هادي كحال زاده
دومين دوره شوراهاي شهر و روستا به روزهاي پاياني حضور خود در عرصه مديريت شهرها نزديك مي شود و انتخابات سومين دوره شوراها مي رود تا تجربه اي ديگر از اين حضور را رقم زند. شوراها اين يادگار به ياد ماندني طالقاني، ماحصل عمري تلاش و مبارزه وي با استبداد و واكاوي در چرايي استمرار خودكامگي در جامعه ايران بود.
مدل شوراها به عنوان مدلي راهبردي ، با لحاظ دشوارهاي حكمراني در ايران و تنوع فرهنگي ، اقلیمی و مذهبي و برآمده از آموزه هاي قرآني ، از سوي طالقاني ارائه شده و تعميق دموكراسي در ايران را نشانه گرفته بود. تجربه طالقانی در ستيز با استبداد و آشنايي با ويژگي هاي جامعه ايراني و تاسي به كلام وحياني، مدلي از دموكراسي را در كنار دموكراسي نخبه گراي پارلماني تجويز مي نمود كه به توانمند سازي و رشد جامعه در عرصه حكمراني و نظارت مستقيم تر بر توزيع منابع و در يك كلام سلطه مردم بر مردم ناظر بود.
مردم در اين مدل رخصت مي يافتند تا خود بر چگونگي راهبري خرد ترين تقسيمات كشوري تا كلان ترين آن يعني از ده و بخش ها تا استان ها اعمال اراده بي واسطه بنمايند. تحقق اين سلطه، آموزش عمومي براي دموكراسي و خودآگاهي جامعه را افزوده و حوزه سلطه و اقتدار نهاد دولت را به نفع اقتدار احاد جامعه كاهش مي بخشيد. ارائه اين مدل از آن جهت راهبردي تلقي مي شد كه با درك اقليم متكثر ايراني و وجود گستره خرده فرهنگ هاي متنوع در ايران و فربهي لا علاج نهاد دولت و سيطره هزينه زاي آن در تمامي شئون اقتصادي و اجتماعي و سياسي، مي توانست به همپوشاني ضعف هاي دموكراسي وكالتي و نخبه گرا و همراهي با آن بپردازد و کشور را به انواع شیوه های اداره دموکراتیک مسلح نماید. ایجاد نهاد شورا از آن جهت که قوه مشارکت جمعی ایرانیان را در پروسه طولانی تقویت می کرد و توجه به فرد گرایی به ضرورت جمع گرایی تبدیل می شد ، اهمیت می یافت. نهاد شورا در تعریف اولیه خود مهملی برای تقویت عرصه عمومی بود که این فراخی عرصه عمومی خود به باروری سایر نهادهای مستقل از دولت یاری می رساند.
هر چند تلاش براي گسترش اقتدار جامعه در برابر اقتدار دولت و آموزش عمومي براي دموكراسي و کسب صلاحیت، اخلاق و رفتار دموکراتیک و بهره مندي از شيوه هاي مختلف دموكراسي در اداره كشور، آرام آرام در تحولات قدرت و عدم تمايل دولت براي كاستن حوزه اقتدارش رنگ باخت . این شرایط مفهوم شوراي شهر را به شوراي شهرداري تقليل داد و خاتمي به عنوان نخستين رئيس دولت اين مهم را پذيرفت.
اما فارغ از آنچه مي بايست بود و آنچه هست و صرف نظر از موانع و عوامل بازدارنده شوراها و با اغماض از ساختار شورا ، عملكرد و رفتار شورا نشينان، مراد نوشته را به انتخابات سومين دوره شوراهاي شهر و روستا و چگونگي رفتار نيروهاي اصلاح خواه معطوف مي نمايم.
انتخابات فرصتي را براي نيروهاي اجتماعي و سياسي مهيا مي كند تا به ارائه نگاه و تفسير خود از شرايط موجود و بيان برنامه براي تغيير شرايط به وضع مطلوب بپردازند. دوره اي از تحرك براي تاثير بيشتر بر نهادها و فرايندها، بي آنكه اين تحرك به معناي حضور در قالب ليست ها و تن دادن به انتخابات در هر شرايطي معنا شود. در حقیقت انتخابات میدان نزاع برنامه ها و بازار ارائه افکار توسط احزاب از یک سو به عنوان عرضه کنندگان و مردم از سوی دیگر به عنوان متقاضیان است.مردم در این بازار وکالت قدرت خود را با بهای رای به عرضه کنندگان واگذار می کنند. این تعریف از انتخابات بواسطه امکان حضور یافتن متکثر احزاب و مردم بدون هیچ گونه محدودیت خارجی معنی می یابد. در حقیقت انتخاب مطلوب در بستری از رقابت ناب شکل می یابد که عادلانه، آزادانه و موثر بودن امر انتخاب را تضمین می نمایند.
سومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا پیش روست و قطعا این انتخابات از منظر محتوی با استانداردهای طرح شده فاصله دارد.انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان از سه معیار ذکر شده حظ قابل ملاحظه ای ندارند و شفافیت، تکثر و تنوع طبیعی و مطلوب بواسطه محدودیت های فراوان مهیا نیست.بنابراین چگونگی امر انتخابات بر چگونگی حضور نیروها، بالاخص اصلاح طلبان قطعا موثر خواهد بود. از یک سو شرایط اعمال شده بر انتخابات شورای سوم به هیچ وجه با شرایط دور نخست قابل مقایسه نیست و از سوی دیگر هنوز بر سر مفاهیم اولیه همچون کارکرد و اثر بخشی انتخابات در تغییر شرایط سیاسی کشور و یا اثر بخشی انتخابات در روند دموکراسی در ایران و یا اثربخشی انتخابات در همگرایی نیروهای تحول خواه که بتواند چرایی حضور در انتخابات را تبین کند وجود ندارد. آنچه که می توان از آن عدم انسجام دید راهبردی در میان طیف وسیع نیروهای خواهان وضیعت موجود در ایران از آن یاد کرد. مشارکت جویان در انتخابات ریاست جمهوری هنوز نتواسته و نخواستند که تحریمون غیر فعال در انتخابات را به شرکت ترغیب کنند و می توان دیوار بلند بی اعتمادی و بی تفاهمی میان آندو درک کرد. متاسفانه هنوز گفتگوی برای پایه ریزی یک چارچوب مشترک گفتمانی پایه ریزی نشده است و حتی دامنه بحران در کشور هم نتوانسته زبان تفاهمی و تعاملی که حاصل تبین حداقلی از نکات مشترک باشد را ایجاد کند و باز متاسفانه هنوز جریانات خواهان مشارکت بی آنکه کف حداقلی برای خود در مقابل حاکمیت تعریف نمایند و بی توجه به پرنسیو های حداقلی، حد یقفی برای شرکت در انتخابات اعلام ننموده اند و تاسف برانگیز تر آنکه در فراغتی آشکار از آنچه رفت، تنها بر اقلام آرایشی و شکلی انتخابات شوراها بسنده نموده اند. بنظر می آید لازم است بیش از آنکه چگونگی برگزاری و نوع قالب انتخابات بتواند در تعیین مسیر نیروهای اصلاح خواه شهر موثر باشد استفاده بهینه از امکان امر انتخاب باید مورد توجه جدی تر قرار گیرد . انتخابات از این منظر که می تواند به عنوان فرصتی برای طرح مطالبات، جمع بندی از شرایط موجود و تحلیل روابط قدرت و ایجاد سقف جدیدی در طرح مطالبات، به چالش کشیدن برنامه ها، رفتار و عملکرد رقیب و افزایش خودآگاهی اجتماعی، افزایش توان بسیج کنندگی و احیا حداقلی مرجیعت سیاسی باشد مورد توجه اصلاح طلبان قرار گیرد.
در حقیقت در شرایطی همچون شرایط کنونی تحرک در انتخابات شوراها با حفظ معیارها و پرنسیوهای سیاسی از سوی نیروهای اصلاح طلب امر حضور در قدرت به عنوان اولویت پسینی و بهره مندی از فضای انتخابات و غنی بخشیدن به آن به عنوان امر ضروری باید مورد توجه قرار گیرد. انتخابات در این شرایط ابزاری برای حصول اهداف متعالی تری مورد توجه خواهد بود.
متاسفانه بخشی از اصلاح طلبان امر انتخابات را به چشم يك عادت سالیانه تفسير می نمايند كه از سر عادت در آن شركت مي جويند و يا برخی از آن به عنوان ابزاری براي به رخ كشيدن توان خود در منازعات قدرت بهره می جويند تا مانع حذف شوندگي و نشاني از ميزان تاثير در يك مجموعه شهري باشد . و بخشی از آن به عنوان یک حجت در دموکراسی یاد می کنند و آنرا هم تاکتیک و هم استراتژی می دانند و به امر انتخابات به ذاته ارزش می نهند
اما چنانچه مقصود از انتخابات را به عنوان وسيله اي براي نيل به دموكراسي و توسعه قلمداد كنيم كه مبتني بر برنامه و استراتژي مشخصي است مي توان انتظار داشت كه شرايط تحميلي ، رد صلاحيت هاي گسترده و يا نتايج آن به عنوان پايان اين منازعه و شكست و بي تحركي تفسير نگردد.لذا انتخابات فرصتي تعريف مي شود كه نيروهاي تحول خواه از آن براي ايجاد سقف جديدي از طرح مطالبات استفاده نمايند و با توجه به رغبت حاكميت جهت افزايش مشاركت و افزايش تحمل آن ، از فضاي بدست آمده براي طرح مطالبات و تغییر ادبیات آن ، افزايش آگاهي شهروندان و آموزش هواداران و افزايش توان بسيج كنندگي نيروهاي اصلاح خواه استفاده می نمایند. یعنی ارائه سقف تازه در طرح مطالبات و استفاده از تریبون های جدید با میزانی از مشارکت مورد خواست حاکمیت مبادله می شود. حاکمیتبه امید افزایش مشارکت مقداری از سنگینی فشسار را رها نموده و به تحمل خود می افزاید. چنانچه نیروهای اصلاح طلب بتوانند به فضای گفتگوی انتقادی میان احزاب و وابستگان خود و متقابلا با اعوان و انصار و ارکان رقیب و جریان حاکم دامن بزنند و بر سر استراتژی واحد به گفتگو بپردازند و یا از رقیب در مورد عملکردشان پاسخ بخواهند و یا شهروندان را نسبت به منابع ، ظرفیت ها و نیازهای شهر آگاه سازند و تا حد معقولی به افزایش دامنه مطالبات شهری دامن بزنند می توان نتایج رضایت بخشی را از انتخابات شاهدبود.
_ به چالش كشيدن مديريت شهري _ نقد و بررسي عملكرد مديريتي آن خصوصا در چگونگي توزيع منابع و برنامه هاي اجرا شده در شهر _ اصرار بر ضرورت شفافیت مالی و اعلام شفاف منابع و مصارف شهرداری _آگاهی رسانی ميزان كارايي و كاركردهاي نهادي چون شورا و اختيارات آن _ارائه توضیح در مورد مدل مورد اشاره و دستاوردهای آن که به افزایش آگاهی طبقات اجتماعی نسبت به حقوق اساسی خود منجر می شود می تواند در زمره اهداف تحرک در دوره انتخابات تفسیر شود.
بررسی روابط نهادهای قدرت و جریانهای موثر بر سرنوشت یک شهر و همچنین افزایش دامنه ارتباط با توده شهر نشینان و افزایش توان و انعطاف شبکه ارتباطی اصلاح طلبان در شهرها و روستاهای اطراف و تفسير شرايط موجود و معرفی عوامل بازدارنده تحقق دموكراسي در دامنه ای از اقدامات عملیاتی برای غنا بخشیدن به امر انتخابات تعریف کرد. و ای کاش اصلاح طلبان پیش از برگزاری انتخابات به تامین پیش نیازهای و بستر آن مشترکا بیاندیشند و نقد از خود و تقویت نهادهای اساسی همچون دانشگاه و مطبوعات را در دستور کار خود قرار دهند
در چنین شرایطی است که چگونگی برگزاری و ارائه و یا عدم ارائه لیست انتخاباتی برای اصلاح طلبان علی السویه خواهد بود. چرا آنکه آنچه به پایداری اندیشه های نوگرایانه و نوسازانه کمک می رساند و به آنان ماندگاری می بخشد ، گسترش عمومی و تبدیل شدن به باور عمومی است. قطعا مسیر تحول و تغییر به صرف تصرف نهادی قدرت نخواهد گذشت و افزایش توان و منزلت و اعتبار اجتماعی خود شرایط را برای تغییرات مطلوب هموار خواهد ساخت