[بازگشت به صفحه اول]
از ايران امروز
 
جنگ عراق، بحران نفت و
پرواربندان کنسرن‌های نفتی
جواد طالعی (دفتر اروپائی شهروند)
image
شنبه ٢٤ بهمن ١٣٨٣

در دو هفته نخست فوریه امسال، انتشار تراز مالی سال ٢٠٠٤ سه کنسرن نفتی بزرگ "اکسون موبایل"، "رویال داچ شل" و "بی پی" پرده از واقعیتی برداشت که از آغاز جنگ عراق بسیاری از معترضان به آن اشاره می‌کردند: جنگ عراق بیشترین سود را نصیب سوداگران طلای سیاه می‌کند. سربازان جوان آمریکائی و نطامیان و غیرنظامیان عراقی به خاک و خون می‌غلتند و شرایط زندگی خانواده‌های متوسط در جهان غرب هر روز سخت تر می‌شود و به موازات آن، این کنسرن‌های بزرگ نفتی هستند که روز به روز پروارتر می‌شوند.

ابتدا روشن شد که کنسرن آمریکائی اکسون موبایل، در سال ٢٠٠٤ به برکت نوسانات قیمت نفت به ٢٥ میلیارد و ٣٠٠ میلیون دلار سود خالص دست یافته و به این ترتیب رکورد سودآوری را، در میان تمام کنسرن‌های سراسر جهان، شکسته است. سود این کنسرن در مقایسه با سال پیش ١٨ درصد افزایش نشان می‌داد. اما فقط ٣ میلیارد و ٤٠٠ میلیون دلار کمتر از مجموع سود پنج کنسرن نفتی آمریکا در سال ٢٠٠٠ بود. در آن سال، پنج کنسرن آمریکائی "اکسون موبایل"، شورون تکزاکو، مارتون، توسکو و فیلیپس پترولیوم در مجموع به ٢٨ میلیارد و ٧٠٠ میلیون دلار دست یافته بودند.

چند روز بعد، کنسرن فرانسوی – هلندی رویال داچ شل اعلام کرد که سود خالصش در همین دوره به ١٦ میلیارد و ٦٠٠ میلیون دلار رسیده و نسبت به سال قبل سی و هفت و نیم درصد افزایش یافته است. متعاقب آن، بریتیش پترولیوم انگلستان نیز تراز مالی سال ٢٠٠٤ خود را با ١٦ میلیارد و ٢٠٠ میلیون دلار انتشار داد.

در سراسر جهان، ١٨ کنسرن نفتی وجود دارند. در سال ٢٠٠٠ میلادی، مجموع سود خالص همه این کنسرن‌ها، که بیشترین آن‌ها به اروپائی‌ها و آمریکائی‌ها تعلق دارند، ٨٥ میلیارد و ٦٠٠ میلیون دلار اعلام شده بود. صرفنظر از سه کنسرن اکسون، شل و بی پی، سایر کنسرن‌ها، هنوز تراز مالی خود را در اختیار رسانه‌های گروهی قرار نداده اند. اما بدون این ترازها نیز، از طریق چند مقایسه ساده می‌توان دریافت که جنگ عراق و نوساناتی که این جنگ در بازار نفت ایجاد کرد، چه برکتی برای سوداگران طلای سیاه داشته است:

چند مقایسه ساده


مقایسه نخست: درآمد نفتی ایران در سال ٢٠٠٤ میلادی هنوز از سوی بانک مرکزی اعلام نشده است. اما می‌دانیم که این کشور در سال ١٣٨٢ خورشیدی (٢٠٠٢- ٢٠٠٣ ) به درآمدی معادل ٢٨ میلیارد دلار دست یافت. این البته سود نیست، بلکه ارزی است که بابت فروش نفت وارد خزانه کشور شده و هزینه‌های تولید را باید از آن کاست. حال می‌بینیم تنها کنسرن اکسون در سال ٢٠٠٤ به بیش از ٢٥ میلیارد سود خالص دست یافته است. به این ترتیب، حتی افزایش درآمد نفتی ایران در سال ٢٠٠٤ را هم که در نظر بگیریم ، باز سود کنسرن آمریکائی نمی‌تواند کمتر از سود کشوری باشد که با تولید روزانه حدود سه میلیون بشکه نفت خام، دومین جایگاه را در اوپک دارد و حدود هفتاد میلیون نفر در آن زندگی می‌کنند.

مقایسه دوم: اگر سود سه کنسرن بزرگ را جمع ببندیم به رقم ٥٨ میلیارد و ١٠٠ میلیون دلار می‌رسیم. از مقایسه این رقم با سود ٨٥ میلیارد و ٦٠٠ میلیون دلاری ١٨ کنسرن نفتی جهان در سال ٢٠٠٠ به این نتیجه می‌رسیم که در سال ٢٠٠٤ سود تنها سه کنسرن، تقریبا معادل ٦٨ درصد سود همه کنسرن‌ها در چهار سال پیش بوده است. طبیعی است که پانزده کنسرن دیگر جهان نیز، از نوسانات بازار نفت در دوران جنگ بی نصیب نمانده اند، اما برای رسیدن به مقایسه نهائی، باید منتظر ماند تا تراز مالی همه آن‌ها انتشار یابد.

مقایسه سوم: می‌دانیم که سود اکسون در سال ٢٠٠٤ نسبت به سال ٢٠٠٣ میلادی ١٨ درصد افزایش داشته است. اما متاسفانه به تراز مالی این کنسرن در سال ٢٠٠٠ دسترسی نداریم تا بتوانیم روشن کنیم رشد سود آن در فاصله سال‌های پیش و پس از جنگ چند درصد افزایش یافته است. با این همه، اگر سود فعلی اکسون را با سود ٥ کنسرن آمریکائی در سال ٢٠٠٠ مقایسه کنیم به نتیجه حیرت انگیزی می‌رسیم: سود اکسون، در سال گذشته از ٨٨ درصد سود همه کنسرن‌های نفتی آمریکا در سال ٢٠٠٠ بیشتر بوده است!

موفقیتی که خشم آفرید


مدیران کنسرن‌های نفتی، طبعا با غرور و شادمانی تراز سال گذشته خود را در اختیار سهامداران و رسانه‌های گروهی قرار دادند و دستیابی به این سودهای کلان را به حساب موفقیت بزرگ خود گذاشتند. به عنوان نمونه لرد براون مدیر کنسرن بی پی در برابر خبرنگاران گفت: "بخش قابل توجهی از این موفقیت حاصل سرمایه گذاری‌های ما در بخش تحقیقات بوده و بخشی از آن هم به خاطر سرمایه گذاری روی تولید نفت در مصر، آنگولا و خلیج مکزیکو نصیب کنسرن شده است". مدیر اکسون موبایل هم مدعی شد که یکی از دلایل عمده افزایش سود کنسرن وی، سرمایه گذاری‌های این کنسرن در آفریقا بوده است.

این، بخشی از حقیقت است که سوداگران طلای سیاه، بیان آن را مفید تشخیص می‌دهند، اما بخشی از حقیقت در این میان مکتوم می‌ماند. چه چیزی باعث شده است که کنسرن‌های نفتی به حوزه‌های نفتی تازه‌ای مثل آفریقا یا مصر یا حوزه خزر علاقمند شوند و به قول لرد انگلیسی روی تحقیقات تازه خود سرمایه گذاری کنند؟ در سراسر سال ٢٠٠٤ افکار عمومی جهان غرب دائما با هراس قطع جریان نفت دست به گریبان بود. در کنار ناآرامی‌های گذرای نیجریه و ونزوئلا، این جنگ عراق بود که به صورتی گسست ناپذیر به نگرانی‌ها دامن می‌زد. با انفجار هر بمب در خاک عراق، ناگهان نرخ بنزین در پمپ‌های غرب چند درصد بالا می‌رفت و این افزایش قیمت‌ها، در سه ماهه آخر سال، با توجه به سرد شدن هوا شدت بیشتری یافت، تا جائی که بسیاری از شهروندان کشورهای اروپای مرکزی ناگزیر شدند اتومبیل‌های خود را از حرکت باز دارند و در خانه‌های خود، به جای بالا بردن درجه حرارت سیستم‌های گرم کننده، لباس‌های گرم بپوشند تا دریافت صورتحساب‌های سنگین شرکت‌های توزیع گاز و گازوئیل، قدرت خرید کاهش یافته شان را باز هم بیشتر کاهش ندهد. با این همه، اکثریت قریب به اتفاق خانواده‌ها، در آغاز سال نو، هنگامی که صورتحساب سالانه مصرف گاز و گازوئیل خود را دریافت کردند، دست کم چند شبی بی خوابی کشیدند. در این میان، تقلب‌های شرکت‌های اداره کننده گاز لوله در آلمان جنجال بسیار آفرید. گزارش‌های متعدد رسانه‌های گروهی نشان می‌داد که آن‌ها صورتحساب‌های نادرست برای خانواده‌ها فرستاده اند.

به همین دلیل است که اکنون انتشار تراز مالی موفقیت آمیز سه کنسرن نفتی، خشم مردم را در اروپای مرکزی بر می‌انگیزد. این خشم را، بیشتر در آلمان می‌توان احساس کرد که به موجب آخرین آمار تعداد بیکارانش به بالاتر از ٥ میلیون نفر رسیده است. رسانه‌های گروهی آلمان، در دو هفته اخیر، منعکس کننده این خشم بودند. سخنگوی باشگاه‌های اتومبیل رانی آلمان، در مصاحبه‌ای گفت: "این که کنسرن‌ها از قضا درست در این شرایط بسیار بد اقتصادی به چنین سودهای کلانی دست یافته اند، مشکوک است". وی، کنسرن‌ها را متهم ساخت که خود عامل ایجاد ترس و افزایش بهای فراورده‌های نفتی بوده اند و گفت: "کنسرن‌ها، روند استخراج و تولید بنزین را از چاه نفت گرفته تا پالایشگاه و پمپ بنزین‌های اروپا در کنترل دارند".

اتحادیه‌های مدافع حقوق مصرف کنندگان در آلمان، یکی پس از دیگری در رسانه‌های گروهی حاضر شدند و اعلام کردند که با توجه به سود کلان کنسرن‌های نفتی هیچ دلیلی وجود ندارد که آن‌ها از نرخ بنزینی که در اختیار مصرف کننده قرار می‌دهند دست کم پنج سنت در هر لیتر نکاهند. درست در روزهائی که تراز مالی حیرت انگیز سه کنسرن انتشار یافت، بهای بنزین در پمپ‌های آلمان به جای آن که کاهش یابد، حدود ٥ تا هفت سنت در هر لیتر افزایش یافت! تنها در اتریش بود که همزمان با این سر و صداها، نرخ بنزین چند سنت پائین آمد.

واکنش خونسردانه کنسرن‌ها در برابر موج اعتراض‌ها نشان دهنده یک واقعیت تلخ دیگر هم هست: در جهان یک قطبی ما، آنچه دیگر مهم نیست، فریاد اعتراض مردمانی است که در برابر پروار شدن روز به روز کلان سرمایه داران، هر روز فقیرتر و زردرخسارتر می‌شوند. بحران نفت، پس از اشغال نظامی عراق، بر نرخ پروازهای هوائی گرفته تا بهای مواد غذائی به میزان چشمگیری افزود و خانواده‌های کم درآمد جهان غرب را فقیرتر ساخت تا کنسرن‌های نفتی پروارتر شوند و حکومت‌های استبدادی خاورمیانه نیز، برای سرکوب بیشتر مردمان خویش ، زرادخانه‌ها را بیش از همیشه گسترش دهند.

این تنها صاحبان اصلی نفت هستند که سودی از بحران نبرده اند: ملت‌ها.

رجوع به مطالب مشابه

[بازگشت به صفحه اول]