مصاحبه ها و نظرات گنجی
اکبر گنجي در مصاحبه با نيويورک سان:
مخالفيم؛ هم با حکومت ايران، هم با جنگ
متن زير، مصاحبه اخير اکبر گنجي روزنامه نگار ايراني با روزنامه نيويورک
سان، از تريبون هاي اصلي نومحافظه کاران آمريکاست.
اکبر گنجي از رهبران اپوزيسيون ايران به امريکا آمده است. او در مصاحبه با ما مي
گويد جنبش دمکراتيک ايران از دريافت کمک هاي مالي امريکا امتناع مي ورزد؛ وي همچنين
تاکيد مي کند اگر با مقامات سياسي امريکا ملاقات کند صرفا به منظور آن خواهد بود که
آنها را از حمله نظامي به ايران بازدارد.
او خاطر نشان مي کند پيشنهاد کمک 75 ميليون دلاري امريکا نه تنها نيروهاي دمکرات
داخل را با خطر مواجه مي سازد، بلکه در عين حال مانع از بروز زمينه هاي لازم در
تحقق جنبش دمکراتيک در ايران خواهد شد.
طببعي است که گنجي براي باز گشت به ايران بايستي رفتاري متعادل در پيش بگيرد،
زيرا او قصد دارد به ايران بازگردد؛ و احتمال دستگيري مجدد او نيز هست. او مي گويد
يکي از اهداف سفرش ارتقاي اگاهي افکار عمومي جهان نسبت به وضعييت زندانيان سياسي و
ايجاد همبستگي در ميان هواداران دمکراسي است.
او مي گويد در اين سفر مي خواهد بيان کننده نظرات کساني باشد که رژيم را نمي
خواهند ولي در عين حال با حمله نظامي و جنگ نيز مخالفند.
او معتقد است حمله نظامي به ايران سبب خواهد شد که جنبش دمکراتيک آسيب جدي
ببيند. از ديد او حمله نظامي به تاسيسات هسته اي، برساخته هاي کنوني جنبش دمکراسي
در ايران را هم نابود خواهد کرد. ضمن آنکه معلوم نيست در اين حملات تاسيسات هسته اي
ايران هم از کار بيفتد.
او در مورد کمک 75 ميليون دلاري امريکا ميگويد شما حتي يک نفر را نمي توانيد در
ايران پيدا کنيد که تمايلي به پذيرش اين کمکها داشته باشد. ارايه چنين پيشنهادي
صرفا به جنبش دمکراسي آسيب ميرساند و جمهوري اسلامي مدعي مي شود که تمام نيروهاي
اپوزيسيون عوامل ايالات متحده امريکا هستند.
او ميگويد دمکراسي به پيش نيازهايي احتياج دارد؛ بدون رشد طبقه متوسط دمکراسي
نمي تواند تحقق پيداکند . پول نمي تواند موجد دمکراسي شود.
احمدي نژاد و يارگيري در سپاه
او در مورد حاکمان کنوني ايران نظرات روشني دارد. او احمدي نژاد را سلطاني خطاب
مي کند که قصد دارد با واگذاري قراردادهاي کلان به سپاه پاسداران از ميان آنها به
نفع خودش يار گيري کند. او اين امر را خلاف هشدارهاي اوليه آيت الله خميني در مورد
عدم دخالت سپاه در فعالبتهاي سياسي مي داند.
گنجي همچنين از برگزاري يک رفراندوم عمومي در مورد قانون اساسي جمهوري اسلامي
حمايت مي کند. گنجي نسبت به افق آينده خوش بين و معتقد است ايرانها به کمکهاي مالي
از دولتهاي خارج نياز ندارند و نمي خواهند رهبران اين حرکت بوسيله کشورهاي خارجي
تعيين و ساخته شوند.
او حمايت روشنفکران از گفتار دمکراسي و حقوق بشر را از دلايل خوش بيني خود بر مي
شمرد؛ اما تاکيد دارد که جنبش سازمان و رهبري ندارد و بايستي فردي مانند گاندي خارج
از حيطه فعالين سياسي، رهبري آن را به دست گيرد.
هنگامي که به او خاطر نشان کردم که تلفظ اسم او شبيه گاندي است او گفت من گاندي
نيستم؛ فقط مي دانم که راه ديگري جز آن که رهبري همسان گاندي داشته باشيم، نداريم .
با تنفر و خشونت به جايي نمي توان رسيد. ما بايد "ببخشيم" تا بتوانيم يک دمکراسي
بنا نهيم. من در مورد کساني که خطاهاي کوچک انجام داده اند سخن نمي گويم، بلکه در
مورد قاتلين و جنايتکارها سخن مي گويم. البته، ما آنها را هرگز "فراموش" نخواهيم
کرد.
اكبر گنجي: ما دموكراسي مي خواهيم، آزادي مي
خواهيم، حقوق بشر مي خواهيم
یکشنبه، 25 تیر
1385
اكبر گنجي كه براي شركت در مراسم اعتصاب غذاي 3 روزه در اعتراض به
نقض حقوق بشر و استمرار حبس زندانيان سياسي به نيويورك سفر كرده است. در جمع
اعتصاب كنندگان در برابر مقر سازمان ملل متحد سخناني ايراد كرد كه متن آن در
پي مي آيد:
ما به هر صورتی که شده باید مانع جنگ شویم و نگذاریم کشور ما وارد جنگ
دیگری شود به دلیل سیاست های نابخردانه ای که اکنون جمهوری اسلامی دارد از یک
سو و جنگ طلبی دیگری که از سوی دیگر و اشخاص دیگر دنبال می شود. ما دموکراسی
می خواهیم، آزادی می خواهیم، حقوق بشر می خواهیم، یک ایران آباد و آزاد می
خواهیم. ما اینها را برای کجا می خواهیم، آزادی و دموکراسی را برای کجا می
خواهیم؟ برای ایران می خواهیم، ابتدا باید یک ایرانی وجود داشته باشد که آن
ایران آزاد باشد، آباد باشد، دموکراتیک باشد. اگر ایران نباشد، تجزیه شود،
نابود شود، این دموکراسی را ما برای کجا می خواهیم.
لذا به هر طریق
ممکن ما باید از جنگ جلوگیری کنیم و این صلح طلبی را که ما شعارش را می دهیم،
یک شعار یکسویه نیست، صلح بوجود نمی آید مگر از طریق دموکراسی. تا رژیم های
خودکامه وجود دارند، جنگ هم وجود دارد. یک رژیم استبدادی، یک رژیم خودکامه
برای تثبیت خودش، برای تداوم خودش، برای بقای خودش همیشه مجبور است که دشمن
خارجی خلق کند، شرایط را شرایط جنگی کند، شرایط بحرانی کند و با بحران
آفرینی، جنگ طلبی سعی کند بتواند یک اجماعی دور خودش درست کند و نیروهای
آزادی خواه داخلی را سرکوب کند.
لذا گوهر صلح طلبی ما را دموکراسی
خواهی ما تشکیل می دهد. ما اگر نکوشیم نظام سیاسیمان را دموکراتیز کنیم،
همیشه با مساله جنگ روبرو خواهیم بود. یک دولت خودکامه، دولت پنهانکار است،
دولتی است که پاسخگو نیست، دولتی است که مسئولیت ناپذیر است و همیشه به این
ترتیب جنگ را برای کشور خودش به ارمغان می آورد. حکومتی که از مردم خودش
پنهان می کند کارهایی را که می کند، مطمئنا از جهانیان هم پنهان می کند و هیچ
کس به چنین حکومتی اطمینان نخواهد کرد.
آقای ژاک شیراک رئیس جمهوری
فرانسه در دیداری که با حسن روحانی داشته، گفته بوده که شما یک تعداد اسلحه
داشتید مانند ژ سه و کلاشینکف و آمدید تمام مخالفین خودتان را در کشور ما
زدید ترور کردید. اگر شما بمب اتمی داشته باشید، چه بلایی سر جهان می آورید.
یک دولت خودکامه دولتی است که مسئولیت ناپذیر است و چون پاسخگو و
مسئولیت پذیر نیست، هیچ کس به او اطمینان نمی کند. لذا ما باید بکوشیم یک
کشور دموکراتیک ایجاد کنیم، یک نظام سیاسی دموکراتیک ایجاد کنیم و به این
ترتیب است که می توانیم دنیا را به خودمان جذب کنیم و با دنیا روابط دوستانه
داشته باشیم. اگر اینطور نباشد هیچ کس به ما اطمینان نخواهد کرد. دموکراسی ها
با هم نمی جنگند و کمتر درگیر جنگ می شوند. یک دولت دموکراتیک اگر در ایران
بود، این وضعیتی که ما امروز داریم درگیرش نبودیم و هیچ کس چنین فشار جهانی
را بر ما تحمیل نمی کرد.
حکومت ما اکنون از حکومت صدام حسین هم بدتر
عمل می کند. حکومت این شکلی وضعیتی که الان ما با آن روبرو هستیم را ایجاد می
کند و ما را درگیر با چیزهایی می کند که ما اصلا نمی خواهیم منطقه و کشور ما
را به آتش و جنگ بکشاند و همیشه برای این که خودش باشد، خودش باقی بماند،
اصلا انسان ها برایش مهم نیستند. این که چه بر سر مردم ما می آید برایش مهم
نیست. لذا ما باید بکوشیم به جهان اثبات کنیم که ما هستیم، حضور داریم، یک
جنبش قوی هستیم. این فقط با حرف زدن نیست و با حرف نمی شود گفت که ما حضور
داریم، بلکه باید در عمل نشان دهیم. در عمل اگر ما بکوشیم مبارزه کنیم برای
آزادی، جهان هم روی ما حساب جدی باز خواهد کرد و این اعتصاب غذا یک نمونه از
این کاری بود که ما نشان دادیم این جنبش حضور دارد.
کسانی فکر می
کنند ما چون با جنگ مخالفیم، باید برویم پشت نظام جمهوری اسلامی سنگر بگیریم.
چنین چیزی نیست. ما همزمان هم با جنگ مخالفیم و هم با رژیم جمهوری اسلامی و
اتفاقا همین رژیم جمهوری اسلامی است که جنگ را برای ایران به ارمغان می آورد.
ما یک بار جنگ را تجربه کردیم در جنگ هشت ساله و حدود 300 الی 400 هزار نفر
از بهترین بچه های کشور کشته شدند. حدود هزار میلیارد دلار خسات جنگی به کشور
ما وارد شد، حدود یک میلیون نفر در این جنگ معلول شدند. اگر ما در کشورمان
دموکراسی داشتیم، در آن صورت حتی اگر به دنبال سلاح اتمی می رفتیم، کسی به ما
این فشارهایی که امروز هست، نبود. و این به خاطر یک دولت خودکامه است که بد
عمل کرده و ایران را نزد جهانیان بی آبرو کرده. ما باید بکوشیم کرامت انسانی
خودمان را به جهانیان نشان دهیم. ما باید بکوشیم و نشان دهیم به جهانیان که
ما انسان های بزرگی هستیم.
منبع: راديوفردا
پيام اكبر گنجی به اعتصابيون
ايران يك مجمع الجزاير زندانگونه است؛ انسانها، كتابها،
روزنامهها، نواهای شادی و هر صدا و نماد آگاهیبخش در بند اند.
ما خواهان آزادی همگانی هستيم: آزادی انسان، آزادی قلم، آزادی
شادی، آزادی زندگی، آزادی برای رشد و آگاهی، آزادی برای همبستگی
و مسؤوليت. | |
Sun / 16 07 2006 / 14:46
اكبر
گنجی: پيام به دوستان شركتكننده در حركت اعتراضی جهانی برای آزادی
زندانيان سياسی ايران
دوستان عزيز، پويندگان راه
آزادی، بهعنوانِ يك همراه، به عنوان كسی كه سالها در زندان بوده و ارزش و
تأثير تلاش در دفاع از زندانيان سياسی را میداند، بهعنوانِ كسی كه بسياری
از زندانيان سياسی كنونی را شخصا میشناسد و به همهی آنان، چه مشهور و چه
گمنام، بیتوجه به اين كه چه گرايش عقيدتی و سياسی دارند، مهر میورزد و بر
آگاهی و عزمشان ارج مینهد، لازم میدانم از اين كه پيشنهاد مرا برای برپايی
اعتصاب غذای سه روزه در شهرهای مختلف پذيرفتيد، تشكر كنم و بگويم كه از شور و
همبستگی و آزادیخواهی شما بسيار نيرو گرفتم و هر جا امكان گفتگوی مستقيم با
شما ميسر شد، از شما بسيار آموختم. با شور و شعف شرح فعاليتهای شما را
میخوانم و پيامهای تلفنیتان را از نقاط مختلف جهان میشنوم. اهميت حركت
اعتراضی كنونی كه با همت شما دوستان و ياری مردم شريف ايران صورت گرفت، در
پيوند مشخصی است كه ميان مبارزات آزادیخواهانهی داخل و خارج برقرار شد. در
تهران اعتصاب شد، در سيدنی و لندن و كلن و هامبورگ و برلن و پاريس و بروكسل و
نيويورك و بسياری شهرهای ديگر نيز. هستند درشهرستانهای ايران كسانی كه حتّی
يك تنه به صورتی سمبليك با مبارزهی ما همراهی كردند و هستند ايرانيانی كه در
نقطهای دورافتاده در آمريكا يا استراليا به همين صورت به مبارزهی ما
پيوستند. اين پيوند ميان داخل و خارج و اين ميان ايرانيان در سرتاسر جهان را
ارج بگذاريم و در تحكيم آن بكوشيم. مبارك باد اين پيوند! همه میپرسند كه
مبارزه را چگونه ادامه دهيم. در پس اين پرسش اين خواست اكيد وجود دارد كه
بايستی ادامه دهيم، آن هم با حفظ اين پيوندی كه برقرار شده است. به نظر من
حفظ اين پيوند و تحكيم آن وظيفهی مقدم ماست. شبكههای ارتباطیمان را بايد
گسترش دهيم و مدام جمعهای بيشتر و نفرات بيشتری را به درون آن
فراخوانيم. مسلما میتوانيم و بايد سازماندهی شبكهای خود را بهبود بخشيم
و حركتهای بعدی را با تدارك بهتری انجام دهيم. خوب است كه همهی دوستان
جمعبندیشان را به هم اطلاع دهند و از تجربههای هم بياموزند. برای حركت
كنونی فرصت بسيار كمی برای تدارك و سازماندهی وجود داشت. من مايل بودم كه
بلافاصله پس از ورود به نيويورك در برابر مركز سازمان ملل متحد دست به اعتصاب
غذای سمبليك برای جلب افكار عمومی به وضعيت زندانيان سياسی ايران بزنم. موضوع
را با هر كس كه مطرح كردم با پيشنهاد برای همراهی مطرح شد. اين گونه بود كه
حركت پروبال گرفت و جهانگستر شد. شور بسياری وجود مرا فراگرفت، آنگاه كه خبر
شدم بسياری از دوستان در داخل ايران نيز ايده را نيكو يافتهاند و جمعی از
آنان، علیرغم همه محدوديتها و خطرات، بر آن شدهاند گرد آيند و به اعتصاب و
اعتراض پردازند. به اين دوستان، به ديگر ياوران در سرتاسر جهان و به همهی
نيروهای تحولخواهی كه اين حركت فراموشنشدنی را سامان دادند و پيش بردند،
درود میفرستم. اميدوارم اين جبههی تحولخواهی مدام استوارتر و گستردهتر
شود. حقوق بشر ايدهی راهنمای ما و تحقق آن خواست ثابت ماست. يك آماج مقدم
ما در اين مسير آزادی همهی زندانيان سياسی است. ما خواهان آنيم كه هر كس كه
به دليل عقيدهی سياسیاش و خواست سياسیای كه پيگری آن جزو حقوق اوليه
شهروندی وی است، در بند افتاده، به فوريت و بیهيچ و قيد و شرطی از زندان
آزاد شود. اين كه ما در حركت سياسی سهروزه به طور مشخص از سه نفر نام
بردهايم و آزادی آنان را طلب كردهايم، صرفا به خاطر اين بوده كه به خواست
عمومی خود صورت مشخصی بدهيم و به اين خاطر سه نفر برجسته شدند كه در
بيدادگاههای حكومت هنوز حكمی برای آنان صادر نكردهاند و در بلاتكليفی مطلق
به سر میبرند. آنان اكنون در سلول انفرادیاند و زير فشار و شكنجهاند. من
اكنون كه اين پيام را برای شما مینويسم به تكتك زندانيان سياسی میانديشم،
به همبندم ناصر زرافشان، به نماد مصاف داد و بيداد در ايران عباس اميرانتظام،
به طبرزدی، به تك تك دانشجويان در بند در تهران و شهرستانها، به زنان
آزاديخواه و حقطلبی كه در مواردی بسيار بهانهی ستم بر آنان ظاهرا غيرسياسی
اما در واقع عميقا سياسی است، به دستگيرشدگان اخير در آذربايجان، به زندانيان
كُرد، به طلبهها و روحانيونی كه منتقد حاكميت آنند و در زندانهای ويژه به
طور ويژهای بر آنان ستم میكنند. ايران يك مجمع الجزاير زندانگونه است؛
انسانها، كتابها، روزنامهها، نواهای شادی و هر صدا و نماد آگاهیبخش در بند
اند. ما خواهان آزادی همگانی هستيم: آزادی انسان، آزادی قلم، آزادی شادی،
آزادی زندگی، آزادی برای رشد و آگاهی، آزادی برای همبستگی و مسؤوليت. بار
ديگر به همه درود میفرستم و دست تكتك شما را میفشرم
همراه و برادر
شما اكبر گنجی نيويورك، ١٦ ژوييه، در روز سوم اعتصاب
غذا |