|
رشيد
اسماعيلي «به ياد استاد ابوالفضل قاضی و دکتر عبد الحسين زرين کوب تقديم به
دکتر علی آزمايش و استاد مجتهد شبستری»
دخالت حكومت در امور دانشگاه را بايد يكي از مهمترين آفتهاي نظام آموزش در
ايران دانست.اخراج استادان،تعيين مفاد درسي با نگرشهاي خاص ايدئولوژيك،اعمال
تبعيض در گزينش دانشجو،سهميه بنديهاي ناعادلانه، و محروم كردن استادان از
تدريس و دانشجويان از تحصيل به جرم اعتقاداتشان از جمله مصاديق دخالتهاي
نارواي حكومت در امور دانشگاههاست.
طي 27 سال اخير دانشگاههاي ايران
شاهد شنيع ترين بر خوردهاي حاكميت با نخبگان و اهل علم بوده اند كه البته
نقطه اوج اين برخوردها را بايد در دهه 60 و در قالب پديده ننگين انقلاب
فرهنگي جستجو كرد.چه بسيار استادان دانا و بزرگواري كه به جرم عدم همراهي با
"خط امام" از تدريس محروم و بعضا از هستي ساقط شدند.هنوز خاطره تلخ آن علم
ستيزي ها و كتاب سوزيها از حافظه دانشگاه پاك نشده است.
رويكرد حذفي
و مداخله گرايانه حاكميت نسبت به دانشگاه طي سالهاي پس از انقلاب فرهنگي نيز
ادامه يافت تا آنجا كه به مرور دامن استادان سابقا ًخودي را نيز گرفت، اخراج
جنجالي عبداكريم سروش و سيد جواد طباطبايي دو چهره سر شناس روشنفكري ايران ،
كه در سالهاي دهه هفتاد اتفاق افتاد را بايد ادامه همان برخورد "حذفي " و
"قيم مآبانه"حكومت با دانشگاه ارزيابي كرد.هنوز خاطره تلخ برخورد با استادان
بزرگواري چون زنده يادان ابولفضل قاضي و عبدالحسين زرين كوب اشك بر چشمان اهل
خرد جاري مي سازد.
طي سالهاي پس از دوم خرداد 76 اين برخوردها اگر چه
كاملا متوقف نشد اما قرار گرفتن قوه مجريه در اختيار نيروهاي ميانه رو جمهوري
اسلامي از دامنه وشدت اين برخوردها كاست.هر چند در اين دوره هم دانشگاه در دو
مقطع 18 تير 78 و تابستان 82 شاهد هجوم وحشيانه عمله فاشيسم با نيت سركوبي و
ارعاب فعالين دانشجويي و اهل انديشه بود.
اكنون اما بار ديگر چرخ
ايام عنان دولت در كف بنيادگرايان ديني ، قرار داده است.هر روز كه از عمر اين
دولت مي گذرد دانشگاه بيشتر از روز قبل در تنگنا قرار مي گيرد.احضار بي سابقه
فعالين دانشجويي به كميته هاي انظباطي،بازنشسته كردن اجباري استادان برجسته و
سر شناس خصوصا در حوزه علوم انساني،صدور احكام تعليق و اخراج براي
دانشجويان،محاکمه،حبس و بازدداشت دانشجویان ، تحت فشار قرار دادن استادان دگر
انديش ، تعطيلي غير قانوني انجمنهاي اسلامي و دیگر تشکلهای دانشجویی ،برخورد
با مطبوعات دانشجويي و جلوگيري از ادامه تحصيل فعالين دانشجويي در مقاطع
بالاتر ، تنها مشتي از خروار دانشگاه ستيزي دولت نهم است.
از ابتداي
سر كار آمدن احمدی نژاد تئوری پردازان و عقبه فكري دولت وی نغمه شوم و ناساز
"انقلاب فرهنگي دوم" را ساز كردند.نغمه اي كه امروز اصوات گوش خراش و خرد
تراش آن حتي از زبان رييس دولت نيز شنيده مي شود:
"نظام
آموزشي ما 150 سال تحت تاثير انديشههاي سكولار و استكباري بوده، به نحوي كه
به خودباوري و هويت توجهي نميكرده و سعي داشته نظام سكولار و انديشههاي
سكولاريستي را در جامعه گسترش دهد. هزاران PHD را در اين زمينه تربيت كرده
است و من خطاب به جوانان ميگويم تغيير نظام آموزشي سكولار كه 150 سال حاكم
بوده، كار سختي است و بايد به كمك هم اين كار را انجام داد. البته اقداماتي
در اين زمينه شده، ولي كافي نيست و بايد با پشتوانهي هم، اين اقدامات را
گسترش دهيم. دانشجوي امروز ما بايد سر رييسجمهور فرياد بزند كه چرا يك استاد
سكولار به خاطر اينكه انديشههاي دانشجو با انديشههاي او مغايرت داشته، به
دانشجو نمرهي كم داده است. دانشجو بايد عليه انديشههاي ليبرال و اقتصاد
ليبرال فرياد بزند..."
اين سخنان محمود احمدي نژاد را بايد
مقدمه و آتش تهيه "انقلاب فرهنگي دوم" دانست؟
در حالي كه در اين كشور
سالهاست كه شهروندان منتقد و آزاد انديش از سكولار گرفته تا مذهبي به خاطر تن
ندادن به سلطه" ولايت افلاطوني" از حقوق اوليه خود محرومند، رييس دولت
اصولگرا بر نمره هاي ضعيف بدنه قليل و تنبل اقتدار گرايان در دانشگاه دل مي
سوزاند! تا اين را لابد بهانه اي كند براي تسويه حساب بنيادگرايان حاكم، با
دانشگاه.
بايد پرسيد جرم استاداني چون دكتر آزمايش،ساعي و مجتهد
شبستري هم دادن نمره هاي كم به "بچه حزب اللهي" ها بود كه رييس انتصابي
دانشگاه تهران حكم به بازنشستگي شان داد؟
بايد به آنها كه با
ميليتاريزه كردن دانشگاه و جو سازيهايي از قبيل اظهارات سخيف رييس دولت
اصولگرا قصد ارعاب استادان و دانشجويان را دارند هشدار داد كه "دانشگاهيان"
ديگر تاب اين سر هنگي هاي فرهنگي را ندارند.
دانشگاه امروز ديگر
دشمنان خويش را خوب مي شناسد. دانشجويان مي دانند كه خطر از سوي ليبراليسم و
انديشه اقتصاد ليبرالي نيست. خطر از سوي فاشيست هايي است كه جامه دين به تن
كرده اند و "هر گونه انديشه آزاد" را نشانه گرفتند. دانشگاه با همان حيات
نيمه جان هم خاري است بر چشم فاشيستها، بنياد گرايان و ارتجاع مذهبي.تا خون
در رگ دانشگاه جاريست مبارزه با فاشيسم ادامه خواهد داشت.
|