بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

روايت ليبراسيون از بحران لبنان

ديگر کافي است!

سوزان سيترون

۱۰ مرداد ۱۳۸۵

مي دانيم و به اندازه کافي هم شنيده ايم: اسراييل حق دارد از خود دفاع کند، گروگان هاي خود را از اسارت آزاد کند و به گفته ژنرال هاي آن، بهترين راه براي دفاع حمله است. حمله به غزه، دستگيري وزرا [آنها عضو جنبش حماس هستند؟ پس تروريست اند]، جلوگيري از عملکرد فعالان در عرصه هاي مختلف، نابود کردن مراکز برق، گرسنگي دادن به مردم، سخت کردن زندگي به مردم غزه که چرا به حماس رأي داديد.

حمله به گوشه و کنار لبنان با هر وسيله ممکن، فراري دادن صدها هزار لبناني از محل سکونت به سوي جاده هاي فرورفته و پل هاي تخريب شده به وسيله بمب، با خاک يکسان کردن روستاها و کشتن غيرنظاميان و البته تعداد انگشت شماري هم از شبه نظاميان حزب الله: هزينه مخفي شدن تروريست بين مردم را چه کسي بايد پرداخت کند؟ خود مردم؟

اسراييل به مردم لبنان درس خوبي از "قانونمندي" داد: آنها خطراتي را که يک قطعنامه سازمان ملل مبني بر خلع سلاح حزب الله مي تواند با خود همراه داشته باشد، به خوبي فهميدند و درواقع با گوشت و پوست خود آن را لمس کردند. عملکرد اسراييل بهترين نمونه از رعايت کامل قطعنامه هاي سازمان ملل، عالي ترين الگو براي حمله نکردن به کشورهاي همسايه و بالاخره کامل ترين شاخص براي رفتارهاي بشردوستانه در فلسطين اشغالي است.

کشور کوچک "دموکراتيک" اسراييل که به وسيله دهها هزار عرب احاطه شده، هر از گاهي قصد مي کند تا "تروريست ها" را پاکسازي نمايد و به موازات اقدامات خود در انتظار مجازات سخت حاميان آنها نيز نشسته است: سوريه و ايران. در نظر اين کشور کوچک، مسلماً ارزش دارد که مکان هايي ويران شوند و حتي چند صدهزار انسان بي گناه رنج بکشند. "دوستان امريکايي" و اروپايي نيز کاري از دستشان برنمي آيد؛ پس فقط مسأله افکار عمومي باقي مي ماند و صد البته سازمان ها و افرادي که عليه جنگ و خونريزي، غارتگري و اشغال سرزمين و انجام گفتمان منصفانه و سازنده عمل مي کنند. آيا اين گفتمان که هزاران بار آغاز و هزاران بار متوقف شد، مي تواند راه خوبي براي ايجاد صلح باشد؟

ما برخلاف منطق جنگ معتقديم که اين پيروزي هاي ظاهري نمي تواند آينده اسراييل را بسازد. تنها يک گفتمان علني و پيگيري صبورانه براي همزيستي مسالمت آميز با يک دولت واقعي، به نام فلسطين، مي تواند راه ايجاد صلح بين اسراييل و همسايگانش را هموار کند. ولي ما هنوز در صحنه ايم؛ با حالتي پريشان و مضطرب در صحنه درگيري و نبرد تنها مانده ايم. ديگر کافي است.

اين کارزار احمقانه و جنون زده، اين تهاجمات نفرت انگيز و سبعانه نسبت به مردم لبنان و فلسطين که مي تواند آتش بمباران ها را به سوي غيرنظاميان اسراييلي نيز روانه کند و آنها را نيز در کام خود فرو برد، ديگر کافي است. اين بهانه هاي بچه گانه را که به خاطر سه سرباز اسراييلي دست به اين اقدامات زده ايد، تمام کنيد. اين حملات شما جز اينکه نيروهاي حماس و حزب الله را بيش از پيش عليه شما بشوراند، سود ديگري دربرنخواهد داشت. ايجاد اغتشاش، دفاع هاي بي مورد ايالات متحده و در نهايت وقوع يک جنگ جديد با سوريه و ايران که عواقب آن به واقع غيرقابل پيش بيني خواهد بود.

به اين مسابقه لجام گسيخته خود که منطقه را به سوي نابودي و زوال مي کشاند خاتمه دهيد.

ديگر کافي است...!

منبع: ليبراسيون، 28 ژوئيه 2006

مترجم: علي جواهرفروش

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه