نامه پنجم
به دنبال سخنان محمود احمدی نژاد که اخیرا در اراک از نقش زورو به نقش خداوند
متعال تغییر چهره داده است، وی به رهبران اروپا گفت: « من به رهبران اروپا می گویم!
در تصمیم گیری های خود به منافع و مسائل مردم جنوب اروپا توجه کنید و با تصمیمات
ناپخته به مردم خود آسیب نرسانید... منافع خود را فدای منافع دیگران نکنید. بهترین
راه برای شما بازگشت به قانون است. شما می گوئید که می خواهید به ایران مشوق بدهید،
آیا فکر می کنید با یک بچه چند ساله روبرو هستید که می خواهید با دادن چند گردو او
را راضی کنید و طلا را از او بگیرید؟ من شما را نصیحت می کنم که به راه قانون
برگردید... ما مشکلی نداریم که شما بخواهید آن را حل کنید. شما خودتان مشکل دارید.
کاری نکنید که دولت ها و ملت های دیگر از حضور در معاهده ان پی تی منصرف شوند...
برخی سیاستمداران اروپایی مسائل را خوب تشخیص نمی دهند و نمی توانند منافع اروپا را
حفظ کنند.... من به آنها یک راه روشن و یک فرصت تاریخی برای بازگشت به فرهنگ انبیاء
را نشان دادم و این فقط حرف احمدی نژاد نبود، بلکه حرف تمام مردم ایران و موحدین
عالم است....» در پی این اظهارات، آگاهان اعلام کردند که احمدی نژاد در نظر
دارد بزودی نامه دوم خود را برای رهبران جهان ارسال کند، برخی آگاهان دیگر پیش بینی
می کنند که وی نامه سوم را به دبیرکل سازمان ملل خواهد نوشت. همچنین قرار است احمدی
نژاد به عنوان رهبر مسلمین جهان، نامه بعدی خود را به پاپ بندیکت چهارم نوشته و وی
و مسیحیان عالم را به اسلام دعوت نماید و قرار است نامه پنجم احمدی نژاد به خداوند
متعال نوشته شده و احمدی نژاد به عنوان نماینده بشریت و مصداق بارز اشرف مخلوقات،
دستورات خود را به خداوند اعلام نماید. متن نامه احمدی نژاد به خداوند به شرح زیر
است.
جناب آقای قادر متعال! مدتها بود که مسائلی را روی کره زمین
می دیدیم که لازم بود در مورد این مسائل به حضرتعالی تذکراتی داده شود. قبلا چند
بار تلویحا از طریق یکی از دوستان که گویا با آقا( خودتان می دانید منظور چه کسی
است.) ارتباط داشتند مواردی را گفته بودم که امیدوارم ایشان به گوش شما رسانده
باشند، اما متاسفانه می بینم که به تذکرات مشفقانه و ناصحانه این حقیر ترتیب اثر
داده نشده، لذا برای روشن شدن اذهان جوانان و محافل دانشجویی و مذهبی، مواردی را به
شما عرض می کنم.
جناب قادر متعال! امیدوارم که نامه مرا به جرج بوش، رهبران
جهان، آقای پاپ و سایرین خوانده باشید و لازم نباشد که خودم را برای تکرار موارد
مذکور در آن نامه ها خسته کنم، چون زیاد کار دارم و حال و حوصله هم ندارم، اما به
هر حال بهتر است این نامه ها را سریعا بخوانید......اما بعد، مدتی است که می بینم
حضور حضرتعالی در صحنه های انقلاب و جدال حق علیه باطل کم شده و گاهی که برخی از
مستضعفان و خانواده های محترم دعایی یا نفرینی می کنند، شما ترتیب اثر نمی دهید،
این در حالی است که ما از شما چند بار خواستیم که ترتیب دشمنان انقلاب و اسلام را
بدهید، آیا من باید برای چنین مسائلی هر روز به شما یادآوری کنم؟ آیا شما که قرار
است بزودی با ایجاد حکومت صالحان و اینجانب، اداره دنیا را به دست برگزیدگان مومن و
سایر دوستان بدهید، خودتان نباید به این وظیفه عمل کنید؟ تا کی باید تذکر بدهیم؟ تا
کی کوتاهی و تعلل خواهید کرد؟
حضرت حق تعالی! می دانید که مردم آفریقا و خاورمیانه و
اروپا و آمریکا هر روز با من تماس می گیرند و مشکلات شان را با من مطرح می کنند، من
تا آنجا که می توانم مشکلات بشریت را حل می کنم و سعی می کنم از طریق ابتکاراتی که
به عنوان یک معلم ساده به ذهنم می رسد، موانع را از پیش پای آنان بردارم. اما مگر
من چقدر قدرت دارم؟ بالاخره شما هم باید کاری بکنید، آیا شما نباید کمی فعال تر و
هماهنگ تر با کابینه اینجانب عمل می کردید؟ آیا وقتی که ما روابط مان را با
کشورهایی مانند کوبا و بولیوی و مالزی و سوریه گسترش می دهیم، آیا شما نمی توانید
هماهنگ با سیاست دولت کاری بکنید که این کشورها در همسایگی همدیگر قرار بگیرند تا
برای برقراری رابطه با همدیگر مجبور نباشیم اینقدر پول تلفن یا خرج هواپیما بدهیم؟
آیا این انتظار بزرگی است که اینجانب به عنوان نماینده انسان های روی کره زمین از
شما داشته باشم؟ من در سال گذشته اقدامات گسترده ای را در راستای گسترش اسلام برای
شما انجام دادم، در تمام این مدت انتظار داشتم شما که سال قبل از آن چند طوفان در
آمریکا جور کرده بودید، همزمان با اظهارات این حقیر نه طوفانی در حد طوفان سونامی،
بلکه لااقل به اندازه ای که چند ایالت آمریکا از جمله تگزاس که مرکز گاوچران های
دموکرات فاسد آمریکاست، از بین برود، انجام دهید. حداقل یک زلزله یا یک گردباد می
توانست حضور ما را در صحنه بسیار جدی تر کند.
جناب قادر منتقم جبار! من از آن بزرگوار بسیار گله دارم،
گلایه هایی که چه شبها در هنگام نماز خدمتت تان عرض کرده ام و اصلا از شما انتظار
نداشتم. مگر شما نمی دانید که پیامبر ختم رسولان است و جانشین برحق او نیز خاندان
عصمت و طهارت و شیعیان علی(ع) هستند؟ پس این حمایت هایی که گاه و بیگاه احساس می
شود از برخی یهود و نصارا و اهل سنت می کنید، چه معنی دارد؟ شنیده شده است که گاهی
اقداماتی در کمک به پاپ مسیحیان انجام داده اید که هر چه فکر می کنم معنی آنرا نمی
فهمم. آیا شما نمی دانید که با این اعمال و رفتارها چه ضربه ای به دولت اینجانب می
خورد؟ آیا متوجه نیستید که اگر من لطمه بخورم، شما هم تا سالها دیگر نمی توانید در
ارتباط با مومنین کاری انجام دهید؟ آیا بهتر نیست که به نصایح این کمترین توجه
نموده و جلوی برخی بدبینی ها را نسبت به بارگاه الهی بگیرید؟ من چند بار از شما
خواستم که به ما کمک کنید و متاسفانه شما اقدام شایسته ای انجام ندادید. یک بار از
شما خواستم که در مورد هاله نوری که در سالن سازمان ملل خودتان لطف کردید و دور سر
اینجانب انداختید جلوی آبروریزی بعدی را بگیرید، ولی شما هیچ اقدامی انجام ندادید.
یک بار حتی یک گوسفند نذر کردم که کاری کنید که اورانیوم سریعتر غنی شود، اما دریغ
از یک توجه کوچک شما. یک بار نفرین کردم و از شما خواستم که همان شب کاری کنید که
آریل شارون به درک واصل شود، در حالی که شما نه تنها به فرمایشات من گوش ندادید،
بلکه آنقدر این قضیه را کش دادید که آبروی روزنامه کیهان هم رفت. در مورد قضیه
شورای امنیت مگر من به شما نگفتم که کاری کنید که البرادعی به دلش بیفتد و از ایران
دفاع کند، آیا همدستی با اهل سنت و اشخاص معلوم الحالی مانند البرادعی در شان
شماست؟ مگر من نذر نکرده بودم که حالا که من گفته ام که انگلیس در ماجرای خوزستان
دست داشته، شما اسناد و مدارکی جور کنید و در اختیار وزارت اطلاعات قرار دهید که
آبروی من نرود، ولی شما هیچ توجهی نکردید. مگر من از شما نخواستم که در جریان
انتخابات کاری کنید که درگیری بین آقای هاشمی و رهبری بالا بگیرد، برای این کار حتی
نذر کردم، اما شما هیچ توجهی نشان ندادید. اینها نشان از چه دارد؟ جز عدم همکاری
شما با دولتی که پشت شما ایستاده است و اگر ما نباشیم، معلوم نیست تکلیف اسلام چه
می شود.
ای خداوند رحمان رحیم! برخی موارد را به صراحت و برخی را به
اشاره گفتم. اما این همه چیزهایی نبود که باید عرض می کردم، نمی خواهم شما را
ناراحت کنم، اما باید بدانید که کارهایی است که اگر به سرعت انجام نشود، ممکن است
اینجانب ناراحت شده و صندلی خدمت به محرومان و صالحان را ترک کنم. حتما مرا می
شناسید، درست است که من یک آموزگار هستم، اما به موقع اش خیلی هم جدی هستم و ممکن
است عصبانی بشوم و کاری بکنم که بعدا موجب پشیمانی برای شما بشود. به همین دلیل
اقدامات زیر را بطور عاجل از شما می خواهم:
یک: از شما می خواهم هرچه زودتر کاری کنید که یک طوفان عظیم ایالات جنوبی و
شمالی و مرکزی و شرقی و غربی این کشور را مورد هجوم قرار داده و همزمان با آن دولت
آمریکا دچار بحران مالی شده و در انتخابات آمریکا نوان چامسکی یا چلسی( نام چلسی
انشاء الله بعدا به رضوانه کلینتون تغییر می کند) دخترآقای کلینتون که علائقی به
اسلام دارد رئیس جمهور آمریکا شود.
دو: احزاب چپ اروپایی تا سه ماه دیگر در انتخابات پیروز شده و مسلمانان ترکیه
وارد اتحادیه اروپا گردیده و قدرت را در اختیار بگیرند و آنکارا مرکز اتحادیه اروپا
شود.
سه: اسرائیل را از خاورمیانه به منطقه استرالیا و اقیانوسیه منتقل نمائید و کاری
کنید که حسنی مبارک نیز به سرعت سرطان گرفته و بمیرد، من تعهد می کنم که خودم ترتیب
انتخاب اخوان المسلین را در انتخابات مصر بدهم.
چهار: حتی الامکان کاری کنید که بولیوی و هائی تی و کوبا و ونزوئلا و شیلی در
همسایگی ایران قرار گرفته تا هم برای ما امنیت بیشتری برقرار شده و هم برای کمک
رسانی امکانات بیشتری فراهم شود. ضمنا لطف فرموده کمی هم نور ایمان دینی به دل چاوز
و مورالس و فیدل بیاندازید که اقدامات اینجانب با سهولت بیشتری به نتیجه برسد.
پنج: با توجه به ضرورت حضور اسلام در سازمان ملل، دستور فرمائید که امکان انتخاب
دکتر حمید مولانا یا دکتر پیروز کلانتری از سیاستمداران بصیر و نخبگان جهانی به
عنوان دبیر کل سازمان ملل متحد و جانشین کوفی عنان فراهم گردد.
شش: هر چه سریعتر قیمت نفت صادراتی ایران را به بشکه ای 120 دلار وقیمت بنزین
وارداتی را به بشکه ای دو دلار برسانید و قیمت روز بازار نفت را کنترل نموده و بطور
دائمی به دفتر اینجانب اطلاع دهید.
هفت: با توجه به اینکه از نظر استراتژیک به در دسترس بودن تنگه های سوئز،
داردانل، کانال مانش و خلیج سانفرانسیکو نیاز داریم، ترتیبی مقرر کنید که این تنگه
ها و مناطق حساس از آنجا به منطقه مجاور خلیج فارس منتقل شده و دائما در دسترس ما
باشد تا در شرایط خطر بتوان بر دشمن احاطه داشت.
هشت: لطفا دستور فرمائید روند مسلمان شدن مسیحیان و اشخاص بدون کتاب در اروپا به
سوی اسلام بشدت افزوده شده، ضمنا به مسوولان مربوطه تذکر دهید که در هنگام مسلمان
نمودن این اشخاص حواس شان باشد که آنها شیعه شوند، وگرنه مشکل ما حل نمی شود.
نه: با توجه به ضرورت حضور اسلام در صحنه، از شما خواهشمند است که هرچه سریعتر
ترتیبی اتخاذ شود که برای اینجانب چند سخنرانی در سازمان ملل، جام جهانی فوتبال در
آلمان، دفتر یونسکو در پاریس، دفتر سازمان ملل در ژنو، کنفرانس سران کشورهای
اسلامی، حج، کربلا و نجف و میدان کرملین و میدان تیان آن من پکن ترتیب داده شود و
همان هاله نور که در نیویورک دور سراینجانب بود، مجددا دیده شود تا اینجانب نیز
حقایق الهی را در این اماکن به گوش تشنگان حقیقت برسانم.
ده: با توجه به ضرورت حفظ دولت مقدس اینجانب از شما درخواست می کنم فعلا تا یک
سال این خصوصیت ستارالعیوب بودن که نشانه برخی انحرافات حضرتعالی و عدم همکاری با
قوه قضائیه است، کنار گذاشته و مخالفان دولت ما را رسوا نمائید و اگر چیزی هم در
کار نبود، خودتان کاری کنید که مخالفان و معاندان اینجانب و حقیقت، نتوانند در
انتخابات پیروز شوند.
موارد دهگانه زیر را از شما انتظار دارم. لطفا پاسخ عملی را هرچه زودتر بدهید تا
ما نیز به ادامه اقدامات خود بپردازیم.
والسلام علیکم و ورحمه الله و برکاته محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی
ایران و نماینده بشریت روی زمین |