نقد و انتقاد پذیری بر
پایه اصول دموکراتیک
مسعود مجیری

در این سالها که دغدغه و آرزوی ایرانیان به
هم پیوسته گی و ائتلاف میان گروه ها و احزاب داخل و خارج می باشد مقوله ی
انتقاد و نقد پذیری یکی از بحث های بلند و کشدار بین جریان ها و گروه ها و
احزاب بوده است ، این جریان ها و احزاب هر یک به دفاع از خویش برخاسته و
دیگر جریان و یا جریانات را نه به شکلی انتقاد گونه که اصول نظام دموکراتیک
باشد ، بلکه در جهت و راستای از میان حذف کردن و گاه با انگ و ننگ چسباندن
به طرف مقابل خود می کوشد حزب و یا فرد مقابل را در انظار عمومی و در میان
قضاوت های مردم ( که در تلویزیون ها و میدیا های سیاسی نیز شاهد آن هستیم
که جز فحاشی و تخریب و یا چاپلوسی و تملق چیز دیگری بیش نیست ) به پائین
ترین سطح بکشاند که نه تنها از اصول دموکراتیک نبوده که در قهقرا نیز به سر
می برد .
تنها گفتن اینکه " من تنها مرد میدانم "
برای گشایش بی درنگ در های قدرت کافی نیست . هر مدعی قدرت ناگزیر با دیگر
قدرت خواهان به چالش بر می خیزد و سیاسیت مدار چه زمانی که به قدرت نرسیده
و حتی زمانی که به قدرت سیاسی می رسد در معرض نقد قرار گرفته و می گیرد .
نقد هنری در چار چوب نظام دموکراتیک امروزی حرفه ای از سوی سیاست مداران
است به ویژه اگر در احزاب و جمعیت های سیاسی متشکل شده باشند .
اما متاسفانه سیاست اکنون در میان احزاب و
گروه های ایرانی حرفه ای نیست بلکه به احساسات متکی ست . این نوع سیاسیت به
تداوم برنامه ها و پیوستگی جریان های سازنده در ابعاد مختلف منجر نمی شود
بلکه باعث می شود فعالیت ها با آزمون و خطا که روش پر هزینه ای است متوسل
شود . دو جناح و یا جناح ها و احزاب باید منافع فردی ، باندی و تشخیص های
فردی و گروهی را کنا بگذارند و بر روی یک سری اصول با هم توافق کنند و آنها
را مبنا قرار دهند که اگر چنین شود بین آنها اتحاد ایجاد می شود و ائتلاف
های پایدار شکل می گیرد و در یک کلمه سیاست حرفه ای می شود . سیاست حرفه ای
سیاستی پاک و بدور از شائبه و از زد و بند ها است . چنین سیاستی پشتوانه ی
استقلال ، تامین کننده ی منافع ملی است و تحت تاثیر هیچ جریان خارجی نیز
قرار نمی گیرد . از هر گروه و از هر حزبی متناسب با اینکه چه ائتلافی را می
تواند شکل دهد و همچنین چه برنامه ای را می تواند پیاده کند باید انتظار
داشت . اما دلیل این نا پیوستگی و اتحاد نیافتن ، بد فهمی از نقد و نقد
پذیری به عنوان اصول یک نظام دموکراتیک می باشد .
اکنون فهم غلطی از نقد و نقادی در جامعه ی
ما رواج دارد . معمولا در اذهان نقد گوئی از خرده گیری تا مسخ کامل یک چهره
، طرح و جمعیت و ..... تلقی می شو که گوینده اش قرار است همه ی ضعف ها و
نقص ها را برجسته کرده و به این ترتیب به حریف بشورد . این درک از نقد دور
از واقعیت نیست اگر درکی درست از نقد و نقادی در اختیار نداشته باشیم و خود
را تنها به تلقی های رایج از رقابت های جناحی آن هم تا سطح عوام فریبی ،
ریا کاری و کار شکنی محدود کنیم .
نقد و انتقاد پدیده ایست که در مسیر تکامل
انسان و جوامع بشری از ضروریات تلقی می شود چرا که در صورت نبود پدیده ی
نقد احتمال خطا و گمراهی در مسیر انسان و جامعه اش بسیار محتمل است .
جلوگیری از چاپلوسی و تملق گوئی در کنار
پذیرش دیدگاه های منصفانه ی منتقدان عواملی هستند که به درستی خواهند
توانست راه را بر هر گونه فساد و سوء استفاده ببندند گر چه در مراحلی امکان
تفاوت نظر میان یکدیگر وجود دارد که در اینجا توضیح گفتمان سازنده میان
طرفین خواهد توانست اختلاف نظر ها را حل کند . در اینجا باید گفت که رسانه
های سیاسی و آزاد ، نقادی ی سالم و ارزیابی ی کارشناسانه سه عاملی هستند که
خواهند توانست احزاب و گروه ها را در انجام و تکامل برنامه ها یاری کنند ،
احزاب و افراد نیز خواهند توانست با افزایش آستانه ی تحمل خویش و نقد پذیری
از تمام ظرفیت ها بهره مند شوند .
نقدی که خالی از انصاف نباشد و پرهیز از
جانب داری ها یا مخالف ورزی ها ی باندی و جناحی نباشد مستلزم وجود ابزار و
بستری است که بتوان به این منظور دست یافت . یکی از این ابزار ها وجود
تمهیدی است دموکراتیک که از یک سو سوژه ی مورد نقد به همه ی الزام های
دموکراتیک متعهد باشد و از سوی دیگر نقد کنند نیز خود را مومن به همان اصول
بداند که این رفتار هم می تواند در قاعده ی رقابت حزبی / جناحی انجام گیرد
و هم در سطح ارتباط میان دو فرد ، هم در قاعده ی اکثریت / اقلیت در این
اصول دموکراتیک و هم در قاعده ی معمول برای عرضه ی اندیشه . مهم این است که
هر دو سوی این معادله خود را در معرض قضاوت آگاهانه ی مردم قرار دهند .
بایستی هر دو سوی این معادله خود را نه در جایگاهی مطلق بلکه نسبیتی از
عقلانیت بسنجند که همواره در معرض خطا ها و اشتباهات ممکن قرار دارند . در
این حال هنگام نقد یکدیگر نیز باید قائل به برداشت های نادرست احتمالی ی
خود باشند . این روش میسر است اگر هر دو سو یکدیگر را به رسمیت شناخته از
یکدیگر بهره ی کافی ببرند .
باید بد فهمی از نقد و نقادی را کنار گذاشت
و تفاوت میان نقد و انگ و ننگ بستن به یکدیگر مشخص گردد . متاسفانه درک غلط
از نقد باعث شده حتی شخصیت فرد و چارچوب یک حزب را به نوعی ترور کردن
بپندارند که این بد فهمی از نقد و نقادی و در اصل بد فهمی از نظام
دموکراتیکی است که از آن دم می زنند .
جان کلام آنکه اول باید بد فهمی از نقد و
نقادی را اصلاح کرد و دوم در نظر داشته باشیم که هیچ برنامه ای تنها با
چاپلوسی و تملق و یا نقطه ی مقابل آن یعنی با تخریب و کار شکنی به ثمر
نخواهد رسید .
مسعود مجیری ( نویسنده و
روزنامه نگار )
masoud_mojiri@yahoo.co.uk
|