بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

برگزاری سمينار دين و مدرنيته زير فشار امنيتي

سخنرانان: دين بايد از حيطه دولتي خارج شود

دانا شهسواری
dana.shahsavari@gmail.com

۲۹ مرداد ۱۳۸۵

همه منتظر بودند تا دكتر عبدالكريم سروش پس از چند سال دوري از ايران، بالاخره در سمينار "دين و مدرنيته" در حسينيه ارشاد سخنراني کند. اتفاقي که به دليل دخالت مامورين امنيتي، روي نداد. دکتر سروش در يادداشتي در اين مورد نوشت: "تحريم و تهديدها، مانع از حضور من در آن محضر مبارك گرديد. مسوولان حفظ امنيت، خود پيام‌آور ناامني بودند، و من به شكستن اين سبو رضايت دادم تا سر خم‌خانه به سلامت باشد".

در ادامه اين يادداشت، که توسط فرزند وي در جلسه قرائت شد، آمده بود: "از دادرسي و عدالت پروري دستگاه قضايي پاك نوميدم و با اين اشارت كوتاه، به دادگاه خلق و درگاه خالق شكايت مي برم تا در سينه تاريخ بماند كه ناظمان امور اين مرزو بوم حاملان اميني براي امانت امنيت نبودند و علم و آزادي و حقوق شهروندي را آسان و ارزان به شرارت جويي آشوبگران فروختند و شداد وار ابراهيم فضيلت را در آتش رذيلت سوختند و فغان الم از نهاد قلم براوردند و چهره سپيد عدالت را به مركب جهل و ظلالت سياه كردند".

اما سمينار به هر حال برگزار شد. سميناري که هدف آن پاسه دادن به سئوالاتي از اين قبيل بود: چه بايد كرد؟ بايد مدرن باشيم و يا سنتي؟ از كداميك بيشتر داشته باشيم؟ آيا مي توان در دنياي مدرن ، سنتي ماند و يا برعكس؟

برگزار كننده اين سمينار، موسسه گفت و گوي اديان بود.تالارهمايش هاي حسينيه ارشاد، بر خلاف هميشه از جمعيت موج مي زد. بطوريكه حتي تالار و نيز پياده روهاي جلوي تالار و حتي طبقه دوم نيز پر بود از افرادي كه از حدود 9 صبح آمده بودند تا پاسخ هايي را كه به پرسش هاي مرتبط با " دين و مدرنيته" داده مي شود، بشنوند.
در واقع حسينيه ارشاد پس از سي سال كه از زمان سخنراني هاي دكتر سروش مي گذشت دوباره پر و پيمان شده بود، آنچنانكه وقتي ناصر ميناچي، مدير حسينيه ارشاد وارد تالار شد و جمعيت را مشاهده كرد، اشك امانش نداد.

گفت و گوي دين

در حالي كه همه منتظر بودند تا دكتر سروش بيايد و برايشان از دين بگويد و مدرنيته و نسبت ميان آن دو، حجت الاسلام محمد علي ابطحي رئيس موسسه گفت و گوي اديان پشت تريبون قرار گرفت تا به عنوان ميزبان اصلي مراسم سخن گويد.

ابطحي در مجال اندكي گفت: "امروز دين از پوسته سابق خود خارج شده و بايد شكلي ديگر به خود بگيرد؛ چون شرايط امروز نسبت به قبل بسيار فرق كرده است، بنابراين دين در دنياي امروز بايد به گفت و گو روي آورد".

ابطحي که با اين سخن جايگاه دين را به عنوان تنها صراط مستقيم و غير قابل تشكيك مورد نقد قرار مي داد، افزود: "دين هرگز مبناي جنگ نبوده است بلكه همواره دين داران بودند كه با سوء تعبير از دين باعث و باني جنگ ها مي شدند، اما در دنياي امروز اين عناصر سخت بايد قبول كنند كه در شرايط گفت‌وگو قرار گرفته‌اند وجز گفت‌وگو و تن دادن به آن، راه ديگري پيش روي ندارند".

آنگاه نخستين سخنران سمينار دين و مدرنيته، دكتر علي رضا علوي تبار ضمن سخناني به بررسي نسبت ميان دين و مدرنيته پرداخت.

دكتر علوي تبار درتبيين اين نسبت گفت: "من بهتر مي دانم تجربه ديني را مبتني بر رويكردي با سه محور باورهاي ديني، تجربه‌ ديني و كنش‌هاي ديني بدانيم تا بدين ترتيب وحي، نوعي تجربه ديني تلقي شود".

علوي تبار افزود: "جامعه ما در حال وارد شدن به دوران ديگري است كه تلاشي تازه‌ براي بررسي سيستم‌هاي مبتني برعقلانيت است. در اين مرحله يکي از وظايف روشنفكري ديني تلاش براي عدم ورود به دوران تك‌گويي مدرنيته است كه بايدهمزمان با نقد مدرنيته و سنت و ايجاد بستري براي تعامل اين دو باشد."

سخنران بعدي، سعيد حجاريان بود، که ضمن سخنان کوتاهي از جمله اظهار داشت: "دين را نمي توان از بين برد و ما نيز راهي براي گريز از دينداري نداريم. ما بايد ديندار باشيم و هر چه مدرنتر هم شويم باز هم دين در جامعه جايگاه خود را خواهد داشت...اكنون بسياري از كشورهاي دنيا به نسبت مدرن هستند اما هر گز از دين بي نياز و مبرا نبودند".

حجاريان در پايان گفت: "با مدرن شدن جامعه، دين به شكلي ديگر خود را باز توليد مي كند.در كشورهاي مدرن دنيا هم شاهديم كه دين به صور مختلف قدرت و منزلت دارد اما فاصله ميان دين و مدرنيته مربوط به ايدئولوژي است كه با مصالح ديني، هندسه دين را تغيير مي دهد".

حجت الاسلام محسن كديور سخنران بعدي سمينار بود كه گفت: " در يكصد و پنجاه سال گذشته‌ تاريخ ايران سه برداشت متفاوت درمورد رابطه اسلام و مدرنيته وجود دارد".

وي افزود: "متشرعان سنتي و سنت‌گرايان قايل به ناسازگاري اسلام و مدرنيته‌ هستند واعتقادآنها در مورد سنت و مدرنيته همه يا هيچ است. برداشت ديگر نيز نگاه روشنفكران ديني است كه سعي در سازگار كردن اين دو دارند".

نقص دين و مدرنيته

اين استاد دانشگاه تربيت مدرس در ادامه افزود: "در شرايط حاضرطرفين بايد بپذيرند كه هيچ كدام كالاي بي‌نقصي در اختيار ندارند و نمي توانند در اين فرايند چيزي را به دست آورند كه پيش از اين نداشتند. اگر اين فرض محقق شود معناي رابطه بين دين و مدرنيته مشخص خواهد شد. بايد قبول كنيم كه عمل ديني‌ما غير قابل انتقاد نبوده و عرضياتي به اين دين اضافه شده كه امروز بايد تكليف آن مشخص شود".

وي افزود: "برخورد مدرنيته با اسلام باعث شد كه برخي از نقاط ضعف عمل ديني‌ را بشناسيم. اگر تعصباتي در تاريخ دين وجود داشت، رحمت‌هايي نيز داشت. از آن سو مدرنيته هم علي رغم حقوق بشر و دموكراسي، جنگ ويتنام و بنيادگرايي و فاشيسم راهم ايجاد كرده است. از اين رو ما امروزهيچ چاره‌اي جز گزينش نداريم چرا كه بايد قبول كنيم هم دين و هم مدرنيته جنبه هاي مثبت بسياري دارند".

حجت الاسلام كديور درپايان گفت: "مدرنيته در چند حوزه نيازمند دين است، زيرا عقل مستقل نمي‌تواند همه حقايق را درك كند. از اين رو سه معيار همواره بايد مد نظر فرد مسلمان باشد:عقلانيت، عدالت ـ يعني آنچه كه در عرف امروز عادلانه محسوب شود ـ و رجحان راه حل؛ به اين معنا كه راه حل برتر هميشه راه حل درست است و دليلي ندارد كه بر راه ‌حل‌هاي گذشته بيش از حد تاكيد شود."

پايان سخنراني دكتر محسن كديور، پايان بخش اول سمينار بود. بخش دوم مراسم با سخنان حجت الاسلام طالقاني از حوزه علميه ي قم، دكتر سعيد بيناي مطلق استاد دانشگاه اصفهان و دكتر راسخ استاد دانشگاه شهيد بهشتي آغاز شد.

حجت‌الاسلام سيدعلي طالقاني در خصوص موضوع سخنراني خود ـ "سازگاري اسلام و مدرنيته ـ گفت:" دين و مدرنيته دو مساله موجود هستند و چيزي نيست كه قرار باشد بوجود بيايند.از اين رو بايد گفت كه ما با اديان و مدرنيته ها روبرو هستيم و تجربه هر كشور و هر فرهنگي مخصوص آن است".

شيعه و مدرنيته

وي افزود: "در خصوص مدرنيته، ما مي توانيم بخشي از مدرنيته غربي را اخذ كنيم و بقيه را وانهيم، اما نبايد كپي برداري كنيم. چرا كه بحث ما در خصوص مدرنيته وارتباط آن با دين به اين صورت است كه ما بايد از سازگاري اسلام شيعي با مدرنيته صحبت كنيم".

طالقاني سپس با بيان تفاوت هاي دين و مدرنيته گفت: "به اعتقاد من دين و مدرنيته با هم سازگار نيستند و با هم جمع نمي شوند. مدرنيسم يعني بازسازي آگاهانه تجربه تجدد غربي ، از اين رو سنتز ميان دين و مدرنيته چيزي خواهد شد كه نه دين است و نه مدرنيته".

دكترسعيد بينايي مطلق، ديگر سخنران اين بخش در ابتدا گفت: "صحبت از سازگاري سنت و مدرنيته، پرسش جديدي نيست و اين پرسشي است كه همواره نه در ايران بلكه در شرق مطرح بوده".

وي ادامه داد: "دين و مدرنيته به هيچ روي با هم سازگار نيستند، چون گوهر دين اساسا مغاير و متضاد با ماهيت مدرنيته است، دين مبتني بر امر قدسي است اما مدرنيته مبتني بر نفي امر قدسي، محور دين خداست، درحالي‌كه مدرنيته انسان‌محور است؛ بنابراين نه مي‌توان دين را مدرن كرد و نه مدرنيته را ديني. ديني كردن مدرنيته يعني ديني كردن حمل و نقل، پزشكي، رياضي و... از اين رو نمي توانيم جايي كه عقلانيت مدرن لازم است مسايل را مبتني بر دين كنيم".

مدرن اما سنت ورز

دكتربينايي مطلق در پايان با اشاره به جايگاه دين در دنياي امروز و طرح اين پرسش که اگر دين و مدرنيته با يكديگر سازگار نيستند، ‌پس موضع دين در جهان مدرن چه بايد باشد؟ گفت: "هر گونه تلاش براي سازگاري دين با مدرنيته و يا بر عكس به جايي نخواهد رسيد، ازسوي ديگر دين بايد از صور غير اصيل و منحط ديني، كه حاصل آميزش دين و مدرنيته است، دوري كندبا اين شرايط ما مي توانيم در جهان امروز در عين اينكه در مدرنيته زندگي مي كنيم، سنت بورزيم".

دكترمحمد راسخ آخرين سخنران نوبت دوم سميناربودكه مساله مدرنيته و حقوق ديني را موردبررسي قرار داد.
دكتر راسخ گفت: "مهم‌ترين دستاورد مدرنيته اين است كه ديگر براي صدق ادعاها به مرجعي خاص مانند كليسا يا ارسطو نيازي نيست. در اين دوره تنها عقل خودبنياد بشري است كه مبناي هرگونه ادعا قرار مي‌گيرد".

وي افزود: "درنظام‌ مدرن دو فرض نهفته است؛ يكي اينكه انسان آزاد به دنيا مي‌آيد و فقط با اراده قلبي خود محدوديت را مي پذيرد و ديگر اينكه در اين نظام همه در فرصت و ادعاي آزادي، مال و قدرت برابر برخوردارهستند".

راسخ در پايان با بيان اينكه مدرنيته در ابعاد مختلف آن يك واقعيت است، گفت: "امروز حقوق و اصول ديني در صورتي مي‌تواند در دنياي مدرن به حيات خود ادامه دهد و نيز بر اين دنيا تاثير بگذارد كه تا حد امكان با دستاورد ها و اصول آن سازگار شود، يعني به يك حقوق مدرن تبديل شود".

در اين قسمت از برنامه، پس از اعلام مدت كوتاهي براي استراحت و نهار همه منتظر بودند تا دكتر عبدالكريم سروش به عنوان سخنران بعدي ـ همانطور كه اسمش دربروشور سمينار و همينطور در مطبوعات امده بود ـ به ارايه مقاله خود بپردازد؛ اما با شروع مراسم وقتي مجري پشت تريبون قرار گرفت همه متوجه شدند كه نبايد انتظار عبدالكريم سروش را داشته باشند. مجري مراسم علت نيامدن دكتر سروش را "فشارهاي وارده بر برگزار كنندگان سمينار" اعلام كرد. اما مقاله دكتر سروش توسط پسرش، حسين دباغ خوانده شد. [متن کامل اين مقاله جداگانه آمده است]

دکتر سروش در مقدمه مطلب خود به فشارهاي آمده اشاره كرده و تاسف خود را از عدم حضور در سمينار اعلام كرده بود. شايعات در سمينار حاكي از آن بود كه از حدود دو روز قبل از برگزاري مراسم تماس هاي متعددي با حجت الاسلام ابطحي گرفته شده و مامورين وزارت اطلاعت از او خواسته بودند كه سخنراني دكتر سروش حذف شود؛ چون امكان "ايجاد مشكل امنيتي" وجود دارد. اين تماس در صبح روز برگزاري سمينار، به تهديدي مبدل شد مبني بر اينكه "اگر دكتر سروش در سمينار سخنراني كند براي ايشان صد در صد مشكل امنيتي ايجاد مي شود. او به هيچ وجه نبايد سخنراني كند". لذا دكتر سروش به سمينار نيامد، برخي مي گفتند جلوي منزل دكتر سروش چندين نفر با چند اتومبيل حضور داشتند تا در صورت بيرون آمدنش از خانه او را توقيف كنند.

دكتر محمود صدري - استاد جامعه‌شناسي دانشگاه تگزاس - و مراد فرهادپورآخرين سخنرانان سمينار بودند.

بازار دين داغ است

دكتر محمود صدري در ابتدا ضمن ابراز تاثر از عدم حضور دكتر سروش در مراسم اعتراض خود را نسبت به عواملي كه مانع حضور وي در سمينار شده اند اعلام كرد. وي سپس گفت: "از نظر جامعه شناسي رابطه دين و مدرنيته نه رابطه اي مبتني بر تلازم است و نه امتناع، اين دو با هم همزيستي دارند بنابراين امري ممتنع و واجب نيستند بلكه امري واجب و متحول هستند".

وي افزود: "امروز 79 درصد مردم ما پس از 27 سال حكومت ديني هنوز مذهبي هستند. در دنيا هم به اندازه اي بازار دين داغ است كه رشته مستقلي به نام جنبش هاي جديد مذهبي ايجاد شده است، اكنون در دنيا هر روز 3 دين جديد متولد مي شود كه البته شامل رفورم ها و برداشت هاي نوين مذهبي هم است".

وي در ادامه گفت: "در اين شرايط بحث اصلي اين است كه آيا بين تجدد و تدين تناقضي است يا خير؟ به نظر جامعه شناسي اين دو خوب با هم كنار آمده است".

دكتر در ادامه گفت: "اكنون دين جمعي در حال متولد شدن استو بر اين اساس، دين به سمت خصوصي شدن نمي رود. ديني كه اکنون در ايران به عنوان دين جمعي در حال متولد شدن است بايد به سمت ايجاد جامعه مدني برود چون در اين صورت مطابق و موافق با مدرنيته خواهد بود".

وي در ادامه افزود: "به نفع دين است كه خودش راازحيطه دولتي خارج كند، چون در غير اينصورت نابود خواهد شد. دين بايد به كاري بپردازد كه بيش از همه كارها در آن موفقيت حاصل خواهد كرد و اين حيطه توليد ارزشهاي غايي و توليد معناها و نشان دادن ارزش به سياست و نه به دولت است".

وي در پايان افزود: "به نفع دين است كه جاي خود را در جامعه مدني مشخص كند. دين از نظر سلسله مراتب ابتدايي در بالا قرار دارد اما اكنون نه، بنابراين بايد قدرت و جايگاه خود را در جامعه مشخص كند".

مراد فرهادپور آخرين سخنران همايش به بررسي مدل‌هاي مدرنيته و نحوه‌ ارتباط آنها با اسلام پرداخت و گفت: "زماني كه خدا متعالي شد و آنقدر بالا رفت كه حتا از جهان عقلاني هم خارج شد، زمينه‌اي فراهم شد تا عقل بشري آزادانه در حيطه‌ خود به كنكاش بپردازد تا جايي كه تولد مدرنيته را موجب شد".

وي افزود: "وقتي به صدر اسلام نگاه مي كنيم اجتماعي را مشاهده مي‌كنيم، بدون دولت و بدون پروژه‌ دولت‌سازي، اما با بالاترين استانداردهاي عدالت و برابري در ان رعايت مي شود".

او از اين بحث نتيجه گرفت كه با وجود تمام تعارض ها بين دين و مدرنيته، اين دو مقوله مي توانند با هم كنار بيايند.

پايان سخنراني فرهاد پور، پايان سمينار هم بود.سميناري که سخنران اصلي آن غايب بود.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه