|

فيلم
هاي قبل از انقلاب و ناگفته های
فرهنگي آن زمان
كاوه شيرزاد
فيلم هايي كه در دوران قبل از انقلاب ساخته شده و حداقل بنده آنها را ديدم ،
متاسفانه بسيار عوامانه و ساده انگارانه هستند ، كل ارزشها و هنجارهايي كه در اين
فيلم ها به نمايش گذاشته مي شود شامل لوتي گري ، معرفت بازي ، لات يازي ، گردن
كلفتي و . . . است . در بسياري از
اين فيلم ها عده اي لات و لوت در يك منطقه حرف اول را مي زنند و بقيه مردم نيز از
آنها تبعيت كرده يا آنها را مي پذيرند ، اين وضعيت تنها زماني بهم مي خورد كه عده
اي ديگر از الوات يا لوتي ها گروهي ديگر از الوات را سر جايشان مي نشانند ؛ گه گاهي
هم گردن كلفتها زن يا زناني را به بردگي خود در آورده اند و اگر زناني از اين جنس ،
عاقبت خوبي پيدا كنند نه بخاطر تلاش خود ، بلكه بخاطر كرم يا لوتي گري و لطف يك
گردن كلفت يا يك مرد ديگر است، گويا خود آنان هيچ نقشي در زندگيشان ندارند
.
در
اين فيلم ها زنان يا دختراني كه سرپرستي خود را از دست داده اند تماما در سرنوشتي
محتوم به چنگ اين آدمها مي افتند و گه گاهي هم توسط نزديكان خود نگهداري مي شوند ،
شما در اين فيلمها دختر جوان يا زن بيوه اي را پيدا نمي كنيد كه بدون وابستگي به
مرد يا مرداني زندگي مستقلي را داشته باشد . زنان مسن تر نيز جز در نقش لباس شور و
كلفت ، توانايي ادامه زندگي را نخواهند داشت . البته زنان مسني هم وجود دارند كه
بخاطر گردن كلفتي و جسارت ، نهايتا رئيس يك كافه يا قهوه خانه هستند كه البته باز
هم دست از سر آنها برداشته نمي شود و . . .
خيابان خوابي ، چشم چروني ، هيزي ، تبعيت از گردن كلفتها ، الكي خوشي و
زندگي در محله هاي فقير نشين و خو گرفتن به چنين زندگي هايي از جمله هنجارهاي
پذيرفته شده ايي است كه در اين فيلم ها به نمايش گذاشته مي شود ، البته موضوعات كم
محتواي عشقي نيز در اين فيلمها بسيار مشهود است . تنها هنجار شكني مناسب در اين
فيلمها را شايد بتوان فروريختن تابو ازدواج مردان با زنان به فاحشه كشيده شده (به
عنوان يك انسان صاحب حق زندگي) و همچنين عدالت طلبي لات و لوتها در مقابل لات و
لوتهاي ديگر نام برد .
نظم
و انظباط ( جز در ارتش ) ، احترام به حقوق بشر و دمكراسي ، صلح طلبي ، احترام به
قوانين و مقررات ، حمايت از استقلال و خودباوري زنان ، حمايت از روشنفكري و دانش
پژوهي ، تابو شكني و . . . ، هيچ كدام در اين فيلمها نه تنها جايي ندارند بلكه
غالبا چنين ارزشهايي به سخره گرفته مي شود . براي من كه فيلم هاي اين روزگار سينماي
ايران را مي بينم و با آنروزگاران مقايسه مي كنم بسيار تعجب انگيز است كه سينماي
آنروز اين ممكلت چرا آنقدر ساده انگارانه و پيش پا افتاده بوده است ، به نظر من اين
فيلمها خبر از سر درون آن روزگاران مي دهند و شايد راز وقوع انقلابي چنين ، در سطح
فرهنگي چنان نهفته باشد . براستي چرا وضعيت آنروزگاران چنين بود
؟
من منهي سينماي دولتي جمهوري
اسلامي و كارگرداناني كه به آنان وابسته هستند ، به بسياري از هنرمندان و
گارگردانان اين مرز بوم افتخار مي كنم و هميشه به دوستانم مي گويم كه اين
كارگردانان از بسياري از ما سياسيون و آزاديخواهان در بسياري از موارد جلوتر هستند
، انصافا بايد به بسياري از آنان به عنوان پيشقراولان جامعه و فرهنگ ايران آفرين
گفت ، در بسياري از اين فيلمها كارگردانان با مهارت تمام از زير تيغ سانسور و سركوب
گريخته اند و ارزشهايي را به نمايش گذاشتند كه مي تواند جامعه ايران را از بيخ و
بوم دگرگون سازد .
ترويج ارزشهاي
صلح طلبي و ضد جنگ ( فيلم دوئل « احمد رضا درويش » ، به نام پدر « ابراهيم حاتمي
كيا » ، روبان قرمز « حاتمي كيا » ، نه نه گيلانه « رخشان بني اعتماد » و . . .
) حمايت از خودباوري و استقلال زنان
( فيلم دو زن « تعمينه ميلاني » ، واكنش پنجم « تعمينه ميلاني » و . . . ) مبارزه با تعصبات مذهبي و سياسي (
فيلم عروس آتش « خسرو سينايي » بازنده « قاسم جعفري » نان ، عشق موتور هزار «
ابوالحسن داوودي » و . . . ) حمايت از آزاديخواهي ،دمكراسي و نفي استبداد ( فيلم متولد ماه مهر « احمد رضا درويش » ،
شام آخر « فريدون جيراني » و . .
. ) حمايت از محيط هاي مختلط زن و
مرد ( افسايد « جعفر پناهي » و . . .
) و دهها ارزش ديگر ، تنها گوشه اي از فعاليتهاي قابل ستايش اين پيش قراولان
فرهنگ ايران است . در بسياري از اين فيلمهاي تقدس بسياري از نهادها ، شخصيتها ،
سمبل ها و نمادهاي " حكومت مذهبي " فرو ريخته و ارزشهاي جامعه مدني و گسترش آزادي و
دمكراسي بسط پيدا نموده ، واقعا كه شايسته تقدير است ، اميدوارم خود را به آنان
برسانيم .
به
اميد ايراني آزاد و مدرن
كاوه شيرزاد سخنگوي حزب دمكرات ايران
kavehshirzad@yahoo.com
|