28مرداد در گفت و گو با خسرو سيف
فلسفي مي گفت زنبورها هم شاه دارند
28 مرداد 1332 نقطه عطفي در تاريخ يكصد ساله اخير ايران است. به راستي اگر دولت
مصدق برکنار نشده بود، ما امروز در چه شرايطي بوديم؟ در اين مورد با خسرو سيف گفت و
گو كرده ايم. او از "مصدقي" هايي است كه در 28 مرداد نظاره گر فروريختن حقيقتي بود
كه بعدها بسياري گفتند: مي شد جلوي آن را گرفت.
در رابطه با كودتاي 28 مرداد، به نظر شما برنامه ريزي امريكا و انگليس
به صورتي بود كه دولت متوجه آن شود؟ بله، دخالت و حركتهاي آنان زياد
بود. به عنوان مثال "هندرسون" از آيت الله كاشاني مي پرسد: "اگر دكتر مصدق برود آن
وقت چه كسي بهتر است نخست وزير شود؟ ايت الله كاشاني هم پاسخ مي دهد جواد بوشهري
خوب است. هندرسون هم اين خبر را با خوشحالي به علاء مي رساند و مي گويد آيت الله
كاشاني هم كاملا موافق رفتن مصدق است.
با اين حساب 30 تير را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
آيت الله كاشاني در 30 تير نقشي اساسي و تعيين كننده داشت؛ اما اين مخالفت ودر
پي آن اعلام حمايت از مصدق، به خاطر اختلاف شخصي او با قوام السلطنه بود. يعني اگر
به جاي قوام، فرد ديگري به عنوان نخست وزيرمعرفي مي شد، آيت الله كاشاني به اين شكل
عمل نمي كرد. كما اينكه پس از سي تير هم موضع واقعي او در قبال دولت و نهضت ملي
ايران مشخص شد.
به كمي قبل تر بر گرديم . شاه نسبت به اينكه مصدق در ايران حكومت جمهوري اعلام
كند واهمه داشت . به نظر شما هيچ بحثي در ميان جامعه و احزاب راجع به جمهوري، جداي
اين سوءظن شاه وجود داشت؟
به اعتقاد من چنين بحثي در آن زمان وجود نداشت.اما حزب توده همواره شعار جمهوري
خواهي را مطرح مي كرد. در همين راستا حزب توده از 25 مرداد به فعاليت ها
وتظاهراتهاي خود شدت بخشيد. شعارهاي آنها براي مردم هراس انگيز بود؛ چون اين مردم
تاريخ شان،تاريخ شاهنشاهي بود.در حالي كه حزب توده در آن مدت كوتاه به عنوان مثال
اسم خيابانها را به جمهوري، كارگر و.. تغيير داده بود. اين مسايل جامعه را متشنج مي
كرد. آنها وضعيت جامعه را چنان برهم زدند كه زمينه هاي ذهني كودتا به نفع كودتا
چيان آماده شد. غير از اين اصلا هيچ حرفي از جمهوري نبود. خود دكتر مصدق هم خود را
مدافع راستين قانون اساسي مشروطه مي دانست و معتقد بود سلطنت بايد باشد ولي بصورت
تشريفاتي وشاه در حكومت دخالت نداشته باشد. اما مثلا دكتر فاطمي به شدت دنبال
جمهوري بود.
چرا مصدق طرفدار سلطنت بود؟
چون معتقد بود بايدحكومت مركزي و قدرتمندي وجود داشته باشد. كشور ما از نظر
جغرافيايي در شرايطي قرار دارد كه بايد حكومت مركزي قدرتمندي داشته باشد تا از هم
نپاشد. اين خطر امروز به مراتب بيشتر ايران را تهديد مي كند.
با اين حساب آيا تا واقعه 30 تير و حتي پس از آن، اين گمان كه ممكن است
حزب توده رهبري نهضت ملي و دولت را در ايران بدست بگيرد ايجاد شده
بود؟
مردم به هر حال نسبت به حزب توده تصور خوبي نداشتند.
اما حزب توده در آن زمان راهپيمايي هايي انجام مي داد كه تا سالها بعد
چه از نظر نظم وچه در كميت در ايران تكرار نشد. هيچ حزب ديگري نتوانست به چنين
جايگاهي دست يابد؟
ببينيد ملي كردن نفت تنها يكي از ابعاد خدمات دولت ملي دكتر مصدق بود. بعد ديگر
آن انقلاب فرهنگي و سياسي بود. در آن زمان هنوز سطح عمومي دانش سياسي مردم پايين
بود و حزب توده از اين ناآگاهي و نيز آزادي هاي دوران دولت ملي، سوءاستفاده كرد.
اين حزب همواره شعارهاي قوي و دلنشين مي داد. اين شعارها تا حدي در جامعه نفوذ كرده
بود كه حتي بسياري از افراد تحصيلكرده و فرهنگي را جذب كرد. اين در حالي بود كه
تقريبا دراين زمان هيچ حزب سياسي منظمي در حد حزب توده وجود نداشت. اما بي انصافي
است كه اگر بدنه اين حزب را از رهبري آن جدا نكنيم. حزب توده از بدنه بسيار
باسواد،پاك و فرهيخته اي برخوردار بود اما رهبران آن وابسته بودند.
متينگ نهضت ملي در 26 مرداد خاطرتان هست؟
بله، در ميدان بهارستان بوددر دفتر سناتور جلالي نائيني، خيلي از افراد حضور
داشتند. مهندس زيرك زاده، مهندس معظمي، دكتر فاطمي وخيلي هاي ديگر بودند. دكتر
فاطمي آنروز سنگ تمام گذاشت. بحث جمهوري را مطرح كرد و گفت "شاه به دامن ارباب پناه
برده است". وقتي او در حال گفتن اين سخنان بود من كنار دستش ايستاده بودم. فاطمي
خيلي بي باكانه حرف مي زد.
يعني عملا بحث تغيير رژيم را مطرح كرد؟
بله، او صريحا اعلام كرد كه طومار اين خانواده و سلطنت براي هميشه بسته شده
است.
آقاي سيف بررسي امروز از كودتاي 28 مرداد نشان مي دهد كه مي شد به راحتي
كودتا چيان را شكست داد . اينطور نيست؟
بله، اما ضربه اي كه از حزب توده در اين روزها خورديم از هيچ كس ديگر نخورده
بوديم. كافي بود در همان روز 28 مرداد دكتر مصدق يك سخنراني مي كرد و يا از راديو
يك اعلاميه مي داد همه مردم به خيابانها مي ريختند. اگر اين عمل صورت مي گرفت كودتا
چيان بايد دنبال مخفي گاه مي رفتند.
چرا اين كار صورت نگرفت؟
ببينيد مصدق آدم بي نظيري بود. اگر نيروها به خيابان مي ريختند و خيابان صحنه
درگيري نيروها با مردم مي شد، حزب توده هم شاخه نظامي خود را وارد عمل مي كردوآنوقت
آن تبليغاتي كه بر عليه دكتر مصدق كرده بودند مبني بر اينكه با چپي ها كنار آمده
است درست از آب در مي آمد. بنابراين از 28 مرداد بدون اشك و غم نمي توان عبور كرد.
در آن روز جنبش ملي ايران ظاهرا با شكست مواجه شد، اما يك نهضت ملي هرگز شكست نمي
خورد. در اين روز سه دولت شوروي، انگليس و آمريكا با تمام اختلافات در دشمني با ملت
ايران موضع مشترك داشتند.آمريكا و انگليس كه خود طراح كودتا بودند و شوروي هم
سياستهاي خود را از طريق حزب توده اعمال مي كرد. حتي از تحويل 11 تن طلا نيز به
دولت مصدق خودداري كرد.
چون اگر دولت ملي دكتر مصدق در ايران كاملا مسلط شده و ريشه مي دوانيد،آينده از
آن دولتهاي ملي مي شد. در اين صورت ايران تبديل به كشوري دموكراتيك مي شد كه با
دولتهاي ملي خود منافع تمام قدرتهاي خارجي را در منطقه مورد تهديد قرار مي داد. به
همين دليل هيچكدام از اين سه قدرت موافق دولت ملي دكتر مصدق نبودند.
در سه روز منتهي به كودتاي 28 مرداد چه اقدامات ديگري انجام شد؟ آيا
واقعا بسيج كردن مردم به طرفداري از مصدق ممكن نبود؟
دكتر مصدق دستور داده بود از هر گونه راهپيمايي كه نظم عمومي را بهم ريزد
جلوگيري شود. از سوي ديگر هم در 26 و 27 مرداد هم مراسم هايي برگزار شده بود.به
عنوان مثال در 27 مرداد "حزب ملت ايران بر بنياد پان ايرانيسم" جشني ورزشي را تشكيل
داد كه بسياري از جمله كريم پور شيرازي و سرگرد خسرواني رئيس باشگاه تاج و.... در
اين جشن حضور داشتند. خسرواني در همان جشن اعلام كرد: "من دستور داده ام تمام تابلو
هاي باشگاه تاج را در سطح شهر پايين بياورندو به جاي آن تابلوهايي با عنوان- كلوپ
مصدق- نصب كنند". تحقيقات بعدي ما نشان داد كه اين تابلو ها تهيه شده بود اما سرعت
كودتا، فرصت نصب آنها را نداد.
چه نتيجه اي مي خواهيد بگيريد؟
مي خواهم بگويم اين كودتا نه تنها ريشه اي نداشت، بلكه به حدي سطحي بود كه با
كوچكترين مقاومتي از سوي مردم در هم شكسته مي شد. نمونه آن هم حضور سرگرد خسرواني
در شب 27 مرداد در جشن ما بود. آنها يقينا از وقوع كودتا خبري نداشتند. اين نشان مي
دهد كه كودتا بسيار سطحي بود و عواملي را كه نياز داشت بعد ها به خود جذب كرد.
در اين صورت آن كساني كه كودتا كردند از كجا آمدند؟
برخي افراد ماموريت داشتند عده اي را براي كودتا بسيج كنند. به عنوان مثال مردان
و زنان بدنام جنوب تهران را جمع كرده بودند و آنها مدام شعار جاويد شاه مي دادند.
امثال "رشيديان" و "حسن عرب"، مدير روز نامه "پرچم خاورميانه" كه اين افراد را براي
كودتا سازماندهي مي كردند. البته برخي ديگر از جمله " طيب"، "رمضان يخي" و چند نفر
ديگر هم با آنها همكاري مي كردند. "شعبان جعفري" را هم در حوالي ظهر روز 28 مرداد
از زندان آزاد مي كنند تا به كودتاچيان بپيوندد.
يعني او نقش كمتري داشت؟
نه، از ظهر به بعد رشته اداره امور به دست شعبان جعفري افتاد. او پس از 28 مرداد
فردي مطلق العنان شده بود كه هر كاري دلش مي خواست انجام مي داد. كاري نبود كه او
نتواند انجام دهد. از سوي ديگر كساني مثل سيد جعفر بهبهاني، مصطفي كاشاني و اردشير
زاهدي هم فعال مايشاء بودند.
شما اين كودتا را بر بستري كاملا لمپني بررسي مي كنيد. به نظر شما واقعا
طبقات بالاي جامعه با كودتاچيان همراه نبودند؟
اصلا و ابدا، اصلا كسي در آن روز از خانه اش بيرون نيامد. من شاهد و ناظر بودم و
وقتي نمي توانستم هيچ كاري انجام دهم جز گريه كاري نداشتم. اين كودتا صرفا به دست
يك عده آدم لمپن انجام شد. رشيديان ميادين ميوه و تره بار را زير نظر خود داشت. حسن
عرب هم كه چند مركز فساد در اختيار داشت پس از كودتا به عراق رفت تا از دولت
انگلستان مدال شجاعت و لياقت بگيرد.
خيلي عجيب است كه يك دولت ملي توسط چند لمپن و بدنام ساقط
شود.
ببينيد، توطئه ريشه داشت. از همان ابتداي ملي شدن صنعت نفت اين توطئه ها بطور
مداوم جريان داشت كه در فرازهايي مثل 19 اسفند، 30 تير و 25 مرداد با موفقيت روبرو
نشد اما در 28 مرداد پيروز شد.
روحانيون پس از كودتا چه موضعي گرفتند؟
موضع روحانيوني همچون زنجاني و نهاوندي و... معلوم بود. اينها از مصدق و دولت
ملي دفاع مي كردند. اما فدائيان اسلام طرفدار كودتاچيان بودند و حتي پس از كودتا هم
در محرم همان سال 32 قسمتي از مسجد شاه در اختيار آنان قرار گرفت. از سوي ديگر
روحانيوني همچون آيت الله فلسفي، در همين مسجد شاه در شبهاي احيا برنامه داشت و با
محافظينش كه شعبان جعفري و چند تن ديگر بودند وارد مسجد مي شد. در همين شبها من به
گوش خودم شنيدم كه فلسفي گفت: "زنبورها شاه دارند چگونه ما شاه نداشته باشيم."
رابطه فدائيان اسلام با دربار پس از ترور "علاء" خراب شد.
اقدامات احزاب مخالف كودتا پس از آن چگونه بود؟
احزاب طرفدار نهضت ملي پس از كودتا با همكاري مرحوم آيت الله سير رضا زنجاني،
نهضت مقاومت ملي را تشكيل دادند و به مبارزه با فساد و استبداد پرداختند كه در
نهايت با تشكيل جبهه ملي دوم و سوم مقدمات پيروزي انقلاب 57 را فراهم كردند.
به نظر شما هيچ دوره اي ديگر از تاريخ يكصد سال اخير را مي توان با
دوران مصدق مقايسه كرد؟ بهترين دوران در دوره حكومت مشروطه، دوران
حكومت دكتر مصدق بود.در اين زمان آزادي به معناي واقعي وجود داشت. به عنوان مثال در
سال 1339 به يكي از روستاها در چند كيلومتري بندر عباس رفتم . مردم در وضع بدي بسر
مي بردند وازامكانات بي بهره بودند. حتي پيرمرد هاي 90 ساله روستا تاكنون بندر عباس
را نديده بودند. اما با اين وجود مصدق را مي شناختند و ميگفتند تنها در دو سال و
نيم معناي واقعي آزادي را چشيديم و از دادن ماليات به ارباب معاف بوديم.
بله، اما آدم خوب لزوما سياستمدار خوب هم نمي تواند باشد. به نظر شما
آيا بهتر نبود مصدق، به نوعي بطور موقت با طرح آمريكا موافقت مي كرد. لااقل براي
وقت كشي؟
او يك هنرمند بود كه تمام افراد و سياستمداران سالم را در اطراف خود جمع كرده
بود. هيچكدام از ياران مصدق اشتهار به فساد نداشتند.از اين رو دكتر مصدق به عنوان
رئيس دولت ملي نمي توانست هيچ پيشنهادي را قبول كند. اصلا اصالت دكتر مصدق در اين
بود كه زير بار هيچ حرف زور نمي رفت.
|