|
|
|||
|
رازی را که اکبر گنجی برايمان گشود • سال ها پيش اکبر گنجی در مقالهای ناب، با استناد به دو روزنامه صبح امروز و خرداد و ذکر جملات قصار فرمانده گروه تروريستی ارهابيون سپاه اسلام، آقای مصباح يزدي، شهامت به خرج داده و پرده از حقايق مرکز تروريستی ايشان برداشته است. • سايت ارهابيون سپاه اسلام چند روزيست که با روی کار آمدن رييس جمهور منتخب شان آقای احمدی نژاد، علنأ شمشير را از رو بستهاند پیام یزدیان
دوشنبه ١۷ مرداد ١٣٨۴ – ٨ اوت ٢٠٠۵ قل ياايهاالکافرون لااعبدو ماتعبدون حدود يک سال پيش، گروهی تروريست، موسوم به ارهابيون سپاه اسلام، در سايت اينترنتی خود عدهای از نويسندگان و وبلاگنويسان را تهديد به مرگ کرده بود و با آوردن اسامی اشخاص، عبارات مرگبار خود را چنين آغاز کرده بودند. سپاه اسلام (ارهابيون شاخه ارهاب سپاه اسلام)
ما منتظريم که محرم گردد زمينه شهادت مهيا گردد آن روز تيغ شمشير ما و رگ حلقوم شما اگر تحقق اهداف اسلامی بجز از راه خشونت امکان پذير نباشد؛ اين کار ضروری است. • اهانت به مقدسات اسلامی حکمش اعدام است و در جايی که تشکيل دادگاه برای چنين فردی ميسر نباشد هر فرد مسلمانی موظف است شخصا اقدام کند... مردمی که اگر دلايل قطعی به ايشان ثابت شد که توطئه ای عليه نظام جمهوری اسلامی در کار است؛ می خواهند اين نظام را براندازند؛ ديگران به هر دليل توجه ندارند يا به صلاح خود نمی دانند؛ اگر مردم قطع پيدا کردند خودشان بايد اقدام کنند. اين هم از مواردی است که توسل به خشونت جايز است. اگر شخصی به مقدسات توهين کرد اسلام حق داده خونش را بريزند؛ دادگاه هم نمی خواهد. • با اقدام نواب صفوی حرکتهای شياطين خاموش و خط بطلان بر ديدگاههای اين گونه نويسندگان کشيده شد؛ آنان خيال می کردند روح و انديشه نواب صفوی در کشور از بين رفته است در حالی که اين روح در پاسداران گمنام سپاه اسلام وجود دارد. ما در قرآن دستور ارهاب داريم و افرادی که با ادبيات عرب آشنا هستند بروند معادل ارهاب را پيدا کنند.
بحمدالله با پتک بر جمجمه ها خواهيم کوبيد. سايت ارهابيون سپاه اسلام چند روزيست که با روی کار آمدن رييس جمهور منتخب شان آقای احمدی نژاد، علنأ شمشير را از رو بستهاند و در کنار عکس دوران انتخابات ايشان، در سايت ترور خود نوشتهاند: «با رای دادن به برادر احمدی نژاد مقابل دشمنان اسلام خواهيم ايستاد،آنانی که خواب آزادی را ميبينند، هنوز در خواب هستند. شبها خيابانهای تهران ديدن دارد. لباسهای مشکی و چفيههايی که به دور گردنها ميباشد، همه و همه حکايت از بازگشت به دهه 60 دارد، بوی شهادت ميآيد.» چند روزی نيست که از قتل قاضی پرونده اکبر گنجی ميگذرد. تروريستی در امنترين منطقهی تهران،روبروی ساختمان دادگستری تهران ،به شيوهی نواب صفوی اقدام به قتل ميکند و پس از آن خيلی خونسرد با شليک دو تير هوايی صحنه را ترک ميکند. ظرايفی در اين دو تير هوايی نهفته است که فقط لباسمشکيها ميتوانند در فضای سياسی امن و دلچسپی که برايشان بوجود آمده، بدان پاسخگو باشند. گر چه با آمدن رييس جمهور محبوب ارهابيون جايی برای پاسخگويی اين عده نخواهد بود و قاضی مرتضوی هم نخواهد توانست نشانی بی راه به مخاطبين سيمای جمهوری اسلامی بدهد، که قاتل و يا قاتلين قاضی احمدي، در اين فضای سياسی بسيار دقيق و حساب شده عمل کردهاند... به خوبی روشن است که اين ترور، هيچ مجرمی نخواهد داشت. مگر ميشود لشگر استشهادی مدرسه حقانی و مريد آن آقای مصباح يزدی را به ميز محاکمه کشاند. احمدينژاد آمده است که روح نواب صفوی را زنده کند، که کرد. سال ها پيش اکبر گنجی در مقالهای ناب، با استناد به دو روزنامه صبح امروز و خرداد، و ذکر جملات قصار فرمانده گروه تروريستی ارهابيون سپاه اسلام، آقای مصباح يزدي، شهامت به خرج داده و پرده از حقايق مرکز تروريستی ايشان که همان مدرسه ترور حقانی و راه حق بعدی ست، برداشته است. در کتاب اصلاحگری معمارانهی اکبر گنجی در مقالهی "تو آزادی و خلقی در غم رويت گرفتاران" ميخوانيم. «محمد تقی مصباح يزدي: اگر تحقق اهداف اسلامی بجز از راه خشونت امکانپذير نباشد، اين کار ضروری است.(روزنامه صبح امروز- بيست و پنجم اسفند هفتاد و هشت) «محمد تقی مصباح يزدي: اهانت به مقدسات اسلامی حکماش اعدام است و جايی که تشکيل دادگاه برای چنين فردی ميسر نباشد هر فرد مسلمانی موظف است شخصأ اقدام کند...مردمی که اگر با دلايل قطعی به ايشان ثابت شد که توطئهای عليه نظام جمهوری اسلامی در کار است، ميخواهند اين نظام را براندازند، ديگران به هر دليل توجه ندارند يا به صلاح خود نميدانند، اگر مردم قطع پيدا کردند خودشان بايد اقدام کنند. اين هم از موارديست که توسل به خشونت جايز است. اگر شخصی به مقدسات توهين کرد اسلام حق داده خونش را بريزند، دادگاه هم نميخواهد. با اقدام نواب صفوی حرکتهای شياطين خاموش و خط بطلان بر ديدگاههای اينگونه نويسندگان کشيده شد. آنان خيال ميکنند روح و انديشهی نواب صفوی در کشور از بين رفته است در حالی که اين روح در جوانان بسطجی ما وجوددارد.»(روزنامه صبح امروز- نهم بهمن ماه هفتاد و هشت) «آيتالله مصباح يزدي: ما در قرآن دستور ارهاب داريم و افرادی که با ادبيات عرب آشنا هستند بروند معادل ارهاب را پيدا کنند و حالا اگر من بگويم معنايش چيست فردا روزنامهها تيتر ميکنند که فلانی طرفدار تروريسم است»(روزنامه خرداد- شانزدهم مرداد هفتاد و هشت) 1. دانشمندان و فيلسوفان به توصيف و تبيين عالم خارج ميپردازند، اما اخلاقيون و حقوقدانان حسن و قبح و بايد و نبايد سخن ميگويند. احکام تکليفی از سوی فقها برای عمل مکلفين بيان ميشوند. فقيه با نظرات خود پديدههای جمعی را تحليل نميکند، بلکه با فتوای خويش، حکم موضوع و تکليف مکلف را روشن ميکند. از اين رو وقتی فقيهی با صدور حکم به مقلدان، کشتن فرد، گروه يا قشر خاصی را تکليف ميکند، تمام عمل مقلد را بايد به پای آن فقيه گذارد. 2. آقای مصباح يزدي، تئوريسين، مراد و استاد دانش آموخنگان مدرسه حقانی سابق، راه حق بعدی و...؛ حذف مخالفان را آموزش ميدهد، و طی دو سال گذشته از منبر رسمی نماز جمعه تهران با صدور حکم، راه حذف فيزيکی معتقدان به تساهل و مدارا، پلوراليسم، دموکراسی و ازادي، جامعه مدني، حقوق بشر و ... هموار ميکند. اين سخنان ماسفانه از صدا و سيمای جمهوری اسلامی پخش و برخی از حوزويان و ارباب قدرت رسمأ از ايشان و نظراتشان حمايت ميکنند. از اين رو اگر فرد يا گروهی با توجه به نظرات ايشان دست به ترور يا جنايت بزند، در واقع بايد ايشان پاسخگو باشند. نه قاتل مفلوکی که گمان ميبرد، با توسل به شيوههای غير قانوني، به تکليف شرعی خود عمل کرده است. 3.فيلسوفان و عالمان، پس از مقام فهم و گردآوری دانش، نظرات خود را جهت داوری در اختيار ديگران قرار ميدهند. "برهان" داور فلسفه و" تجربه" داور علم است...
|
||||
|