|
|
|||
|
چرا معاونين سابق مرتضوی ترور می شوند؟! سرنخ ها در دست دادستاناحمد زاهدی لنگرودی حضور محمود احمدی نژاد در پست ریاست جمهوری نظام، جمهوری اسلامی را به چالش بزرگی با غرب می کشاند و کشانده است که عمده مساله آن در بعد سياست های خارجی، مساله اتمی و در بعد داخلی، حقوق بشر و وضعيت زندانيان سياسی است. جمهوری اسلامی برای تثبيت خويش و رفع ترديد ها و بازخواست های بين المللی، نياز به نمايش مراعات حقوق بشر و پياده سازی عدالت و قانون و احترام به آزادی بيان در درون کشور دارد. اين روزها اما مسئله اعتصاب غذای دليرانه گنجی و زندانيان سياسی چون ناصر زرافشان، محمدی، ملی مذهبی ها و ... و همين طور توقيف فله ای مطبوعات و مهمتر از همه ماجرای قتل زهرا کاظمی، به بزرگ ترين مانع برای تحقق اين آرزوی نظام بدل گشته است. احمدی نژاد برای کسب وجهه جهانی و حضور در محافل رسمی مانند اجلاس سازمان ملل و ... نياز به کسب وجهه مردمی و عدالت محور (مانند شعارهايش) در سطح بين المللی دارد. اين ميان قاضی مزاحمی دائماً سنگ انداخته و با خودسری های خود در تمام موارد نقض آشکار حقوق بشر و آزادی بيان در ايران، نقش مستقيم داشته و دارد. قاضی سعيد مرتضوی اين روزها موی دماغ است. شايد خيلی ها فکر کنند او قرار است ادای بازی لاجوردی سالهای ۱۳۶۰ را در بياورد. اما ماجرا چنين نيست. مرتضوی آدم باهوش و شريری است، هر رفتار غير انسانی از او ممکن است. تمام قربانيان او به دليل فشارهای عاطفی مرتضوی با زندگی زندانيانش بازی او را پذيرفته اند. اما او نيز بنا نداشت که همواره اين بازی را ادامه دهد. شايد بهترين موقعيت برای او اين بود که بعد از اين جرم و جنايت، بتواند بورسيه ای بگيرد و بتدريج از صفحه قضاوت سياسی کنار رود. اما ناموفق بودن او در گرفتن پذيرش دانشگاه از کانادا و سوربن پاريس از سويی و داشتن تعداد زيادی پرونده باز در دادگاه عالی قضات، پای او را بسته است و او به تکرار هر جنايتی مجبور است. مرتضوی علاوه بر پرونده زهرا کاظمی، يک پرونده اخلاقی در يزد دارد و تعداد زيادی پرونده در دادگاه قضات؛ می داند که اگر قرار شود روزی قربانی شود همه امکانات برای اين کار آماده است. اينک اما زمان حذف مرتضوی و به دادگاه کشاندن وی فرا رسيده است. احمدی نژاد و آفرينندگانش، تاب جنايات علنی و افشای آن و پرونده های آبرو بر جهانی را ندارند و ديگر زمان آن هم گذشته است. بنا براين سعی می کنند مرتضوی را مجبور به کناره گيری کرده و يا با افشای پرونده ای وی را مفتضحانه کنار گذارند. برای همين است که مرتضوی مايل نيست اعتصاب غذای گنجی شکسته شود و تمام سعی اش را برای اين کار می کند. اما مرتضوی قربانيانی نيز از ميان همکاران و دوستانش داشته است. قاضی احمدی مقدس نخستين آنان است. او شاهد ماجرای تاسف برانگيز تجاوز و قتل زهرا کاظمی بود که بارها از سوی شيرين عبادی تقاضا شده بود به عنوان شاهد در دادگاه حاضر شود که هيچ گاه نشد! احمدی مقدس ترور می شود برای اين که یکی از مهمترين شاهدان برای دادگاه آتی که قرار است قاضی مرتضوی را محاکمه کند تا احمدی نژاد بتواند کسب وجهه نمايد، ديگر وجود نداشته باشد. قاضی مرتضوی اما از کجا و چرا دستور می گيرد؛ مافيای مسلم تمام اين سالها مانند دو ماری که از شانه ضحاک روئيده باشند، در دفتر روزنامه کيهان حضور دارد، حسين شريعت مداری و حسين صفار هرندی در واقع مغزهای پيکری هستند که قاضی مرتضوی بازوی آن است. مرتضوی مجبور است همواره دستوراتی را که می شنود اجرا کند، چرا که با هر کوتاه آمدنی پرونده های فراوان او به جريان خواهد افتاد. عمر حضور در مافيا تمام شدنی است، مرگ فجيع سعيد امامی زنگ خطر بزرگی برای همه چنين مزدورانی بود و امروز بيش از هميشه طنين سنگين اين زنگ، گوش های مرتضوی را می آزارد. انتشار خبر ترور نافرجام پيام فضلی نژاد، يکی ديگر از معاونان سابق قاضی مرتضوی اين فرضيه را قوت می بخشد که وی قصد دارد قبل از اين که برای حذف او اقدامی صورت پذیرد، همه رد و نشان ها را از بين ببرد. پيام فضلی نژاد کيست؟ فضلی نژاد جوان خوش پوش و مطلعی است که نويسنده سينمايی مجلات و سايت های اينترنتی بود. پيش از آن که بازداشت و توسط قاضی مرتضوی، تواب شود! و در خدمت او درآيد حتا دو کتاب "سينما ، سياست ، آزادی" و کتاب "دوئل با سينما" را منتشر کرده بود! رضا باقری وبلاگ نويس درباره وی می گويد: پيام فضلی نژادی که من ديدم ، جوانی بسيار پر انرژی و مثبت بود، برای گويا مطلب می نوشت و به نوعی خبرنگار گويا بود. چند بار به دادسرا احضار شده بود يکی دو بار او را ربوده بودند بعد آزاد کرده بودند... در همين زمان بوده که فضلی نژاد به ناچار تن به همکاری با مرتضوی می دهد و در سمت معاون وی به پرونده های اينترنتی و بازجويی از وبلاگ نويسان می پردازد. فضلی نژاد خود در نامه ای خطاب به سينا مطلبی که از متهمان پرونده موسوم به وبلاگ نويسان بود می نويسد: بدان که من خود قربانی بازی آقايان شدم، اين را چرا نمی بينی؟! من که ذاتم اينگونه نبود و نيست، من که عاشق آنها نيستم و نبودم. مادر تنهايم با برادر کوچکم را چه کنم؟ زندگی ام را چه کنم؟ نه راه پس دارم نه راه پيش، چه کنم واقعا؟
اما اين
همه
داستان نبوده و نيست،
فضلی نژاد بر خلاف آنچه ادعا می کند، تحصيلات
خود را در مقطع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی به پايان
برده و مشاور رمضانی، معاون اطلاعات ناجا بوده است، وی در دادستانی و
دفتر دادستان تهران و وظيفه
نگارش کيفر
خواستهای اينترنتی
و امنيتی
داشته. او که متولد سال ۱۳۵۹ در يک خانواده مرفه است در مدرسه نيکان درس خوانده، ابتدا بر خلاف دانش آموختگان اين مدرسه نظرات مترقی و روشنفکرانه ای داشت، اما پس از سپری کردن يک دوره زندان و نيز طی دوره آموزش های فشرده اطلاعاتی در دانشگاه امام محمد باقر به نيروها و مشاوران امنيتی پيوست. وی خواهر زاده احمد ابريشمچی، مدير عامل ايران نوکيا و از سرمايه داران به نام ايرانی است که از نزديکان هاشمی شاهرودی و خامنه ای است. با اين پشتوانه فضلی نژاد به سرعت پس از يک دوره دگر ديسی جای خود را در ميان محافل امنيتی و قضايی اقتدارگرا باز کرد و از يک دگر انديش و متهم تبديل به يک مشاور امين شد. از جمله خدمات پيام فضلی نژاد به وزارت اطلاعات و حفاناجا و دادستانی می توان به تدوين لایحه فيلترينگ سايت های اينترنتی ، تکميل پرونده های امنيتی وبلاگ نويسان و تشکيل ستاد ويژه کنترل روزنامه نگاران و تحت نظر گرفتن آنان، تاسيس دفتر ميدان فاطمی به عنوان دفتر جمع آوری و تحليل اطلاعات برای حفاظت اطلاعات قوه قضاييه و ... ياد کرد. نکته جالب اينکه پيام فرزند محمود فضلی نژاد مشاور دوران رياست جمهوری ابوالحسن بنی صدر است. پدر وی که در زمره نزديکان بنی صدر بوده و مدتی رياست کميته قم را در اختيار داشت، سال ها از دست رژيم فراری بود و اکنون در آلمان زندگی می کند و مادر پيام نيز از نزديکان صادق قطب زاده بوده و مسوول دفتر وزير خارجه به شمار می رفته و پس از اعدام قطب زاده از وزارت خارجه پاکسازی می شود. خدمات پيام فضلی نژاد به سيستم امنيتی چنان ارزشمند بوده که آنان بنا داشتند وی را برای دوره دکتری حقوق با سهميه ويژه بورسيه نمايند تا با ايجاد چهره علمی برای وی، از او به عنوان يک حربه توجيه علمی در آينده استفاده کنند. اين يکی از طرح های سابق، قاضی مرتضوی بود. تا اينکه اختلافاتی (احتمالاً يک دگرديسی فرمايشی ديگر، اينبار به دستور مقامات بالاتر) آن دو را از هم جدا می کند و فضلی نژاد به يکباره از تمام سمت های رسمی و غير رسمی خود استعفا و اعلام کرد: صحنه سياست و نوشتن را ترك خواهد كرد و فقط به عنوان پژوهشگر حقوقى زندگى را پى مى گيرد. فضلى نژاد در اتاقى وابسته به مركزى پژوهشى- دانشگاهى در نزديكى كاخ نياوران طرح تدوين كتابى در زمينه حقوق شبكه را در دست اجرا داشت. که طرح ترور وی نافرجام ماند. نکته در اين جاست که وی گفته: براى احقاق حق متهمانى كه در اين سالها مورد ستم قرار گرفته اند توسط مستندات و اطلاعات فوق محرمانه اى كه در اختيار دارد اقدام خواهد كرد. بخش مهمی از اسناد در اختيار وی به جنايات قاضی مرتضوی باز می گردد و تمام تلاش مرتضوی برای ترور او نيز به همين دليل صورت گرفته است. البته اين بازی تماشاچيانی نيز دارد که در نقش حاميان هر دو طرف مشغول تشويق و کنترل بازی هستند. حسين صفار هرندی، تئوريسن قتل های زنجيره ای و پرونده ساز معروف روزنامه کيهان، معاون حسين شريعتمداری در موسسه امنيتی ـ فرهنگی! کيهان، در آستانه تصاحب پست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. او وزير رئيس جمهوری خواهد شد که نه تنها از حمايت مردمی در داخل برخوردار نيست، بلکه از وجهه بين المللی نيز تهی است. و برای خرج دلارهای نفتی و امنيت سرمايه داران سنتی حامی وی نياز به اقتدار داخلی و پذيرش خارجيان دارد. بنا بر اين زدودن آثار جرم و عاملان آن ها در راس برنامه های نظريه پردازان اين طیف قرار می گيرد. از ديگر سو مهره های بازی مانند قاضی مرتضوی از حذف خود بيمناک اند و سعی در حفظ موقعيت خويش دارند. اين چنين است که ترورها آغاز شده است و ادامه خواهد داشت. در نبرد مافيا، بعضاً کارآيی شخصيت های مرده از زنده ها بيشتر است. دوره مرگ و تباهی آغاز گشته است. قاضی احمدی مقدس و پيام فضلی نژاد به قطع آخری ها نخواهند بود. اين قصه سر درازی دارد. احمد زاهدی لنگرودی
|
||||
|