بازگشت به صفحه اول

از  لیبرال دمکرات

 
 
ضدیت با دموکراسی

چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۵ - Wednesday 2 August 2006
. برگردان : علیرضا . ح
.
واشینگتن پست / فرد هایت

با سقوط کمونیسم در 1991 کسی انتظار نداشت بلافاصله همه جا دموکراسی برقرار شود ولی کسی هم فکر نمی¬کرد طرف مقابل برگردد. ببینیم این «طرف مقابل» کیست.

در هفته آتی که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه میزبان اولین نشست سران گروه هشت در روسیه است، موضوع مهم این نیست که چرا روسیه به دموکراسی مورد نظر کشورهای گروه هفت دست نیافته، در حالی که ده سال پیش که کشورهای مذکور روسیه را به جمع خود دعوت کردند، تصور می کردند این کشور هم به سمت دموکراسی مورد نظر آنها خواهد رفت. مسئله مهم این است که پوتین به نماد و پیشوای جنبش فراگیری تبدیل شده که در پی مبارزه با گسترش دموکراسی در دنیا است.

سن ریچارد لوگار، رئیس کمیته روابط عمومی سنا به من گفت: «مسئله این است که دولت های استبدادی تصمیم گرفته اند برگردند.»

لوگار رئیس نشستی بود که در ماه گذشته در مورد «ضدیت با دموکراسی» برگزار شد. «ضدیت با دموکراسی» عنوان گزارشی است که لوگار به سفارش بنیاد «برخورداری ملی از دموکراسی» تهیه کرد. بنیاد مذکور سازمانی خصوصی است که در 1953 برای ترویج نهادهای دموکراتیک در قسمت های مختلف دنیا تشکیل شد و هزینه آن را دولت فدرال تأمین می کند. سازمان مذکور به این نتیجه رسیده که ضدیت با دموکراسی بیش از همه در رژیم هایی وجود دارد که کارل گرشمن، رئیس این سازمان آنها را رژیم های دو رگه می نامد: رژیم های استبدادی که از برخی روش های دموکراتیک استفاده می کنند و از جمله گاهی انتخابات برگزار می کنند و اساساً خود را دولت های مردمی و دموکرات می دانند.

برخی از این رژیم ها در دهه 1990 در مقابل گروه های مدنی مدافع آزادی و حقوق بشر مدارا کردند و در مقابل کمک هایی که این گروه ها از مدافعان دموکراسی در امریکا و سایر کشورها دریافت می کردند تساهل نشان دادند. ولی پس از انقلاب نارنجی در اوکراین و قبل از آن انقلاب صورتی در گرجستان که منجر به سرنگونی رژیم فاسد ادوارد شواردنادزه شد، پوتین و سایر رهبران مستبد به این نتیجه رسیدند که نباید در مقابل این گروه ها مدارا کرد.

اینها همان طور که گرشمن اخیراً در مصاحبه ای گفته، به این نتیجه رسیدند که همان طور که زمانی آبراهام لینکلن (به معنی و مفهوم دیگری) گفته بود، حکومتی که نیم آن برده و نیم دیگرش آزاد باشد، نمی تواند دوام داشته باشد. به همین دلیل بود که آزار و اذیت گروه های مدنی، ایستگاه های رادیویی، احزاب سیاسی، و سایر صداهای مخالف در این کشورها شتاب بیشتری گرفت. بازداشت خودسرانه، توقیف گذرنامه، وضع قوانین غیرمنطقی در مورد بودجه، ایجاد مزاحمت برای ثبت احزاب وگروه ها و اقدامات دیگری از این قبیل همه و همه گام هایی است که برای مبارزه با گسترش دموکراسی صورت می گیرد.
 
این رژیم ها البته ادعا می کنند که همه این اقدامات برای حفظ اقتدار دولت و مبارزه با تروریسم یا جاسوسی کشورهای دیگر انجام می شود. خوب، البته باز جای شکرش باقی است: چون بیشتر این رژیم ها هنوز مجبورند خود را رژیم های دموکراتیک بدانند. یعنی حتی در موقعیت کنونی هم از حیث ایدئولوژیک، «طرف دیگری» وجود ندارد.
ولی به همین دلیل هم مبارزه با اقدامات این رژیم ها کار دشواری است. گزارش پیتر فین از نحوه حذف رادیو اروپای آزاد یا رادیو آزادی از ایستگاه های رادیوی روسیه، بدون اینکه رسماً پخش برنامه توسط این ایستگاه ها ممنوع شود و بدون اینکه مورد اذیت و آزار قرار گیرند و تهدید به لغو مجوز شوند، مثال خیلی خوبی است.

به علاوه دیکتاتورها که دوباره دارند برمی گردند، مرتب از هم چیزهای تازه ای یاد می گیرند. در ژانویه امسال پوتین قانونی را در مورد سازمان های غیردولتی امضا کرد که به موجب آن 30000 مقام دولتی می توانند مجوز هر حزب مشکل سازی را لغو کنند. هوگو چاوز در ونزوئلا و رابرت موگابه در زیمبابوه هم دارند قوانین مشابهی وضع می کنند. چین طبق برخی گزارش ها هیئت هایی به ازبکستان و سایر کشورهای شوروی سابق اعزام کرده که راه های مبارزه با دموکراسی را با هم مقایسه کنند و چیزهای تازه  تری یاد بگیرند. دیکتاتور بلاروس، الکساندر لوکاشنکو طبق گزارش های رسیده از بنیاد برخورداری ملی از دموکراسی، در طی دیداری که در دسامبر 2005 از پکن داشت، اقدام به تهیه آخرین تکنولوژی کنترل و نظارت بر اینترنت از کشور چین کرد.

میخائیل ساکاشویلی، رئیس جمهور دموکرات گرجستان که در مقابل همه اینها ایستاده، هفته گذشته در واشنگتن هشدار داد که بعید نیست پوتین و امثال او از لاک دفاعی خارج شوند و بخواهند دموکراسی را در گرجستان و اوکراین و سایر کشورهای دموکرات براندازند. ظاهراً بوش که دو ساعتی را با رئیس جمهور گرجستان گذراند، اهمیت هشدارهای او را دریافته است.
پوتین سخت در تلاش است تا گرجستان دموکراتیک را که کشور کوچکی با پنج میلیون نفر در جنوب روسیه است ، تضعیف کند. واردات شراب و آب معدنی را از گرجستان ممنوع کرده و جدایی خواهان داخل این کشور را تحریک می کند. موفقیت ساکاشویلی در بهبود رشد اقتصادی و نابودی فساد می تواند فوق العاده برای پوتین خطرناک باشد.
مسئله مهم این است که آیا در هفته  آتی، رهبران کشورهای گروه هفت مخالفت خود را با تضعیف دموکراسی های همسایه روسیه به صراحت اعلام می کنند یا نه. فرانسه و آلمان بعید است اجازه دهند منافع اقتصادی آنها تحت الشعاع این اصل قرار گیرد. چون با روسیه روابط تجاری بیشتری از کشورهای کوچک جنوب روسیه دارند. بنابراین همه چیز به آمریکا و بوش بستگی دارد.

ساکاشویلی درخواست خود از امریکا را به طرز نمادینی مطرح کرد. در دیدارش با بوش فتوکپی نامه ای را به او داد که رهبران ناحیه کوهستانی خفسورتی در 1936 به «دولت بزرگ آمریکا» نوشته بودند و دولت گرجستان آن را در آرشیو "ک گ ب" یافته بود. در این نامه رهبران منظقه از پیشروی بلشویک ها ابراز نگرانی کرده و گفته بودند که بلشویک ها مردم منطقه را به مزارع مشترک می برند و آنها را از انجام دادن فرایض دینی باز می دارند. رهبران خفسورتی در نامه نوشته بودند که «تا یک گرجی در خفسورتی زنده است، تسلیم نخواهند شد. گفته بودند ما با نیزه و شمشیر از خودمان دفاع می کنیم. امیدواریم شما به ما کمک کنید. شما تنها کسانی هستید که می توانید ... »
نامه البته هیچ وقت به دست فرانکلین روزولت نرسید و همه کسانی که نامه را امضا کرده بودند توسط "ک گ ب" (در آن زمان انکاود) کشته شدند. شکر خدا زمانه تغییر کرده ولی تاریخ پایان نیافته است. گسترش دموکراسی به خودی خود امکان پذیر نیست و به عوامل دیگر نیاز دارد.

نسخه انگلیسی مقاله را از اینجا می توانید بخوانید ...

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه