|
آیا تهران ودمشق متحدینی
همچون ببر کاغذی در منطقه هستند؟
ناصر مستشار
از چندی پیش بین ایران وسوریه قرارداد
دوجانبه دفاعی به امضاء رسیده است اما آیا در عمل این معاهده توان رویاروئی
با بحران های احتمالی نظامی را از خود نشان خواهد داد؟ برای اولین بار
روزنامه مردم سالاری در ایران آب پاکی را بر روی این معاهده پوک وتوخالی
ریخت و از غیر ممکن بودن این معاهده بدرستی پرده برداشت و از شرکت احتمالی
ایران در دفاع از سوریه انتقاد زیر بنائی به عمل آورد که همه اینها نشانگر
از عدم اتفاق نظر در این زمینه حساس است. اگر رژیم ایران نتواند وعده خود
را عملی نماید مطمئا در جهان اسلام بی آبروتر خواهد شد . اگر در فکر عملی
کردن وعده خود تلاش بورزد باید حفظ نظام را فراموش نماید.همچنانکه رژیم
ایران در حمایت مستقیم از حزب الله خود را نشان نمی دهد.حزب الله یک کشور
ویک ملت ویک حکومت واحد نیست بلکه بخشی از شیعیان را زیر نفوذ خود گرد
آورده است واساسا حزب الله یک سازمان نظامی مذهبی است که به شیوه فاشیستی
سازماندهی می گردد. در طول هشت سال جنگ بیهوده ایران وعراق تما م تلاش های
کشورهای اسلامی وغیر متعهد در راه برقرار ی صلح بین ایران وعراق بی اثر
واقع شد و همین رژیم به ظاهر ضد امپریالیستی باعث شد تا پای کشور های
امپریالیستی عامدانه به منطقه کشانده شود. در همان موقع کشورهای اسلامی به
عدم صداقت وریا کاری رژیم ایران پی بردند؟رژیم اسلامی که خود برطبل جنگ می
کوبد با رجز خوانی به اسرائیل هشدار های توخالی به آن کشور می دهد ، رژیم
اسلامی به اسرائیل اخطار کرده است چنانچه اسرائیل به سوریه تجاوز نماید ،
بلافاصله رژیم اسلامی به دفاع از سوریه برمی خیزد. در صورت عملی شدن فرضیات
احتمالی از جانب رژیم ایران مطمئا امریکا بیکار نخواهد نشست بلکه بهانه
بسیار خوبی خواهد شد بعلا وه پرونده اتمی ج.ا تا قبل از آنکه تهران تنگه
هرمز را مسدود نماید امریکا خود بخاطر جلوگیری از ارسال کمک نظامی ایران به
سوریه تنگه هرمز را به کنترل خود در خواهد آورد و همین زمینه مناسبی خواهد
شد تا امریکا از جنوب ایران نفوذ نظامی خود را آغاز نما ید.اگر رژیم ایران
شرکت خودرا به حمله نظامی اسرائیل به خاک سوریه مشروط کرده باشد پس بازیگر
و نش آفرین اصلی و دارنده کلید رمز جنگ احتمالی در منطقه در آینده نیزدر
اختیا ر اسرائیل محفوظ خواهد ماند. تا زمانی که ورود ایران به جنگ منطقه
ائی به ورود اسرائیل به خاک سوریه موکول شود بنابراین برگ برنده در اختیار
حکومت اسرائیل بعنوان کشور تصمیم گیرنده صلح وجنگ باقی خواهد ماند.اینک
این اسرائیل است که موقعیت را در منطقه تعین می نماید .رژیمی که بیست وهفت
سال تمام شعار نابودی اسرائیل را می داد ، اینک همان رژیم فرمان نابودی خود
را نزد اسرائیل سپرده است.حزب الله لبنان همواره در سالهای گذشته به امریکا
هشدار داده بود چنانچه امریکا به ایران اسلامی تجاوز نماید ، حزب الله
لبنان به یاری ایران خواهد شتافت و در پشت جبهه علیه امریکا خرابکاری خواهد
کرد اما ایران همانند حزب الله نتوانسته است به شیعیان حزب الله یاری
رساند.ج.ا دائما به کشور های اسلامی سر کوفت می زند که چرا یه یاری حزب
الله نمی شتابند و این در حالیست که سر لشکر سید حسن فیروز آبادی رئیس ستاد
ارتش جمهوری اسلامی از پیاده کردند نیروی نظامی برای حمایت از حزب الله
بطور رسمی خود داری کرده است و عملا ارتش اسلامی را از ورود به جنگ کنار
کشیده است ودیگر پایوران ج.ا شرکت نظامی خود را همچنانکه در بالا ذکر شد
موکول کرده اند به خطر افتادن موقعیت هم پیمانشان در منطقه یعنی حکومت
سوریه؟ در همین اوضاع واحوال می توان بین شیعه ایرانی وشیعه عربی تفا وت
های بنیادی را کشف نمود.شیعه عربی از ابتدای پیدایش خود اصیل و معتقد به
اصول بنیادی بوده است اما شیعه ایرانی از آن جهت به مذهب شیعه گرویده است
تا با حاکمان خلفای اسلامی بجنگد واستقلال ایران را از تسلط اعراب بدست
آورد و دوره بعدی در دوره امپراتوری عثمانی خاندان صفویه از همان تاکتیک
سابق استفاده برده اند. عملا می توان گفت گرایش به مذهب شیعه در ایران
مصلحت جویانه و موقعیت طلبانه وتاکتیکی بوده است نه استراتژیکی!! حکومت
اسلامی از اولین روز به روی کار آمدنش در تلاش است تا شیعه را از حالت
تاکتیکی به شکل استراتژیکی و مادام العمر در آورد !!شیعه ایرانی درایران در
ضدیت با تسلط اعراب شکل گرفت در حالی که بنیان گذران شیعه خود عرب واز
خاندان محمد بوده اند.حزب الله لبنان به مثابه شاخه ائی از حزب الله ایران
از ابتدای انقلاب اسلامی ارتجاعی بوجود آمده است.از همان آغاز حیات جمهوری
اسلامی با شعار محوری " حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله" تمام آزادی
های سیاسی واجتماعی مردم ایران سر کوب شد.اخیرا مصباح یزدی بدرستی گفته است
که آقای خمینی با حزب بازی مخالف بوده است وا ما ایشان معتقد بوده اند که
تمام نیرو یمان را باید برای عظمت اسلام عزیز بکار بگیریم. در همین راستا
می توان مطمئن شد که تما م سر کوب ها با رهنمود های شخص خمینی هدایت می شده
است.دمکرات جلوه دادن شخصیت خمینی سیاست نیروهای موسوم به اصلاح طلبان می
باشد.در همین کشاکش با آنکه نیروهای چپ ایران چماق حزب الله بر فرق سر شان
خورده است و بهترین رفقای خود را در نظام جمهوری اسلامی از دست داده اند
علیرغم آن از پشتیبانی بعضی از جناح های رژیم اسلامی دست نمی کشند.فرهنگ
گفتاری وادبیات نوشتاری بخش اعظمی از نیروهای چپ ایرانی در رابطه با دولت
اسرائیل هنوز همسو بارژیم اسلامی ایران می باشد.هنوز در فرهنگ چپ ایرانی
شعار های دوره جنگ سرد را می توان به راحتی تشخیص داد.در روزهای گذشته در
کشور های سوئد ودانمارک نیروهای چپ ایرانی به هواداری از مبارزات حزب الله
برخاستند ودولت اسرائیل را محکوم نمودند اما با وجود این مود ضرب وشتم
نیروهای حزب الله قرار گرفتند.این همان ادامه سیاست های غلط نیروهای چپ
سنتی می باشد که عیرغم شرکت در جنگ ووفاداری به نظام تحت شکنجه واعدام قرار
گرفتند.در روزهای انقلاب اسلامی بخشی از نیروهای چپ با عکس های صمد بهرنگی
وخسروگلسرخی در تظاهرات ها شرکت می کردند اما نیروهای انقلابی و اسلامی
پیرو خط امام همان موقع هم نیروهای چپ را تهدید وسرکوب می کردند ومدعی می
شدند برای اتحاد ویگانگی علیه شاه تنها عکس خمینی باید در تمام تظاهرات ها
حمل شود. در شرایط فعلی شکل گیری اتحاد سراسری اپسیوزیون هر چه بیشتر
الزامی شده است. نشست های موفقیت آمیز برلین ولندن ودر آتی پاریس که از
اجتماع جمهوری خواهان ومشروطه خواهان بوجود آمده است گامی است برای برون
رفت از بحران بی هویتی وبی برنامگی مخالفان ج.ا می باشد که هرچه بیشتر با
اتحاد خود در راه دمکراسی واجرای قوانین حقوق بشر عینیت مبارزه خود را باز
می یابد.خروج از سر گردانی برای مخالفان خود اولین گام رهائی ملت ایران
است.این دیگر برهمگان ثابت شده است که مشکل مردم ایران در میان خودشان و
رهبران سیاسی شان نهفته است نه در دست رهبران کشور های بیگانه؟ کشور خوشبخت
بدست ملتش خوشبخت میشود!! به امید آنروز
|