بازگشت به صفحه اول

از گويا

 
 

آقای رئيس جمهور، گلايه از مطبوعات، اين کبوتران بال پر شکسته چرا؟

بيژن صف سری

بيژن صف سری

در حيرتم که گلايه از مطبوعات اين کبوتران بال و پر شکسته چرا؟ آيا مگر مطبوعات آزاد و مستقلی هم باقی مانده است که قادر به تمکين نکردن خواست دولتمردان باشند؟ تا چه رسد به زدن تيترهای مخالف دولت؟ بی گمان غرض از اين گلايه بايد مربوط به مطبوعات مستقل و غير حزبی باشد که امروز ديگر اثری از آن ها در دکه های روزنامه فروشی ها نيست

اين که امروز چه بر سر اين آب و خاک می آورند و آينده مردم اين کهنه ديار چه خواهد بود، بر کسی پوشيده نيست و همگان خوب می دانند که چه کرده اند و عاقبت چه می شود، از اتخاذ سياست خارجی مبتنی بر دشمن تراشی گرفته تا تصميمات نابخردانه در امور اقتصاد و معيشت مردم، همه چون آينه ای شفاف از آينده اين گستره تاريخی در مقابل ديدگان حيرت زده ی مردم اين بلاد کفر ستيز به نمايش گذارده شده است. اگر چه آن هايی که به اين ويرانی کمر همت بسته اند با توجيحات عوام فريبانه، تيشه به ريشه زدنشان را عين خدمت به مردم می دانند.

اخيرا در يک مراسم مهمانی افطاری رئيس جمهور آقای احمدی نژاد درد دلی با جمعی از دانشجويان و نسل جوان کشور داشته اند که گزارش کامل اين درد دل را می توانيد در سايت "رجا نيوز" که يکی از چندين سايت های وابسته به جناح حاکم بر کشور است، بخوانيد که انتشار درددل رئيس جمهور، خود دليلی بر نوشتن اين مقال گرديده است.

در گزارش مراسم افطاری رئيس جمهور با جمعی از دانشجويان به نقل از سايت "رجا نيوز" آمده است که رئيس دولت نهم، برای حاضران در آن ميهمانی ضمن ارائه گزارشاتی از عملکرد دولت، گلايه هايی هم از برخی نهاد ها و دست اندرکاران امور کشور و همچنين مطبوعات مطرح کردند که بی گمان بر همه ی صاحب نظران، آگاهان و متخصصان و کارشناسان امور سياسی و اقتصادی، فرض و واجب است که اولا برای روشن شدن اذهان عمومی و ثانيا در جهت رفع تکدر خاطر جناب احمدی نژاد هم که باشد، بايد نسبت به اين همه گلايه از کارشکنی ها و بی مهری هايی که نسبت به دولت ايشان روا شده است پاسخی مستدل داده شود تا لااقل دل آن دسته از دانشجويان و حاضران در آن مهمانی که از گلايه های رئيس جمهور که با هزار آه و سوز دل شنيده اند، التيام يابد، خاصه در مورد آن بخش از گزارشی که در مورد عملکرد دولت نهم در باب امور فرهنگ و اقتصاد کشور که گويی شق القمر بوده است. از اين رو نگارنده اين سطور هم بر خود فرض و واجب دانسته تا در خصوص گلايه از مطبوعات، نه به عنوان سخنگو، تنها به عنوان عضوی کوچک از قبيله بی ياور مطبوعات، به قدر وسع و بضاعت قلم خود، يادآور نکاتی در جهت رفع توهم ايجاد شده در ذهن رئيس دولت نهم باشم.

و اما گلايه رئيس دولت از برخی از مطبوعات چيست؟ "روزنامه هايی هستند که در
اين يک سال سيصد شماره چاپ کردند و در همه شماره ها بلا استثنا تيتر منفی زده اند، آيا دولت حداقل يک کار مستوجب تشويق نداشته است؟ آيا کاری که شبيه مثبت بود هم انجام نداده است؟"

در حيرتم که گلايه از مطبوعات اين کبوتران بال و پر شکسته چرا؟ آيا مگر مطبوعات آزاد و مستقلی هم باقی مانده است که قادر به تمکين نکردن خواست دولتمردان باشند؟ تا چه رسد به زدن تيترهای مخالف دولت؟ بی گمان غرض از اين گلايه بايد مربوط به مطبوعات مستقل و غير حزبی باشد که امروز ديگر اثری از آن ها در دکه های روزنامه فروشی ها نيست اگر منظور چنين نشرياتی است که آخرين آن ها هم اخيرا از گردونه خارج شده اند . آيا آن چه امروز به نام مطبوعات بر دکه های روزنامه فروشی ها مانده است غير از کبوتران در قفس را می مانند؟ اما با اين همه باز هم می توان در رفع اين گلايه شقشقه ای نوشت.

آقای رئيس جمهور آن چنان که انتظار می رود که به عنوان فردی تحصيل کرده و استاد دانشگاه واقف و آگاه باشيد، معنا و مفهوم دولت مردمی، حداقل از منظر جامعه ای خوش باور، اين است که اساسا هر دولتی بايد به قصد صلاح و رفاه ملت خود بر سرير حکومت بنشيند و چنين دولتی بايد همواره مردم را، نه در جزئيات امور، اما از کليات چند و چون اداره کشور، آن هم به حقيقت نه با مشتی حرف شعار بی عمل، در جريان قرار دهد و در اطلاع رسانی خست نورزد و در اين مهم دل و دستی فراخ داشته باشد تا مبادا حتا بره ای بی خبر از کمين گرگی، در لب چشمه آبی گرفتار آيد. اما اگر از بد حادثه (بخوانيد انتخابات) ملتی از داشتن چنين دولت صادق و بی ريا بد اقبال باشد تا بدان جا که هر روز به دورغی او را به فريبند و در چنگال فقر و تنگدستی و ايضا تهديد بيگانگان و هزار مصيبت ناخواسته هم چون جنگ، قرار دهند، ناگزير است خود آستين بالا زند و حقايق را از دل هزاران شعار پر زرق و برق اما تو خالی استخراج کند که اين مهم هم جز به وسيله سربازان بی جيره و مواجبی که در اختيار دارد و همانا نشريات و مطبوعات آزاد و مستقل هستند، ميسر نيست چرا که مردم به تجربه دريافته اند که مطبوعات آزاد و مستقل و غير حزبی، چون چشم و گوشی بيدار برای ملت بی خبر از همه جا است و همواره حقيقت را نه دست چين شده و نه به خوشامد و دلخواه حاکمان و زورمندان، که تنها از سر رسالتی که بر عهده دارند، در جهت نياز و صلاح جامعه، بی مزد و منت در اختيار همگان قرار می دهند.

جناب رئيس جمهور، باور کنيد از مطبوعات و قبيله قلم نبايد رنجيد که چرا هر آن چه شما می گوئيد نمی نويسند و منتشر نمی کنند و يا در مخالفت با عملکرد دولت تحت رياستتان تيترهای منفی زده اند که اگر بزنند در راستای رسالت خود گام برداشته اند، چرا که به کدام رو سپيدی طمع بهشت بندی؟ از فرزانه ای نقل است در جهانی که همه چيز در آن بر مدار تخصص و علم و تجربه می گردد که حتی برای اداره يک قهوه خانه فرنگی (کافی شاپ) آموزش ديدن والنهايه مدرک کاردانی لازم است، بايد درب دارالعلم و دانشگاه های جهان را گل گرفت اگر بتوان کشوری را توسط نابلدان بی تخصص در علم سياست و کشورداری اداره کرد. و اين نه نکته باريک تر از مو، که به روشنی آفتاب است که گويی به چشم دولتمردان مان نمی آيد و اين چنين است که گرفتار آمديم آن چنان که امروز از هر گوشه ای از جهان، به هر بهانه ای قصد اين پهنه تاريخی می کنند. حال در چنين شرايطی، آقای رئيس جمهور شما بگوئيد رسالت مطبوعات مستقل و آزاد چيست؟ آيا غير از انتقاد از دولت و زمامداران است؟

آقای رئيس جمهور باور کنيد امروزه در جهان اين چنين رسم است که هر گاه بخواهند از حال و روز ملتی پرس و جو کنند، نمی پرسند که آيا آن کشور سلاح هسته ای دارد يا نه، بلکه پرسش اين است که اين مردم تا چه مقدار در مقدرات خود دست دارند، اگر جواب مثبت باشد به آن ملت به ديده احترام می نگرند و هيچ گاه به فکر سوء استفاده از آن نخواهند بود، اما اگر دانستند که هر آشی را دولت شان می پزد، مردم می خورند و دم بر نمی آرند، ديگر بر چنين ملتی ارزشی قائل نيستند.

آقای رئيس جمهور ای کاش می دانستيد که اهالی قبيله مطبوعات، سر در گرو چه پند و اندرزی از بزرگان خود دارند که آن را آويز گوش کرده و به کار می آورند آيا وقتی "دولت ها تانک دارند، گلوله دارند، زندان و صدا و سيما و... دارند، به راستی مردم نبايد مطبوعاتی آزاد و مستقل داشته باشند؟ اگر چه خوب می دانيد که ديگر حتی مطبوعات نيمه مستقل و آزادی هم که وجود داشت امروز ديگر نمانده اند و همگی از سر بی تحملی دولتتان از نقد و انتقاد توقيف شده اند. آقای رئيس جمهور نگرانتان کردم؟ کافی است کمی به اخبار دستگيری و بازداشت های اخير روزنامه نگاران و بسته شدن مطبوعات به بهانه های واهی، تعمق بيشتری داشته باشيد، باور کنيد آن گاه دلتان نه برای دولتتان، برای مظلوميت مردمی خواهد سوخت که به غير از نگرانی سفره خالی و شکم گرسنه کودکانشان، بيکاری و فقر و ايضا نداشتن اميد به آينده، مطبوعات آزاد و مستقل هم ندارند. پس گلايه از مطبوعات، اين کبوتران بال و پر شکسته چرا؟

آقای رئيس جمهور به ولای نجابت اهالی قلم که در مظان اتهامش اسيرند، می دانيم که از آب تشنه توقع خاموش کردن آتش نبايد داشت؛ اما بيائيد محض رضای اين جراحت قلب بی شفا بگوئيد که ديگر از بال شکسته اين کبوتر چه می خواهيد؟
فقط همين پرسش ساده، آخرين حرف من است
شما که از بيم باد و باور باران سخن می گفتيد
حالا يک پياله شير و پاره ای نانتان کجاست؟

بيژن صف سری
http://bijan-safsari.com/

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه