|

تاریخچه
مبارزات مدنی در ایران
ایران
پیشرو در خاورمیانه و آسیا
كاوه شيرزاد
سخنگوي حزب دموكرات ايران
kavehshirzad@yahoo.com
در ايران سابقه استفاده
از اعتصابات ، راهپيمائيها و تجمعات اعتراضي به عنوان يك ابزار مدني و دموكراتيك
براي احقاق حقوق مردم ، بر خلاف تصورات موجود داراي سابقه اي بس كهن و تاريخي است ،
به جرات مي توان گفت ايرانيان با پيشينه صد ساله استفاده از اين ابزارهاي مدني و با
بيش از چهل سال تجربه بيشتر از كشورهاي منطقه ، پيشتاز استفاده از اعتصابها ،
راهپيماييها و تجمعات اعتراضي بوده و در حالي كه گردش قدرت در كشورهاي منطقه تنها
به روش قبيله اي يا ملائك و طوايفي ( ورثه اي ، كشتن پادشاه يا مرگ پادشاه ، قيام
قبيله اي عليه قبيله اي ديگر ، جنگ ، حمله خارجي، دخالت هاي درباري و . . . ) صورت
مي گرفت ، مردم ايران به خوبي به قدرت خارق العاده حضور تودهاي مردمي در اعتصابها ،
راهپيماييها و تجمعات اعتراضي يا به عبارتي ديگر با روشهاي مدني براي احقاق حقوق
خود آشنا بوده و به كرات از آن استفاده مي كردند .
اولين سابقه
برگزاري اعتصابها ، راهپيمايها و تجمعات اعتراضي يا مبارزات مدني ( مبارزات دسته
جمعي غير خشونت آميز ) در ايران به دي ماه سال 1284 خورشيدي بر مي گردد كه در
آن مردم تهران در مخالفت با سياستهاي عين الدوله و در اعتراض به ضرب و شتم « شلاق
زدن » دو تاجر معتمد و محترم بازار تهران ، ابتدا دست به اولين اعتصابات عمومي زدند
و سپس با برگزاري تجمعات اعتراضي ، اولين راهپيمايي مسالمت آميز تاريخ ايران و
منطقه را برگزار كردند ، در واقع زماني كه عين الدوله پس از تاثيرات جنگ جهاني اول
بر قيمت قند ، تعدادي از محترمين و معتمدين بازار تهران « كه با نيروهاي ترقي خواه
ارتباط داشتند » را به هدف زهره چشم گرفتن از نيروهاي ترقي خواه و به بهانه واهي
گرانفروشي و احتكار در ميدان شهر شلاق زد . نيروهاي ترقي خواه به همراه بازاريان و
نيروهاي مذهبي دست به اولين اعتصابات عمومي تاريخ ايران زدند و مغازها و حجره هاي
خود را تعطيل كردند ، سپس مردم شب هنگام ، در مساجد شهر دست به تجمعات
اعتراضي گسترده زده و بعد از آن با صلاح و مشورت یکدیگر ، صبح هنگام اولين
راهپيمايي مسالمت آميز تاريخ ايران را به سمت قم آغاز كردند ، متعاقب این
اقدام چيزي نگذشت كه رفته رفته موج حمايتهاي مردمي از اقصي نقاط ايران متوجه اين
راهپيمايي ها شد و روز به روز بر تعداد مهاجرين ( راهپیمایی کنندگان ) افزوده شد .
بالاخره مهاجرين يا
متحصنين پس از گذشت يك ماه نه تنها توانستند عين الدوله و مظفرالدين شاه را از
تكرار چنين حوادثي باز دارند بلكه توانستند امتيازات مترقي خواهانه اي نظير تاسيس
اولين عدالتخانه ( حكم به قانون و تساوي همگان در برابر قانون ) را در اقصي نقاط
ايران به عين الدوله و مظفرالدين شاه تحميل كنند و به اين ترتيب خاطره اي خوش " از
چنین مبارزه ای " را در اذهان مردم ايران به يادگار بگذارند ، شایان ذکر است در آن
زمان تاسيس عدالتخانه در اقصي نقاط ايران در نوع خود بي نظير و براي اولين بار در
منطقه بوقوع می پيوست »
اما دومين
تجربه مردم ايران در بكارگيري اعتصابها ، راهپيماييها و تجمعات اعتراضي به عنوان يك
ابزار مدني و مسالمت آميز ، به اوايل تابستان 1285 ، هيجده ماه بعد از اولين
تجربه مردم ايران در حالي به وقوع مي پيوست كه در ايام محرم يكي از واعظين مساجد
توسط نيروهاي حكومتي دستگير شد ، اين دستگيري باعث درگيري ميان نيروهاي نظامي و
مردم شد و متعاقب آن يك نفر از مردم عادي كشته شد ، بعد از اين حادثه مردم جنازه
فرد کشته شده
را به مسجد شهر بردند و
تا صبح هنگام بيش از 1000 نفر در مسجد تهران به عنوان اعتراض تجمع كردند و صبح
هنگام جنازه را در شهر چرخاندند ، اين تشيع جنازه باعث درگيري قواي نظامي با مردم
شد و بيش از 50 نفر در اين تشيع جنازه كشته شدند كه متعاقب آن ، روحانيون و مردم در
دومين راهپيمايي مسالمت آميز تاريخ ايران ، مجددا به سمت قم راهپيمايي كردند ،
منتهي اين بار در همان ابتداي راهپيمايي عين الدوله كه از تكرار حوادث 18 ماه پيش
بشدت مي هراسید از خروج ساير مردم و پيوستن آنها به ساير مهاجرين جلوگيري كرد ، لذا
ساير مردم كه تعداد آنها به بيش از 1400 نفر مي رسيد به ناچار تا مدت يك هفته به
سفارت انگليس پناهنده شدند « تا از گزند خشم عين الدوله در امان بمانند »
.
حضور يك
هفته اي مردم در سفارت انگليس تبديل به يك كلاس درس دمكراسي خواهي و ترقي خواهي شد
و در نتيجه سخنراني ها و جلسات پي در پي نيروهاي ترقي خواه در اين يك هفته ، رشد
سياسي مردم افزايش و نهايتا شروط آنها براي خروج از سفارت انگليس به خواسته هاي
ترقي خواهانه اي چون افتتاح دارالشوري « مجلس » ، عزل عين الدوله ، عودت تبعيد
شدگان و قصاص قاتلين ارتقا يافت ، بهرحال پس از گذشت يك هفته مظفرالدين شاه و عين
الدوله كه خود را در مقابل حمايتهاي روز افزون مردم شهرهاي ديگر تنها مي ديدند
مجبور شدند بي قيد و شرط به تمام خواسته هاي متحصنين و مهاجرين تن دهند و به
اين ترتيب همكاري مابين تجار ، بازاريها ، مردم و روحانيون در استفاده از اين
ابزارهاي مدني و دموكراتيك يك تجربه شيرين ديگر را در اذهان مردم ايران و مردم
كشورهاي منطقه به يادگار گذاشت و براي اولين بار در سطح ايران و منطقه ، مجلس
يا دارالشوري در ايران تاسيس شد و عين الدوله بزرگترين مخالف نيروهاي ترقي خواه عزل
شد . « در روسيه بعد از پنج سال در نتيجه شكست روسيه از ژاپن و در نتيجه استدلال
مردم كه ژاپن به خاطر داشتن مجلس در جنگ پيروز شده است ، مجلس دوما و سپس مجلس عيان
تشكيل شد ، همچنين در آسيا فقط امپراتوری ژاپن در نتيجه خواست امپراتور و نه مردم
داراي مجلس شوري بود »
هر چند
گاندي به عنوان شاخص ترين رهبر جهان توانست با به نمايش گذاشتن قدرت راهپيماييها ،
تجمعات اعتراضي و در نهايت نافرمانيهاي مدني به عنوان اولين و شاخص ترين خالق
نافرمانيهاي مدني در جهان شناخته شود اما چنانچه مي بيند ايرانيان پنجاه سال قبل از
گاندي و هفتاد سال قبل از نلسون ماندلا با اين ابزارهاي مدني و مسالمت آميز آشنا
بودند و به كرار از آن استفاده مي كردند و اين در حالي بود كه در ايران بر خلاف
كشورهايي چون هند و آفريقاي جنوبي هيچ دشمن خارجي و محركي به عنوان استعمار « و به
عنوان يك آلترناتيو
قوی
» وجود نداشت كه توده
هاي مردمي را تشويق به چنين حركت هايي كند ، بنابراين در ايران نه مخالفت با
استعمار بلكه مطالبات ترقي خواهانه آلترناتيو چنين حركتهايي بود كه اين نيز خود بر
ارزش اين پيشتازي ايرانيان در استفاده از مبارزات مدني افزون مي كند با اين حال
سوال اينست كه چرا پس از صد سال از اين تجربه در چنين جايگاهي قرار داريم
؟
به اميد
ايراني آزاد و مدرن
|