بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

بازی بزرگ، بازی کوچک

احمد زيدآبادی
پنجشنبه 23 آذر 1385 [2006.12.14]

فردا (جمعه) سرنوشت دو بازي بزرگ و کوچک در ايران رقم مي خورد. بازي بزرگ همانا انتخابات مجلس خبرگان است، انتخاباتي که اگر آزاد و عادلانه (حتي در حداقل صورت آن) برگزار مي شد، مي توانست مسير سياسي کشور را به کلي تغيير دهد.

انتخابات خبرگان اما از حداقل معيارهاي تعريف شده براي آزاد و عادلانه بودن برخوردار نيست و متاسفانه اصلاح طلباني که راهي براي خود جز از طريق صندوق راي نمي شناسند، کوششي جدي براي تاثيرگذاري بر روندي که به تشکيل نهادي فراتر از همه نهادها و بالاتر از همه مراکز تصميم گيري مي انجامد، به عمل نياوردند و نتيجه را پيشاپيش به حريف واگذار کردند.

بازي کوچک اما انتخابات شوراهاست که به گمان من، نه از چندان اهميت سياسي برخوردار است که ارزش تحريم داشته باشد و نه داراي چنان قدرتي است که براي تسخير آن نياز به فداکاري داشته باشد.
شوراها قابل تحريم نيست از اين رو که در اغلب نقاط کشور، مردم نه به انگيزه سياسي بلکه بنا به ملاحظات فاميلي، قومي و قبيلگي در آن شرکت مي کنند و داشتن دوست و آشنا و قوم و خويش در شورا را به هر چيز ديگر ترجيح مي دهند.

شوراها، قدرت چنداني هم ندارند بدين علت که نهادهاي حاکم اگر ارده کنند، به آساني قادر به فلج کردن آنهايند.

گمان نکنم اين مساله نياز به توضيح بيشتري داشته باشد زيرا همه ما با ساخت قدرت در ايران و نوع تعامل نهادهاي قدرتمند حاکم با با نهادهاي تحت کنترل رقيبان سياسي آنها آشنائيم و فلج شدن مجلس ششم و دولت هاي ششم، هفتم و هشتم را به ياد داريم.

از اين رو، به باور من، تسخير تمام کرسي هاي شوراي شهر تهران از سوي اصلاح طلبان، جز اينکه براي يکي – دو ماهي سبب تجديد روحيه هواداران آنها و بلند شدن زبانشان در برابر محافظه کاران شود، نتيجه استراتژيک بلند مدتي در بر نخواهد داشت.

کافي است قدري واقع بين باشيم تا سرنوشت شوراي شهر تحت کنترل اصلاح طلبان را از هم اکنون به عينه ببينيم.

روشن است که از همان ابتداي آغاز به کار شوراي شهر اصلاح طلب، رسانه هاي فراگير محافظه کاران که در برابر نشر هرنوع دروغ و تهمت و افترايي از مصونيت کامل برخوردارند، هجوم تبليغاتي سنگيني را عليه اعضاي شورا به راه مي اندازند و ضمن زير ذره بين قرار دادن هر گونه جابجايي نيروها و تعبير آن به سياسي کاري و حزب بازي ورانت خواري، آرايش مجدد کارشناسان و کارمندان شورا و شهرداري را با مشکل روبرو مي کنند.

آنها در عين حال، با دامن زدن به مطالبات شهروندان تهراني براي حل مشکلات بي نهايت آنها در شهر بي در و پيکري که آلودگي هوا، ترافيک وزلزله خيز بودن آن، به دردي بي درمان تبديل شده است، تقريبا حل کل مشکلات کشور را از شوراي هر طلب مي کنند.

هل دادن مطالبات مردم به سمت شوراي شهر، در عين حال اين کارويژه را براي دولت احمد ي نژاد خواهد داشت که تمام ناتواني هاي خود را در جهت حال مشکل تورم، گراني، بيکاري، فساد و ديگر معضلات جامعه ايران به شوراي شهر نسبت دهد و از خود رفع مسئوليت کند.

شايد کساني که از دور ناظر وضعيت ايرانند، وقوع چنين چيزي را به لحاظ عملي غير ممکن بدانند، اما انحصار رسانه اي در ايران و جادوي دستگاه راديو و تلويزيون که مي تواند گاه از کاه، کوه بسازد و گاه، کوه را ناديده بگيرد، هر غيرممکني را ممکن مي کند.

اين تازه، نصف ماجراست. نصف ديگر آن اين است که هرگونه موفقيتي در جهت حل مشکلات تهران در گرو همکاري نهادهاي رنگارنگي است که هر کدام بخشي از تهران را در کنترل خود دارند. روشن است که اين نهادها با يک شوراي اصلاح طلب نه فقط همکاري نخواهند کردف بلکه از هيچ کوششي براي ناکارآمد کردن آن فرو نخواهند گذاشت.

حال تصور کنيد شورايي با قدرت محدود را که دستگاه تبليغاتي قدرتمندي در اختيار ندارد، نهادهاي حاکم در کارش کارشکني مي کنند و همه مشکلات شهر نيز به سمت آن هل داده مي شود.

نتيجه کار روشن است: فلج شدن شوراي شهر، عدم امکان پيشبرد هر نوع پروزه عمراني و فرهنگي و انباشت مشکلات تهران به گونه اي که زندگي در آن به جهنم تبديل شود.

پيامد سياسي چنين وضعي براي اصلاح طلبان هم روشن است: از بين رفتن تتمه اعتبار آنها.
اين همه اما بدان معنا نيست که کنترل شوراي شهر تهران توسط محافظه کاران براي پايتخت مفيد است. مسلما کنترل يک دست محافظه کاران بر شوراي شهر، زمينه را براي سوء استفاده آنها بدون آنکه نگران افشاي کارهاي خود شوند، فراهم مي کند.

از اين منظر، حضور تعداد مشخصي از اصلاح طلبان در شوراي شهر مي تواند بسيار مفيد باشد، البته به شرطي که اين تعداد اکثريت نباشد!

به عبارت ديگر، باور من اين است که اصلاح طلبان به جاي آنکه بخواهند با کنترل کامل شوراي شهر، بار اداره شهر پر مساله اي مانند تهران را در اين ساخت معيوب قدرت بر دوش گيرند، بهتر است نقش يک اقليت فعال را در آن بازي کنند.

در واقع يک فراکسيون کوچک اما منسجم و حرفه اي اصلاح طلبان در شوراي شهر تهران، مي تواند ضمن نظارت دقيق بر عملکرد شورا و شهرداري، کليه خلاف هاي احتمالي آنها را در سطح جامعه افشا کند و آنان را از سوء استفاده از منابع عمومي باز دارد و به سمت خدمت به عموم مردم سوق دهد.
بر اين اساس، توصيه من به دوستاني که قصد شرکت در انتخابات شوراهاي شهر تهران را دارند اين است که از فهرست اصلاح طلبان به آقايان نجفي و مسجد جامعي و خانم ها ابتکار و صدراعظم نوري راي دهند و اگر تمايل دارند بر اين فهرست بيفزايند حداکثر نام دو نفر ديگر را هم به آن اضافه کنند، اما نه بيشتر از آن!

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه