بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

شيرين عبادی در گفت و گو با روز:

زنداني سياسي فقط کسي نيست که پشت ميله باشد

بابک مهديزاده
Babak_mehdizade@yahoo.com

۲۱ تیر ۱۳۸۵

با شيرين عبادي، در خصوص وضعيت فعلي زندانيان سياسي و مخصوصا آخرين موکلينش، مهندس موسوي خوييني گفت و گو کرده ايم. او با تاکيد بر اينکه تعداد زندانيان سياسي ايران رو به افزايش است، مي گويد: "زنداني سياسي البته فقط کسي نيست که در حال حاضر پشت ميله هاي زندان است."

او بحث را چنين مي گشايد: متاسفانه تعداد زندانيان سياسي در ايران روبه افزايش است. به اين صورت که الان تعدادي در زندان هستند مثل آقاي زرافشان، برادران محمدي، طبرزدي و ... عده ديگري هم آزاد هستند ولي حکم محکوميت مثل شمشير داموکلس بالاي سر آنهاست،مثل تعدادي از افراد ملي – مذهبي که حکم محکوميتشان صادر شده، اما اجرا نشده. اين ها در حقيقت آزادند، اما حکم محکوميت دارند و هر لحظه ممکن است حکم در مورد آنها اجرا شود و به زندان روند. اين حالت بلاتکليفي کم تر از حالت زندان نيست. عده اي ديگر هم با قرار آزادند اما هنوز محاکمه آنها شروع نشده و اينها هم مثل گروه ملي – مذهبي ها شمشير داموکلس بالاي سرشان هست که شهامت صحبت را از آنها مي گيرد. عده اي ديگر مثل آقايان سيامک پورزند و عباس اميرانتظام در حبس هستند اما به عنوان مرخصي بيرون مي آيند و اين هم يک حالت بلاتکليفي است. خلاصه وقتي ما از زندانيان سياسي در ايران صحبت مي کنيم هم افرادي را شامل مي شود که در مرخصي هستند، هم افرادي که حکم محکوميتشان صادر شده وليکن اجراي آن به تعويق افتاده وهم افرادي که با وثيقه آزادند و محاکمه آنها شروع نشده. اينها همه زندانيان سياسي هستند. پس زنداني سياسي فقط کسي نيست که در حال حاضر پشت ميله هاي زندان باشد.

براي آزادي اينها چه کارهايي مي شود؟
کانون مدافعان حقوق بشر از تعداد کثيري از متهمان سياسي به طور رايگان دفاع مي کند. خوشبختانه اخيرا در مورد آقايان ياشارقاجار و عابد توانچه، دانشجويان زنداني، با 50ميليون تومان وثيقه موافقت شده و اين دو دانشجو ظرف يکي دو روز آينده آزاد مي شوند؛ اما همانطور که گفتم آزادي آنها به معناي آزادي مطلق نيست. يعني فعلا از زندان آزاد مي شوند ولي ضمانتي وجود ندارد که دوباره به زندان برگردانده نشوند.

اعتراض بي نتيجه

از بقيه زنداني هاي سياسي چه خبر؟ مخصوصا آنهايي که موکلين شما هستند؟
آخرين آنها آقاي موسوي خوئيني است که و من همين صبح دوشنبه براي دومين بار در ارتباط با ايشان به نزد بازپرس شعبه 14 رفتم و درخواست ملاقات با موکلم را کردم. همچنين درخواست کردم که براساس قانون، بازجويي ها در حضور وکيل متهم صورت بگيرد، اما به هيچيک از اين درخواست ها جوابي داده نشد. به قرار بازرسي هم اعتراض کردم ولي به اين اعتراض هم توجهي نشد.

از وضعيت روحي و جسماني آقاي موسوي خوئيني خبري داريد؟
وقتي به من اجازه ندادند موکلم را ببينم، چطور مي توانم در اين خصوص اظهار نظر کنم؟ البته همسر ايشان دوبار کوتاه و در حضور مراقبين ايشان را ملاقات کرده و از روحيه بالاي وي سخن گفته است.

تکليف پرونده عابد توانچه و ياشار قاجار چيست؟
دفاع از آنها به عهده همکاران من در کانون مدافعان حقوق بشر، يعني آقايان سلطاني و دادخواه هست.

به نظر مي رسد در ماه هاي اخير برخورد با دانشجويان بيشتر شده است. اين طور است؟
متاسفانه دانشجويان همواره مورد بي مهري قرار مي گيرند. من از 18 تير ياد مي کنم که به دنبال آن تنها کساني که زنداني شدند دانشجوياني بودند، و در حقيقت مظلوم واقع شدند؛ اما کساني که به کوي دانشگاه حمله کردند و آن فاجعه را آفريدند، مجازات نشدند. موکل من عزت ابراهيم نژاد هم کشته شد وليکن هنوز هيچ کس به اتهام قتل او بازداشت نشده است.

در ايران از چه راه هايي مي شودبراي دفاع از حقوق بشر تلاش کرد؟
من به عنوان يک وکيل از کليه ابزارهاي قانوني که در اختيار دارم استفاده مي کنم.

نيروهاي دموکراسي خواه ايران در اين شرايط مي توانند در اين زمينه موثر باشند؟
نيروهاي دموکراتيک در ايران ابتدا بايستي مسايل داخلي و بين گروهي خود را حل کنند. آنگاه وقتي يک دل و يک جهت شدند مي توانندحرکت هاي موثرتري داشته باشند.

شوراي حقوق بشر

اخيرا شوراي حقوق بشر در سازمان ملل تشکيل شد. فکر مي کنيد اين شورا تا چه اندازه مي تواند مفيد باشد؟
اميدواريم اين شورااز کميسيون حقوق بشر فعال تر باشد و به موارد نقض حقوق بشر بهتر رسيدگي کند. اما هنوز عملکرد زيادي از اين شورا نديده ام و در نتيجه ترجيح مي دهم قضاوت را به آينده موکول کنم.

طرح گنجي براي آزادي زندانيان

نظرتان درباره طرح آقاي اکبر گنجي چيست؟
آقاي اکبر گنجي براي آزادي سه تن از زندانيان سياسي که به صورت نمادين نماينده سه قشر کارگران، روشنفکران و دانشجويان هستند، اعلام سه روز اعتصاب غذا کرده اند. درخواست آزادي براي زندانيان سياسي همواره مساله اي بوده که مورد تاکيد من و کانون مدافعان حقوق بشر بوده است؛ و در همين ارتباط اعلاميه اي هم داده ايم. پس در اين قسمت ما کاملا با آقاي گنجي و دوستانشان همراه هستيم و درخواست ما هم آزادي زندانيان سياسي است. اما در مورد اعتصاب غذا، ايشان تصميمي گرفته اند و آن راه را ادامه مي دهند، ولي کانون مدافعان حقوق بشر تصميم به اعتصاب غذا ندارد.

شما در بيانيه تان از همدلي ملي براي زندانيان سياسي گفتيد. اين همدلي ملي و احتمال آزادي زندانيان سياسي را تا چه حد ممکن مي دانيد؟
اولين شرط همدلي و وفاق ملي اين است که زندانيان سياسي آزاد شوند. اين به اين معنا نيست که اينها را از زندان بيرون بياورند و به عنوان مرخصي، شمشير داموکلس را همچنان بالاي سرشان نگاه دارند. به اين معنا است که پرونده اينها بسته شود. همچنين آزادي زندانيان سياسي به اين معنا نيست که عده اي را آزاد و هفته بعد و ماه بعد يا سال بعد عده ديگري را دستگير کنند. آزادي زنداني سياسي به اين معنا است که کسي به جرم بيان افکار و عقايدش زندان نرود؛ و آزادي بيان اولين شرط وفاق و همدلي ملي است و اين در جامعه اي محقق مي شود که حکومت بتواند مخالفينش را تحمل کند. ضمن آنکه تحمل مخالف براي پايداري هر حکومتي هم يک سوپاپ اطمينان است. اما اگر قرار باشد هرکس حرف انتقادآميزي زد و يا کوچکترين مخالفت سياسي کرد فورا سرکوب شود، اين ديگر حکومت دموکرات نيست.

شما وضعيت حقوق بشر را در ماه هاي اخير در چه شرايطي مي بينيد؟
من شما را به گزارشات فصلي کانون مدافعان حقوق بشر ارجاع مي دهم که در خصوص وضعيت حقوق بشر در ايران صادر مي شود.گزارش بعدي فصلي ما در سه چهار روز آينده منتشر خواهد شد. در اين گزارش مفصلا در کليه زمينه ها اظهارنظر شده است. ما گزارشات را براي تمامي سازمان هاي حقوق بشري و رسانه ها هم ارسال مي کنيم.

کانون مدافعان حقوق بشر با ديگر سازمان هاي مدافع حقوق بشر نيز همکاري دارد؟
ما ممکن است با برخي از نهادها همکاري مقطعي داشته باشيم، ولي تاکنون در ايران به طور مستقل عمل کرده ايم.

فکر مي کنيد بزرگترين مانع براي تحقق رعايت حقوق بشر در ايران چيست؟
مهم ترين مساله اين است که قوانين ما بايد مورد بازنگري قرار گيرد. دولت ايران به کنوانسيون بين المللي حقوق مدني سياسي و کنوانسيون بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي پيوسته و متعهد است که مفاد آن را اجرا کند؛ اما قوانين موجود با تعهدات بين المللي دولت ايران در زمينه حقوق بشر مغايرت دارد. اولين مساله اين است که اين مغايرت برطرف و قوانين ما مطابق تعهدات بين المللي حکومت در زمينه اجراي رعايت حقوق بشر شود؛ در مرحله بعدي هم بايستي قوانين را به درستي اجرا کرد.

فشارهاي بين المللي تا چه حد مي تواند در رعايت حقوق بشر در ايران مفيد باشد؟
ما در عصري زندگي مي کنيم که ديگر هيچ کشوري نمي تواند به دور خود ديوار بکشد و بگويد من به دنيا کاري ندارم و افکار بين المللي به مسايل من ربطي ندارد. هيچ کشوري بي نياز از همکاري ساير کشورها نيست. بنابراين براي ايران و همچنين ساير کشورهاي دنيا مهم است که از آنها ارزيابي درستي در زمينه رعايت حقوق بشر بشود.

کتاب خاطرات

از کتاب خودتان که اخيرا در آمريکا منتشر شد و ظاهرا سلسله حوادثي را هم در پي داشت مي گوييد؟
من خاطراتم از بدو تولد تا زمان بردن جايزه صلح نوبل را در کتابي منتشر کردم. اين کتاب به علت سانسور شديد در ايران قابل چاپ نبود، براي همين تصميم گرفتم آن را در آمريکا منتشر کنم. بعد با يکي از معروفترين انتشارات آمريکا قرارداد بستم؛ اما اين قرارداد نمي توانست فعال شود چرا که طبق قانون آمريکا دولت ايران مورد تحريم اقتصادي آمريکا بود و دولت آمريکا معتقد بود قرارداد من هم مشمول تحريم اقتصادي است. لذا از اين زاويه حق الزحمه اي که بايد براي کتاب به من داده مي شد، ممنوعيت قانوني داشت. ناشر پيشنهاد کرد کتاب را در خارج از آمريکا چاپ کند و براي فروش به آمريکا بياورد که موافقت نکردم. بعد پيشنهاد کرد چون وضعيت خاصي دارم، يعني برنده جايزه صلح نوبل هستم و اين کتاب هم فقط حاوي خاطرات من است، از حکومت آمريکا يک اجازه مخصوص براي من بگيرد که بازهم موافقت نکردم. زيرا مساله من در حقيقت چاپ کتاب به تنهايي نبود. البته چاپ کتاب برايم مهم بود، اما مهم تر از آن مساله آزادي بيان بود؛ زيرا به نظر من آزادي بيان اولين پله دموکراسي است. بنابراين من با کمک ناشر وکيلي را انتخاب کردم و به دادگاه نيويورک شکايت برديم. اتحاديه ناشرين آمريکايي و همچنين کانون نويسندگان آمريکا نيز از من اعلام حمايت کردند. در متن شکواييه هم اعلام کردم مسايل فرهنگي نمي تواند شامل تحريم اقتصادي شود زيرا اينها ماهيتا باهم تفاوت دارند. ضمن آنکه وقتي دولت آمريکا به من اجازه چاپ کتابم را نمي دهد، در حقيقت به خوانندگان آمريکايي اجازه نمي دهد به اطلاعاتي که من در کتابم مي دهم دسترسي پيدا کنند و اين يک نوع سانسور و مخالف قانون اساسي آمريکا است. با اين استدلال و حمايتي که از من شد دادگاه نيويورک تصميم گرفت تحريم فرهنگي برداشته شود. به اين ترتيب و با عوض شدن قانون، تحريم نه تنها در مورد من بلکه در مورد تمام ايراني ها و همچنين اتباع سودان و کوبا برداشته شد. از آن تاريخ به بعد بود که برخي از آثار نويسندگان ايراني که قبلا ترجمه شده بود ولي اجازه چاپ نداشت به چاپ رسيد.

الواح باستاني ايران

به ماجراي لوح هاي باستاني ايران که توسط دادگاه آمريکايي مصادره شد برسيم. چطور مي شود حق ايران را گرفت؟
مساله مهم اين است که اين مساله بايد از راه خودش اقدام شود. در اينکه خيلي از حقوق ما در آمريکا تضعيف شده بحثي نيست، اما راه حل مساله آتش زدن پرچم آمريکا يا گروگانگيري ديپلمات هاي آمريکايي نيست. بلکه استفاده از قوانين و رفتن به دادگاه است. خوشبختانه دادگاه هاي آمريکا استقلال خود را حفظ کرده اند و رايي که براي من صادر و در آن دولت آمريکا محکوم شد، نشان از استقلال قوه قضاييه در آمريکا دارد. در اين مورد هم دولت ايران بايد به نمايندگي از مردم به دادگاه هاي آمريکا مراجعه و درخواست کند که اين اموال به ايران پس داده شود. البته در اين راه بايد يونسکو و سازمان هاي بين المللي را هم به کمک طلبيد. در اينجا شعار دادن دردي را دوا نمي کند.

شما به عنوان يک چهره بين المللي حاضريد به دولت ايران در اين راه کمک کنيد؟
من در هر مورد که تصور کنم براي حفظ منافع مردم ايران کاري از دست من بر مي آيد مسلما مضايقه نخواهم کرد. وليکن توجه داشته باشيد که من سمتي در حکومت ايران ندارم و دادخواستي را که من بدهم دادگاه هاي آمريکا قبول نخواهند کرد.

آيا دولت ايران در اين راه تا به حال کاري کرده؟
تا آنجايي که من اطلاع دارم متاسفانه خير.

و سئوال آخر اينکه فکر مي کنيد قاضي آمريکايي واقعا چرا چنين رايي داد؟
من به عنوان يک وکيل ترجيح مي دهم بعد از آنکه پرونده اي را خواندم درموردش اظهارنظر حقوقي کنم. وليکن در محدوده اطلاعاتي که از نشريات به من رسيده مي توانم بگويم اين راي غيرعادلانه بود.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه