|
سرنوشت میهن ما به کدام سو
می رود؟
ناصر
مستشار
غمگین ترین
دوران میهن خود را از سر می گذارانیم.این بد ترین لحظات حیات تاریخی میهن و ملت ما
می تواند باشد، چرا که نمی دانیم چه سرنوشتی در انتظار میهن ما است. هر روز صبح که
از خواب برمی خیزیم ابتدا بسرعت به سراغ خبرها می روریم تا خبرهای مربوط به
سرزمینمان را جویا شویم .اگر خبری وجود داشته باشد تمام ساعات روز را چه در محل کار
یا دانشگاه وجا های دیگر خود را با آن مسئله مشغول می کنیم وگاهی اوقات به شدت در
اندیشه فرو می رویم. هر آئینه تحریم اقتصادی وسپس جنگ می تواند به سراغ وطن ما
بیاید.هر روز این خبر را دنبال می کنیم ، آیا بالاخره کابوس جنگ در میهن ما به
واقعیت خواهد پیوست؟رهبران رژیم دائما قدرت نظامی خود را به رخ جهانیان نشان می
دهند تا قدرت های برتر جهان به وحشت در آیند.اما مسیر حرکت خشن تاریخ تعین شده است
و ندای مهیب گونه دیگر به همه ما پاسخ می دهد.بحث بر سر این است که چه عاملی
توانسته است مملکت ما را به ورطه نابودی سوق دهد.آیا غیر از این است که رژیم حاکم
برایران ، میهنمان را بسوی پرتگاه سوق می دهد. رهبران رژیم اینک که بار دیگر میهن
مظلوم ما را به آستانه جنگ دیگر سوق داده اند پس از هیجده سال به این فکر افتاده
اند که مسبب طولانی شدن جنگ را به مردم معرفی نمایند.این نه بخاطر دل رحمی به مردم
است بلکه برای تصفیه حساب های جناحی وکسب قدرت کلیدی در حوزه حکومت را حکایت می کند
وگرنه ذره ائی صداقت در حرفهای همه جناح ها یافت نمی شود!!در زمان جنگ همه جناح های
حاکمیت اسلامی از مجاهدین انقلاب اسلامی گرفته تا پائین ترین رده های سیاسی متحدا
در راه ادامه دیوانه بار جنگ تلاش می ورزیدند.اگر به نامه محرمانه خمینی در باره
پایان جنگ دقت کرده باشیم متوجه میشویم که قبول صلح از روی ناچاری وکمبود بودجه
مالی وفقدان سلاح پیشرفته وبقیه مسائل بوده است تا باعث تقبل آتش بس گردد واساسا
جنگ نقد نشده بود که چه زیان هائی برای مملکت آورده است وگرنه اگر سلاح کافی وبودجه
اقتصادی کافی در دسترس دولت اسلامی می بود، برابر فرمان خمینی " اگر این جنگ بیست
سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم" برسر ملت ایران سایه افکنده بود.جنگ را موقتا به
صلح موقت کشاندند تا به تجدید قوا بپردازند وجنگ دیگری را در آینده با صدام حسین
تکریتی آغاز نمایند وبقول خمینی" به زیر گوش صدام سیلی بزنند" !!( فراموش نگردد
هنوز بین ج.ا وعراق پیمان صلح منعقد نشده است وبسیاری از مسائل همچون اسیران وغرامت
جنگی وارضی حل نشده است)!! خمینی پس از سرنگونی شاه آنچنان بخود مغرور شده بود که
فکر می کرد هر نیروئی که در مقابلش قد علم کند می تواند از میان بردارد.دسته دسته
در گروه های کوچک از مسلمانهای جهان از اقصی نقاط مختلف به ملاقات خمینی می آمدند و
اورا به رهبری جهان اسلام تشویق می نمودند.برای خمینی هم امر مشتبه شده بود
وسرنگونی صدام را به آسانی از پای در آمدن شاه تصور می کرد .بعدها نیز معلوم شد که
شاه به خواسته ابرقدرت های اقتصادی درونی کشورهای امپریالیستی می بایستی به کنار
گذاشته میشد.پس از سرنگونی صدام بدست امریکا در عرض مدت بسیار کوتاه ، جنگ هشت ساله
ایران وعراق دیگر قداست خود را از داد.ابتدا رهبران رژیم پس از سرنگونی صدام در
پوست خود نمی گنجیدند و پیام های تبریک را بسوی عراق سرازیر نمودند وازاینکه حریم
هوائی خود را در اختیار امریکا گذاشته بودند نیز بسیار شادمان بودند چراکه خود را
در سرنگونی رژیم عراق سهیم می دانستند.کم کم متوجه شدند شتری که دم خانه صدام نشسته
است بزودی سراغ آنها خواهد آمد لذا شروع به خرابکاری در مسائل داخلی راآغاز عراق
کردند که همان شتر را بر آشفته کرد وعزم به حمله نظامی به ج.ا را تقویت نمود.پس از
منهدم شدن رژیم حزب بعث عراق ، اتفاقات بسیاری رخ داده است که بعضی از آنها قابل
ذکر است.
1- اصلاح
طلبان قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد در همه عرصه ها شکست خورده بودند و حاکمیت پس
از روی کار آوردن احمدی نژاد، دیگر قافیه برای اصلاح طلبان حکومتی تنگ آمد ودست به
تشکیل جبهه دمکراسی خواهی وحقوق بشر زدند که عمر بسیار کوتاهی از خود به جای
گذاشت.در آنروزها مصطفی معین ، سعید حجاریان ، حمید جلائی پور ها در ثنا گوئی در
باره جبهه یاد شده از یک دیگر سبقت می گرفتند وبعدا آن جبهه نیز همچون وعده های
محمد خاتمی به فراموشی سپرده شد وکسی از آن جبهه صحبتی نکرد.مصطفی معین در آخرین
اظهار نظرش ، آبروروزی کرد وتقریبا از میدان رانده شد.سعید حجاریان آخرین تقلا های
خود را می کند تا مشروطه اسلامی مصنوعی فقیه هانه خود را به پیش برد که هیچ شانسی
برای او باقی نمانده است.کار به جائی رسیده است که نهضت آزادی فراخوان به تشکیل
مجلس موسسان را داده است تا مسئله قانون اساسی ورهبری روشن شود.
2- پس از
روی کار آمدن نظام مختلط والتقاطی جمهوری اسلامی ، هنوز تعریف مشخصی از حکومت در
بعد حقوقی از جانب پایوران حاکمیت در ایران بدست نیامده است.اخیرا حمید جلائی پور
به نیروهای سکولار حمله سختی کرده است تا همه خرابی های مملکت را بر سر نیروهای
سکولار بیاندازد.او در سخنرانی خود هرچه دل تنگش می خواست نثار نیروهای سکولار کرده
است تا خود را راضی نماید.طبیعی است که در حاکمیت اسلامی سکولار یست پذیرفته نباشد
اما مجرم بودن آنها غیر قبول است.
3- پس از
بیست وهشت سال که از عمر رژیم اسلامی می گذرد به همان تناسب که سر کوب مردم رشد
کرده است اما به همان موازات اپسوزیون واحد وسراسری رشد نکرده است. این در حالیست
که همواره میدان مبارزه نیز خالی نمانده است بلکه با شور وشوق بی نظیری زیر وحشیانه
ترین فشارها مقاومت ومبارزه ادامه داشته است. اشکال اساسی مبارزات یاد شده در فقدان
رهبری واحد وپیگیر وسازمان یافته نهفته شده است.بیگانگی جنبش داخل باخارج کشور وعدم
شناخت ورابطه تنگاتنگ این نیروهای بسیار شکننده وکار شکنانه می باشد. هر ارتباطی از
داخل با خارج انگ امنیتی ونفوذی بخود می گیرد. بعضی از نیروهای سیاسی که از در
ماندگی اپسیوزیون فغان بر آورده اند ، خود باعث و مانع اتحاد گردیده اند. برای مثال
به مقاله زیر مراجعه شود.
استبداد دينی درمانده تر است يا اپوزيسيون ؟ پرويز داورپناه
" برگرفته از خبر نامه گویا نیوز"پاسخ نویسنده روشن است.در ایران
فعلی ما هم استبداد دینی در اداره مملکت وسیاست گذاری صحیح ومناسب در همه عرصه های
در مانده است ودر مقابل انتقادات واعتراضات مردم نسبت مشکلات جاری لذا رژیم به شیوه
سر کوب وزندان وشکنجه حتی به نزدیکان سابق خود روی آورده است.در همین راستا
اپوزیسیون نیز عاجز وپراکنده باقی مانده است وتا کنون برنامه مشخصی برای خروج از
پراکندگی ارائه نداده است واگر هم چنین کاری کرده است بسرعت در نطفه ازبین رفته
است.
4-برخلاف
ساختار اقتصادی ایران، اقتصاد عراق کاملا دولتی وبسیار وسیع نبود لذامی توانست
چندین سال به بهای رنج مردم آن سرزمین با تحریم های اقتصادی به مقابله برخیزد، اما
وجه غالب ساختاراقتصادی برایران سرمایه داری است و در همان ماههای اول تحریم
اقتصادی از جانب دول غربی، اقتصاد متورم و فرتوت ج.ا از پای در خواهد آمد.تمام پیش
بینی های حکومت اسلامی بر روی مقاومت های مردم همچون روزهای اول انقلاب وجنگ ایران
وعراق استوار است که دیگر آن شورو شوق در میان مردم بسیار ضعیف شده است و سالهاست
که مردم اعتماد خود را نسبت به حاکمیت از دست داده اند.اگر برابر وعده های
انتخاباتی بعضی کاندیداد ها مردم به صحنه می آیند تنها وصف مفری هرچند زود گذر مردم
می باشد تا شاید به دستاورد کوچک وکوتاه مدتی دست پیدا کنند.مردم ایران صبح تا غروب
بدنبال کارند تا در آمدی حاصل نمایند تا لقمه نانی واجاره خانه یشان را تهیه وتامین
نمایند.
5- آنچه
مشخص شده این است که سرنوشت میهن ما بدست مردم هدایت نمی شود بلکه نیروهای جبری
واراده جهانی میهن مارا بسوی نا کجا آباد ناشناخته هدایت می کنند. هنوز بطور کامل و
جامع ومانع "چه می خواهیم وچه چیزی را نمی خواهیم را تعین وتعریف نکرده ایم". اجزای
کلیات را بدست آورده ایم امادر جزئیات غوطه ور مانده ایم. در آستانه نظریه ویا
تئوری که مارا هدف نزدیک نماید رسیده ایم اما از لمس کردن آن هنوز وحشت داریم.هنوز
نمی خواهیم قبول کنیم که در برابر دشمن مشترک باید صف متحد تشکیل دهیم!!حکومت
اسلامی تنها از اتحاد همه شهروندان ایرانی وحشت دارد.عنصر متمدنانه شهروندی فرقه
گرائی وطایفه بازی را برنمی تابد.رشد فرهنگ سیاسی متناسب با تحولات جاری ایران نمی
باشد. گذشته گرائی هنوز گریبان نیروهای سیاسی را گرفته است وآنها رها نمی سازد
وآینده پر التهاب جدی گرفته نمی شود. اینبارکشتی سوراخ شده ولایت فقیه قابل ترمیم
نیست تنها باید تعداد سوراخ ها افزایش دهیم تا کشتی ولایت فقیه به آبکش تبدیل
گردد ودر نهایت به گل بنشیند. تمام تلاش نیروهای سیاسی باید به این معطوف گردد که
مردم را تشویق نمایند تا بر سرنوشت واقعی خود حاکم گردند وتمام تصمیات حیاتی و حساس
سیاسی توسط مردم تعین گردد.بی تفاوتی مفرط و کشنده همچون آفتی از پای درآورنده با
ملت ایران در حا ل کلنجار است.برای بدست گیری سرنوشت میهنمان کوشا باشیم. به امید
آنروز
|