوق اجتماعی است، از حقوق قومی برتر و پیشرفته تر است. زیرا در حقوق قومی ، حقوق خان با حقوق رعیت برابر نیست اما برپایه ی حقوق شهروندی، همه ی شهروندان با هم برابر بوده و هیچ کس از برتری و امتیاز ویژه ای برخوردار نیست ، خواه زن باشد یا مرد، خان باشد یا رعیت، شهری باشد یا روستایی، مسلمان باشد یا کمونیست. جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ، هم درگفتار و هم در کار مبارزه ی سیاسی، همانگونه که در سند سیاسی آمده است، باید خواهان پیاده کردن کامل اعلامیه ی حقوق بشر و پیمان های و میثاق های پیوسته به آن باشند. هر بند و هرپیمان اعلامیه ی حقوق بشر یک خواست همگانی را در بر دارد و توده های گسترده ای را به جنبش درخواهد آورد و بساط جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را برخواهد چید. در نوشته ی گروه کار در پرسش کلان دیگری می خوانیم : « رابطه ی فعالیت ما جمهوری خواهان دمکرات و لائیک در خارج با مبارزین داخل چگونه خواهد بود؟ » در زیر این پرسش بندها یی آمده است که نقش جهموری خواهان دمکرات و لائیک را در برچیدن بساط جمهوری اسلامی کم رنگ می کند. همه ی خواست ها و همه ی کارهای سیاسی جمهوری خواهان دمکرات و لائیک باید همه گیر بوده و برای سرنگونی ولایت فقیه برنامه ریزی شود. بدون به میدان کشیدن همه ی گروه ها ی اجتماعی و سیاسی در ایران ، هیچ کار چشم گیری انجام نخواهد شد. برای بسیج کردن همه ی گروه ها، پیشه ها، صنف ها ، حزب ها ، سازمان ها و نهادهای مردمی در ایران باید برنامه ریزی بلند مدت و گسترده ای انجام داد تا بتوان صدای اعتراض ها و خواست های مردم ایران را به رسانه های همگانی جهانی و به گوش همه ی جهانیان و نهادهای بین المللی رسانید و باید تمام امکانات درونی و بیرونی کشور را برای سرنگونی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بکار گرفت. شعارها و حرکت های جزیی ، مقطعی و موضعی ، کاری از پیش نخواهد برد، به پیروزی یک پارچه ی ملت ایران باید اندیشید و اقدام کرد. همانگونه که دربالا یاد آور شدم ، ما باید برای سعادت و خوشبختی مردم ایران، با نام و نشان درستی که برای همه ی مردم ایران آشنا و پذیرفتنی باشد، در زمان و لحظه ی درست تاریخی ، با عشق به توده های گسترده ی مردم ایران، شعار و خواست درست و دلخواه مردم ایران را که همگان چشم براه آن هستند، پیش بکشیم و میلیون ها ایرانی را به دنبال آن بسیج کنیم. آن گاه نه تنها ملیون دمکرات، بلکه ترک ها ، خراسانی ها، گیلکان ، دیلمیان، تازیان ، کردان ، لران و دیگر اقوام ایرانی که هزار و چهارصد سال است که از ستم بیگانگان رنج می برند، یعنی هفتاد میلیون ایرانی با ما هم آوا و همراه خواهند شد. حافظ شیرازی در عشق به انسان ها و نیز اقوام تحت ستم ایرانی چنین سروده است: نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی ــ گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تودانی تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت ــ به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست ــ تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ ــ حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی پیروز باد مبارزات آزادیخواهانه و استقلال طلبانه ی مردم ایران ـ پایدار باد ایران منوچهر تقوی بیات استکهلم یازدهم شهریور ۱۳۸۴ برابر با دوم سپتامبر ۲۰۰۵ میلادی
|
||||
|