کاغذ پاره ای به مثابه آغاز سر کشيدن دوباره جام زهر
بيزن صف سری
حال حکايت اظهار نظر رئيس جمهوری است که ظرف مدت فقط شش ماه، جهانی را بر عليه ملتی بر می انگيزد و مردمی را به تنگنا می کشاند که اگر نگويد تصميم اجماع جهانی "کاغذ پاره"ايی بيش نيست، پس چه بايد بگويد؟!
بعد از تصويب قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت سازمان ملل که دومين قطعنامه تحريمی پس از ارسال پروندهی هستهايی کشورمان به اين نهاد بين المللی است ، سران و مسئولين نظام جمهوری اسلامی هريک به فرا خور مقام و مسئوليتی که در اداره امور کشور دارند ، با استفاده از ادبيات تهديد آميز و تحقير شورای امنيت و اعضای آن واکنش عجولانه ای از خود نشان دادند خاصه واکنش رئيس جمهور احمدی نژاد که با اظهار نظری به دور از عقل سليم قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت سازمان ملل را به "کاغذ پاره ای " تشبيه کرده اند ، يک سر و گردن از همه ی ديگر واکنش های سران نظام بالاتر است تو گويی اعضای شورای امنيت سازمان ملل از سر بيکاری و يا سرگرمی، تصميم به صدور چنين قطعنامه ای گرقته اند .
شايد چنين اظهاراتی آن هم از سوی فردی که تا کنون در همين چند صباح عمر کوتاه زمامداريش بر اين کهنه ديار ، که هرگز سخنی در حد و قواره يک رئيس جمهور بر زبان نياورده است، آنقدر ها عجيب و غريب و غير قابل تصور به نظر نيايد تا بر سر اين آخرين فتح الفتوح ايشان باز هم سخنی به ميان آيد اما از آنجائيکه برخی از حاميان جنابش و خاصه تلاشی که رسانه ی ملی اين آب و خاک با پخش مکرر اين اظهارات، سعی در القا آن به جامعه را دارند، نقد آن از سوی هر وطن پرستی از واجبات است .
ضرب المثلی عاميانه در ميان ما ايرانيان وجود دارد که می گويند "اگر قمار بازی بعد از باخت های سنگينش، نگويد فدای سرم که باختم، از غصه دق می کند و ميميرد" حال حکايت اظهار نظر رئيس جمهوری است که ظرف مدت فقط شش ماه، جهانی را بر عليه ملتی بر می انگيزد و مردمی را به تنگنا می کشاند که اگر نگويد تصميم اجماع جهانی "کاغذ پاره"ايی بيش نيست، پس چه بايد بگويد؟!
از پس القا شبانه روزی دولتمردان امروز اين آب و خاک که از قبل ، قصه بی اثر بودن اجماع جهانی را به گوش مردم می خوانند ، اين پرسش در برخی از اذهان جامعه ايجاد گرديده است که براستی با چنين تحريمی که تنها با مسدود کردن دارايی افراد کليدی وشرکت هايی که درزمينه صنايع هسته ای وموشکی ايران فعاليت می کنند چه سختی می تواند برای مردم ما در بر داشته باشد ، به عبارت عاميانه مردم کوچه و بازار، از آمريکا يی با آن همه ی يال و کوپالش وآن همه آه و فغانی که از درد زايمان قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل ، کوش فلک را کر کرده بود, انتظار زائيدن طفلی چنين ناقص و ضعيف رنجور نمی رفت ، غافل که نکته باريک تر از مو، درنفس عمل اعضای شورای امنيت سازمان ملل نهفته است و آن اجماع جهانی است که به رغم همه منافعی که چه از مناسبات نفتی و بازرگانی با ايران داشتند، وچه از باج سبيل هايی که برای مقاومت در برابرخواست ابرقدرتی چون آمريکا از ما می گرفتند عاقبت تن به اجماعی دادند که اگر چه با صدور قطعنامه ۱۷۳۷ که به نظر شق القمری نمی آيد، اما راهی هموار شده ، برای تحريم های سخت در آينده نه چندان دوررا فراهم ساخته اند که در واقع از فکر به عمل در آوردن همان دکترين معروف "پختن قورباغه به روش فرانسوی " است . يعنی گاماس گاماس به بن بست رساندن ايران و در نهايت جام زهر نوشاندن است .
بيژن صف سری
http://bijan-safsari.com/
|