بازگشت به صفحه اول

 از ايران ما

 
 

 

اسیر پارادوکس حل نشدنی

سه شنبه، ۷ تیرماه ۱۳۸۴

Yosefian_Reza_00012.jpg

گفتگو با رضا یوسفیان ، فعال سیاسی اصلاح طلب
زهرا ابرا هیمی – روی کار آمدن احمدی نژاد -اگر چه پدیده جدیدی در حاکمیت جناح سیاسی محافظه کاران در ایران نیست - اما به ریاست رسیدنش او از بین همه کاندیداهای حاضر در نهمین دوره انتخابات ، دور از ذهن می نمود. بررسی ابعاد مختلف تاثیر حضور وی در آینده سیاسی ایران ، ذهن بسیاری از فعالین سیاسی را معطوف به خود کرده است.یکی از این فعالین «رضا یوسفیان» ، نماینده سابق شیراز و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم است.

شما فکر می کنید چرا احمدی نژاد رای آورد؟
آرای احمدی نژاد را باید به دو بخش اقلیت و اکثریت تقسیم کرد: بخش اول اقلیت که حدود 5 تا 6 میلیون رای است ، آرای ستون فقرات و سازماندهی نظامی حامیان احمدی نژاد است که در سراسر کشور حضور داشتند و خواسته اصلی شان بازگشت به ارزش های اولیه انقلاب اسلامی و بستن فضای آزاد فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی است.
اما بخش اکثریت آرا را باید به لشکر فقرا نسبت داد؛ کسانی که در مرحله اول ، آرای خود را به کسانی می دادند که شعار اقتصادی و رفع محرومیت داده بودند. بخشی از آرای آنها در مرحله اول به سبد کروبی ریخته شد که وعده 50 هزار تومان داده بود. اینها در دور دوم پشت سر احمدی نژاد قرار گرفتند.

ارزیابی شما از حضور "لشکر فقرا " که معتقدید به احمدی نژاد رای دادند ، چیست ؟
لشکر مردمی که از وضعیت معیشت و اقتصاد خود ناراضی اند ، ضایعات اجرای شانزده ساله برنامه های توسعه اند که تا اندازه ای فراموش شده و در معادلات سیاسی به حساب نمی آمدند، ولی این بار آنها تعیین کننده شدند.
در عین حال باید به این نکته هم توجه کرد که 6تا 7 میلیون رای احمدی نژاد ، فرهنگی – سیاسی و 10 میلیون بقیه با پشتوانه خواسته های اقتصادی دهک های پایین جامعه بوده است.در ضمن بخشی از آرای آقای احمدی نژاد متعلق به مخالفین هاشمی رفسنجانی و یا کسانی بود که دوست داشتند چهره جدیدی را تجربه کنند.

این تقسیم بندی آرا ، به ظاهر به پیدایش شکل جدیدی از آرایش های سیاسی – عقیدتی منتهی می شود ، نه ؟
در این دوره از انتخابات تقسیم بندی مذهبی ، غیر مدهبی و یا سنتی و مدرن به هم ریخت و به فقیر و غنی تبدیل شد.

فکر می کنید در حاکمیت یکدست محافظه کاران ، شرایط به چه سمتی برود؟
قرار گرفتن همه نیروهای اصلاح طلب داخل و خارج حاکمیت ، نیروهای معتدل سیاسی و حتی سنتی های جناح محافظه کار در پشت سر هاشمی رفسنجانی آرایش جدیدی را در صحنه سیاسی کشور ایجاد کرد. در واقع همه طیف های سیاسی یکطرف و طیف سیاسی راست افراطی نیز در طرف دیگر قرار گرفتند.
من معتقدم کسانی که به حاکمیت رسیدند بین پارادوکس قرار می گیرند؛ از یک طرف فقرا خواستار سیاست های رفاهی هستند که به طور کوتاه مدت به آنها توجه خواهد شد ، ولی پس از رفع دغدغه های اقتصادی دهک های پایینی جامعه ، آنها پشت احمدی نژاد و طیف او را خالی خواهند کرد، همانطور که طالبان آزادی های فرهنگی و اجتماعی پس از رسیدن به این خواسته ، عملا پشت اصلاح طلبان را خالی کردند.
پارادوکس دیگر ، اجرای سیاست های فرهنگی – اجتماعی و سیاسی است که ستون فقرات حامیان احمدی نژاد روی آن حساسیت دارند، ولی جامعه فاصله زیادی با نوع خواسته های آنها دارد. احتمالا احمدی نژاد ناچار می شود سیاست زیگزاگ را در این زمینه دنبال کند؛ یعنی زمانی به خواسته حامیان اصلی اش در محدود کردن فضا توجه می کند و وقتی جامعه به سوی واکنش رفت ، برخی آزادی های مغایر با خواسته حامیان اصلی اش را نادیده خواهد گرفت. البته در نهایت این پارادوکس حل شدنی نیست.

به نظر شما دولت جدید در زمینه سیاست خارجی چطور حرکت خواهد کرد؟
ابتدا شعارهای تند خواهند داد ، ولی در نهایت روال کندی را دنبال می کنند. برای این شعار تند می دهند که مردم فکر کنند آنها از موضع قدرت مذاکره می کنند ، در حالی که خارجی ها برایشان مهم نیست که شعارهای اینها مصرف داخلی داشته باشد. برا ی آنها امضای قرارداد متعهد شدن مهم است ، ضمن اینکه در آنده هم بهتر می توانند امتیاز بگیرند؛ زیرا محافظه کاران پایگاه فکری ، سیاسی و اجتماعی وسیعی ندارند.
من معتقدم با روی کارآمدن دولت جدید ، پرستیژخارجی ایران تنزل یافته و از نظر سیاست خارجی ضعیف تر خواهیم شد.به همین دلیل افراطی های آمریکایی هم راحت تر می توانند علیه ایران فعالیت کنند ، زیرا نسبت هایی که به ما می دهند راحت تر پذیرفته می شود.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه