توهم نامهنگاری
سعيد افسر
دومين و سومين نامهنگاري دكتر محمود احمدي نژاد به سران كشورهاي قدرتمند جهان
به صدراعظم آلمان و رييس جمهور فرانسه نوشته شد. اين نامهها برخلاف نامه قبلي كه
به همتاي آمريكايي نوشته شده بود با استقبال رسانهها مواجه نشد و رسانههاي خبري
براي دانستن محتواي آنها تلاش زيادي نكردند و عملا اين نامهها و نويسنده آن در صدر
اخبار جهان قرار نگرفت. نامه نخست رييس جمهور ايران در حالي به آمريكا پست شد كه به
تازگي موضوع توانمندي ايران در غنيسازي اورانيوم مطرح شده بود و نويسنده نامه مقصر
نامه و نوع روابط ايران با آمريكا به خودي خود جذابيت زيادي براي مخاطب داشت، به
همين خاطر رسانهها جهان آن نامه را در صدر اخبار خود منتشر كردند، اما به دليل
آنكه مضامين نامه منطبق با قواعد نظام بينالملل نبود و از موضع پدرانه و پند و
اندرز بود با بي توجهي رييس جمهور آمريكا مواجه شد و مقصد نرسيده بايگاني شد و
برخلاف تبليغات عوام فريب داخلي كه از آن با عناوين بمب خبري، سياست يك گام به پيش،
پيش دستي غافلگيري دولتها و ... ياد ميكردند، نامه در حد يك ترقه سياسي از صفحه
رسانهها پاك شد.
با اين وجود طرفداران بي چون و چراي آقاي رييس جمهور نامه مربوطه را با نامه
امام (ره) به گورباچف مقايسه كردند و آن را يك «الهام الهي» به رييس جمهور
دانستند.
و اينك يك نماينده مجلس اظهار ميكند كه «ما انتظار نداريم سران جهان با
نامههاي احمدينژاد «كاملا» هدايت شوند» او ميگويند: «مبناي احمدي نژاد و نامه
نگاري به سران كشورهاي اروپايي بايد نامه نگاري پيامبر (ص) به سران جهان باشد كه نه
تنها به نامههاي ايشان پاسخ نميدادند بلكه آنها را پاره ميكردند.» اينك با دو
موضوع متفاوت مواجه هستيم؛ نخست تاثير نامههايي كه رييس جمهور به عنوان تحرك
ديپلماتيك و براي تاثيرگذاري بر روند تصميمات كشورهاي غربي عليه ايران در پرونده
هستهاي استفاده ميكند و دوم اصحاب و جمعي كه با نوشتن نامههاي رييس جمهور تعابير
و تفاسير مختلفي از آن ميكنند و ايشان را در حد يك اسطوره و يك پيشرو ياد
ميكنند.
براي پاسخگويي به دو موضوع فوق به اين نكته ميپردازيم كه عوامل موثر در
تاثيرگذاري يك نامه چيست؟ به نظر ميرسد عواملي چون موازنه قدرت، قواعد نظام
بينالمللي، جايگاه نويسنده نامه، محتواي نامه، شرايط زماني نوشتن نامه و مبدا و
مقصد نامه در تاثيرگذاري آن موثر باشد. در نامههايي كه دكتر احمدي نژاد مينگارد
دغدغههاي يكسويهاي است كه نه تنها مطابق با عرف و قواعد نظام بينالملل نيست بلكه
گروههاي سياسي داخلي همراه و موافق چنين ديپلماسي نيستند چرا كه پايه و مبناي
استدلالي چنين رفتاري را متزلزل، سست و فاقد ارزش و نوعي حركت بر خلاف جريان آب
ميدانند: ماچه بخواهيم و چه نخواهيم براي بازيگري در صحنه روابط بينالملل بايد به
قواعد آن تن داد و براي تغيير اين بازي بايد از قدرت و مكانيزمهاي موثر در آن بهره
گرفت كه نه تنها ما چنين قدرتي نداريم بلكه با رفتارهاي نسنجيده و با هوچيگري از
حداقل تاثيرگذاري نيز محروم ميشويم، متاسفانه آنچه ما را در اين مخمصه بيشتر
گرفتار ميكند توهم، خودبزرگبيني، پند نگرفتن از گذشته و تكرار و اصرار بر ادامه
رفتارهاي غلط است. هنگامي كه آقاي احمدي نژاد اعلام كردند «آماده هستيم كه مشكلات
جهاني را حل كنيم» كسي به او نگفت اين حرفها در مجامع داخلي و بينالملل به عنوان
يك طنز دست به دست ميچرخد و به اصطلاح ما را دست مياندازند. از سوي ديگري يك
جانبهگرايي و تعيين و تكليف كردن براي كشورهايي كه از بازيگران اصلي روابط
بينالملل هستند نكته ديگري است كه در سطور نامهها بدان توجه نشده و در نهايت شخص
نويسنده نامه است كه ايشان جايگاه لازم را براي نوشتن نامه دارد اما فاقد كاريزماي
لازم براي نامه نگاري است و فرهمندي را با شعار نميتوان تزريق كرد؛ يك جوهرهاي
است كه در نهاد افراد كمي قرار دارد.
از اين رو نامههاي بعدي كه به اروپا و واتيكان و ... خواهد رسيد سرنوشتي چون
نامههاي قبلي پيدا خواهد كرد و رسانههاي داخلي مسكن است. از سر رفع تكليف بيشتر
از چند سطر به نامههاي بعدي اختصاص ندهند و سياست رسانههاي خارجي از هماكنون
روشن است. نكته پاياني درباره موافقات اين نامهها است كه تب و تاب آنها نيز فروكش
كرده است و دير يا زود به اين نتيجه ميرسند كه صحنه بينالملل همانند صحنه داخلي
نيست كه جولان داد با تبليغات و سر و صدا چنين القاء كرد كه اتفاق مهمي در پيش است
با وعده و تصميمات ابن الوقتي، مردم را مشغول كرد دنياي روابط بينالملل دنياي
قواعد روشن بازيگري است نميتوان آب را گلآلود كرد و يا لااقل اين هنرمندي در ما
نيست كه از اين صحنهها ماهي صيد كنيم و به خصوص مسير پرونده هستهاي را با چنين
رفتارهاي تحت تاثير قرار دهيم و اين نكته را هم بايد بپذيريم كه مردم نيز ممكن است
موقتا تحت تاثير موج تبليغات قرار گيرند اما اين شوك موقت و زودگذر
است. |