|
نوشته ی یک آذربایجانی دل
سوخته
در باره ی کنگره ی آذربایجانی
ها ی جهان!؟
امضا محفوظ
در ماه مارس سال
گدشته کنگره ی به اصطلاح آذربایجانی ها در باکو تشکیل شد. در این کنگره
برخلاف کنگره ی نخستین خود که با هدف کار فرهنگی تشکیل شده بود و پرچم
ایران را باخود داشت با دخالت علنی
هدايت
قلي اوف مشاور حيدر علي اوف،
پرچم ایران برداشته شد و
پرچم
جمهوری
آذربايجان بر روي ميزکنگره
گذاشته
شد
و احمد اوبالي نيز پيشنهاد داد كه از سفير وقت جمهوري آذربايجان در آمريكا
يعني ياشار علي اوف كمك مالي گرفته شود
و کلمه ی ایران نیز از پشت سر اذربایجان حذف گردید . این گردهمایی که
در لوس انجلس تشکیل شده بود همانطور که پیش بینی می شد گام به گام به تجزیه
طلبی نزدیک گردید و اکنون به بازیچه ی دست حکومت های ترکیه و آذربایجان
تبدیل شده است؛ تازه این همه ی ماجرا نیست ، گویا برخی زشتی ها و پلیدی
ها به مرور زمان عادی می شود. هزینه ی مسافرت با هواپیما و هتل و خورد
وخوراک از جانب جمهوری آذربایجان تقبل شده بود؛ این را برخی از شرکت
کنندگان نه تنها کتمان نمی کنند بلکه بدان افتخار نیز می کنند. بنا به
گفته ی برخی از شرکت کنندگان در این کنگره دو نفر از فعالان این گردهمایی
ها جیحون ملازاده و اغنامی مبلغ 15000 دلار از ترکیه هنگام دولتمداری خانم
تانسوچیلردریافت کرده اند.
هنگامی که عده
ای از قاچاقچیان مواد مخدر و مافیای جمهوری آذربایجان و ماموران قدیمی ک گ
ب در این کنگره شرکت کنند سقوط اخلاقی و خیانت امری عادی به شمار می رود.
شرکت عده ای از فعالان سابق حزب توده و سازمان اکثریت در آن نیز عجیب نیست
که آب مدت هاست که از سر آن ها گذشته است.
اما وقتی شنیدم
برخی به نمایندگی آذربایجانی های ایران در کنگره لاف زدند که ما40 میلیون
نفر آذربایجانی ایران آماده ی اتحاد با آذربایجانی های شمالی هستیم تا با
جانبازی قره باغ را از ارمنی ها پاک کنیم ! و این کار را با یاری
بسیاری از افسران عالی رتبه ترکیه انجام خواهیم داد، نتوانستم از تحسین
این پهلوان پنبه ها خودداری کنم! آخر برای از میدان بدر کردن 3 میلیون
ارمنی چه نیازی به 50 میلیون( به قول شما) آذربایجانی دارید؟ تازه می
خواهید از افسران ارتش ترکیه نیز کمک بگیرید؟ شما خود رافرزندان ستارخان و
باقرخان می دانید؟
از آن طرف عوامل
الهام علی اف هم به راستی مایه گذاشتند و روزنامه های « مساوات » و «
آزادلیق » در مورد تظاهرات اخیر مردم تبریز چه دروغ ها که ننوشتند: « ده
ها جسد کشته شدگان در تظاهرات تبریز در کوچه و خیابان افتاده است» ملاحظه
می فرمایید ، بیله دیگ ، بیله چغندر!!
روی سخن من با
کسانی است که از روز اول مدعی بودند ایرانی هستند و از نبود پرچم ایران
گلایه کرده و مجلس را ترک کرده بودند؛آیا شایسته شماست که همرنگ چنین
اشخاصی بشوید؟ واقعا رویتان می شود عکس ستارخان را بالای سرخود بزنید
وبگویید من آذربایجانی هستم؟
چرا حب و بغض
های شخصی و یا ظلم و جور شاهان پهلوی و این حکومت را به همه ی ایرانیان
تسری می دهید؟ چرا از تاریخ پند نمی گیرید ؟ آیا قدرت حکومت ترکیه و جمهوری
آذربایجان از قدرت حکومت استالین و باقراوف بیشتر است ؟ یا چنین تصور می
کنید مردم ما نسبت به آن سال ها ناآگاه تر شده اند؟
مسایل اساسی ما
دموکراسی و آزادی و حقوق برابر شهروندی است . طرح مساله قومی چقدر می تواند
مترقی و پیشرو باشد؟
حتا شنیده می
شود برخی نه تنها ایرانی بودن بلکه آذربایجانی بودن خود را انکار می کنند
و اصرار برهویت ترک دارند. واقعا مراد از ترک زبان بودن چیست ؟
مگر نه چند ین
کشور مانند مغولستان ، ترکیه ، جمهوری آذربایجان ، قرقیزستان ، ترکمنستان ،
ازبکستان و .. و خلاصه همه ی تیره های زرد پوست به تعبیری به زبان ترکی سخن
می گویند؟ مراد شما کدامین ترک است آیا آنها یکی هستند؟ ایا مقصود شما ترک
های ترکیه نیست ؟
آیا می دانید
این نغمه های شوم چه عواقب وحشتناک و وخیمی برای ایران و ایرانی و به ویژه
برای هموطنان آذربایجانی دارد؟ اگر وقایع فرقه دموکرات آذربایجان را از یاد
برده اید کشتار صرب ها وبوسنی هرز گوین که تازه رخ داده است !
پیشه وری و
بسیاری دیگر در فرقه، تصوری آرمان گرایانه (نه واقعی ) از شوروی
سوسیالیستی داشتند ، شما که می دانید بیش از سه میلیون نفر از جمعیت جمهوری
آذربایجان از دیکتاتوری الهام علی اف گریخته و به مهاجرت اجباری تن داده
اند و در کشورهای همسایه و اروپایی به سر می برند(آمار رسمی 2500000 در
روسیه و بیش از 500000 نفر در اروپا ارزیابی می کند، خنده دارتر از همه
اینست که الهام علی اف آمار گریختگان از دست خود را به رای دهندگان
انتخابات قلابی خود به شمار آورده است.) الهام علی اف همان قماربازی است که
چند سال پیش در یک شب از کیسه ی مردم بدبخت آذربایجان 6 میلیون دلار
درکازینوهای ترکیه باخت و تا پدرش حیدرعلی اف این پول را نپرداخت او را
آزاد نکردند ، این خبردر بسیاری از روزنامه های ترکیه درج شد و شما خوب از
فساد این دستگاه آگاهید. بیشترین سفیران این جمهوری از وابستگان سببی و
نسبی الهام هستند . برای نمونه سفیر در آمریکا پاشایف برادر زن الهام است ،
محمود محمدقلی اوف سفیر در انگلیس نیز شوهر خواهر دیگر الهام است. البته
این فامیل با حفظ این سمت ها مشاغل دیگر از قبیل نمایندگی مجلس و چند پست
دولتی را نیز یدک می کشند. این در حالی است بیکاری در آذربایجان بیداد می
کند و می توان گفت بیش از نیمی از مردم به ویژه تحصیلکرده ها بیکار هستند.
بد نیست به این
مطلب اشاره ای بکنم ، آنهایی که بوی کباب شنیده اند بدانند مقصود الهام از
برپایی این کنگره های نمایشی استفاده ابزاری از شما برای صحه گذاشتن بر
انتخابات قلابی است که موجب اعتراض اروپا واقع شده است وبس . الهام خوب می
داند که قاچ زین جمهور ی آذربایجان وهمان چهار، پنج میلیون را بچسبد هنر
کرده است و وصل کردن( به قول شما ) چهل میلیون پیشکش ! تنها در این میان
این ترکیه است که سود می برد و نقشه های دراز مدت در سر می پروراند، با جذب
دانشجویان جمهوری آذربایجان و گذاشتن کانال های تلویزیونی از جهالت و غفلت
حکومت اسلامی استفاده کرده و بسیاری را به سوی خود جلب نموده است ولی
جمهوری اسلامی کماکان به فرستادن صندوق های مفاتیح الجنان برای مردم
آذربایجان ادامه می دهد.
گفته می شود
مشکل دیگر الهام آنست که به صورت آشکارا نمی تواند به طرف آمریکا برود چون
ک گ ب او را تهدید می کند که پرونده ی خیانت ها و جنایت های پدرش حیدرعلی
اوف را افشا خواهد کرد. یک نمونه سابقه ی عموی الهام علی اف یعنی حسن اوف
است که در سال های 39-1937 در کابینه ی میرجعفر باقراوف با سمت دبیر حزب
کمونیستی مسئولیت قتل و تصفیه خونین 20میلیون انسان در شوروی را به دوش می
کشد و این شامل کشتار 30000تا 400000 آذربایجانی نیز می شود که بسیاری از
آنان را روشنفکران و نویسندگان را تشکیل می دادند که هنوز که هنوز است
خانواده هایشان داغدار هستند و جامعه ی آذربایجان از نبود این برگزیدگان
خود رنج می برد.
حیدرعلی اوف پدر
الهام مسئول ک گ ب و کمونیست دو آتشه ای که مسئول ویران کردن ده ها مسجد
بوده پس از فروپاشی شوروی به زیارت کعبه شتافت و در آنجا طبق رسوم حج به
شیطان سنگ انداخت . مردم آذربایجان همان زمان لطیفه ای ساختند که وقتی
حیدر به طرف شیطان سنگ انداخت شیطان سرش را بالا کرد و گفت:پسرم تو دیگر
چرا؟
همین لطیفه بدون
ذکر نام حیدرعلی اوف در یک نشریه فکاهی درج شد ولی همین شوخی را نیز
حیدرعلی اوف برنتافت و سه جوان مسئول و نویسنده نشریه را دستگیر و زندانی و
سپس سربه نیست کردند. الهام علی اف فرزند خلف پدرش است چرا که سردبیر و
نویسنده روزنامه مونیتوربنام «ایلمارحسین اوف» که به افشاگری دزدی ها و
فساد حکومتی جمهوری آذربایجان مشهور بود سال گذشته روبروی خانه اش توسط
عوامل امنیتی به طرز وحشتناکی کشته شد.
اینست نمونه ی
حکومتی که می خواهید داشته باشید؟ جمهوری اسلامی که در ایران موجود هست؟
چرا نمی آیید برای از بین بردن ظلم در ایران مبارزه کنیم؟ چرا در
تظاهراتی که در استکهلم بپا کردید (و البته تعداد شرکت کنندگان آن از شمار
انگشتان تجاوز نمی کرد) یک شعار علیه جمهوری اسلامی ندادید؟
گرچه این نباید
عجیب باشد مگر در آذر ماه سال گذشته انجمن وابسته به شما آخوندی را از
ایران بنام حجت الاسلام عظیمی دعوت نکرد تا در استکهلم به سخنرانی کند .
حضرت حجت الاسلام تجزیه طلب در پاسخ به یکی از حضار که پرسیده بود شما چه
نوع حکومتی را خواستارید؟ گفته بود : جمهوری اسلامی ! وقتی شنیده بود که
چنین حکومتی موجود و تحصیل حاصل است؛ شنیده بود که جمهوری اسلامی
آذربایجانی می خواهیم !!؟
آن از کعبه ی
آمالتان ، آن از همراهان شایسته تان و این از مبلغان شما ؟ به کجا می
خواهید بروید؟
|