بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

 

سونامي خاورميانه

مهرداد شيباني
m.shibani@roozonline

۱۸ دی ۱۳۸۴

سال 2006 ميلادي، اولين امواج توفاني سونامي سياسي را به سواحل خاورميانه آورد، و همان جا که نخستين خاکريز برپاست: سوريه.

مصاحبه تاريخي عبدالحليم خدام، تاييد نسبتا صريح صدور فرمان قتل رفيق حريري، توسط بشار اسد و درخواست سرنگوني نظام سياسي سوريه توسط او، که خود از سنگ پايه هاي اصلي اين "نظام" است، اولين موجي است که خبر از توفان هولناک در راه مي دهد.

انعکاس اين مصاحبه در داخل ايران نشان داد که جناح هاي مختلف سياسي به روشني تمام مي دانند که هدف اصلي سونامي خاورميانه، جمهوري اسلامي است. پيش از آن هاشمي رفسنجاني از سوريه به عنوان خاکريز اول ياد کرده بود و اکنون علي اکبر ولايتي و سايت بازتاب به صراحت تمام، جمهوري اسلامي را در معرض توفاني سياسي مي بينند که نظم نوين جهاني براي ايجاد خاورميانه جديد برپا کرده است.

"نبرد که بر که" که بعد از بيست و هفت سال در جمهوري اسلامي به لحظه کنوني رسيده است، در هفته گذشته تحت تاثير فضاي توفاني که به سرعت نزديک مي شود، شدت بيشتري گرفت.

دولت نظامي ـ امنيتي احمدي نژاد که اساسا براي تقابل با سونامي خاورميانه برکشيده شده است، با سرعت و شدت و دقت، سنگرهاي خود را مستحکم تر کرد. اين دولت که اولين تسليم را به منزله تن دادن به دومينوي فروپاشي ارزيابي مي کند، اکنون پيداست که به گفته محمد خاتمي "سازمان يافته" و بر اساس ارزيابي مهدي کروبي "با برنامه ريزي مشخص" حرکت مي کند.

در سياست داخلي، خاموشي تدريجي همه صداها و قطع ارتباط منتقدين و مخالفين با مردم، با دقت تمام دنبال شد. سياستي که گزارشگران بدون مرز آن را استقرار "سانسور سيستماتيک" مي نامد، دامنه فراتري گرفت. تعطيل روزنامه ها و نشريات به دستور "هيات نظارت بر مطبوعات" ـ يعني وزارت ارشادي که از طريق وزير خود مستقيما به مرکزيت حزب"پنهان" مربوط است ـ برنامه ريزي براي تحديد خبرگزاري ها، فيلترينگ سايت هاي منتقد، احضار بي وقفه روزنامه نگاران و زمينه سازي براي توقيف روزنامه شرق، اجزاي برنامه واحدي هستند.

در زمينه اجتماعي، سرکوب اعتصاب صنفي کارگران شرکت واحد، که حتي رژيم گذشته هم از آن پرهيز کرده بود، تغيير در برنامه ريزي هاي جشنواره فجر براي جلوه دادن به جنبه هاي "عاشورايي"، زمزمه جانشيني عيد غدير به جاي عيد نوروز و طرح علني حکومت اسلامي، مکمل سياست استقرار خاموش است. به همان نسبت که خاموشي عميق تر مي شود، امواج تبليغاتي برنامه ريزي شده جاي آن را مي گيرد. هفته گذشته، محمود احمدي نژاد در سومين ديدار خود از قم ـ تقريبا هر ماه يک ديدار ـ اسلام را حکومتي دانست که از قم قادر است جهان را اداره کند. مصباح يزدي و شاگردان او، رسما از حکومت اسلامي سخن گفتند، "جمهوري" را بي ارزش دانستند و به روشني تمام "خميني زدايي" را آغاز کردند. اين سرنوشتي است که همه انقلاب ها دير يا زود به آن دچار آمده اند. لنين زدايي زير نام لنين و مائوزدايي زير نام مائوتسه تونگ، اکنون در جمهوري اسلامي به "خميني زدايي" زير نام بنيانگذار جمهوري اسلامي تبديل شده است. دولت احمدي نژاد که بقاي خود و نظام را در مقابله با سياست جهاني مي بيند، به صراحت سياست دولت خاتمي را به "زبوني" تعبير مي کند، و مي کوشد مقاومت مردمي را زير نام هاي مقدس سازمان دهد.

مهدي کروبي که به تدريج در صف اول مبارزه با "حزب پنهان" قرار مي گيرد، در مصاحبه با روزنامه شرق تاکيد کرد که "مسوولان دولتي" روي موضوع "امام زمان" با برنامه ريزي حرکت مي کنند. او با چند مثال نشان داد که مصباح يزدي در جنبش اسلامي، نه تنها نقشي نداشته، بلکه مخالف آن بوده است.

کروبي به طور ضمني تاييد کرد که مصباح قصد دارد جانشين رهبر کنوني جمهوري اسلامي شود. منابع ديگر هم از جلسات خصوصي مصباح خبر دادند که در هنگام برشمردن مشخصات ولي فقيه نشاني هاي خود را مي دهد.

سياست خارجي که ادامه سياست داخلي است، در هفته گذشته شاهد دو تحول جدي درباره دو پرونده جهاني جمهوري اسلامي بود.

نخست، در پرونده اتمي، سياست تهاجمي، جاي خود را به روشي داد که از آن تلاش براي "گفت و گو" برداشت مي شد. بعد از رد پيشنهاد روسيه، با محاسباتي که اکنون بر کسي روشن نيست، سياست "به دست آوردن وقت" کنار گذاشته شد. صحنه دوستي با روسيه به مناقشه مبدل گرديد. آنگاه برگ اول از "سناريوي دوم" مورد نظر علي لاريجاني ورق خورد. پيدا بود که پاسخ جهان به هر نوع رويکرد غني سازي از طرف جمهوري اسلامي مخالفت است. مخالفتي که حتي در لحن هميشه آرام محمد البرادعي هم تاثير گذاشت و آن را به هشدار تند مبدل کرد. هيات ايراني هم در پاسخ، بدون اطلاع دادن به آژانس، وين را ترک کرد.

تندروهاي آمريکايي که منتظر اين پاس زيباي همتايان خود در جمهوري اسلامي بودند، آبشار بلندي زدند. خانم رايس بلافاصله از داشتن راي کافي براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت خبر داد. در همين حال، اخباري که حتي دولت ترکيه هم آن را تکذيب کرده بود، توسط سايت بازتاب تاييد شد. سايت محسن رضايي نوشت که ترکيه مرکز رفت و آمدهاي امنيتي ـ نظامي براي مشارکت دادن اين کشور همسايه در حمله نظامي به ايران است. حمله اي که نه آمريکا و نه اسراييل آنرا کتمان نمي کنند و منابع امنيتي آن را در ژوئن سال 2006 پيش بيني کرده اند.

جمهوري اسلامي در عين حال، مقابله با پرونده ديگر جهاني خود يعني "حقوق بشر" را هم آغاز کرد. سياست حمله براي دفاع، که اخبار تدارک آن منتشر شده بود، با سخنان محمد رضا باهنر جنبه عملياتي به خود گرفت. جمهوري اسلامي به جاي پاسخ دادن به انتقادات جهاني در مورد "حقوق بشر" به انتقاد از وضع حقوق بشر در آمريکا و اروپا پرداخته است.

سال ميلادي که چنين با شتاب آغاز شد، هنوز در اولين هفته است. در پنجاه و يک هفته باقيمانده بايد در انتظار حوادث تاريخي بود.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه