بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
دولت هفتگی و احمدی نژاد معجزه هزاره سوم

سعید افسر

ایران ما -همواره رسم بر این است که روزی یا هفته ای را به یک قشر یا صنف و یا قوه و نهادی می دهند و در این روز تلاش می شود مسایل و مشکلات و عملکرد یک ساله منعکس شود و به عبارتی اذهان عمومی یا خواص را به آن مناسبت جلب کنند . هفته دولت نیز از جمله ایام مناسبتی است که وزارتخانه ها و سازمان ها و نهادهای تحت امر به ارایه گزارش می پردازند و دولت نهم در نخستین سال فعالیت اش می کوشد تصویر ایده آل و مطلوبی از عملکرد خود ارایه دهد .

دولت نهم جدا از خاستگاه ، چگونگی و چرایی روی کار آمدنش از جهاتی منحصر به فرد است و این انحصار چنان برجسته و عیان است که با یک اشاره می توان تا پایان قصه را خواند برای همین از آخر شروع می کنیم .در حالی که انتظار می رفت در آستانه این هفته دولتمردان از رسانه ها بخواهند به نقادی عملکرد دولت به پردازند ، سخنگوی دولت با ارسال نامه ای به دادستان تهران از سکوت و بی تحرکی دادستانی از شکایت واحضار مخالفان دولت لب به اعتراض گشودو سراغ مدعی العموم را گرفت و مرتضوی نیز با بی اعتنایی به این نامه آن را به نوعی به بایگانی فرستاد . این اقدام اگرچه از سوی الهام به عنوان ابتکار شخصی عنوان شد اما یک حقیقت و بازتاب میل درونی دولت و طرفدارا ن بی چون و چرای احمدی نژاد است ، دولت علاقه مند است در این هفته مقالات و سخنرانی ها ی بسیاری در ستایش و مدح آقای احمدی نژاد و همکارانش نوشته و قرائت شودو این در حالی است که به طور هفتگی عملکرد قوه مجریه
اعلام می شود و در باره طرح ها و برنامه هابا ارایه آمارها و درصدهای غلط یا غلو شده به خوانندگان و شنوندگان انگونه بزرگنمایی و برجسته سازی می شود که تحول باورنکردنی در پیش است چنانکه رییس جمهور در آخرین گزارش کار دولت از مهار تورم و اقدامات بی نظیر در پنجاه ساله اخیر خبر داد و بدون آنکه مستنداتی علمی ارایه دهد پیش بینی کرد در پنج سال آینده تورم به عددپنج می رسد و متعاقب آن تمامی کارشناسان غیر واقعی بودن و ذهنی بودن آمارها را تاکید کردند . نکته حائز اهمیت این است که در یک ساله آنچه در دستور کار دولت نهم بوده است بازی با طرح های زودبازده ،عوام گرایی در تبلیغات ،شانتاژهای خبری ، پرهیز ازارایه تصویری که ناکارامدی برنامه های دولت را نشان دهد، محدود کردن نظام اطلاع رسانی ، به حاشیه راندن نخبگان و مدیران ، تسویه حساب و پالایش تمام کارشناسان و مدیران میانی از وزارتخانه ها وسازمان ها و... بوده و اگر به طور مشخص به مصوبات اقتصادی و سیاست ها کلان اقتصادی دولت نگاهی بیندازیم آنگاه به عمق فاجعه ای که در پیش است بیشتر پی می بریم فاجعه ای که نشانه های آن اینک عیان است و با مراجعه به میزان خروج صدها میلیارد دلار از سرمایه کشور ، تعطیل شدن کارگاه ها و شرکت ها،بیکاری ، وعدهای هفتگی و ماهیانه برای حل مشکلات مردم و صدها مصوبه ناکارامد ،همگی گواه از صبحی می دهند که بر خلاف تبلیغات دولت محترم ، تیره و تار خواهد بود و تعجب و حیرت زمانی دوچندان می شود که در برابر تمام این رفتارهای پوپولیستی و عوام فریبی که صورت می گیرد احزاب و صاحب نظران سکوت پیشه کرده اند و یا سخنان منتقدان دولت از طریق رسانه به گوش اقشارمردم نمی رسد .

نکته دیگری که در هفته دولت باید به آن اشاره کرد توهم و باور پذیری و اعتماد به نفسی است که توسط آقای احمدی نژاد در حل مشکلات کشور و جهان دارد . ایشان درآخرین سفراستانی به اردبیل - که این سفرها خودش یک مثنوی است – اظهار داشته است که « من تاکنون با یکصد رییس جمهور ملاقات داشته ام و آنها در طول مذاکرات یکی از خواسته هایشان این بوده که ما به آنها در سازمان دهی اقتصاد ، آموزش و فرهنگستان کمک کنیم آنها ما را به عنوان یک الگو انتخاب کرده اند ، آنها به ما می گویند روشی که شما پیش گرفته اید روش صحیحی است » (27/5/85). رییس جمهور محترم شاید متوجه نباشد که این سخنان بیش از آن که از سر حقیقت و اعتقاد باشد نوعی دست انداختن و سرکار گذاشتن است آنها بعد از حرف هایی که در باره نورانیت در سازمان ملل و امثالهم شنیده اند به اینجا رسیده اند که این ظرفیت برای طرح اینگونه حرف ها وجود دارد و شنونده آن به این باور هم رسیده است که برای مشکلات جهانی نسخه ای بپیچد و اعلام کند « آماده ایم مشکلات جهانی را حل کنیم » و امثال آیت الله خزعلی نیز نگران سلامتی رییس جمهور باشند و به او توصیه کنند سه ساعت خواب برای او کم است و باید بیشتر مواظب سلامتی اش باشد .

درمجموع موضوع هفته دولت بیش از آنکه برای نقد و بررسی عملکرد دولت باشد هفته ای بی رمق برای شنیدن یک سویه حرف های تکراری وآسمان و ریسمان بافتن برای قلب حقایقی است که در جامعه در حال وقوع است . دولت احمدی نژاد تنگ بلوری است که با یک سنگ ریزه می شکند و به هزاران قطعه تبدیل می شود ، دولت نهم می خواهد راه صد ساله را یک شبه بپیماید بدون آنکه زیر ساختی داشته باشد و بنیان آن بر استدلال های علمی استوار باشد ، می خواهد با تبلیغات و با برهم زدن قواعد بازی کشور را اداره کند ،دین و ایدئولوژی ابزاری برای رسیدن آمال و اهداف است در واقع استفاده ابزاری از دین و ایدئولوژیک کردن زندگی عادی مردم چک سفیدی است که هر رفتار و گفتاری را توجیه می کند پس توجیه گری خصلتی است که در دولت نهم بیش از تمام دولت های پیشین نمود و عینیت دارد ،ثروت وپول بادآورده نفت تکیه گاه شعار های تبلیغاتی و طرح های عوام پسند است ... شروع مطلب ما از آقای الهام سخنگوی دولت بود و اینک این یادداشت را با نوشته همسر آقای الهام به پایان می بریم او در نوشته ای احمدی نژاد را « معجزه هزاره سوم» می خواند بد نیست که خانم رجبی و همفکران این دیدگاه در هفته دولت در باره این معجزه توضیح دهند تا مردم بیشتر لز این دولت و اقدامات آن بدانند ازمنظرمنتقدان آقای احمدی نژاد ، کسی که بتواند حداقل داشته های یک کشور را یک ساله به خاکستر تبدیل کندو بنیان هاو برنامه های اقتصادی کشور را با تصمیمات ابن الوقتی و هیاتی بی ثمر کند و با آمارهای غلط افکار عمومی را منحرف کند یک معجزه گر است ، معجزه گری نه برای یک قرن بلکه برای قرون متمادی .

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه