ديکتاتوری نظامي
ماه آخر تابستان ايراني که امروز از نيمه مي گذرد، صحنه را کاملا روشن کرد.
اکنون دو دولت تند روي مذهبي روي در روي هم ايستاده اند. صحنه نبرد هم خاورميانه
است که بلوک بندي هاي قدرت پيرامون آن شکل مي گيرد.
شرايط بغرنج، اوضاع پيچيده وتحولات متعدد ومتناقض که گاه همديگر را خنثي مي کنند
و زماني مکمل هم هستند ؛ از اهميت استراتزيک جنگي بر مي خيزند که نتيجه آن تا
دوراني طولاني در زندگي جهان معاصر تاثير مستقيم خواهد داشت.
يک سوي اين جنگ جمهوري اسلامي است که حضورش نه براي دفاع از منافع ملي ايران،
بلکه براي پيشبرد امري ايدئولوژيک است که در ايران به آن نام جريان "مصباحيه" داده
اند و جرج بوش آن را تالي القاعده مي داند. تند روهاي ايران "رهبري جهان سوم" نامش
داده اند که سردار رحيم صفوي در "کف رهبر" مي داندش و آمريکا آن را "بزرگترين حمايت
از تروريست ها" مي خواند.
جمهوري اسلامي اين هفته نگاه خود به جهان را از زبان فرمانده سپاه پاسداران-
سکان دار اصلي قدرت درايران – و در حضور فرماندهان نظامي چنين بيان کرد: "قلب
جغرافيايي جهان اسلام مكه و مدينه و قلب سياسي جهان اسلام جمهوري اسلامي ايران است
و رهبر معظم انقلاب پرچمدار نهضت بيداري جهان اسلام و ملل مسلمان و نهضتهاي بيداري
ملتهاي جهان سوم است." يعني همان ديدگاهي که احمدي نژاد مجري سياسي آن است و اين
هفته هم در همه مسائل داخلي و خارجي حضور قاطع خود را نشان داد.
در سياست خارجي برنامه "وقت کشي" جمهوري اسلامي ايران با جواب رد، همراه نمايش
قدرت وارد مرحله تازه اي شد. زمزمه ضرورت تهيه سلاح اتمي در صورت "درخواست مردم" که
به روال تبليغاتي جمهوري اسلامي تکذيب هم شد، هم بر اين گمانه قوت بخشيد که هدف از
وقت کشي دست يابي به سلاح اتمي است و هم به کار جرج بوش آمد که گفت: "اكنون اين
رژيم در تلاش براي دستيابي به تسليحات هستهاي است." کوفي عنان، دبير کل سازمان ملل
دست خالي از تهران برگشت. ديدار سولانا- لاريجاني به تعويق افتاد. چين و روسيه هم
به بازي استراتژ يک خود ادامه دادند. همه منتظرند در لحظه آخر برگي را رو کنند که
بيشترين منافع ملي را داشته باشد، جز ايران که منافع ملي اش دستاويز بازي کساني است
که مي خواهند به هر قيمت بمانند.
عطاء الله مهاجراني، وزير فرهنگ خود تبعيدي، که ديگر مي کوشد پا در دام سياست
ننهد، اين هفته سخنان هشدار دهنده اي گفت: "يادمان باشد كه همه كشورها از جمله
روسيه و چين به دنبال منافع خودشان هستند. رابطه آنان با امريكا به گونه اي است كه
مطلقا در تقابل بين ايران و امريكا از ايران حمايت نمي كنند. وقتي گفته مي شد
سازمان انرژي اتمي گزارش ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل مي فرستد، مي گفتند.
نمي فرستد. وقتي گفته مي شد شوراي امنيت ضرب الاجل تعيين مي كند، گفتند نمي كند. در
گام سوم محدوديت ها و ممنوعيت هاست و گام چهارم رويارويي نظامي. هويت امريكايي
با تهاجم نظامي تعريف مي شود و جستجوي بهانه براي تجاوز و ويراني و به عقب انداختن
توسعه و آباداني ايران. ما هويت خودمان را چگونه تعريف مي كنيم؟
دوستي مي گفت امريكا به دليل اينكه در عراق و افغانستان با مشكل روبرو شده، جبهه
ديگري را باز نمي كند. گفتم فرض را بر اين بگذاريم كه به همين دليل ناكامي، تهاجم
ديگري را آغاز كند. به همين دليل ساده كه هويت امريكا با جنگ، تعريف مي شود."
گمانه ها بر اين است که سفرمحمد خاتمي به آمريکا براي جلوگيري از خطري است که
وزير فرهنگش بر آن هشدارداده است: جنگ. همان جنگي که جمهوري اسلامي انتظارش را مي
کشد، با مانور هاي سراسري زمينه مقابله راتدارک مي بيند وبا استقرار قدم به قدم
"ديکتاتوري نظامي" که ديگر تا پايان فاصله اي ندارد، همه صداهاي منتقد را خاموش و
يا مجبور به خاموشي مي کند.
اين هفته يک سايت مستقل که درداخل کشور منتشر مي شداز ترس مرگ خود کشي کرد.
يادداشت پاياني بيژن صف سري سردبير سايت "ايران ما" بخوبي فضاي سياسي ايران را نشان
داد: "نه ما، که ديگر تحمل هيچ صدايي جز صداي خودي را ندارند، اما تا نگوئيد که چرا
پاي زميدان کشيده ايم، فاش مي گوئيم که پس از فيلتر شدن ديگر انگيزه بودنمان نبود،
خاصه که پراکندگي و کم شدن مخاطبان و ايضا فيلتر شدن همه سايت هاي خبري موثق و ترس
از گرفتارشدن همراهانمان به اين صلاح ناخواسته تن مي دهيم."
و در همين فضا بودکه سخنگوي دولت دستور قتل نشريات منتقد را به قاضي سعيد مرتضوي
داد که در اين کار شهرتي جهاني دارد. وزارت ارشاد اسلامي - تنها وزارتخانه اي که
گفته مي شود مستقيما توسط بيت رهبري اداره مي شود- براي اولين بار در جهان منابع
خبري روزنامه ها و نشريات رامشخص و استفاده از بقيه منابع را ممنوع کرد. سيستم رسمي
فيلترينگ حتي به بخش زنان سايت رسمي آيت الله صانعي که روزنامه اعتماد ملي او را
"از مراجع عظام تقليد" ناميده هم رحمي روا نداشت. فيلترينگ که برنامه ريزي شده تا
هر جا نام "زن" و "دختر" به هر زباني وجود دارد آن رانابود کند، استفاده از اين
واژگان را هم براي يک مرجع ديني حرام دانست و به زبان فني آنها را "ديليت" کرد.
مجلس هم که اين هفته معلوم شد – به گفته اکبراعلمي- فقط ساختمان زيبايش باقي
مانده ودر عمل مجري مرکز فرماندهي حزب پادگاني است. اين ساختمان ميدان بهارستان
سومين بار است که اين تجربه راشاهداست. مجالس دوره هاي رضا شاه پهلوي و مجالس محمد
رضا شاه پهلوي بعد از کودتاي 28 مرداد 1328 هم به تدريج چنين نقشي پيدا کردند.
در هفته اي که افزايش قيمت نان خبر از موج جديد گراني داد، واردات از مرز 17
ميليارد دلار - در 5 ماه گذشته- عبور کرد تا نشان بدهد که پول نفت بجاي سفره مردم
روانه کيسه تجار وابسته به دولت و توليدکنندگان کشورهاي بزرگ صنعتي مي رود. در هفته
اي که اعتصاب هاي بزرگ کارگري دو کارخانه بزرگ صنايع اتومبيل را فلج کرد و يک
زنداني ديگر در حال اعتصاب غذا جانسپرد.
بازهم از"فروپاشي رهبري" سخن گفته شد. پيش از اين محمدخاتمي به تلويح گفته بود و
اين هفته محمد علي ابطحي و علي اکبر محتشمي پور که جريان مصباح يزدي را "مصباحيه" –
با گرته برداري از انجمن حجتيه- نام دادند؛ از هدف نهائي آن يعني فروپاشي رهبري هم
سخن گفتند. واين همان ديدگاهي که براي بارنخست در اين ستون مطرح شد و انجام "انقلاب
اسلامي" را ظهور يک "ديکتاتوري نظامي" شبيه پاکستان دانست.
|