بازگشت به صفحه اول

 از روز

 
 

گفتگوی "روز" با دکتر پرویز ورجاوند

سناريوي توافق محافظه کاران با غرب

سهیل آصفی

۲۳ تیر ۱۳۸۴

سناريوي توافق محافظه کاران با غرب

پیرو تحولات اخیر کشور پس از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و صف بندی و آرایش نیروهای سیاسی خارج از حاکمیت در برابر فعل و انفعالات اخیر داخل حاکمیت، به سراغ دکتر پرویز ورجاوند، عضو هیات رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران رفته ایم و نقطه نظرات جریان متبوع او را در خصوص نتایج انتخابات اخیر و چشم انداز ائتلاف های آتی حول محور دموکراسی و حقوق بشر جویا شده ایم . این گفتگو در پی از نظرتان می گذرد .

آقای دکتر ورجاوند، این انتخابات هم به پایان رسید و چندی دیگر کابینه نهم با رهبری آقای احمدی نژاد کار خود را شروع می کند. جبهه ملی ایران ، رفتار انتخاباتی اخیر مردم را چطور ارزیابی می کند؟
رفتار انتخاباتی مردم در هر جای دنیا، به هر حال تعریف و ویژگی های خاص خود را دارد. این رفتار در کشور هایی که انتخابات در آنها به معنای واقعی کلمه برگزار می شود، با کشورهایی که تنها حرف انتخابات در آنها مطرح است تفاوت بنیادی دارد. انتخابات در کشور ما نیز کاملا ویژگی های خاص خود را داشته است. واقعیت این است که افراد و جریان های سیاسی مختلف در انتخاباتی از این نوع، نه حق کاندیداتوری و حق انتخاب شدن دارند و نه حق انتخاب کردن. این ویژگی ها انتخابات در ايران را به یک نوع انتخابات درجه دو تبدیل کرده است. بنابراین رغبتی هم به معنای مشارکت واقعی برای حضور در انتخابات وجود ندارد . به همین اعتبار، ما می بینیم اقبالی هم صورت نمی گیرد .

پس تکلیف این بیش از شصت درصد شرکت کننده در انتخابات اخیر چه می شود ؟ این مساله با استدلال شما در تناقض قرار نمی گیرد؟
خیر. هیچ تناقضی وجود ندارد. به این دلیل که آنچه در انتخابات اخیر روی داد، به جوسازی و فضاسازی های حاکمان مربوط بود. به گمان ما، آنها تمام تلاش خود را کردند و یک برنامه ریزی کلان را برای بالا بردن میزان مشارکت، به مرحله اجرا گذاشتند. از سوی دیگر شروع به یک سازماندهی گسترده کردند برای انتخاب فرد مورد نظرشان. فردی که این بار کل حاکمیت هم روی آن توافقی نداشت.

با اين حساب ویژگی انتخابات اخير از نظر جبهه ملی چه بوده است؟
ویژگی این انتخابات این بود که کل حاکمیت در زمینه مشارکت بالا، با هم به وحدت نظر رسیدند. ولی در زمینه فردی که مورد نظر حاکمیت بود، جناح های داخل حاکمیت بر خلاف سابق، با هم اختلاف نظراتی داشتند . ویژگی دیگر این انتخابات، نحوه تبلیغات در آن بود .هزینه این تبلیغات، چنان سرسام آور بود که هرگز سابقه ای در گذشته نداشته است. حتی، می توانم به شما بگویم که در بین کشورهای خاورمیانه نیز تا به حال یک همچین هزینه بی حساب و کتابی برای یک انتخابات صورت نگرفته است! شما دیدید که در جریان این تبلیغات و شیوه هایی که از آن بهره بردند ، کاندیداها از روش هایی برای جلب مردم، خصوصا جوانان استفاده کردند که نافی همه حرف ها و شعارهایی بود که در طول این بیست و هفت سال مرتب تکرار می کردند ... ببينید، وقتی از ویژگی های این انتخابات می پرسید، باید به این نکته توجه کنید که این انتخابات که شما شاهد حضور قابل ملاحظه جمعیت در آن بودید، حاصل تحولات مختلف در رابطه با جناح بندی های جدید داخل حاکمیت بود. هزینه تبلیغات ، شیوه تبلیغات و.... این انتخابات ، پدیده ای طبیعی مانند دوران پیشین نبود .

به نظر شما، فرق عمده این انتخابات از منظر اختلافات درون جناحی، با دوره هفتم، زمانی که آقای خاتمی انتخاب شدند چه بود؟
در انتخاباتی که آقای خاتمی، برای بار اول انتخاب شدند، دو بخش از حاکمیت به ظاهر رودر روی هم قرار گرفته بودند. ولی در این دوره انتخابات ، در درون خود جناح محافظه کار و جناح به اصطلاح اصلاح طلب، گروههای مختلفی صف آرایی کرده بودند که گاه رو در روی یکدیگر قرار می گرفتند .

موضع جبهه ملی، در قبال حمایت بخشی از جریان ملی-مذهبی و نهضت آزادی از اصلاح طلبان داخل حاکمیت چه بود؟
به عقيده ما این اتفاق یک فاجعه بود. جریان به اصطلاح اپوزیسیون خارج از حاکمیت ملی-مذهبی، به یکباره از شعارها و ویژگی های گذشته خود فاصله گرفت و به طور کامل در کنار اصلاح طلبان داخل حاکمیت قرار گرفت. آنها حرکتی ناآگاهانه انجام دادند. بی توجه به این مساله که چه چیز پشت پرده جریان دارد. آقای معین با حکم حکومتی به میدان آمدند و حمایت جریان ملی-مذهبی از ایشان، ضربه بزرگی به اعتبار این جریان زد. خطای فاحش تر از حرکت پیشین آنها، حمايت از هاشمي رفسنجاني بود. آنها این حمایت را انجام دادند، بی آنکه ارزیابی دقیقی از شرایط موجود انجام دهند و بررسی کنند که این اقدام چه تبعات سیاسی و اجتماعی خواهد داشت. آنها، بی آنکه ارزیابی کنند که آن نیرویی که در آخرین ساعات انتخابات، احمدی نژاد را به نفر دوم انتخابات تبدیل کرد و او را روانه دور دوم نمود، قطعا صاحب اراده ونیرویی است که باز هم احمدی نژاد را به عنوان فرد پیروز از صندوق بیرون بکشد، پشت سر آقای رفسنجانی ایستادند. یک جریان سیاسی، اگر نتواند این ارزیابی های به هنگام را از شرایط موجود داشته باشد، می تواند به حضور و نقش اپوزیسیون خارج از حاکمیت که جامعه و ملت به آن امید بسته است، لطمه ای جدی وارد کند ....

اصلاح طلبان داخل حاکمیت و حامیان آنها ، اعم از بخشی از نیروهای ملی-مذهبی و.... در مقابل این انتقادات، به انتخابات فرانسه اشاره می کنند و حمایت نیروهای چپ و مترقی از شیرک راستگرا در برابر خطر انتخاب لوپن مثلا فاشیست پیش می کشند... این استدلال را چطور ارزیابی می کنید؟
این مقایسه از اساس نادرست است. در فرانسه، انتخابات آزاد جریان دارد. در فرانسه، ملت مختار است که در هر انتخاباتی، جریان های مورد نظر خود را بر گزیند. حالا اگر زمانی، احساس کند که در شرایطی تشکیل یک نیروی ائتلافی می تواند مثمر ثمر باشد، این کار را هم انجام می دهد. در مورد انتخابات اخیر کشور ما، مساله تنها ارزیابی غلط آقایان از مساله بود. آنها اصلا نخواستند بفهمند که این "حزب پادگانی" به اصطلاح خودشان ، اصلا چه برنامه ای دارد.

در هفته های اخیر حرف و سخن زيادي درباره تشکیل "جبهه واحد دموکراسی و حقوق بشر خواهی" مطرح است. جریان های مختلف سیاسی تا حدودی نقطه نظرات خود را در این باره بیان کرده اند. هواداران اصلاح طلبان همچنان با تاکید بر التزام به اصول قانون اساسی فعلی، برای تشکیل اين جبهه می کوشند. از آن سو، جبهه ملی نیز با تاکید بر لزوم تشکیل "کنگره ملی دموکراسی خواهی و نجات ایران" اعلامیه ای را با امضای شما و آقای مهندس امیر انتظام منتشر کرده است. می خواهم بدانم طرح شکل گیری چنین جبهه ای از کجا آغاز شد؟
اپتدا باید به شما بگویم که تشکیل جبهه دموکراسی یا هر پدیده دیگری مانند آن، فی نفسه اقدامی مبارک و میمون است. اما شما از ریشه شکل گیری این مساله پرسیدید. در اعلامیه مشترکی که به امضای من و مهندس امیرانتظام رسید، نکاتی توضیح داده شده است. مساله جبهه دموکراسی و حقوق بشر که هم اکنون آقایان مطرح کرده اند، برمی گردد به طرح تشکیل "کنگره ملی دموکراسی خواهی و نجات ایران" که جبهه ملی و مهندس امیرانتظام، به عنوان عضو هیات رهبری جبهه ملی آن را اعلام کردند. ما ابتدا این طرح را برای نظرخواهی، برای تمام جریانات سیاسی فرستادیم. با این آقایان هم تماس گرفتیم، که اگر نظری در مورد پیش طرح دارند به ما ارائه دهند. اما آقایان، به جای همگامی با این مساله رفتند و طرح "جبهه دموکراسی وحقوق بشر" را اعلام کردند. امروز هم ما تلاش خود را ادامه می دهیم تا "کنگره ملی دموکراسی خواهی و نجات ایران" را با حضور همه جریانات ملی و فعالین سیاسی سامان دهی کنیم. امیدواریم در چهارچوب چنین ساز و کار جدیدی ، قادر به انجام یک حرکت اساسی شویم.

ولی آيا این انتقاد به طرح شما هم وارد نيست که اولا در ين زمينه بیش از آنکه نظر مستقیم جبهه ملی در آن منعکس شود، نظر شخص مهندس امیرانتظام مطرح شده، و دیگر اینکه مساله بیشتر فردی پیش رفته تا با حضور جریان های سیاسی مختلف؟
ببنید ، شما نباید از یاد ببرید که مهندس امیرانتظام، عضو هیات رهبری جبهه ملی است. دیدگاههای او کاملا همسو با دیدگاه و مواضع جبهه ملی ایران است. حتی او اگر به شکل مستقل و فردی هم مساله ای را مطرح می کند ، باز هم همان موضع جبهه ملی است. ولی ، درباره اینکه می فرمایید چرا مساله فردی بود، این استنباط در مورد پیش طرح ما وجود داشت. ولی در طرح مناسبی که تهیه شد، توضیح داده شد که سازمانها و جریان های سیاسی که اصول کلی یاد شده در طرح را پذیرفته اند، می توانند و اصلا باید در این کنگره شرکت کنند .

چه میزان روی بهره گیری از پتانسیل بالقوه جنبش هایی مانند جنبش کارگری ، دانشجویی ، زنان و... در این طرح اندیشیده شده است؟
بسیار زیاد. قطعاً آنها نقش زیادی دارند. ما از مدت ها پیش برای همسویی این جریان ها با یکدیگر تلاش کرده ایم. نمونه آن هم مشارکت جریان های کارگری ، دانشجویی ، زنان و.... در بیانیه هایی مثل بیانیه 565 نفر و... بود. از هشت ماه پیش، حرکت های ما در این رابطه آغاز شده است.

نقش و حضور طیف های گسترده جریان های مختلف چپ، در این طرح چگونه است؟
جریان های چپ، اگر بخواهند بر مسائلی مانند عدالت اجتماعی تکیه کنند، نقش موثری در این طرح خواهند داشت. اما جریان های چپی که در مورد اصول بنیادینی، چون یکپارچگی و وحدت ملی و حرکت گسترده جامعه به سوی حاکمیت ملی، خود را همسو با اهداف مورد نظر نکنند، در این طرح جایی نخواهند داشت.

*...اما بعد از همه اينها، سرانجام "رئیس جمهور منتخب" ، تا چندی دیگر به کاخ ریاست جمهوری رفته و سکان امور را در دست می گیرد. به عنوان یک صاحب نظر در امور بین الملل، گمان می کنید که تیم همکار آقای احمدی نژاد، چه نوع تعاملی را با غرب پیش بگیرد؟
پاسخ دقیق به این پرسش شما، باز می گردد به این مساله که مذاکراتی که از زمان برگزیده شدن ایشان، با جهان غرب صورت گرفته است، چه نتایجی به بار می آورد! باید دید که این مذاکرات در چه سمت و سویی، پیش می رود. آنچه که تاکنون روشن شده، این است که گروه مذکور، نه در چهارچوب سیاست های بین المللی و نه در چهارچوب سیاست های اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی، توانمندی لازم را برای از سر گذراندن بحران های موجود نخواهند داشت. مگر آنکه در طول این مدت توانسته باشد در پس پرده با غرب به توافقاتی دست یابند که در چهارچوب آن به تفاهم برسد .

و در صورت چنین توافقی، سیاست های داخلی به چه سمت و سویی خواهد رفت؟
اگر چنین شود و با غرب به توافق برسند، در سایه اين توافق، موقعیت داخلی خود را تثبیت می کنند. اما گمان نمی کنم در چنین صورتی، بتوانند فشارهایی را در درون کشور به جامعه تحمیل کنند.

در صورت توافق با غرب، مساله آزادی های سیاسی، حقوق بشر و .. چه وضعيتي مي يابد؟
از نظر مسائل سیاسی، این ها تمام تلاش خود را بر آن می گذارند که موقعیت فعلی خود را از دست ندهند. بنابراین، به احتمال بسیار زیاد، مساله دموکراسی، حقوق بشر، وضعیت نیروهای سیاسی، پذیرش حامیت ملی و.... برای مدتی از سوی غرب به دست فراموشی سپرده خواهد شد.

و ما با سکوت غالب محافل غربی که امروز از حقوق بشر در ایران می گویند، مواجه خواهیم شد؟
بله ، با توجه به درگیری غرب در مساله افغانستان ، عراق و... آنها در صورت توافق بر سر پرونده هسته ای ایران ، نسبت به مسایلي چون حقوق بشر سکوت خواهند کرد.

و شق ديگر؟
شق دوم ، عدم توافق با غرب است. که در آن صورت در بعد داخلی و خارجی به سوی ایجاد فضایی بسته پیش می روند. مقداری از درآمد فروش نفت را نيز به جامعه تزریق می کنند و در نهایت یک فاجعه تورم چهل درصدی به وجود می آورند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه